تبليغاتX
گل یاس
 
جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 

   گل یاس :  بسم الله الرحمن الرحیم . امروز روز میلاد حضرت رضا(ع) چه می شد اگر زمینه ای فراهم می یافت که لااقل این جمع ما خوشحالیش بخاطر تولد حضرت رضا(ع) مضاعف می شد.به اين نتيجه رسيدم که اگر عزيزاني که در بازداشت به سر مي‌برند و عکسشان اينجاست خودشان در ميان ما بودند، خوشحال‌تر بوديم.

يکي از کارهاي بسيار ارزنده‌اي که برادر عزيزمان، آيت‌الله هاشمي شاهرودي انجام داد تکيه بر حقوق شهروندي بود که در همين راستا بخشنامه بسيار خوبي صادر شد و مجلس ششم هم با شايستگي آن را به قانون تبديل کرد.

من عرض می کنم که تکيه بر اهميت حقوق شهروندي و اين‌که انسان هایی  به خاطر اعمال اين حق خود، هزينه ای گزاف نپردازند، به نفع کشور، نظام و جامعه ما است.و همان طور که عرض کردم خدمت ایشان (آيت‌الله هاشمي شاهرودي) اينجا هم دوباره تکرار مي‌کنم که اميدوارم با اتکا بر همين تکيه ارزنده‌اي که روي حقوق شهروندي شده است و يک جامعه رشيد داراي اين حقوق و توانا براي اعمال و استيفاي اين حقوق است ، شاهد اين باشيم که در کشور ما کساني به خاطر نقد و سخن گفتن ولو این که سخنانشان تند و يا نابجا باشد، هزينه‌هايي نظير آنچه امروز سخت مي‌پردازند، نپردازند و اين به نفع همه ماست.

حضرت امام رضا(ع) در يکي از حساس‌ترين دوره‌هاي تاريخ اسلام مي‌زيست.این را به عنوان مقدمه عرض می کنم تا یک مطلبی نقل کنم و وارد مسائلی بشوم که امروز برای ما مطرح است. در دوره ای که امام می زیست خلافت عباسی مستقر شده بود،  حوزه ی حکومت اسلامی بسیار گسترده شده بود.جامعه نوپاي اسلامي با فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي مختلف و مسائل تازه‌اي روبه‌رو بود. از طريق اسکندريه دانش و تفکر يونان وارد حوزه جامعه اسلامي شده بود.ضمن اين‌که جامعه اسلامي در تماس با کشورهاي صاحب تمدني چون ايران و مصر و حتي چين و هند هم با فرهنگها ، آيين‌ها و تمدن‌هاي مختلفي رو‌به‌رو بود. هم با روشهای مدیریت جامعه و هم با مسائل مختلفی.

بخصوص نهضت ترجمه و نقشی که بیت الحکمه ی مامون برای شناخت اندیشه های دیگران و انتقال آن به دنیای اسلام داشت ، جهان نوپای اسلامی هم با مسایل فکری و هم با دیدگاه های دیگری درباره جهان اسلام و هم شیوه های متفاوتی در جوانب رو به رو شده بود و لذا پرسش ها وسوال های خیلی جدی مطرح بود. از سویی دیگر سيستم حکومتي امويان و تداوم آن در دوره عباسيان،يک نوع حاکميت فساد و اشرافي‌گري بر حکومت و فاصله ميان حکومت و مردم و توهين و تهديد که نسبت به مردم بخصوص اقوام مختلفي که در حوزه ی اسلام قرار گرفته بودند می شد ، و نیز مشکلاتي را براي مردم جامعه پديد آورده بود. شما می دانید افسانه هزار و يک شب(که البته افسانه است) حکايتگر شيوه اشرافي‌گري، فساد و آلودگي دربار عباسي در زمان هارون الرشيد است، خود این نشان دهنده اوج فساد و لاابالي‌گري  و یک نوع  فاصله طبقاتي ميان حاکمان و مردم  ، سبب شده بود که دو جريان در جامعه اسلامي پیدا بشود . علاوه بر جريانات شعوبيه يک نوع حرکت‌هاي عکس‌العملي تند در مقابل رژيم حاکم ايجاد شده بود، موج بي‌ديني در درون جامعه نيز روز به روز افزايش پيدا مي‌کرد.لازمه اين‌که يک نظام ديني به نام دين فساد بکند، افزايش بي‌ديني در جامعه است، مگر نه اینکه شيوه غلط، تنگ نظرانه و انحراف و فسادي که در قرون وسطي وجود داشت، حاصل كار نظامات جديدي بود که دنبال جدا کردن دين از عرصه زندگي و به تعبير امروز سکولاريسم بود.

فساد به نام دین لازمه اش رواج بی دینی است. و حتی  تحميل تنگ نظري به نام دين که در زمان امویان و در بخش های مهمی از دوران عباسیان بود، عکس العملش به صورت پيدايش نحله‌ها و فرقه‌هاي ملحد و بي‌دين در جامعه اسلامي شده بود، ضمن اين‌که جريان صوفي‌مابانه و گريز از دنيا شکل گرفته و بسط داده شده بود زيرا انسان‌هاي فرهيخته براي ناديده انگاشتن فساد و واقعيت‌هاي تلخ موجود در جامعه، به حركت‌هاي درون‌گرا روي آورده و يک موج صوفي‌گرايي در جامعه اسلامي به راه مي‌افتد.امام رضا(ع) در چنين  زمانی بود. قبل از امام رضا (ع) و در دوره برزخي تحول حکومت اموي به عباسي، مجال مناسبي براي  دو امام بزرگوار امام باقر(ع) و امام صادق(ع) وجود داشت تا چارچوب اساسي نظام حقوق اسلامي را از ديدگاه شيعه و اهل بيت بنياد نهاده و محکم کنند. در زمان اين دو امام، مهم تبيين روش و شيوه‌اي بود که از دل آن اجتهاد پوياي اسلامي، پس از دوران غيبت و در دوران ظاهرپرستي و قشري‌گرايي ايجاد شود.

البته اين دو امام بزرگوار در عرصه‌هاي ديگر معارف انساني و اسلامي نقش داشتند اما عمده کارشان تثبيت مکتب حقوقي عقلاني اسلامي از ديدگاه اهل بيت در مقابل دیگر مکتب ها  بود.

اگر بخواهم در یک کلام و با توجه به موقعیت امام رضا(ع) را تعریف بکنم باید بگویم، امام رضا(ع) مظهر عقلانيت اسلام از ديدگاه اهل بيت و شيعه بود و دو کار عمده انجام داد که مورد اول آن عرضه و ارائه جنبه عقلاني دين خداست که حقيقت اسلام استو.  و تبيين پايه‌هاي نظري و اجتماعي سيستم مطلوب حکومت عدل اسلامي با محوريت امام معصوم در عرصه‌هاي اجتماعي و نظري و فکري ديگر کار عمده امام رضا(ع) بود.

از آثار مکتوب به جا مانده و منسوب به امام ... نتیجه می شود که امام رضا(ع) اثبات مي‌کند شريعت اسلامي که با ظاهر و رفتار انسان سر و کار دارد، از يک بنياد عقلاني خردپذير محکم برخوردار است.

اين نقش امام رضا(ع)  ، نقش بسيار ممتازي است که سبب شد در اين آشفتگي‌ها هم به لحاظ مباني نظري از حقانيت اسلام دفاع شود و هم در مقابل ظاهرپرستي و قشري‌گرايي در حال رواج در جامعه آن زمان، بر جنبه عقلاني دين خدا حتی در شریعت و فقه به تعبیر امام محمد غزالی دنیایی ترین و مادی ترین بخش دین خداست جنبه عقلانی و معنویت آن را نشان دهد .

معتقدم در اين زمينه حوزه‌هاي علميه و مجامع ديني ما کمتر کار کرده‌اند، اين مراکز همان گونه که نقش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در عرصه تثبيت نظام حقوقي و فقهي اسلام و پيگيري اجتهاد عقل گراي اسلامي و شيعي را نشان داده و بر روي آن کار کرده‌اند، اگر نقش امام رضا(ع) را در تبيين مطالب اسلام و ترسيم چهره مطلوب نظام سياسي و اجتماعي اسلام بررسي كنند، به دستاوردهاي زيادي دست پيدا مي‌کنند.

در اینجا یک نکته می خواهم عرض کنم و تا حدودی اشاره کنم به آنچه که ما امروز در آن بسر می بریم. در آغاز مامون به حضرت رضا پیشنهاد خلافت داد. سوال این است که چرا امام رضا خلافت را نپذیرفت. امام رضا که امامی معصوم بود و شایسته رهبری جامعه اسلامی و به اعتقاد ما این شایستگی را خدا به پیامبر خدا معین و مشخص کرده ، و حالا یک قدرت بسیار مسلط آمده و می آید و پیشنهاد خلافت می دهد. اگر به سيره پيامبر(ص) و امامان رجوع کنيم، راز اين کار امام رضا (ع) را متوجه مي‌شويم. پیامبر کی حکومت تشکیل داد ، وقتی که با  همه مردم مدینه بیعت کرد.یعنی مردم از او خواستند که بیاید حکومت را تشکیل بدهد . علی بن ابیطالب وقتی که همه مردم خواستن که حکومت را بپذیرد پذیرفت. وقتی از امام حسین این سوال را مطرح کردند ایشان گفتند که مردم از من خواسته اند و من اجابت کرده ام.

حالا برمی گردم به امام رضا (ع)که چرا  اين پيشنهاد مامون را نپذيرفت. امام به مامون مي‌گويد اگر اين خلافت حق توست، نبايد آن را ببخشي و اگر حق تو نيست چرا چيزي را که متعلق به تو نيست، مي‌بخشي؟

 ما از اين کار امام رضا(ع) نتيجه مي‌گيريم، حکومت اسلامي در صورتي مشروع است که مورد رضايت، راي و خواست مردم باشد. از ديدگاه اصيل اسلامي و شيعي، اگر گروهي به زور متوسل شده و حکومت را به دست گيرند؛ حتي اگر حکومت‌کنندگان انسان‌هاي شايسته‌اي باشند، آن حکومت مطلوب نيست و اگر حکومت بدون اتکا به راي مردم و از طريق تزوير به دست آمده باشد، آن هم مطلوب نيست. امام رضا(ع) حکومت تقديمي ماموني که خود بدون اراده و انتخاب مردم به روي کار آمده است را قبول نمي‌کند.امام خمینی(ره) آمد و در راس يک انقلابي قرار گرفت که فقط متکي به راي مردم بود، آن چيزي که از دل انقلاب خارج شد، پيشنهاد امام(ره) بود و مردم به آن راي دادند، جمهوري اسلامي بود اما متاسفانه امروز برخي مي‌گويند ما جمهوري نداريم، راي مردم ارزش ندارد، ما حقيم و بايد به هر قيمتي بر مردم حکومت کنيم.

می خواهم بگویم انقلاب بايد منتهي به مردم باشد. آن چيزي كه از دل انقلاب بيرون مي‌آيد، جمهوري اسلامي است اين‌که امام(ره) مي‌گويد ميزان راي ملت است، يک ريشه کلامي مهم دارد که سبب شده است جنبش اسلامي شما مردم ايران از جنبش‌هاي ظاهري و قشري‌گرايي که در دنيا به نام اسلام وجود دارد، جدا شود.از دل انقلاب اسلامي شما مردم، جمهوري در مي‌آيد و از دل آن بينش‌هاي متحجر و سخت عمارت اسلامي افغانستان.در بينشي که امام رضا(ع) به ما داده،‌ انقلاب اسلامي داشته است و امام(ره) آن را عرضه کرده است، حکومت مطلوب، نه حکومت جباران بر بردگان که حکومت مردم آزاده و متفکر و مومن بر خويشتن است.

امام در بينش اسلامي خواستار عدل است، خداوند در قرآن مي‌گويد پيامبران را فرستاديم و کتاب‌ها را نازل کرديم ليقوم الناس بالقسط، فاعل قسط مردم است يعني پيامبران نيامدند به زور چيزي را بر مردم تحميل کنند بلکه آماده‌اند تا آگاهي بدهند، اراده را قوي کنند، ايمان را بالا ببرند و سپس خود مردم عدل را پياده کند و امام معصوم محور و مدار جامع عدل بنياد به عنوان پاسدار نگهبان عدالت قرار بگيرد. در حدیثی آمده است که امام زمان(عج) براي اين مي‌آيد که جهان را پر از عدل کند پس از آنکه پر از ظلم شده است و عدل را خود مردم بايد برپا کنند.حکومت بايد مبتني بر آرا و نظر مردم باشد، و نتیجه می گیریم پيشنهاد جمهوري اسلامي يک پيشنهاد گزافه و خلق‌الساعه نيست بلکه يک پيشنهاد اساسي است و اگر جمهوري مي‌خواهيم، آنچه تعيين کننده است ‌راي ملت است.

ما به عنوان يک مسلمان و انقلابي و به عنوان کسي که خواستار عزت و عظمت اسلام، مسلمانان و جامعه است، از حقوق و آزادي‌هاي مردم دفاع مي‌کنيم.ما می گوییم آنچه اساس و مهم است،‌ وجود و تقويت نهادهاي مردمي در جمهوري اسلامي است. ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه کشور بر اساس حقوق و مشارکت مردم هستيم. ما خواستار عدالتيم اما عدالت توزيع فقر در جامعه نيست بلکه خواستار جامعه‌اي هستيم که ثروت وجود داشته باشد و ثروت موجود در آن عادلانه توزيع شود. ما به نام جمهوري اسلامي، مخالف فساديم ولی معتقديم بدترين فساد دروغ گفتن به مردم است. بدترين نوع فساد تحقير مردم به نام مردم است و اين‌که نگذاريم مردم راي خود را آزادانه اعلام کنند، ما طرفدار حقوق مردم و آزادي‌هاي مشروع بوده و اين را دفاع از راه امام (ره) و جمهوري اسلامي مي‌دانيم. ما معتقديم کساني که حاصل اين انقلاب يعني جمهوريت نظام را نمي‌پذيرند، به انقلاب دل‌بسته نيستند. اصلاحات واقعی یعنی همین.و امروز در آستانه انتخابات قرار گرفته ایم . ما خواستار حضور مردم در انتخابات و تشكيل مجلس آگاه، مومن، شجاع، داراي درك كارشناسانه و آشنا به مطالبات مردم اعم از حقوق و آزادي‌ها و نيازها، تلاشگر براي حفظ اسلام و عزت ملت، دفع توطئه‌ها از كشور، ارتقا ظرفيت و شخصيت ملت و كشور در عرصه‌هاي جهاني هستيم. و امیدواریم ملت با همه وجود براي ايجاد چنين مجلسي تلاش كند و همه مسوولان و دست‌اندركاران به دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي و راه امام، راههاي برگزاري انتخاباتي سالم و آزاد را فراهم كنند. ماازخداوند متعالبراي رهبربزرگوارمان ، ملت ايران و تلاشگران در اين مملکت، سلامتي و عزت خواستاريم و ياد و خاطره شهداي عزيز که جمهوري اسلامي خون بهاي آنان است گرامي مي‌داريم، به خانواده‌هاي شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران درود فرستاده و براي ارواح پاک شهدا علو درجات را آرزو مي‌کنيم. و همه شما  را به خدا می سپارم. 

سید محمد خاتمی(گل یاس)

 گل یاس

گل یاس

گل یاس

گل یاس

گل یاس

 گل یاس

گل یاس

گل یاس(سید محمد خاتمی) 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 23:44  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

سید محمد خاتمی

۰

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:42  توسط رضا پیکرنگار  | 

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند :

به پنج دلیل کودکان را دوست دارم؛

  1. اول اینکه با خاک بازی می کنند، چون تکبر ندارند.
  2. گریه می کنند ، چون گریه کلید بهشت است.
  3. قهر می کنند و زود آشتی، چون کینه به دل ندارند.
  4. چیزی را که می سازند زود خراب می کنند، چون به دنیا دلبستگی ندارند.
  5. خوراکی که دارند می خورند و برای فردا نگه نمی دارند ، چون آرزوهای دراز ندارند.

 

پی نوشت:

۱.مطلب رو در مغازه ی یکی از دوستان که به صورت زیبا و خطی خوش قاب گرفته شده بود، دیدم.

۲. کاش کودک بودم.

3. ای کاش همه کودک بودیم.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 23:24  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

۱۳ آبان ، روز گفتگوی تمدن ها !!؟

رضا پیکرنگار

در ۱۳آبان سال 1358  و در سالگرد روز دانش آموز و روز تبعید امام خمینی از ایران به ترکیه ، سفارت آمریکا در تهران به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد . این واقعه که حضرت امام خمینی ره از آن به عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب نخست   یاد کردند پس از آن روی داد که دانشجویان با شناخت خط استکبار و تحلیل روشهای جاسوسی آمریکا در کشور ایران ،  در صدد حذف آثار این نماد پلید در جامعه ایران بر آمدند . اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در تهران نشانگر این مطلب است که در سفارتخانه های آمریکا در جهان واحدی به نام واحد عملیات وجود دارد که رهبری عملیات جاسوسی در کشورهای محل سفارت را داراست . در سال 1358 امام خمینی ره در بیانات قاطعی خواستار استرداد شاه مخلوع از دولت آمریکا شدند . دانشجویان پیرو خط امام پس از این سخنرانی که در تاریخ دهم آبان 1358 انجام شد ،  به منظور  وادار ساختن آمریکا به استرداد  محمد رضا شاه و همچنین دریافت اموال بلوکه شده ایران در دست دولت آمریکا ، تصمیم به تسخیر لانه جاسوسی گرفتند . به دنبال این حرکت دانشجویان دانشگاه تهران ، پلی تکنیک ( امیر کبیر فعلی ) ، شریف و بهشتی در یک راهپیمایی گسترده به سوی سفارت حمله ور شدند و با گذر از دیوار های آن ، این سفارتخانه را به تسخیر خود در آورند . در این هنگام دانشجویان موفق شدند 63 آمریکایی حاضر در این سفارتخانه را گروگان بگیرند . پس از این واقعه جناحهای سیاسی مختلف در کشور ، مواضع مختلفی  در برابر آن اتخاذ کردند اما امام خمینی ره  آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول خواندند . پس از تسخیر لانه جاسوسی ، دولت آمریکا ،  روابط سیاسی و اقتصادی خود را با ایران قطع کرد . به ابتکار امام خمینی پس از چندی زنان و پس ازآن سیاه پوستانی که در میان گروگان ها بودند آزاد شدند اما بقیه که ارکان لانه جاسوسی بود ند  به مدت 444 روز در ایران به عنوان  گروگان باقی ماندند . دانشجویان سر انجام به دستور رهبر کبیرانقلاب اسلامی، جاسوسان را تحویل دولت دادند و مقرر شد که مجلس شورای اسلامی در باره آنان تصمیم بگیرد ، لذا مجلس هیا تی را تعیین کرد و مذاکرات با میانجی گری دولت وقت الجزایر بین ایران و آمریکا آغاز شد که منجر به امضای بیانیه های الجزایر شد . گروگان ها نیز یک روز پس از روی کار آمدن رییس جمهور جدید آمریکا (ریگان )  و شکست جیمی کارتر در انتخابا ت آزاد شدند. واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران نه تنها توطئه های بعدی علیه انقلاب را با شکست مواجه کرد بلکه ضربه سختی به اقدامات ضد مردمی و عملیات جاسوسی شیطان بزرگ به ویژه در منطقه وارد کرد و ابهت ساختگی این کشور را در هم شکست . به همین مناسبت چنین روزی از طرف نمایندگان دوره سوم مجلس شورای اسلامی   در تاریخ کشور بنام  روز مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت . لازم به ذکر است معصومه ابتکار-سعید حجاریان-عباس عبدی-ابراهیم اصغرزاده-محسن میردامادی-حبیب الله بیطرف و ...ازجمله افرادی بودند که در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش داشته اند.

 همچنین لازم به  یادآوری است که در 13 آبان 1377 پس از سخنرانی آقای خاتمی  در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ارائه پیشنهاد نامگذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدن ها؛ این سال از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شد. اما به دلیل تداخل چند مناسبت در روز 13آبان ، از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی 30 شهریور به عنوان روز گفتگوی تمدن ها در نظر گرفته شد.

 همچنین برای آگاهی بیشتر از چگونگی تسخیر سفارت آمریکا –کتاب "تسخیر در تهران" شرح خاطرات معصومه ابتکار از تسخیر این سفارت درتهران را مطالعه کنید.

 

 پی نوشت : این مطلب رو سیزده آبان پارسال نوشتم.

  نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 0:4  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

گل یاس

ایسنا:قيصر امين‌پور هرچند هميشه از مصاحبه گريزان بود؛ اما رسانه‌ها هيچ‌گاه از نامش نمي‌گذشتند. امروز هم خبرها با او شروع شد؛ اما اين‌بار خبر، خبر رفتن بود... قيصر امين‌پور «دستور زبان عشق» را سرود و از دنيا رفت.

او آخرين مجموعه‌ي شعرش را مردادماه به‌دست علاقه‌مندان رساند. اين آخري‌ها كارهاي چاپ‌نشده‌ي سيدحسن حسيني را به سرانجام رساند و هنوز قرار بود كليات حسيني فقيد زير نظر او منتشر شود؛ اما... اين شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سه‌شنبه هشتم آبان‌ماه در حالي‌كه چندماهي بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سال‌ها درد و بيماري بر اثر ايست قلبي درگذشت. امين‌پور چند سال پيش عمل پيوند كليه انجام داده بود و چندي قبل نيز يك جراحي قلب را پشت سر گذاشت. عضو پيوسته‌ي فرهنگستان زبان و ادب فارسي شامگاه گذشته در پي احساس درد به بيمارستان دي تهران مراجعه كرد؛ اما ديگر بيماري را تاب نياورد و همان‌جا چشم از دنيا فروبست.

آثار قيصر امين‌پور

«دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچه‌ي آفتاب» (1363)، «آينه‌هاي ناگهان» (1372) و «گل‌ها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعه‌هاي شعر اين شاعر براي بزرگسالان هستند. «گزينه‌ي اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد.

همچنين «توفان در پرانتز» (نثر ادبي) و «منظومه‌ي ظهر روز دهم» (براي نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (براي نوجوانان) (1368)، «بي‌بال پريدن» (نثر ادبي براي نوجوانان) و «گفت‌وگوهاي بي‌گفت‌وگو» (1370)، «به‌قول پرستو» (براي نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوري در شعر معاصر» (1383) از ديگر آثار امين‌پور هستند.

نگاهي به زندگي قيصر امين‌پور

 قيصر امين‌پور دوم ارديبهشت‌ماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زداگاهش گذراند و دوره‌ي راهنمايي و دبيرستان را در دزفول سپري كرد. سال 1357 در رشته‌ي دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد؛ ‌اما يك سال بعد، از اين رشته انصراف داد و به دانشكده‌ي علوم اجتماعي همين دانشگاه رفت.

در همان سال در شكل‌گيري حلقه‌ي هنر و انديشه‌ي اسلامي با افرادي چون سيدحسن ‌حسيني، سلمان هراتي، محسن مخملباف، حسام‌الدين سراج، محمدعلي محمدي، يوسفعلي ميرشكاك، حسين خسروجردي و... همكاري داشت (گروهي كه بنيانگذاران جوان حوزه‌ي هنري نام گرفتند و بعدترها چهره‌هايي چون سهيل محمودي، ساعد باقري، محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي، فاطمه راكعي و عليرضا قزوه نيز به آنان پيوستند). البته هشت سال بعد يعني در سال 1366، به‌همراه بسياري از هم‌دوره‌يي‌هايش، از حوزه‌ي هنري خارج شد. از ديگر نهادهايي كه قيصر امين‌پور در شكل‌گيري آن‌ها نقش داشت، به تشكيل دفتر شعر جوان در سال 1368 مي‌توان اشاره كرد.

او در سال 1363 مجددا رشته‌ي تحصيلي خود را تغيير داد و در رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد؛ تا اين‌كه در سال 1369 تحصيل در دوره‌ي دكتري اين رشته را آغاز كرد و دفاع از رساله‌ي پايان‌نامه‌اش ـ با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني و همكاري دكتر اسماعيل حاكمي و دكتر تقي پورنامداريان ـ با عنوان "سنت‌ و نوآوري در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد.

دكتر امين‌پور كه تجربه‌ي تدريس در مقطع راهنمايي را در فاصله‌ي سال‌هاي 1360 تا 1362 در كارنامه‌ي خود داشت، از سال 1367 نيز به تدريس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدريس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برمي‌گردد. امين‌پور مدتي نيز به فعاليت‌هاي مطبوعاتي اشتغال داشت.

روحش شاد و یادش گرامی

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:16  توسط رضا پیکرنگار  | 

گل یاس

 حجه الاسلام والمسلمین هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی که  ۵۶ روز پیش در مقابل منزل خود در تهران بازداشت و به بازداشتگاه دادگاه ویژه روحانیت قم منتقل شده بود ، با قرار وثیقه پانصد میلیون ریالی از زندان آزاد شد. 

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:36  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

سایت هواداران قالیباف:دریاى مازندران نام هاى بسیاری را در تاریخ بر خود دید چون دریاى هیرکانیان، ساکازنه، کاسپین، خزر، طبرستان، دریاى خراسان، اکفوده دریا، قزوین ، گیلان، سارى، باکو، دیلم، خوالینسک،تنگیز. کدامیک از این نام ها براى اطلاق دریاى خزر مناسب تر است؟

دریاى مازندران بزرگ ترین دریاچه ى جهان در شمالى ترین بخش خاک ایران ما قراردارد. دریاچه اى با پیرامون ٧٠٠٠ کیلومتر وپهنه ى ٣٩٤٢٠٠ کیلومتر مربع . این دریاچه ى پهناور که روزگارى بخشى از دریاى بزرگ تیتیوس بود حدود ٢٥٠ میلیون سال پیش از اعضا خانواده اش ، دریا هاى آرال ، مدیترانه ، سیاه و دریاى پارس جدا افتاد و به پهناور ترین دریاچه ى گیتى بدل شد.

 دریاى مازندران در طول تاریخ رخ دادهاى بزرگى را در پیرامون خود شاهد بوده و در هر برهه اى از تاریخ مردمان این کشور کهن نامى بر آن نهادند. نام ان دریا در نقشه هاى مورد تایید موسسه ى گیتا شناسى و ژئوفیزیک ایران خزر ذکر شده و نامى که در جهان به آن شهرت دارد کاسپین است. اما اینکه این دو نام از کجا آمده و چرا من آن را دریاى مازندران مى نامم ، موضوعى است که سبب نگارش این نوشتار شد.
همان گونه که پیش از این گفته شد ، دریاى مازندران نام هاى بسیارى را در تاریخ بر خود دید چون دریاى هیرکانیان، ساکازنه، کاسپین، خزر، طبرستان، دریاى خراسان، اکفوده دریا، قزوین ، گیلان، سارى، باکو، دیلم، خوالینسک،تنگیز و... اما آنچه اینجا به آن پرداخته مى شود  سه نام اخیر است که همچنان مورد استفاده قرار مى گیرند.
 خزر : خزرهاى ترک نژاد ، نزدیک به ٢٠ سده پیش از بیابان هاى بى آب آسیاى میانه به سوى سرزمین هاى باخترى کوچ کرده و سرانجام در کرانه هاى باخترى دریاى مازندران ساکن شدند. این قوم که در طول تاریخ به قومى وحشى مشهورند ، در حدود سده ى ششم میلادى ، حکومت مستقلى به وجود آوردند وکشور خود را خاقانات خزر نامیدند.
 خزرها در همان سال ها اندک اندک به دین یهود در آمدند ، و این دین در خاقانات خزر به رسمیت شناخته شد.آنان پس از تشکیل حکومت مستقل و تثبیت آن، هجوم به اقوام همسایه را که اغلب مردمان اسلاو بودند ، آغاز کردند.
 هر از گاهى نیز خساراتى به بخش هاى شمالى امپراطورى ساسانى وارد مى آوردند، تا آنکه براى جلوگیرى از هجوم گاه به گاه این اقوام نیمه وحشى به دستور کیخسروَ اَنوشِ رَوان دیوارى بزرگى در شهر دربند ساخته شد، که سنگ نبشته ى این دستور نیز همچنان بر جاست. تا آنکه در سده هاى ٩و١٠ میلادى با حمله ى اقوام روس خزرها سرزمین هایشان را از دست دادند و به سوى اروپاى شرقى گریختند.
 کاسپین: کاسپین،کاسپیا، کاسپیانا ، کاسپى،که شکل نخستین این نام ها، نام شناخته شده ى کنونى دریاى مازندران در جهان است از نام قومى ایرانى نژاد گرفته شده که تا ٢٠٠٠ سال پیش از میلاد ساکنان جنوب قفقاز بودند و آغاز هزاره  نخست پیش از میلاد به سوى سرزمین هاى جنوبى کوچانده شدند .
 کاسپ ها مردمانى با پوست سپید، موهاى روشن و چشمانى کبود بودند. آنان با گذر از منطق کوهستانى شمال گیلان کنونى وارد ایران شکاسپ ها به آئین میترا ایمان داشتند. تندیس هاى بیشمارى از خود بر جاى گذاشتند که شمار زیادى از آنها در حفارى هاى تپه هاى املش یافت شده است.
 مازندران: درباره ى نام مازندران و معناى آن عقاید بسیارى وجود دارد. که شمارى از آنها را بر مى شمرم . عده اى ”موز“ را نام کوهى گرفته اند که در دل البرز واقع است ، وبا گشایش پاره ى نخست، پاره ى دوم را ” اندر آن “ پنداشتند .که در تاریخ تبرستان ابن اسفندیار ، نیز به این نکته اشاره شده است .
 عده اى نیز واژه ى ”ماز “ را به معناى دژ گرفتند و ترکیب واژگانى را به معناى جایى که دژهاى بسیارى در آن واقع است ترجمه کردند. مى گویند مازیار پور قارن، سردار مشهور تبرى ، دستور ساخت دژ ها مستحکمى را در دل البرز داد تا از ورود تازیان جلوگیرى کند .
 اما نظریه ى دیگرى نیز وجود دارد که دیدگاه زبان شناسانه بسیار قابل توجه است . یکى از خدایان هندو-ایرانى با نام ”ایندرا“ که خداى جنگاورى و طبقه ى جنگاور بوده سبب پدید آمدن این نام است . آریاییان که به ایزدان متعدد ایمان داشتند پنج ایزد را برتر مى شمردند ١.میترا ٢. ایندرا ٣. وَرونا ٤.نَساتیا بدین ترتیب از آن رو که مردمان شمال فلات ایران بر این اعتقاد بودند  و نیز مردمانى تنومند و جنگ آورنام این ایزد را بر سر زمین خود نهادند .
پاره نخست به صورت مز ، مها ، مهى ، مزى ، که همگى به معناى بزرگ اند ، پاره ى دوم ایندرا یا ایندر که از آن سخن رفت ، و پاره ى سوم پسوند ”ان“ است که موقعیت مکانى را نشان میدهد . پس ”مز ایندرا ان “ یا مازندران به معناى سرزمین ایندراى بزرگ است .
 اما در پایان سوالى مطرح مى شود ، جامعه جهانى این دریاچه پهناور را با نام قومى ایرانى نژاد به نام کاسپین مى شناسد و ما به عنوان نگاهبان این فرهنگ کهن آن را با نامى به رسمیت مى شناسیم ، که از اقوامى نه چندان متمدن  بر جاى مانده است. کدام یک به نظر صحیح تر مى رسند ؟
  نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:36  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM