تبليغاتX
گل یاس
 
جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 

 

نمی دانم که چقدر اهل خریدن روزنامه ها هستید یا حداقل به مطالعه آنها می پردازید.ولی آنهایی که اهل خرید و مطالعه روزنامه ها هستند به طور حتم از گران شدن روزنامه های کیهان ، همشهری ، جام جم و جمهوری اسلامی(از 50 تومان به 100 تومان) مطلع شده اند. گران شدنی که با توجه به موقعیت آن روزنامه ها ،حیرت انگیز است.

برای همین چند برداشت می توان از این گرانی داشت:

1:با توجه به این که چند روز به پایان سال(85) و شروع سال جدید  (86) باقی مانده ، و اکثر مردم و بخصوص ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی حسابهای خود را نسبت به قیمت از پیش تعیین شده ی این  روزنامه ها بسته اند ، این گرانی موجب اختلال در امور حسابداری آنها می شود و بهتر بود که این روزنامه ها اسفند ماه راصبر می کردند و از سال جدید قیمت را افزایش می دادند.

2:از آنجاکه این روزنامه ها زیر نظرو تحت حمایت سازمان هایی با شرایط مالی بالا هستند ، بعید بود که به یک باره افزایش قیمت دهند و دو برابر کنند.

3: نظر به اینکه اکثر مخاطبان این روزنامه ها را قشر کم در آمد و آسیب پذیر و همچنین بیکار و دانش آموز تشکیل میدهند ، درست آن بود که قیمت را به یک باره افزایش نمی دادند .

4:یادم هست زمانی که روزنامه اطلاعات ، می خواست افزایش قیمت دهد، دست به کار جالبی زد. آن کار نظرسنجی پیرامون افزایش قیمت از فروشندگان و خریدارانش بود ؛ اما متاسفانه این روزنامه ها حتی به  فروشندگان و عاملین فروش نیز اطلاع نداده و موجب شده اند که این عزیزان با قیمت قبلی بفروشند و زیان ببینند.

5:جای بسی تعجب است که روزنامه ای چون همشهری که ادعای پر تیراژترین روزنامه فارسی زبان می کند و همچنین دارای ضمیمه های تبلیغاتی زیادی است این کار را بکند ، در صورتی که به نظر من این روزنامه باید به صورت رایگان در اختیار مردم قرار گیرد.

6: اما آن قسمت که بیشتر برای من جلب توجه می کند ،این است که روزنامه های کیهان ، همشهری ، جام جم و جمهوری اسلامی،همگی از طیف  روزنامه های اصولگرا و می شود گفت حامی دولت هستند؛ و شاید به خاطر حمایت از گرانی هایی که دولت مسبب آن شده است ، این عمل را انجام داده اند ، زیرا مهمترین وظیفه ی این روزنامه ها حمایت از دولت نهم است ...!!

7:اما نکته مثبتی که در این گرانی به چشم می خورد ،این که تقریبا برابر شدن قیمت این روزنامه ها با روزنامه های خصوصی که بیشتر آن اصلاح طلب هستند نوید روزهای خوبی را برای مطبوعات کشور می دهد و سبب می شود که در عرصه فروش نیزرقابتی برابر بوجود آید و همچنین تیراژ واقعی فروش و مخاطبان این روزنامه ها در شرایطی تقریبا عادلانه بدست آید.

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:56  توسط رضا پیکرنگار  | 

چند روز دیگر سال 85به پایان می رسد و سال جدید(86) آغاز می شود. اما سالي كه گذشت،برای اهل قلم و هنر(موسیقی ، سینما و تلویزیون) خوب نبود.در اين سال کشور عزیزمان ، چهره‌هاي جاودانی را در این حوزه ها از دست داد.

از این چهره های جاودان ،می توان به:

ناصر عبداللهي ( خواننده‌ و آهنگساز ، که 29 آذر ماه در سن 37 سالگي به ديار باقي شتافت. او به دليل از كار افتادن كليه‌ در بيمارستان بستري شد؛ به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و با انتقال به تهران درگذشت. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد و با خواندن ترانه‌اي به نام "ناصريا" به شهرت مردمی دست يافت. آلبوم‌هاي "عشق است "، "دوستت دارم "، "بوي شرجي"،"هوای حوا" و همچنین آلبوم "ماندگار" که بعد از مرگش مجوز گرفت، از او به يادگار مانده است. او هم‌چنين ترانه‌هايي را درباره ائمه‌ي اطهار (ع) اجرا كرده كه از معروف‌ترين آن‌ها مي‌توان به "يا فاطمه بنت نبي" اشاره كرد. )

بابك بيات(آهنگساز 60 ساله ای‌ که از كارهاي ماندگار او مي‌توان به كشتي آنجليكا، عروس، نقطه‌ ضعف، اتوبوس، ولايت عشق، پهلوانان نمي‌ميرند، جهان پهلوان تختی و افسانه‌ي سلطان و شبان و... اشاره كرد. )

رسول ملاقلي‌پور(  این كارگردان نامی ، متولد 1334 بود و آخرين ساخته‌ي وي با نام "ميم مثل مادر" از فيلم‌هاي مطرح اكران شده بود. فيلم‌هاي كوتاه او "شاه كوچك"، "فتح‌المبين" و "سقاي تشنه لب" است. "پرواز در شب"، "بلمي به‌سوي ساحل"، "افق"، "سفر به چزابه"، "تا آخرين نفس"، "كمكم كن"، "قارچ سمي"، "مزرعه پدري"، "هيوا"، "نسل سوخته" از جمله آثار بلند سينمايي اوست)

پرويز ياحقي( نوازنده‌ي پيشكسوت ويولن که در سن 79 سالگي درگذشت. )

عمران صلاحي(شاعر و طنزپرداز که به علت سكته‌ي قلبي در تهران دار فاني را در سن 60سالگي وداع گفت. عمران صلاحي متولد اسفندماه سال 1325 كارش را با مجله‌ي «توفيق» شروع كرد و آن‌جا با پرويز شاپور آشنا شد. او سال‌ها در مطبوعات ازجمله «گل‌آقا» طنز مي‌نوشت).

پوپك گلدره( او كه در پي سانحه تصادف رانندگي به اغما رفته بود، در سن 34 سالگي درگذشت. اين بازيگر سينما و تلويزيون كه در فيلم‌هايي چون موج مرده، دنياي شيرين دريا، سيندرلا، آخر بازي، مرواريد سرخ به ايفاي نقش پرداخته است، آخرين بازي نيمه‌كارشه‌اش در سريال نرگس در ذهن مردم ايران ماندگار شد. )

مسعود بختياري( خواننده و ترانه‌سراي ايراني  20 مهرماه سال 1319 در لالي متولد شد، و در سن 66سالگي در بيمارستان كسري كرج دار فاني را وداع گفت).

جعفر بزرگي( بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر، در سن 90 سالگي، پنجم مرداد دارفاني را وداع گفت. بزرگي از قديمي‌ترين بازيگران تئاتر، سينما و تلويزيون ايران بود. اين هنرمند، صداي دلنشيني هم داشت، آهنگ معروف و به يادماندني «مرغ سحر» يكي از كارهاي زيباي او بود. )

منوچهر آتشي( در سن 74 سالگي درگذشت و در زادگاهش - بوشهر - آرام گرفت. نخستين مجموعه‌ي شعر او با عنوان «آهنگ ديگر» در سال 1339 در تهران چاپ شد. «آواز خاك»، «ديدار در فلق»، «وصف گل سوري»، «گندم و گيلاس»، «زيباتر از شكل قديم جهان»، «چه تلخ است اين سيب» و «حادثه در بامداد» ازجمله مجموعه‌هاي شعر منتشرشده‌ي آتشي هستند و ترجمه‌هاي آثاري چون «دلاله» (تورنتون وايلدر)، «لنين» (ماياكوفسكي) و «فونتامارا» (ايگناتسيو سيلونه) نيز در كارنامه‌ي ادبي او به‌چشم مي‌خورند. آتشي هم‌چنين پنج كتاب نقد بر آثار نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد و سهراب سپهري منتشر كرد.)

حسين كسبيان( هنرمند پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون در آستانه 73 سالگي به‌خاطر بيماري نسبتا طولاني‌اش در گذشت.)

محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذين مترجم پيش‌كسوت - که همه او را با ترجمه‌هايش مي‌شناسند، دهم خردادماه آخرين بهار زندگي‌اش را ديد و رفت. به‌آذين با چاپ داستان‌هاي بي‌شمار و ترجمه‌هاي باارزشي از آثار مشهور جهاني از برجسته‌ترين چهره‌هاي ادبيات معاصرمان محسوب مي‌شود. در اين‌باره به «بابا گوريو»، «زنبق دره»، «چرم ساغري»، «دخترعمو بت» از اونوره دو بالزاك، «اتللو» و «هاملت» از شكسپير، «ژان كريستف» و «جان شيفته» از رومن رولان، «دن آرام» و «زمين نوآباد» از ميخاييل شولوخوف، «استثنا و قاعده» از برتولت برشت و... مي‌توان اشاره كرد. او در عرصه روزنامه‌نگاري نيز فعال بود و مدتي سردبير «پيام نوين» و «كتاب هفته» (مربوط به سال‌هاي پيش از انقلاب) بود. )

نرسي گرگيا( بازيگر سينما و تلويزيون ايران، در سن 68 سالگي بر اثر عارضه قلبي درگذشت. )

احمد قدكچيان( بازيگر سينما و تلويزيون، متولد 1299 در تهران )

محمدرضا آغاسي (- شاعر مثنوي‌سراي اهل بيت (ع) و دفاع مقدس - نيز سوم خردادماه پس از يك عمل جراحي قلب درگذشت. )

همچنین به دو روحانی بزرگوار

حجت‌الاسلام والمسلمين علي دواني(يکي از تاريخ‌نگاران برجسته اسلام و تشيع،  در پايان يك عمر تحقيق، تأليف، ترجمه و تدريس، دار فاني را وداع گفت. دواني تا درجه‌ي اجتهاد در حوزه‌ي علميه‌ي قم تحصيل كرد و بيش از يك‌صد و 10 اثر را در زمينه‌ي تأليف و ترجمه از خود برجاي گذاشت. )

آيت‌الله حاج شيخ محمدتقي بهلول ( تاريخ زنده‌ي حماسه‌ي مسجد گوهرشاد ،مردادماه درگذشت. محمدتقي بهلول در واقعه قيام مسجد گوهرشاد با سخنراني پرشور خود نقش اول را در قيام مردمي داشت.)

اشاره کرد.                                

                                              روحشان شاد و یادشان گرامی باد

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:1  توسط رضا پیکرنگار  | 
<برخلا‌ف ديدگاه بعضي افراد، من معتقدم زنان گيلا‌ني با حفظ عفاف خود در عرصه‌هاي مختلف كشاورزي حضور داشته‌اند>*! گيلا‌ن سرزمين دريا، جنگل، باران، زيتون و برنج است. هر كدام چه به صورت سمبليك و چه واقعي‌نماد و سمبل پديده‌هاي لطيف، انساني و خدايگاني هستند. ‌ تمام نمادهاي يادشده خود مويد آرامش، تسامح و لطافت روح و شخصيت هستند. هرچند تاريخ سرزمين گيلا‌ن گواه‌هاي ديگري نيز ارائه مي‌دهد.

دريا نماد بركت و آرامش، جنگل سمبل سخاوت و بخشندگي، باران نشان رحمت و بخشايش، زيتون نمايه صلح و مدارا و برنج محصولي لطيف و ظريف است، آن‌گاه كه با جو و گندم مقياس مي‌شود. ‌ گيلا‌ن كه در تاريخ به دو بخش گيل و ديلم شناخته شده است، از مهم‌ترين امارت‌هاي دولت‌هاي پيش از اسلا‌م بوده است. ارتش‌هخامنشيان و ساسانيان به وفور از سربازان ديلم سود برده‌اند. كريستن سن در كتاب معروف خود تاكيد مي‌كند بنياد ارتش ساساني بر سلحشوري و قدرت سربازان گيل و ديلم نهاده شده بود. ‌ زماني كه اعراب مسلمان سرزمين‌هاي ايران را مفتوح ساختند هيچ‌گاه نتوانستند از كوه‌هاي البرز به سوي گيلا‌ن پيش روند. طبري مي‌نويسد، حجاج ابن يوسف به قزوين وارد شد و بزرگان گيل و ديلم به حضورش رسيدند. حجاج نقشه‌اي را گسترد و به گيلا‌نيان گفت:‌تسليم شويد، تمام سنگرها، راه‌ها و مخفيگاه‌‌هايتان را در اين نقشه ثبت كرده‌ايم. مي‌گويند سردار گيل به نقشه نگريست و آرام گفت: جناب حجاج، جاي چيزي در اين نقشه خالي است، حجاج پرسيد چه چيزي؟ سردار گيل پاسخ داد سربازان گيل و ديلم!اعراب هفده بار حمله كردند و شكست خوردند. ‌ اسلا‌م در گيلا‌ن نه با شمشير كه با عشق نفوذ يافت. داعيان صغير و كبير و علوي زادگان شيعي اعم از اثني‌عشري و زيدي تنها با خلق و منش انساني خود تشيع را در گيلا‌ن پراكندند. حتي آنگاه كه فرزندان ماهيگير، حسن، علي و احمد ديلمي پايتخت عباسيان را به زير سلطه كشيدند، براي اولين بار در روز عاشورا، بغداد را سياهپوش كردند و عزاي حسين بن علي(ع) را برپا داشتند. مذهب شيعه از گيلا‌ن به ديگر نقاط ايران از جمله آذربايجان گسترش يافت. شيخ صفي‌الدين اردبيلي كه نوادگانش گسترنده و برپادارنده اولين دولت ملي پس از اسلا‌م و مذهب تشيع بود، به لا‌هيجان آمد، نزد شيخ زاهد گيلا‌ني رسيد و گويند شيخ‌زاهد درباره‌اش گفته بود: <او هماني است كه منتظرش بوديم.>
شيخ‌صفي با دختر شيخ ازدواج كرد و چند صباحي ديگر زماني كه حاكمان آق‌قويونلو به دنبال شاه اسمعيل صفوي در نزد دربار آل كيا در گيلا‌ن بود حاكم او را در سبدي حصيري پنهان كرد و از درخت بالا‌ كشيد و به فرستادگان خان تركمن پاسخ داد: <خدا مي‌داند كه اسمعيل در زمين گيلا‌ن نيست>! ‌
از آن تاريخ تا دوران معاصر كه گيلا‌نيان در كنار آذربايجانيان و ساير دلير مردان اين سرزمين، درخت نحيف مشروطه را پاس داشتند و در مقابل غول استبداد محمدعلي‌شاهي سربرآوردند، گيلا‌نيان پيشگام شريعت، ديانت و آزادگي بودند. از دوران قاجار كمتر خانواده‌اي در گيلا‌ن يافت مي‌شد كه فردي را براي تحصيل به فرنگ نفرستاده است. شايد نتايج مشروطه و شكست استبداد كه شروع شد، برخي كه اصرار دارند همه بلا‌يا را از زير سر انگليسي‌ها تحليل كنند، ساخت لطيفه‌ها و جوك‌هاي سخيف در باب دو قوم بزرگ هوشمند و باغيرت آذربايجاني و گيلا‌ني را به كينه‌اي مربوط مي‌دانند كه از آنها به دل گرفته‌اند.

جناب احمدي‌نژاد

آيا مي‌دانيد در كدام سرزمين به طرح چنين سخنان غيرمنتظره‌اي اقدام كرده‌ايد؟هيچ مي‌دانيد بر سفره نشستيد و نمكدان شكستيد؟

آيا مي‌دانيد اسلا‌م و مذهبي كه خود را سينه‌چاك و مدافع آن مي‌دانيد، در نتيجه اراده گيلا‌ني‌ها به ديگر نقاط ايران گسترش يافته است؟معلوم نيست چه كساني مشاوران شما در سخن گفتن هستند. خدا مي‌داند قصد نداشتم ديگر درباره اظهارات شما چيزي بنويسم، اما ترسيدم در شرايط فعلي كشور برخي رفتارهاي نادرست مشكلي را در گوشه‌اي از سرزمين مادري سبب شود.آقاي رئيس،آيا نام ميرزاكوچك خان جنگلي را شنيده‌ايد؟ آيا با آيات عظام بهجت، رشتي، بحرالعلوم، ضيابري، رودباري، فيض مغربي و... آشنايي داريد؟

آيا فكر مي‌كنيد هر چيزي به ذهنتان مي‌رسد بايد بر زبان جاري كنيد؟اگر گيلا‌نيان با شرافت و مهمان‌نواز، حرمت شما را نگه داشتند و بغض فروخوردند و شكوه به دادار سپردند، نه براي ترسشان بود كه دوستانتان در ايام دهه فجر تنها يك نمونه از شجاعت و دليري يكي از فرزندانش در مقابله با رژيم سفاك پهلوي را بارها در سيماي جمهوري اسلامي پس از نزديك به سه دهه به تصوير كشيدند!

جناب احمدي‌نژاد

باران لطيف است، گيلا‌نيان را آرام و اهل خرد و بردباري بار آورده و زيتون نماد صلح و دوستي است، اما يادتان باشد همان جنگل به مردم آموخته است كه ستبر و قوي باشند.زنان گيلا‌ن عفيف و پاكند، نه چون در مزارع كار مي‌كنند، آنها هرجا كه بوده‌اند چنين هستند. آقاي رئيس، به نظر مي‌رسد با اين سخنان به مردم گيلا‌ن و شرافتشان ظلم روا شده است. حداقل در اين سخنان انديشه كنيد و نشان دهيد حرمت مهمان‌نوازي را درك مي‌كنيد.

*سخنان احمدي‌نژاد در جمع نخبگان گيلا‌ن

منبع:روزنا(فياض زاهد)

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 2:47  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

هی تو بزرگ تر می شوی

 

هی دنیا کوچک تر

 

هی تو بزرگ تر می شوی

 

هی دنیا کوچک تر

 

هی تو بزرگ تر

 

دنیا کوچک تر...

 

تو بزرگ تر

 

دنیا کوچک تر...

 

تو

 

دنیا

 

تو...

 

و تو

 

دیگر در دنیا نمی گنجی...

 

 

شعر:فاطمه راکعی

  نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 16:50  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

goleyas                                     

                                           

استاد غلامحسین بنان استادآواز ایران درسال 1290 در تهران به دنیا آمد . پدرش کریم بنان الدوله نوری ومادرش دختر شاهزاده محمدتقی میرزا رکنی (رکن الدوله)  بود. وی از شش سالگی بنا به سفارش  استاد" نی داوود" به خوانندگی و نوازندگی پیانو پرداخت . بنان از کودکی نغمه های دل انگیز می خواند . وی  در نوجوانی علاوه بر استفاده از  راهنمایی های مادرش که پیانو را  خوب می نواخت  ، به نزد موسیقیدان خوش آوازی به نام ضیاء الذاکرین در آمد و با موسیقی ملی ایرانی آشنا شد . وی سپس برای تکمیل فن خوانندگی از محضر ناصر سیف بهره های فراوانی برد . بنان درسال 1321 رسما خوانندگی در رادیو را آغاز کرد . او در همین دوران  بیشتر آواز می خواند و علاقه ای به خواندن آهنگهای ضربی  نداشت ولی با شنیدن آثاری موسیقی ملی ایران تا حدودی به این سمت کشیده شد و تصمیم گرفت که در این حوزه نیز فعالیت نماید . وی در این مسیر به فراگیری ردیف های مختلف آوازی پرداخت و سعی وافری در این زمینه مبذول داشت . بنان با همکاری  ارکستر شماره یک رادیو و ارشادات داوود پیر نیا  بر نامه گلهای جاویدان را آغاز نمود و در طول زندگی هنری خویش به ارایه بیش از 450 قطعه موسیقایی و آوازی پرداخت . استادان  او در این مسیر عبارت بودن از موسی معروفی ، صبا ، روح الله خالقی ، مرتضی محجوبی  .  وی در سال 1332 به پیشنهاد خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد وبه سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد ودر سال 1334رئیس شورای موسیقی رادیو شد.از مشهورترین و ماندگارترین آثار او می توان به اثر الهه ناز اشاره کرد. استاد بنان سرانجام در(چنین روزی) هشتم اسفند سال 1364 بر اثر ضعف در جهاز هاضمه  دار فانی را وداع گفت .

 

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 2:5  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM