تبليغاتX
گل یاس
 
جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 

 

چند روز است که نمی توانم بنویسم ، نه اینکه مشکل داشته باشم بلکه حس نوشتن ندارم. به خصوص در این چند روز گذشته که اتفاقات مهمی در کشور رخ داد از جمله ، یکی از مهمترین آن سفر آقای خاتمی به آمریکا و سخنرانی های ایشان در برخی از شهرهای آن کشور که بازتاب فراوانی در مجامع جهانی در بر داشت.و همچنین انتقاد و توهین فاطمه رجبی همسر الهام سخنگوی دولت به این سفرکه عکس العملهای جالبی از طرف دو جریان سیاسی کشور به دنبال داشت و یکی دیگر از این اتفاقات مهم البته بیشتربرای ما خبرنگارها توقیف روزنامه شرق بود اما از این قضایا گذشته امروز 30 شهریورماه روز گفتگوی تمدن هاست. لازم به یادآوری است که پس از سخنرانی آقای خاتمی در 13 آبان 1377 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ارائه پیشنهاد نامگذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدن ها؛ این سال از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شد. اما به دلیل تداخل چند مناسبت در روز 13 آبان ، از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی 30 شهریور به عنوان روز گفتگوی تمدن ها در نظر گرفته شد .این روز برای ما ایرانیان مایه غرور و افتخار است که دنیا ما را پرچمدار گفتگوی تمدن ها ، در فضایی عاری از تعصب و زورگویی برای رسیدن به درک متقابل و تفاهم بین المللی بداند. اهمیت این دیدگاه خاتمی عزیز ، بانی اندیشمند این روز زمانی ارزش ویژه ای یافت که در مقابل تئوری ایدئولوگ آمریکایی (هان تین گن)قرار گرفته است که بر نزاع و جنگ تمدن ها تاکید دارد در این روز این سید بزرگوار از ضرورت ایجاد فضایی جهانی برای داشتن دیالوگ و گفتگو به عنوان راهکاری برای رفع سوء تفاهمات بین المللی و تلاش برای رسیدن به تفاهم ، صلح و دوستی محبت به میان آورد .این دیدگاه خوشبختانه با استقبال پرشور جهانی روبرو گردید و همچنین سبب محبوبیت آقای خاتمی در جوامع بین المللی گردید.همه ساله ما ایرانیان این روز را گرامی می داریم.

 

 به امید موفقیت برای بانی این روز.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 0:22  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

همان يك لحظه‌ي اول،كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان،

 

جهان را با همه زيبايي و زشتي،بروي يكدگر ويرانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

كه در همسايه ي صدها گرسنه،چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم،

 

نخستين نعره ي مستانه را خاموش آن دم،بر لب پيمانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

كه مي ديدم يكي عريان و لرزان،ديگري پوشيده از صد جامه ي رنگين،

 

زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

نه طاعت مي پذيرفتم،نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده،

 

پاره پاره در كف زاهد نمايان،سجه ي صد دانه مي كردم.

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان،

 

هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو،آواره ديوانه مي كردم.

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

به گرد شمع سوزان،دل عشاق سرگردان،

 

سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم.

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

به عرش كبريايي،با همه صبر خدايي،تا كه مي ديدم عزيز نا بجايي،ناز بر يك

 

نا روا گرديده خواري مي فروشد،

 

گردش اين چرخ را وارونه،بي صبرانه مي كردم.

عجب صبري خدا دارد!

 

اگر من جاي او بودم

 

كه میديدم مشوش عارف و عامي،زبرق فتنه ي اين علم عالم سوز مردم كش،

 

به جز انديشه ي عشق و وفا،معدوم هر فكري،در اين دنياي،پر افسانه مي

 

كردم.

عجب صبري خدا دارد!

 

چرا من جاي او باشم؟

 

همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين

 

مخلوق را دارد!

 

وگرنه من به جاي او چو بودم،يكنفس كي عادلانه سازشي،

 

با جاهل و فرزانه مي كردم؟

عجب صبري خدا دارد!

 

عجب صبري خدا دارد!

                                      

                                                         استاد معینی کرمانشاهی

  نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 23:45  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM