جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون |
داشتم کتاب ((صادق هدایت در بوته ی نقد و نظر ))را می خواندم .بر حسب اتفاق امروز مصادف با تولدصادق هدایت است . لازم دیدم که قسمتهایی از زندگی نامه این نویسنده که در کتاب آورده شده است را بنویسم.
در سال 1281 در تهران به دنیا آمد . پدرش هدایت قلی خان هدایت و مادرش خانم زیورالملک هدایت بود. او پس از طی دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران و دوره دبیرستان در دارالفنون ، وارد مدرسه سن لویی تهران شد و در آنجا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا یافت .وی در سال 1305 با استفاده از بورس دولتی برای ادامه تحصیل وارد بلژیک شد ودر دانشگاه گان به تحصیل مشغول شد . او پس از مدتی آنجا را به قصد فرانسه رها کرد و به فرانسه رفت اما در فرانسه به دلیل مشکلات روحی و فکری خود دست به خودکشی زد اما وی را نجات دادند. او در سال 1309 عازم تهران شد و به استخدام دولتی در آمد . هدایت در همین دوره نوشتن را جدی گرفت و به نگارش آثار داستانی پرداخت . شاید به همین دلیل بود که نمی توانست در یک محیط باقی بماند و هر از گاهی از کار خود استعفا می کرد . او در سال 1314 عازم هند شد ودر آنجا زبان پهلوی را به طور کامل آموخت . وی پس از آن به عنوان مترجم آثار ادبی و هنری در دانشکده هنر های زیبا مشغول به کار شد و مدتی بعد نیز به جمع نویسندگان مجله ادبی سخن پیوست . هدایت پس از مدتی به فرانسه بازگشت و نهایتا بر اثر ناملایمات روحی در نوزدهم فروردین 1330 در همین شهر با گاز خودکشی کرد . او را در قبر ستان پرلاشز در پاریس دفن کردند . از آثار او می توان به رباعیات خیام ، مجموعه «سایه روشن» شامل س.گ.ل.ل ، زنی که مردش را گم کرد ، عروسک پشت پرده ، آفرینگان ، شبهای ورامین ، آخرین لبخند ، پدران آدم ، مجموعه «سگ ولگرد»شامل سگ ولگرد ، دن خوان ، کرج ، بن بست ، کاتیا ، تخت ابونصر ، تجلی ، تاریکخانه میهن پرست ، مجموعه «زنده بگور»شامل زنده بگور ، حاجی مراد، اسیر فرانسوی ، داود گوژ پشت مادلن ، آتش پرست ، آبجی خانم ، مرده خورها ، آب زندگی ، مجموعه «سه قطره خون» شامل : سه قطره خون ، گرداب ، داش آکل ، آینه شکسته ، طلب آمرزش ، لاله ، صورتکها ، چنگال ، مردی که نفسش را کشت ، گجسته دژ ، علویه خانم و مقالاتی در موضوعات مختلف در نشریات ادبی- هنری اشاره کرد . مهمترین اثر او که بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است« بوف کور» نام دارد . هدایت در این اثر به یک کشف اندیشمندانه با نگاهی سوررئالیستی و گاه ابزورد به دنیای پیرامونی خود می نگرد.
انا لله و انا الیه راجعون به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مىرسانم مؤلف کتاب آیات شیطانى - که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است - همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مىباشند. از مسلمانان غیور مىخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله. ضمنا اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته روحالله الموسوى الخمینى
سلمان رشدی نویسنده هندی الاصل با نگارش کتابی موهن و سراسر توهین به مقدسات اسلامی با نام« آیات شیطانی» به طور بارزی به مسلمانان و دین اسلام توهین کرد . وی با این کتاب قصد تقدس زدایی از دین اسلام را داشت وخواستار آن بود شخصیت های مقدس دین اسلام را همانند امور روزمره در جهان غرب کنونی جلوه دهد اما امام خمینی ره با درک موقعیت حاضر در برابر این عمل که ناشی از نگاه صهیونیست ها به مقوله اسلام بوده است ، قاطعانه ایستادگی ورزیدند . امام خمینى ره مساله کتاب آیات شیطانى را کارى حساب شده براى زدن ریشه دین و دیندارى و در راس آن اسلام و روحانیت می دانستند و به همین دلیل به مقابله جدی با آن برخاستند . موید نظر امام خمینی ره ، دفاع غرب از اندیشه موهن سلمان رشدی به بهانه آزادی قلم است چنانکه وی را به خاطر نگارش این کتاب مورد تشویق و تحسین نیز قرار دادند . امام خمینى، همچنین، عواقب دشوار این فتوا را در نظر داشتند و مىدانستند که غرب، زیر بار آن نخواهد رفت. چنانکه پس از صدور فتواى تاریخى امام خمینى (ره)، سیاستمداران غربى ، "سلمان رشدى" را در قواره یک نویسنده و دیپلمات آراستند تا طعمه منافع و منابع آینده خود قرار دهند. به همین دلیل امام خمینی در پیام مهمی با نام منشور روحانیت در این باره چنین فرمودند : "راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد یک مزدور بیگانه اینقدر جهانخواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتادهاند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئههاى شوم آنان به هراس افتادهاند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه می دانند و از اینکه فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمىتوانند علیه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شدهاند ... خیلى جالب و شگفتانگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتى یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه دار مىکند، عدهاى در رابطه با آن شهید مىشوند، بر ایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسى و تمدن است، اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالتبه میان مىآید نوحه رافت و انسان دوستى سرمى دهند. ما کینه دنیاى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکتهها به دست مىآوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامى و ضد ارزشى است که بنگاههاى صهیونیستى و انگلیس و امریکا براهانداختهاند و با حماقت و عجله خود را روبروى همه جهان اسلام قرار دادهاند ... اگر غفلت کنیم این اول ماجراست و استعمار از این مارهاى خطرناک و قلم بدستان اجیر شده در آستین فراوان دارد ... ترس من این است که تحلیل گران امروز ده سال دیگر بر کرسى قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده استیا خیر ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|