تبليغاتX
گل یاس
 
جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 

      

اين شب وحشت افزا سرآيد

 در شبي اين چنين وحشت زا                        

  مي روم در پي آرزويي

       در پي يار گمگشته خويش                             

 مي كنم هر كجا جستجويي

صبر كن اي دل آرزومند                                 

                                                              كاين شب تيره روز گردد

                                          نو ر حق بر سياهي باطل

تا مگر باز پيروز گردد

        باش تا سر زند آفتابي                                  

  وين شب وحشت افزا سر آيد

   دور ظلم و ستم طي شود باز                          

   روزگاري از اين خوشتر آيد

 

شعر : دکتر علی شریعتی

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 23:27  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

گل یاس: جمعی از رزمندگان و جانبازان شهرستان فریمان ، طی بیانیه ای ، نسبت به رد صلاحیت برخی از کاندیداها ی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی (که دارای سوابق روشن در جبهه و جنگ هستند) این شهر ، معترض و خواستا ر تجدید نظر در روند احراز صلاحیت این عزیزان شدند. در این بیانیه که خطاب به هیات نظارت بر انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی خراسان رضوی و هچنین رونوشت به دفتر مقام معظم رهبری، ریاست محترم دفتر بازرسی رهبر معظم انقلاب اسلامی جناب حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری ، هیات نظارت مرکزی و شورای نگهبان نوشته شده ، آمده است :

با خبر شدیم صلاحیت تعدادی از نامزدهای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه فریمان ، سرخس، احمد آباد و رضویه که دارای سوابق روشن و درخشان در جبهه و جنگ هستند، توسط هیات های اجرایی و نظارت شهرستان فریمان رد صلاحیت شده است.

ما جمعی از رزمندگان که هنوز خاطرات و آثار هشت سال دفاع مقدس بر ذهن و پیکرمان مشهود است ، خواهان رسیدگی و تجدید نظر در ردصلاحیت همرزمانمان در سالهای دفاع مقدس هستیم ، عزیزانی که علائم جانبازی و حضورشان در همه صحنه های دفاع از نظام جمهوری اسلامی ، بیانگر اعتقاد و التزام عملی آنها به اسلام ، نظام مقدس جمهوری اسلامی ، قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه است. به اعتقاد ما انتخابات زمانی پر شور و با حضور گسترده مردم برگزار می شود که رقابت بین نیروهای توانمند و مدافع نظام جمهوری اسلامی باشد و بر همه ما واجب است

که با تلاش خود برای حضور همه جانبه مردم ، بکوشیم. انشاء الله انتخابات این دوره هم مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی باشد.

مختصری از سوابق افراد رد صلاحیت شده ای که خواهان تجدید نظر هستیم.

 

نام و نام خانوادگی

مدت حضور در جبهه ، نوع اعزام و جانبازی

مدرک تحصیلی

توضیحات

جعفر افقهی فریمانی

10 ماه حضور در جبهه بصورت داوطلبانه و جانباز

فوق لیسانس

برادر دو شهید

محمد اکبری فریمانی

21 ماه حضور در جبهه بصورت داوطلبانه و جانباز 25 درصد

فوق لیسانس

سابقه دو بار مجروحیت

احمد برزخی فریمانی

17 ماه حضور در جبهه بصورت داوطلبانه و جانباز 50 درصد

فوق لیسانس

سابقه پنج بار مجروحیت و اهدای چشم

غلامرضا توکلی فریمانی

6 ماه حضور در جبهه بصورت داوطلبانه

لیسانس

 

اله نظر صفدری

9 ماه حضور در جبهه بصورت داوطلبانه

فوق لیسانس

 

 

اسامی امضا کنندگان (بر اساس حروف الفبا)

احدی محمد علی / احترامی محمد/اقتداری علی/براتی علیرضا/بیدار سید مصطفی/ تیموری علی اکبر/توکلو مجید / توکلو عبدالرضا/ جوان رضا / حاج محمدی ابراهیم / خزاعی حسین / خزاعی علی اصغر /سنجری علی/شرفی ابوالحسن / فتاح زاده اسماعیل / فرهی فریمانی باقر / فرهی فریمانی جواد / فرهی فریمانی ناصر/ قاسمی غلامرضا / کسبی فریمانی جعفر / کسبی فریمانی علی / کسبی فریمانی محمد / کسبی فریمانی مرتضی / گسیل فریمانی حسین / محمدزاده حسن / مردخواه  حسینعلی / مهدیان پور عبد الحمید / نصری فریمانی محمود / نوروزی محمد / همتی محمد رضا

 

 

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:4  توسط رضا پیکرنگار  | 

    

       سخنان تاريخی امام خطاب به نيروهای نظامی و سپاه درباره انتخابات

حمید انصاری؛ قائم‌ مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره):  امام خمینی در 24 اسفند 1360 یعنی در شرایطی که نه تنها در عرصه جریانات داخلی کشور احزاب نیرومند اسلامی حضور فعال داشته بلکه هنوز جنایتهای سازمان منافقین در اوج بود، و حزب توده و بسیاری از احزاب کمونیستی و ملی‏گرا رسماً و علنی فعالیت می‏کردند، یعنی در شرایطی که اگر قرار بود سپاه و بسیج و قوای نظامی در مسائل سیاسی احزاب مداخله کنند قطعاً آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خمینی که بنیانگذار این نظام الهی و پایه‏گذار بسیج و سپاه و ارتش جمهوری اسلامی است با صراحت می‏فرماید: «ورود سیاست در ارتش شکست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست». برخلاف برخی تحلیلهایی که اخیراً در مورد لزوم جانبداری بسیج و سپاه از رشد و توفیق احزاب و جناحهای سیاسی خاص و خالص دینی می‏شود امام خمینی در همین سخنرانی ـ و در فرازهایی دیگر که نقل خواهد شد ـ ورود قوای نظامی و بسیج به عرصه مناقشات سیاسی حتی به نفع خالصترین جناحها و جریانهای صددرصد اسلامی را نیز صراحتاً نهی کرده است. امام می‏فرماید:«من عرض مى‏كنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا كه این افراد در هیچ‏یك از احزاب سیاسى، در هیچ‏یك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید اصلاً. تكلیف الهى ـ شرعى همه شما این است كه یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید؛ مختارید از ارتش كناره‏گیرى كنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنایش این است كه ارتشى باید از ارتشى‏اش دست بردارد، بازیهاى سیاسى باید توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى كه وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یك گروهى است كه بسیار مردم خوبى هم هستند، ولو یك حزبى است كه بسیار حزب خوبى هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست، به فساد مى‏كشد اینها را. و من عرض مى‏كنم كه كسانى كه در رأس ارتش هستند و كسانى كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسى در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همین‏طور سپاه پاسداران و همین‏طور سایر قواى مسلح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید كرد. تكلیف همه شما این است كه با هم باشید بدون اینكه در یك حزب یا در گروهى وارد شده باشید، هر گروهى مى‏خواهد باشد. گروه فاسد كه ان‏شاءاللّه‏، وارد نمى‏شوید، گروههاى بسیار خوب هم وارد نشوید. باید شما مستقل، بدون اینكه پیوند به یك گروهى داشته باشید مستقل باشید و از حزب اللّه‏ تعالى شأنه. ... این گروههاى اسلامى هم نباید دخالت در امور ارتش بكنند و نباید در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانید یك عضو صالح و یك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشید. ورود سیاست در ارتش شكست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست. و من امر مى‏كنم به شما كه یا در ارتش یا در حزب، دوم ندارد كه بخواهید هم ارتشى باشید، هم حزبى، نمى‏شود.» سخنان زیر از امام خمینی نیز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسئولین نظام ایراد شده است: «همه دنیا كه دنبال این هستند كه ارتششان از امور سیاسى كنار باشد، آنها یك چیزى مى‏فهمند كه مى‏گویند این را ـ ما كه مى‏خواهیم كه سپاه و ارتش جنداللّه‏ باشند و دسته‏بندى نداشته باشند و جهات سیاسى را كنار بگذارند، براى اینكه اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم.» امام خمینی، همان عزیزی که بوسه بر دست و بازوی بسیجیان و سپاهیان را افتخار می‏دانست و آنان را در خالصانه‏ترین مناجاتهای خویش دعا می‏کرد در همین سخنرانی در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهی که نسبت به خطرهای عظیم ورود قوای مسلح به مسائل انتخاباتی و مسائل سیاسی جناحها داشت فتوا و نظر صریح شرعی خویش را خطاب به اعضای سپاه چنین بیان می‏کند: «براى سپاهیها جایز نیست كه وارد بشوند به دسته‏بندى، و آن طرفدار آن یكى، آن یكى طرفدار آن یكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مى‏گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مى‏شود، جریانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پیدا كنند؟ براى سپاه‏جایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مى‏دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، باید فكر بكنیم...» امام خمینی در سال 62 خطاب به نماینده خویش در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) و مسئولین سپاه اصفهان می‏فرماید: «...اصفهان مردم خوب و متدینی دارد، آقایان كه آنجا مى‏روند توجه داشته باشند كه به هیچ كس گرایش پیدا نكنند، و سعى كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صمیمیت برخورد كنید، سعى كنید اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانید.» این عین سخن امام خمینی است که زمان تشکیل وزارت سپاه فرموده است: «باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود جهات نظامی آن از بین می‏رود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند» و امام خمینی در پیام 29 فروردین 1361 خطاب به تمامی نیروهای نظامی چنین می‏نویسد: «از امور مهمى كه باید تمام نیروهاى مسلح از آن پیروى كنند و اغماض از آن به هیچ‏وجه نمى‏توان كرد و باز هم تذكر داده‏ام، آن است كه هیچ‏یك از افراد نیروهاى مسلح، چه رده‏هاى بالا یا پایین در حزب و گروهى با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامى و به جمهورى اسلامى وفادار باشند. و هر كس در یك حزب و گروه وارد شد باید از ارتش و سپاه و سایر قواى انتظامى و نظامى و قواى مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند كه هر كس در یكى از احزاب یا گروههاى سیاسى یا دینى وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش یا دیگر قواى مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظف‏اند چنین اشخاصى را به فرماندهان معرفى نمایند. و باید توجه داشته باشند كه ورود قواى مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پایه قواى مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود.» آنانکه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهای حقیقتاً برخاسته از عمق جانشان از بی‏وفایی کوفی‏صفتان تبری جسته و تا پایان عمر به رهروی راه امام پیمان دارند خصوصاً فارغ التحصیلان «مدرسه عشق»، بسیجیان دریادل و سپاهیان عزیز، تفسیر و منظور امام را از خود کلام امام و از متن وصیتنامه او بجویند که فرمود: «وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه‏ها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت مى‏توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه ـ بى‏اشكال به تباهى كشیده مى‏شوند ـ و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.» هرگز فراموش نکنیم آنچه که امام خمینی با بینش ژرفی که عمیقترین مسائل سیاسی گذشته و حال جهان و ایران را می‏شناخت در فراز فوق تکلیف همیشگی سپاه و بسیج در موضوع مناقشات سیاسی و جناحی و در عرصه فعالیتهای انتخاباتی و دیگر زمینه‏های مسائل سیاسی را با وضوح کامل روشن کرده است این وصیت همان کسی است که اسلام را عین سیاست می‏دانست و تفکیک دین از سیاست را هرگز روا نمی‏شمرد. امام با شناخت دقیقی که از شرایط جامعه ایران داشت و با اشرافی که به تکالیف عمومی و اختصاصی اشخاص و نهادها و قشرهای مختلف داشت در مقام راهبری نظام اسلامی و فرمانده کل قوا بخوبی این حقیقت را دریافته بود که نیروهای مسلح عموماً، و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامی یعنی سپاه و بسیج که حافظان مسلح این مرز و بوم و پاسداران جان بر کف انقلاب اسلامی‏اند هر گاه به وادی مناقشات احزاب و گروههای سیاسی ـ که بطور طبیعی و همواره در جامعه با دیدگاهها و سلایق مختلف حضور دارند ـ وارد شوند بمنزله سم مهلکی است که آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملی و اسلامی به مظهر حمایت از این جناح و آن حزب متنزل می‏سازد و افزون بر خطر اختلافات داخلی که از این ناحیه در درون مهمترین نیروهای حافظ کشور و انقلاب پدید می‏آورد به تدریج آنان را از حمایت افکار عمومی تمامی اقشار ملت که لامحاله دارای گرایشات مختلف و متکثر می‏باشند محروم می‏سازد. و خدای ناکرده اگر رویکرد اصولی که برگرفته از خط‏مشی امام و مقام معظم رهبری بر بی‏طرفی قوای مسلح نسبت به مناقشات سیاسی و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههای درون نظام تاکنون حاکم بوده است، به‏تدریج تحت تأثیر تفسیر و رویکردهای جناحی و سیاسی تغییر کند و عزیزانی که سرمایه‏های بی‏بدیل حراست از کیان ملک و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها کشیده شوند و در انتخابات با توجیهاتی همچون تکلیف شرعی و انقلابی برخلاف صریح وصایای امام و رهبری به نفع این گروه و آن گروه وارد میدان شوند یقیناً به کیان جایگاه رفیع ایشان در نزد افکار عمومی و همچنین به سلامت روندی که طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعی و عینی است صدمات جبران‏ناپذیر وارد خواهد شد. البته آنچه که گفته شد صرفاً دغدغه‏هایی است پیشگیرانه که قطعاً فرماندهی معظم کل قوا و مسئولین و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسیج و یادگاران دفاع مقدس کاملاً مراقبند و انشاءالله هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد. نکته آموزنده آنکه امام خمینی که می‏خواست بسیج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگی ملی باشند و نه عرصه مناقشات سیاسی و جناحی، به عنوان فرمانده کل قوا خود ایشان بیش از همه عامل به این سفارش اکید بود. فرمان ایشان در اوج منازعات سیاسی و جبهه‏بندیهای گروهها در کشور، خطاب به اعضای دفتر خویش و پاسداران بیت چنین است: «من اخطار مى‏كنم به تمام كسانى كه در دفتر هستند و یا در دفتر و منزل اینجانب مى‏آیند كه باید با كمال بیطرفى و بى‏نظرى عمل كنند، و هیچ گفتار یا كردارى كه از آن انتزاع طرفدارى از اشخاص یا گروهها و مخالفت با اشخاص، یا گروهها گردد به جا نیاورند؛ و تخلف از این امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامى است. و كسانى كه بخواهند تخلف كنند نباید در دفتر یا منزل اینجانب بمانند. و نیز به پاسداران اطراف منزل اخطار مى‏كنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامى با اشخاص از هر گروهى هستند، روحانیون معظم و شخصیتهاى دولتى و انقلابى، رفتار كنند

 

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 17:30  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

گفتگو با وحید دریایی ، تنها دانش آموز بالینی ایران

 

برای پاسخ به سوالات کنکور به زمان بیشتری نیاز دارم

 

وحید دریایی تنها دانش آموز بالینی ایران است که در فریمان زندگی می کند. او 24 سال سن دارد و فرزند کوچک خانواده ای هفت نفره است.وی در تابستان 1379 بر اثر یک بدشانسی ، دچار آسیب دیدگی جدی در ناحیه گردن (مهره پنجم ) و در نتیجه ضایعه نخاعی شد. وحید در حال حاضر در دوره پیش دانشگاهی رشته ریاضی فیزیک درس می خواند و خود را برای کنکور سراسری آماده می کند. در ذیل گزیده ای از صحبت های این عزیز با گل یاس (رضا پیکرنگار) را می خوانیم.

وحید در مورد چگونگی اتفاق افتادن آن حادثه گفت : به علت زدن شیرجه از ارتفاع به داخل دریا و به دلیل اینکه عمق آب کم بود و وزن من و نیز ارتفاع زیاد ، وقتی به آب رسیدم ، دیگر گردنم نتوانست وزنم را تحمل کند و بر اثر آن مهره پنجم گردنم با دررفتگی و شکستگی همراه و در نتیجه دچار ضایعه نخاعی شدم و این سبب شد که از گردن به پایین فلج شوم.

 او تقریبا 3 سال است به همراه خانواده اش در فریمان زندگی می کند ،در مورد چگونگی درس خواندن و ادامه تحصیلش گفت : سال دوم حسابداری بودم که با وقوع این اتفاق ترک تحصیل کردم و 5 سال از درس خواندن دور شدم ، پس از اینکه تصمیم گرفتم دوباره درس خواندن را شروع کنم ، ادامه دادن در این رشته را سخت دیدم و چون به زبان علاقه داشتم با مشاور مدرسه توانخواهان مشهد صحبت کرده و ایشان گفتند به دلیل داشتن این شرایط ، بهتر است رشته علوم انسانی بخوانم تا از این طریق بتوانم در کنکور زبان شرکت کنم . وقتی که درسها را تطبیق دادم ( که 25 واحد راقبول کردند ) خود را آماده تحصیل در رشته انسانی کردم اما قویدل دبیری که برایم فیزیک درس می داد ، وقتی استعداد من را در یادگیری این درس مشاهده کرد ، پیشنهاد رشته ریاضی فیزیک را داد ، که با مشورت خانواده قرار شد این رشته را بخوانم و...    

وی در پاسخ این سوال که مدرسه و یا بطور کلی آموزش و پرورش همکاری لازم را داشته اند یا نه ، گفت : بنا به دلایلی قرار شد به دبیرستان بزرگسالان ابن سینا فریمان بروم ، و  زمانی که حاج خانم ( مادر ) برای ثبت نام به این دبیرستان رفت با جواد فرهی رئیس (سابق ) آن مدرسه آشنا شد. پیگیری ها و دوندگی های وی (جواد فرهی)  سبب شد که آموزش و پرورش در جریان قرار گیرد . اکنون این اداره نسبت به ادامه تحصیل من همکاری لازم را دارند.

 

رضا پیکرنگار (گل یاس)

 

وحید دریایی پیرامون شرکت در کنکور سراسری و مشکلات آن گفت : متاسفانه برای کنکور دو مشکل اساسی دارم ، یکی در مورد محل حوزه کنکور و دیگری مدت زمان پاسخ دادن به سوالات در کنکور است . در بخش نامه هایی که خواندیم در مورد این نوع معلولیت مطلبی نوشته نشده بود!؟ به خاطر اینکه من اولین دانش آموز بالینی ایران در این مقطع هستم، امتیاز خاصی برای این نوع معلولیت ، که می شود گفت بیماری مجهول !؟ پیش بینی نشده است . به همین دلیل باید بروم حوزه امتحان دهم ، و تدابیری نیاندیشیده اند تا بتوانم در خانه و بر روی تخت به سوالات پاسخ دهم. باید این را اضافه کنم که نمی توانم در حوزه از ویلچر استفاده کنم، زیرا فقط می توانم 30 دقیقه بر روی آن بنشینم و اگر بیشتر شود ،فشار خونم پایین آمده و چشم هایم سیاهی می رود و در نتیجه تمرکزم را از دست می دهم . در مورد زمان کنکور هم بگویم که در بخش نامه ای که در مورد معلولین آمده است ، برای آنهایی که فلج مغزی اند ، 3/1 دقیقه مختص هر سوال پیش بینی شده است . در صورتیکه من باید سوالات را بطور ذهنی و بدون استفاده از دستهایم انجام دهم ، برای هر سوال ( مثل شیمی ، فیزیک ، ریاضی ، حساب و دیفرانسیل و... ) حداقل 5 دقیقه وقت نیاز دارم .

 وی در پاسخ به این سوال که چه رتبه ای را در کنکور پیش بینی می کند و نیز دوست دارد چه رشته ای را ادامه تحصیل دهد، گفت : تلاش می کنم که رتبه ام زیر هزار شود، ولی حتی اگر نشد زیر 5 هزار هم که باشد راضیم . و اگر شرایط همین طور باشد مجبورم زبان بخوانم ولی اگر بهتر شدم مهندسی عمران ، مهندسی پزشکی ، را دوست دارم .

 وحید در مورد خوب شدن بیماریش با عمل و جراحی گفت : با توجه به اینکه داروی این نوع بیماری را ایرانیان کشف کرده اند ، به عمل امیدوارم ولی به دلیل پاره ای از مشکلات قرار شد عمل جراحی را بعد از کنکور انجام دهم .

وی با بیان اینکه مسئولان اطلاع ندارند دانش آموز بالینی یعنی چه!؟ گفت : تابستان با همکاری مدرسه توان خواهان مشهد از من فیلم برداری کردند تا آنرا ببرند به مسئولان کشوری نشان دهند تا آنها متوجه شوند دانش آموز بالینی هم وجود دارد . متاسفانه آنقدر اطلاعات در این مورد ضعیف است که وقتی بگویی دانش آموز بالینی، شاید آنها (مسئولان)شرایط وی را درک نکنند ؛ به همین منظور از طریق همان فیلم، برای معرفی و آشنا یی با این بیماری، استفاده کردند .

وی در پایان از زحمات و تلاش های خانواده اش ، دبیران ، دوستان و بویژه جواد فرهی تشکر و قدردانی کرد .   

 

پی نوشت :

این گفتگو در ضمیمه روزنامه کیهان ویژه استان خراسان (شمالی ، رضوی و جنوبی ) در دی ماه 1386 منتشر شده است.

 

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 14:0  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

احمد شیرزاد : من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست . من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري . من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة ميليوني با صراحت مرا متهم كني روشنگري كرده اي . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پيش رويش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ايراني را به بيگانه منسوب كني مردم رابيدار كرده اي .

من ناحقم چون قدرتي غير از كلام ندارم و تو بر حقي چون از هر قدرتي براي اعمال نظراتت بهره مندي . من قابل اعتماد نيستم چون در حلقه قدرت جايي ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشي مصون هستي . من بايد تا فيها خالدون زندگي شخصي ام را براي توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه ياران مورد اعتمادهستي زندگي ات درپرده است . من از فردايم نمي توانم ايمن باشم و تو براي جايگاه نواده هايت هم برنامه داري .

به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني . به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني . مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني . يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه . يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي . اين نظام به تو حقي داده است كه خداوند به پيغمبرش نداد .

اكنون تو در موضعي نشسته اي كه ايمان يا بي ايماني مرا محك بزني . به ياد ندارم خداوند در هيچ فرازي به هيچ فرستنده اي اين حق را داده باشد كه در اين دنيا انسانها را به مؤمن و غير مؤمن ، معتقد و غير معتقد ، ملتزم به اسلام و غير ملتزم به اسلام و... تقسيم كند .

 اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟ تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملي داري ؟ چه كسي به تو تضميني داده است كه نماز ت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداونداز من بالاتر تعيين كرده است ؟ خودت بهتر مي داني كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط بااصحاب قدرت بر آن صندلي قضاوت تكيه كرده اي . خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود . تو خودت خوب واقفي كه در اين كشور با چه سرعتي هر سال عده اي را ازقطار سياست پياده مي كنند . بنابر اين خوب مي داني كه شرط سوار ماندن چيست . مي داني كه در هر زمان بايد از چه كساني تبري بجويي وتلاش كني با خشن ترين تدابير از آنها ياد كني تا كسي در وفاداري تو شك نكند .

 سي سال پيش همه با هم بر قطار انقلاب سوار شديم تااز تاريكي يك نظام ديكتاتور غير پاسخگو به روشنايي يك نظام مردم سالار و شفاف سفر كنيم . نمي دانم در آن زمان تو كجا بودي ، كناري ايستاده و تماشا مي كردي ،‌يا مثل امروز معتقد بودي كه هر چه حكومت انجام مي دهد خدشه ناپذير است ؟ شايد اصلاً به اين دنيا نيامده بودي و شايد مثل من به فرداهاي روشني در پرتو يك نظام سياسي مردم سالار و اخلاقي فكر مي كردي . ما همه با هم از كوچه ها و خيابانهاي شهر گذر كرديم و در دالان تاريخي نه چندان طولاني سه دهه از عمرمان را گذرانديم . اكنون تو راهت را چنان تنظيم كردي كه در پشت ميزي بنشيني و در مورد ايمان و اعتقاد من تصميم بگيري و من به راهي رفته ام كه براي ملاقات با تو بايد بيرون بايستم تا حاجب از تو كسب تكليف كند .

درست است كه برادر ،راه ما از هم فاصله دارد . تو معتمدي دراين كشور كساني برات پاكي و تقواي خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پيشينه اي در هر موقعيتي بري از خطا نيستند . تو بر اين تصوري كه هر چه از ناحيه حاكمان رسد عين حق است و من معتقدم حاكمان عميقاً به نصيحت و هشدار ما نيازمندند . تو بر اين گماني كه همين كه نام اسلام بر يك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامي است و من فكر مي كنم وراي ظواهر اسلامي اين رعايت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحيح يك نظام خواهد بود .

آري من و تو با هم فرق داريم ، زياد هم فرق داريم . من پس از انقلاب به اينصورت بودم كه بايد گام به گام يك نظام سالم و صالح را پي ريزي كرد و تو فكر مي كردي كه هر چيز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد .

من بر اين گمان بودم و هستم كه كشور همواره نياز به اصلاح و ساماندهي دارد و تو بر اين تصوري كه ما در ايده آل ترين نظام سياسي چه نيازي به تغييرات داريم . من از آن آغاز نتوانستم به راحتي چشمم را به روي ناراستي ها ببندم و تو چشم ات را به بالا دست دوختي كه از كدام مسير بروي تا كسي از تو رنجيده نشود . من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسي كه تو را از قطار پياده نكنند . من وقتي ببينم مركب كشور مسير را به خطا مي رود فرياد مي زنم و تو با تمام قوا مراقبي كه از مركب به زمين نيفتي .

آري برادر ، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي . من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم . من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم . ايران ما در آستانه فرازي خطير از تاريخ خويش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نياز دارد تا با تدبيري مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را جبران كنند . بي انصافان و عدالت شكناني كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهي براي حذف ديگران و ابدي كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحيت نشستن بر جايگاههاي مديريت اين جامعه راندارند . البته اگر كساني رأي خود را بر ملت مقدم نمي پنداشتند آنگاه مردم به بهترين وجه معين مي كردند كه چه كسي صلاحيت دارد و چه كسي بي صلاحيت است ؟

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:1  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM