جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون |








در این جهان پر از آشوب و بر این زندگی پر از رنج وسختی و نشیب و فراز باید خندید. غم و غصه جز آنکه باری دیگر بر دوش دل و روح ما می گذارذ سودی نخواهد داشت. وقتی آفتاب خنده در آسمان زندگی بدرخشد اهریمن سیاه و زشت غم و اندوه وناامیدی و افسردگی می گریزد و باغ دل وجان از محبت و صفا روشن می گردد. بخندید تا از نور خنده شما دل های تاریک و افسرده ی دیگران هم روشنی یابد و کدورت و قهر و دشمنی از میان برود و کوه های دشواری ها و سختی ها در هم فروریزد.
با روی باز و لب خندان بهتر و زودتر به مقصود می توان رسید . اگر هم نتوانیم به هدف برسیم باز زندگانی را با خنده و خوشی سپری کرده ایم . باید خندید ولی با دیگران نه به دیگران. خنده ای که برای مسخره کردن و دست انداختن دیگران باشد،زشت تر از گریه است،کسانی که از دیگران عیب جوئی بیهوده می کنند و برغم و بیچارگی ایشان می خندند مردمان بد نهاد و حسودی هستند که از صفای عالی بشری بهره ای ندارند.
هر قدر چهره گشاده و لب خندان کسی که ازآسودکی وجدان و رضایت خاطر می خندد خوش آیند و خواستنی است،قیافه تمسخر آمیز و خنده غرض آلود و آمیخته با سرزنش مردم حسود، زشت و نفرت انگیز است.
در زندگی آن قدر موضوع خنده آور هست که دیگر ما نیازی به دست انداختن این و آن نداشته باشیم. ما همه می توانیم اغلب به آرزوهای کودکانه و اشتباهات و بی خبری های روزانه خویش بخندیم تا هر کسی را نیازرده باشیم و هم به خود خندیده باشیم نه به دیگران.........
پس بخندیم... اما با دیگران نه به دیگران.
نوروز ما همه ساله تجدید میشود و مظاهر بهاری را همه جا ،بر روی زمین و آسمان می گسترد: بر روی
زمین ،گل و سبزه و بهار طبیعت نمایان می شودو بر روی آسمان،رنگ آبی فاخته و یکنواخت ،لکه های ابر را
می زداید و بر روی بدنها لباسهای نوین و رنگارنگ ،به نسبت امکانات صاحبان آنها جلوه می کند.
سرآغاز نوروز خنده گل است و سرنوشت آن گریه ی ژاله .
همه ساله این مظاهر زیبا جلوه خود را میکند و همه ساله نیز تجدید می شود.همه ساله ،برای رسیدن نوروز ،در خانه ها و خانواده ها خانه تکانی می شود و جلوه ی تازه ای بر کانون ها نمایان می گردد. این جلوه ها به مانند صیقل نازک و تازه دلبری میکند و عمری بس کوتاه دارد. دیری نمی گذرد که لکه دار شده و دلبری و تازگی خود را از دست می دهد. افسرده و غمگین به گوشه ای می خزد و انتظار تازه ترها را میکشد.
اما امسال بیاییم به دلها جلوه طناز و دلبری های دلربا بدمیم.
بیائیم مظاهر زیبای بهاری را بر روح ها و به عمق دل ها رخنه دهیم.
بیائیم به درون زمین و به عمق آسمان ها و به جان جان ها راه یابیم.
بیائیم و بگذاریم گل و سبزه و بهار زندگی،در دل ما بروید و لکه های دل ما با روح و فکر و هوای پاکی ،زدوده شود و جان ما با لباسهای فاخر و زیبای معرفت آراسته کردد.
بیائیم و بگذاریم دل ما ،جان تازه یابد و جلوه ای نورانی بدست آورد.
بیائیم و از درون دل ،خانه تکانی کنیم و در کانون خاموش آن نور زندگی بتابیم.
بیائیم و بجان صیقل نازک و تازه که فقط از بدن ها دلبری میکند ،رنگ ثابت و راسخی بر جان خود و بر جانها بزنیم و عمری درازتر ،باثبات و عمیق و تازگی و دوام آن ،از جانها دلبری کنیم.
بیائیم افسردگی و غم را از درون ریشه کن سازیم و گمشدگی و انتظار را مرحم کنیم.
جان ما شیرین است و فطرت ما پاک. این گفته ایست که از درون دل و از فکر بزرکان پرورش انسان بیان گشته است. اگر بدی را دیدیم ،بگردیم و بر اصل و موجبات بدی های او آگاه شویم. شاید که را ه را برای خوبی او بسته بوده اند. شاید که خوبی را نیاموخته اند و شاید که نشانی از خوبی ندیده باشد و لذت آن را نچشیده باشد.
مگر نه اینکه ما هم خوبی را به خوبی پاداش می دهیم و در قبال بدی جز بدی نمیتوانیم.؟
مگر نه اینکه آن کسی که به ما اعتماد کرد و به خوبی ما ایمان داشت،پاسخی جز خوبی و نیکی ازما نمیبیند؟
ومگر نه اینکه آن کسی که به ما شک کرد و از ما طلب بدی کرد جز آنچه را که طلب کرده از ما نخواهد دید؟
هنوز به آن مرحله از کمال نرسیده ایم که آن چنان بر پای ایستاده باشیم و بر نفس خود مسلط و واقف، که بر نک انتظار مردمان و به دیده آنان در نیائیم.
هنوز به آن پایه از ایمان و اطمینان نرسیده ایم که خود دانیم چه هستیم و چه می کنیم و بدست دیده ی نارس مردمان نلغزیم و نچرخیم.
اگر بدی کرده و به بدی یاد گشته ایم، لیکن ندانسته به آن مبادرت کرده و به آن نام در آمده ایم.
ندانسته خوبی کرده و به خوبی یاد گشته ایم ، لیکن خوبی عادت و پیشه ما گشته و به آن نام در آمده ایم.
اما به هر دو صورت و در هر دو حال ،جان ما شیرین است و فطرت ما پاک .
به پاکی و شیرینی آن بیاندیشیم و به شکل آن در آئیم.
به فطرت پاک خود بر گردیم و جان را تجدید کنیم.
نوروز ما همه ساله تجدید می شود،جان ما نیز می تواند جان تازه گیرد و همه ساله تجدید گردد.
(نوروز جان ما ،گواراترین نوروزهاست)
۱۲فروردين روزي است كه تاثير نقش مردم در ساختار حكومتي جامعه ايران از طريق تغيير حكومت سلطنتي شاهنشاهي به جمهوري اسلامي عينيت يافته و اراده مردم در اين امر به منصه ظهور درآمد.
پس از آنكه مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) در ۲۲بهمن سال ۵۷ بساط نظام طاغوت را برچيدند، در ۱۲فروردين سال بعد در پي حضور قاطع آنان در پاي صندوقهاي راي ، بطور قانوني نوع حكومت را انتخاب كردند .
مردم در اين روز بزرگ با قاطعيت بر استقرار نظام جمهوري اسلامي راي دادند و شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را جامعه عمل پوشاندند.
آنان دوازدهم فروردين ماه را تجلي درايت و آگاهي بنيانگذار جمهوري اسلامي و ستقرار نظام جمهوري اسلامي حاصل ايثار و از خودگذشتگي ملت ايران و جانفشاني جوانان در شرايط حساس دانستند.
مردم ايران با راي قاطع خود در يازدهم فروردين سال ۵۸كه اكثريت ۹۸/۲درصدي آراي رايدهندگان را در پي داشت به حكومت جمهوري اسلامي راي مثبت دادند و روز بعد اين انتخاب در تاريخ به ثبت رسيد.
انتخاب نوع حكومت توسط مردم، تحقق جمهوريت نظام ايران بود، بنابراين مردم نقش بسزايي در تعيين مهمترين ساختار حكومتي و به دنبال آن وضع قوانين و همهپرسيها و اداره كشور بر عهده گرفتند.
حكومت ايران كه از دو ركن اصلي اسلامي و جمهوري تشكيل شده است ، مرهون هنر اعجابانگيز امام خميني (ره) است كه اسلاميت نظام را با جمهوريت آن تلفيق كرد، بطوري كه مردم در عين وفاداري به اسلام، در اداره كشور نيز دخالت كردند.
بنابراين، "نوع حكومت ايران، جمهوري اسلامي است. به اين معنا كه مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش " بر مبناي اصل اول و بند هشت اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران صورت حقيقي پيدا كرده است .
اين اصول بر نقش مردم در اداره كشور از طريق اتكاي به آراء عمومي و انتخابات تاكيد دارند.
يكي از مهمترين مصاديق جمهوريت هر نظامي، در اين است كه مردم در اصل تعيين نوع حكومت داراي اختيار و راي باشند كه در حكومت ايران نيز چنين نقشي به صراحت در قانون اساسي آمده است.
"اكبر هاشميرفسنجاني" امام جمعه موقت تهران، در خطبههاي نماز جمعه گذشته تهران، "جمهوري اسلامي ايران"را به لحاظ دمكراسي، نظامي عميق و مبتني بر مكتب و عقايد مردم توصيف كرد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ما بر مبناي اسلام و خواست قرآن و سيره معصومان، ساختاري را تنظيم كرديم كه همه امور آن به مردم برميگردد و مردم بر مبناي آن، حرف اول و آخر را در اداره كشور خواهند زد.
اكنون با گذشت سالها، مردم با بزرگداشت روز جمهوري اسلامي، نقش عمدهاي در حفظ حقوق اساسي خود، مبني بر حق دخالت در تعيين حيات سياسي جامعه ايفا ميكنند
رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن (ع)و امام رضا (ع) تسلیت باد....
وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به
بشمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به
بداغ بندگی مردن برین در بجان او که از ملک جهان به
خدا را از طبیب من بپرسید که آخر کی شود این ناتوان به
گلی کان پایمال سرو ما گشت بود خاکش زخون ارغوان به
بخلدم دعوت ای زاهد مفرما که این سیب زنخ زان بوستان به
دلا دایم گدای کوی او باش به حکم آنکه دولت جاودان به
جوانا سر متاب از پند پیران که رای پیر از بخت جوان به
شبی میگفت چشم کس ندیدست زمروارید گوشم در جهان به
اگر چه زنده رود آب حیاتست ولی شیراز ما از اصفهان به
سخن اندر دهان دوست شکر ولیکن گفته حافظ از آن به

«بسم الله الرحمن الرحيم
بهار فصل رويش است و باليدن و شادابي و شكوه و ترنم آبشار و عطر شكوفه و جلوهگاه زندگاني، كه تا در قامت بلند انسان تجلي يابد؛ جهان آفريده شده است.
بهار فصل ايمان به مهرباني و كفر به نفرت و مرگ و ويراني است. و اينك بهاري ديگر از راه ميرسد؛ در حالي كه نبوغ ايراني را در تعيين روز اول آن با نام بلند نوروز كه عين اعتدال است؛ به نشانه آغاز سال ميبينيم.
در اين بهار پرطراوت، بر گلبرگ گونه كودكان ايراني بوسه ميزنم و دست و بازوي جوانان پرنشاط و نگران، ولي اميدوار ايراني را ميفشارم و به هر ايراني در همه جا درود ميفرستم.
ايران عزيز، بهار و پاييز فراوان ديده است؛ چنانكه همه آفرينش! ولي بهار اميد هيچگاه در دل ما به پاييز نرسيده است.
جان گرم ايراني كه روزگاري تمدني بزرگ آفريد، در پرتو آفتاب درخشان اسلام تابناكتر شد و چون چلچراغي در رواق انديشه و فرهنگ بشري درخشيد. و شگفتا كه ايراني، اسلام را به گونهاي پذيرا شد كه با روان بلند او سازگارتر است. او اسلام خرد و مهر و زيبايي را در چهره خاندان پيامبر- كه درود خدا بر آنان باد- يافت كه با همه مظلوميت، همواره جانب ستم ديدگان تاريخ را گرفتند و سرود داد و آزادگي و خردورزي را در گنبد گيتي نواختند. در اين ارادتمندي سني و شيعه، فارس و كرد و لر و بلوچ و ديگر اقوام ايراني همراهند و بالاتر، كدام كليمي و زرتشتي و مسيحي ايراني را سراغ داريد كه بر آستان علي و حسين (ع) سر تعظيم فرود نياورد؟
ايراني در كوره جان جهان افروز خود حتي توانسته است خشونت برهنه مهاجمان سنگدل را آب كند و آن را در خدمت زيبايي، ادب و هنر و انديشه فاخر خود بگيرد.
امروز نيز ايراني ميتواند و بايد با نام خدا و براي آزادي و پيشرفت و عدالت، بار ديگر با تاريكي، بيداد و فزون خواهي و خشونت و واپس گرايي در افتد. و چنين باد!
همه روزتان نوروز و نوروزتان جهان افروز باد.
سيدمحمد خاتمي
29/12/1384»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|