جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون |
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که پیدرپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور میکردند بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده میکرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟ دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
میر حسین موسوی
کلوبلاگ تاریخی (پاسخگوی تاریخی ) :امام صادق(ع) درروزدوشنبه،هفدهم ماه ربیع الاول سال 83 هجری،كه مصادف است با روزولادت سراسرسعادت خاتم انبیاء حضرت محمدبن عبدالله-صلی الله وعلیه وآله-، در زمان خلافت عبدالملك بن مروان اموی به دنیا آمد.نام مبارك ایشان«جعفر»بود وكنیه ی شریفش«ابوعبدالله» والقاب آن حضرت«صابر،فاضل،طاهر،صادق،كه مشهورترین القاب آن جناب،صادق است».
درشمایل حضرت صادق(ع) گفته اند كه:آن حضرت میانه بالا،افروخته رو،سفیدبدن،كشیده بینی وموهای اوسیاه ومجعّد بود وبرخدّ رویش خال سیاهی وجود داشت.مادرآن حضرت،نجیبه ی جلیله ی مكرّمه،«فاطمه»مسمّاة به «امّ فروه»،دخترقاسم بن محمد بن ابی بكراست.{منتهی الأمال تك جلدی،ص815}.
آنحضرت در ماه شوال یا رجب در سال 148 هجری در زمان خلافت ابو جعفر منصور عباسی به سبب انگورزهرآلودی كه منصورعباسی به آن حضرت خورانید رحلت كرد.ودروقت شهادت ازسن مباركش،شصت وپنج سال گذشته بود.
در عهد امامت امام ششم در اثر انقلابهای كشورهای اسلامی و خصوصا قیامی كه مسوده ( سیاه جامگان) برای برانداختن خلافت بنىامیه كرده بودند و جنگهای خونینی كه منجر به سقوط خلافت و انقراض بنی امیه گردید و در اثر آنها زمینه خوبی كه امام پنجم در بیست سال زمان امامت خود با نشر حقایق اسلامی و معارف اهل بیت مهیا كرده بود, برای امام ششم امكانات بیشتر و محیط مناسبتری برای نشر تعالیم دینی پیدا شد.
آن حضرت تا اواخر زمان امامت خود كه مصادف با آخر خلافت بنىامیه و اول خلافت بنی عباس بود از فرصت استفاده نموده به نشر تعالیم دینی پرداخت وشخصیتهای علمی بسیاری در فنون مختلفه عقلی و نقلی مانند (( زاره)) و (( محمد بن سالم)) و (( مومن طاق)) و ((هاشم بن حكم)) و (( ابان بن تغلب)) و (( هشام بن سالم)) و ((حریز)) و ((هشام كلبی نسابه)) )) و(( جابر بن حیان صوفی)) شیمیدان و غیر ایشان را پرورش داد, حتی عدهای از رجال علمی عامه نیز مانند (( سفیان ثوری )) و (( ابوحنیفه )) رئیس مذهب حنفیه و (( قاضی سكونی )) و ((قاضی ابوالبختری)) و غیر ایشان افتخار تلمذش را پیدا كردند (معروف است كه از مجلس درس و حوزه تعلیم امام چهارهزار نفر محدث و دانشمند بیرون آمده است)
احادیثی كه از صادقین یعنی از امام پنجم و ششم مأثور است, از مجموع احادیثی كه از پیغمبر اكرم(ص) و ده امام دیگر ضبط شده است, بیشتر است. ولی در اواخر عهد خود, دچار منصور خلیفه عباسی شد و تحت مراقبت و محدودیت شدید درآمد. منصور آزارها و شكنجهها و كشتارهای بیرحمانهای در حق سادات علوی روا داشت كه از بنىامیه با آن همه سنگدلی و بىباكی سرنزده بود. به دستور وی آنان را دسته دسته مىگرفتند ودر قعر زندانهای تاریك و با شكنجه و آزار به زندگیشان خاتمه مىدادند و جمعی را گردن مىزدند و گروهی را زنده زیر خاك مىكردند و جمعی را در پی ساختمانها یا میان دیوارها گذاشته رویشان بنا مىساختند. منصور دستور جلب امام ششم را از مدینه صادر كرد ( امام ششم پیش از آن نیز یك بار به امر سفاح خلیفه عباسی به عراق و پیش از آن نیز در حضور امام پنجم به امر هشام خلیفه اموی به دمشق جلب شده بود)
مدتی امام را زیر نظر گرفتند و بارها عزم كشتن آن حضرت را نموده و هتكها كرد ولی بالأخره اجازه مراجعه به مدینه را داده و امام به مدینه مراجعت فرمود و بقیه عمر را با تقیه شدید و نسبتاً با عزلت و گوشهنشینی برگزار مىكرد تا به دسیسه منصور مسموم و شهید شد)
منصور پس از آنكه خبر شهادت امام ششم را دریافت داشت, به والی مدینه نوشت كه به عنوان تفقد بازماندگان , به خانه امام برود و وصیتنامه آن حضرت را خواسته و بخواند و كسی را كه وصی امام معرفی شده فىالمجلس گردن بزند. و البته مقصود منصور از جریان این دستور این بود كه به مسئله امامت خاتمه دهد و زمزمه تشیع را بكلی خاموش كند ولی برخلاف توطئه وی وقتی كه والی مدینه طبق دستور, وصیتنامه را خواند دید امام پنج نفر را برای وصایت تعیین فرموده. خود خلیفه و والی مدینه و عبدالله افطح فرزند بزرگ و موسی فرزند كوچك آن حضرت و حمیده و به این ترتیب تدبیر منصور نقش بر آب شد.
درادامه این نوشتاربه جایگاه ومقام با عظمت امام صادق علیه السلام،اززبان بزرگان غیرشیعه خواهیم پرداخت.چرا که مقام این امام عزیزآنقدربا عظمت است که کسانی که پیروایشان نبودند هم نتوانستند ازبیان آن خودداری کنند،لذا درموارد مختلف زبان به بیان آن پرداختند.
*مالک بن انس (ازائمه اربعه اهل سنت)ازجمله کسانی است که مدتی درمحضرامام صادق علیه السلام شاگردی کرده ودربارۀ شخصیت آن حضرت چنین می گوید:«مدتی خدمت جعفربن محمد مشرف می شدم.آن حضرت اهل مزاح بود وهمواره تبسم ملایمی برلبهایش نقش می بست.هنگامی که درمحضرش نامی ازرسول خدا صلی الله علیه وآله برده می شد،رنگش به سبزی وسپس به زردی می گرایید.درمدتی که به خانۀ آن حضرت رفت وآمد داشتم ایشان را خارج ازسه حال ندیدم؛یا نمازمی خواند،یا روزه بود،ویا به قرائت قرآن اشتغال داشت.هرگزبدون وضوازحضرت رسول صلی الله علیه وآله حدیث نمی فرمود.وسخنی به گزاف نمی گفت.ایشان ازجمله علمای زاهدی بود که ترس ازخدا سراسروجودش را فراگرفته بود.
*ازعمربن مقدام نقل شده که گفت:هنگامی که جعفربن محمدعلیه السلام را می دیدم،می فهمیدم که اوازنسل پیامبران است.
*جاحظ ازعلمای مشهورقرن سوم دربارۀ آن امام چنین می گوید:جعفربن محمد کسی بودکه علم وفقهش عالم را فراگرفته وگفته می شود که ابوحنیفه ازشاگردان اوبودوهمچنین سفیان ثوری، وتلمّذ این دونزد آن حضرت درعظمت علمی اوکافی است.
*ابوحنیفه می گوید:من هرگزفقیه تراز جعفربن محمد ندیده ام،اومسلّم اعلم امّت اسلامی است.
*شهرستانی نویسندۀ کتاب مشهور«ملل ونحل» دربارۀ شخصیت علمی واخلاقی آن حضرت می نویسد:اودرامورومسائل دینی ازدانشی بی پایان ودرحکمت ازادبی کامل ونسبت به اموردنیا وزرق وبرقهای آن اززهدی نیرومند برخورداربود وازشهوتهای نفسانی دوری می گزید.
*ابوزهره ازعلمای اهل سنّت دربارۀ امام صادق علیه السلام می گوید:علمای اسلام با تمام اختلاف نظرها وتعدد مشربهایشان درفردی غیرازامام صادق علیه السلام وعلم اواتفاق نظرندارند.
وی درجایی دیگرگفته است:دانش آن حضرت منحصربه حدیث وفقه اسلامی نبود،بلکه علم کلام نیزتدریس می فرمود.
ودرجایی دیگرمی گوید:بالاترازهمۀ این علوم،امام صادق علیه السلام درزمینۀ اخلاق وعلل وانگیزه های فساد آن،آگاهیهای بسیارارزنده ای داشت.{کتاب حیات فکری وسیاسی امامان شیعه علیهم السلام/رسول جعفریان/ص327-333}.
محمدبن عبدالكریم شهرستانی، از علمای بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل، دربارة آن حضرت میگوید: «هُوَ ذو عِلْمٍ غَزیرٍ، وَ اَدَبٍ كامِلٍ فِی الْحِكْمَةِ، وَ زُهْدٍ فِیالدُّنْیا، وَ وَرَعٍ عَنِ الشَّهَواتِ.» یعنی [او، هم دارای علم و حكمت فراوان و هم دارای زهد و ورع و تقوای كامل بود.] بعد میگوید مدتها در مدینه بود، شاگردان و شیعیان خود را تعلیم میكرد، و مدتی هم در عراق اقامت كرد و در همة عمر، متعرض جاه و مقام و ریاست نشد و سرگرم تعلیم و تربیت بود. در آخر كلامش در بیان علت اینكه امام صادق توجهی به جاه و مقام و ریاست نداشت اینطور میگوید: «مَنْ غَرَقَ فی بَحْرِ الْمَعْرِفَةِ لَمْ یَقَعْ فی شَطٍّ، وَ مَنْ تَعَلّی اِلی ذروَةِ الْحَقیقَةِ لَمْ یَخَفْ مِنْ حَطٍّ.» یعنی [آن كه در دریای معارف غوطه ور است به خشكی ساحل تن در نمیدهد، و كسی كه به قلة اعلای حقیقت رسیده نگران پستی و انحطاط نیست.
پی نوشت :
فرارسیدن ایام شهادت ششمین امام شیعیان امام جعفرصادق علیه السلام را به محضرامام زمان عجل الله تعالی فی فرجه وتمام شیعیان آن حضرت تسلیت عرض میکنم.
خداوند مردم را در روز قیامت بر اساس نیاتشان محشور می گرداند(امام جعفرصادق ع)
|
| ||
|
| ||
|
دقایقی پیش از نماز ظهر روز دوشنبه 20 مهرماه 1388 جمعی از دوستان سید محمد خاتمی با حضور در دفتر وی شصت و ششمین سالروز تولد وی را تبریک گفتند. پی نوشت : ۱. سید عزیز ؛ به بهانه روز خوب تولدت ، دست دعا بر آسمان برداشته و استمرار سبز حیاتت را مسئلت دارم. ۲. سید محمود دعایی عزیز ، از لطفتون سپاسگزاریم.
| ||
فرزندان من،دوستان من!
اكنون به پايان زندگی نزديك گشتهام. من آن را با نشانههای آشكار دريافتهام.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بختيار بودهام.
هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمیكنم كه از هنگام جوانی ناتوانترم.من دوستان را به خاطر نيكويیهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز میگذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر میگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت میبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.
همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد .
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نياکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بیجان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهای نغز و زيبا میپرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت میبخشد آميخته گردم.
هماكنون درمی يابم که جان از پيكرم میگسلد ... اگر از ميان شما كسی میخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.
پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند. به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر میخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد. ..
انتظارات از "مهندس موسوی"
از آنجا که در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هستیم ، بر آن شدم تا مطلبی پیرامون این مهم و نیز کاندیدای اصلاح طلبان بنویسم .
با توجه به موج دموکراسی خواهی جهانی ، تحولات بین المللی و مطالبات افکار عمومی در داخل ؛ کشور عزیزمان ( ایران )، اکنون در یک برهه حساس تاریخی قرار گرفته است . دوازده سال از شروع جنبش اصلاح طلبی می گذرد . جنبشی که در هشت سال تجربه ها و فراز و نشیب های فراوانی همراه داشت و نیز چهار سال به صورت راکد و در حالتی برزخی به سر برد . گر چه گام هایی در جهت اصلاح طلبی و آرمان گرایی برداشته شد ، اما در این بین موانع و مشکلات کم نیستند . ناکامی ها و هزینه های این سالیان سبب شده که بسیاری امید خود را از اصلاحات و دموکراسی درون زا از دست بدهند و به انتظار دموکراسی وارداتی بنشینند ، غافل از اینکه دموکراسی را با زور ، اسلحه و تحریم نمیتوان به هیچ جا صادر کرد و صادر کنندگان تا کنون موفق نشده اند که با قوه قهریه ، دموکراسی را به کشوری صادر کنند . چرا که دموکراسی فرآیندی اجتماعی است و به تحولات اجتماعی ، فرهنگی هر جامعه ای ارتباط دارد و برای دمکراتیک کردن ، باید بستر های اجتماعی و بنیان های فرهنگی جامعه از درون متحول شوند و با دستور فرمایشی دموکراسی ایجاد نخواهد شد .
اصلاح طلبی ایرانیان حوادث و تجربه های گوناگونی را پشت سر گذاشته و بدون توجه به آنها امکان نیل به ساختاری دموکراتیک وجود ندارد . اگر قرار باشد که در ایران اصلاحات نهادینه شود باید به تحولاتی چون مشروطه ، ملی شدن صنعت نفت ، انقلاب 57 ، و مهمتر از آنها دوم خرداد 76 توجه کافی شود و با تکیه بر این پشتوانه حرکت اصلاح طلبی ادامه یابد . در شرایط کنونی برای پیشبرد دموکراسی و خیزش دوباره اصلاحات ، به رییس جمهور و دولتی نیاز است که :
1- به آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر اعتقادی راسخ داشته باشد .
2- واقعیات جامعه ایران را به خوبی درک کند و با روند وسیر تحولات اجتماعی ، فرهنگی وسیاسی کشور به خوبی آشنا باشد و بر اساس تجربه های اصلاح طلبانه تاریخی این دیار، برنامه ای فراخور شرایط فعلی برای حرکت دوباره اصلاحات داشته باشد .
3- به تکثر فرهنگی و سیاسی اعتقاد داشته باشد و فضا را برای ایجاد و تقویت احزاب گوناگون و جامعه مدنی قدرتمند آماده کند .
4- اعتقادی راسخ به آزادی بیان داشته باشد و بستر مناسب برای فعالیت آزادانه مطبوعات ، حوزه نشر کتاب و فرهنگ ، سینما ، تئاتر و موسیقی فراهم آورد .
5- به نسل سوم و جوانان توجه ویژه ای داشته باشد و با در نظر گرفتن نیاز های این قشر زمینه را برای حضور فعال آنان در کلیه عرصه های فرهنگی ، فکری ، اجتماعی و سیاسی آماده کند .
6- در عرصه جهانی و مناسبات بین المللی منادی روابط مسالمت آمیز و صلح جویانه باشد و به منافع ملی توجهی ویژه داشته باشد .
7- در حوزه اقتصادی به اقتصاد رقابتی و آزاد اعتقاد داشته باشد و با تقویت بخش خصوصی زمینه های لازم برای حضور در عرصه اقتصاد جهانی را فراهم آورد و همچنین سیاست های مناسبی برای نجات کشور از تک محصولی بودن و اتکا بیش از حد به اقتصاد نفتی داشته باشد .
8- شایسته سالاری را مد نظر قرار داده و با اجرای صحیح قانون ، حقوق همه اقشار جامعه را تامین کند.
9- از حضور زنان در عرصه های مختلف استقبال کرده و به مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان، در پست های کلیدی اعتقاد داشته باشد.
با توجه به انتظارات و نیاز های فوق ، در شرایط فعلی" مهندس میر حسین موسوی "،مناسب ترین و در عین حال اصلح ترین فرد برای پیشبرد دموکراسی و حرکت دوباره اصلاحات (دنباله روی راه سید محمد خاتمی) است.
این را هم باید بدانیم که در دوره های قبل ، اصلاح طلبان همیشه در تلاش بوده اند ، مهندس موسوی وارد انتخابات شود و حال که ایشان گام در این راه گذاشته اند ، وظیفه تمامی ما این است که از او حمایت کنیم.
به امید شرکت پرشور مردم در پای صندوق های رای و نیز پیروزی کاندیدای اصلح اصلاح طلبان.
پی نوشت :
1. در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 ، شعار و عکسی از مهندس موسوی در کنار سید محمد خاتمی با عنوان " دو یاور ، دو همسنگر ، دو پیروی رهبر "تاثیر به سزایی در انتخاب شدن خاتمی به ریاست جمهوری داشت و در حال حاضر قرار گرفتن این دو در کنار هم ، دوباره خاطرات خوب خرداد 76 را تجلی می کند.
2. یادش بخیر ، چهار سال پیش به همراه عده ای از دوستان ، انجمن مدنی دانشجویان روزنامه نگار را در دانشکده انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران تاسیس کردیم. برای شروع دو کار مهم انجام دادیم :
نامه ای به مهندس موسوی برای کاندیدا شدن ایشان در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری و نیز دعوت از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری برای بیان دیدگاهایشان و پرسش و پاسخ با دانشجویان روزنامه نگار .
من چگونه اندیشیدن را از اندیشه ی تو آموختم.
ایثار کردن را در دستان سبز تو رویت کردم .
و چگونه خوب بودن را از تو وام گرفتم .
به بهانه ی روز معطرت ، سپاس می گذارم
تمامی رنج ها و خستگی هایت را .
معلم گرامی روزت مبارک![]()
پیوست :
۱. هر کس کلمه ای به من بیاموزد ، مرا بنده ی خود خواهد ساخت. امام علی (ع)
۲. سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری ، "پاره تن امام (ره)" را تسليت می گویم.
۳.مروری بر زندگی و همچنین فیلم بازسازی صحنه شهادت استاد مطهری
«خاتم انگشتر ایران»
با توام ای همه میراث دلیران! با تو
با توام تازههوای تن بیجان! با تو
با توام کامدنت هم شده حسرت... تردید
با توام «خاتم انگشتر ایران»! با تو
تو که سیماگر آزادی و ایمان بودی
مطلع شور و غزلخوانی باران بودی
تو که با ياد علی یا مددی میگفتی
تو که یادآور ایثار شهیدان بودی
لحظهای گوش بده
تو بتاب آینهکردار و به میدان برگرد
دل به دریا بزن این بار و به میدان برگرد
همچو دریا که زند موج پی موج دگر
موج سوم شو و سالار به میدان برگرد
لحظهای گوش بده
ما به شولای سپید تو ارادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
تو به پا خیز! همه یار دبستانی تو
كه اگر بازآیی
بودنت را همه این بار غنیمت داریم
ترانهسرا: فاطمه شمس
پی نوشت:
دومین ترانه «پویش (كمپین) دعوت از خاتمی» با نام «خاتم انگشتر ایران» برای دانلود روی سایت «موج سوم» قرار گرفته است. این ترانه بر روی شعر «خاتم انگشتر ایران» (سروده فاطمه شمس) و با آهنگسازی كارن كیهانی و صدای اشكان كمانگری به سفارش «پویش دعوت از خاتمی» ساخته شدهاست. دوستداران خاتمی میتوانند برای دانلود این آهنگ به لینک زیر مراجعه كنند.
سید شهاب الدین طباطبایی:نوشتن از انتخابات، آن هم انتخاباتی با ا ين کيفيت که از هر نظر استثنايی است و مانند دولت برگزار کننده اش يک پديده، واقعا کار آسانی نيست.
و دشوارتر هم می شود وقتی که قرار گذاشته ايم برخلاف گفته های قبلی مان که فقط در انتخاباتی آزاد و عادلانه و رقابتی شرکت می کنيم در اين انتخابات که بنا به تشخيص و اعلام مکررمان فاقد شرايط لازم است شرکت کنيم.
حساب کنيد می خواهيم در چنين انتخاباتی شرکت کنيم، پرشور و نشاط اش هم بکنيم، مردم را هم دعوت کنيم به انتخاباتی که با معيارهای قبلی مان رقابتی و آزاد و عادلانه بودنش هم احراز نشده اما چون در بعضی حوزه ها، بعضی کانديداهايمان با بعضی شروط احراز صلاحيت شده اند فعال و سرحال و قبراق شرکت می کنيم. اسم اش را هم گذاشته ايم "حضور معترضانه " و رسم مان هم اين شده که از حضور معترضانه دفاع کنيم و برايش تبليغ.
و ما چون هنوز جوانيم و کم تجربه، معنای دقيق اين حضور معترضانه را درک نکرده ايم. بعضی هايمان فکر می کنند بايد به حضور خودمان معترض باشيم، بعضی ها می گويند بايد در حالی که حضور داريم اعتراض کنيم، بعضی ديگر هم اينطور فهميده اند که بايد در جاهايی که اعتراض داريم حاضر شويم و ....
به هرحال اما جوانيم و پرشور و نشاط و فرموده اند که بايد فعال و پرشور و پرانگيزه حاضر باشيم و البته اجازه داريم که اعتراض هم بکنيم.
حالا که راهی نداريم، و "حضور معترضانه" را از ميان گزينه های محدود شده به همين گزينه برگزيده ايم و چاره ای نداريم جز آنکه به روش پيشنهادی بزرگترهای اصلاحات تمکين کنيم و اطمينان، لااقل شايد بشود از ميان اين همه اجبار دست به انتخاب زد، از روش ترکيبی حضور اعتراضی، اعتراض اش را ما برعهده بگيريم و حضورش را بزرگترها، و البته به لطف نگاه تيزبين هيات های اجرايی و نظارت، کانديداهای جوان فرصتی هم برای حضور نيافته اند تا بتوان به شيوه ای ديگر انتخاب کرد. اين انتخاب ما هم کم از انتخابات پيش رو ندارد.
تازه شبيه تقسيم کارهای قبلی مان وقتی که مثلا دستی در قدرت داشتيم هم می شود، بزرگترها در قدرت حاضر بودند و جوانترها اعتراض ها را می شنيدند، دانشجوها سهم شان اعتراض و بعد تهديد و اخراج و ضرب و شتم بود و بزرگترها بر روی صندلی های قرمز و سبز حضور داشتند.
معتقدم اعتراض کردن سهم جوانان باشد، حداقل آبرو و اعتبارش در اين شرايط بيشتر است هرچند که چند برابر اين اعتبار و آبرو هزينه داشته باشد.
حالا که تقسيم کار کرديم می ماند يک قول و قرار آخر با کانديداهايی که احتمال دارد زبانم لال از تيغ شمارش مجريان و تاييد نهايی ناظران هم بگذرند و واردمجلس شوند. از همين الان رضايت تام و تمام خود را بازهم از سر ناچاری اعلام می کنيم که اگر برای تصويب اعتبارنامه هايتان توسط اکثريت قاطع از پيش تعيين شده مجلس هشتم گرفتاری و مشکلی به وجود آمد، هرگونه ارتباط با معترضين را به کلی انکار و تکذيب و از رفتار معترضانه ما انتقاد و اعلام برائت کنيد، اما فقط يادتان نرود که برای چه و چرا اين همه خفت و خواری کشيديم. لطفا درحدی که برايتان امکان دارد اصلاح طلب بمانيد.
از هرچه که برايمان مهم بود و گذشتيم مهم نيست، آبرو و اعتبارمان که خدشه دار شد اهميتی ندارد، غرور و حيثيت مان که به بازی گرفته شد را فعلا فراموش می کنيم، اما فقط لطفا اصلاح طلب بمانيد.
باور کنيد ديگر نخواهيم پذيرفت که شرايط ايجاب می کند سکوت کنيد يا دوباره با کلمات و عبارات متناقض استرتژی های عافيت طلبانه تان را به رخ مان بکشيد. تا اينجا هم که با شما آمده ايم برايمان سخت بود. لطفا اصلاح طلب بمانيد...
برداشت اول :
در خبرها خواندم که باشگاه سپاهان با ارسال نامه ای رسمی به فیفا خواستار بخشش کسر شش امتیاز پرسپولیس شد. همچنین در مصاحبه ای ساکت ، مدیر عامل این باشگاه تاکید کرده بود که برای کسب جام قهرمانی ، هرگز به فکر کم شدن امتیاز های پرسپولیس نیست.این در حالی است که تیم های فوتبال پرسپولیس و سپاهان رقابت بسیار نزدیكی برای تصاحب عنوان قهرمانی هفتمین دوره مسابقات لیگ برتر ایران دارند و...( به این می گویند اخلاق ورزشکاری )
برداشت دوم :
در خبرها دیدیم (و می بینیم )، شنیدیم( و می شنویم) و خواندیم( و می خوانیم) که اصولگرایان از شرایط حال حاضر انتخابات تقریبا راضی !! و به نوعی تاکید به رد صلاحیت رقیبان خود ( اصلاح طلبان و افراد مستقل ) دارند و نیز اهمیتی به شرکت اصلاح طلبان در انتخابات ندارند و ... (به این می گویند اخلاق سیاسی )
نتیجه گیری اخلاقی :
نظر به اینکه یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب ، نهادینه کردن اخلاق در جامعه بود ، گویا عده ای که خود را به زور مورد قبول جامعه می دانند( می کنند )، از اخلاق بویی نبرده و به هر طریق ممکن و در شرایط نابرابر به تخریب رقیبان خود می پردازند . حتی کار را به جایی رسانیده اند که هر کس از رقیبانشان حمایت کند ، به آن توهین می کنند (مثل توهین به بیت امام خمینی (ره) و عمل کردن خلاف فرمایشات ایشان) و فقط به فکر نشستن بر روی صندلی های بهارستان بدون رقابت هستند.
به هر حال با توجه به شرایط حساس کشورمان ، راهی جز رقابتی شدن انتخابات نیست و گرنه حضور مردم در پای صندوق های رای از دوره پیشین مجلس ( حدود 50 درصد شرکت کننده در انتخابات) کمتر خواهد بود.
به امید تایید صلاحیت افرادی که مردم ، دوستشان دارند.
سخنان تاريخی امام خطاب به نيروهای نظامی و سپاه درباره انتخابات
حمید انصاری؛ قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره): امام خمینی در 24 اسفند 1360 یعنی در شرایطی که نه تنها در عرصه جریانات داخلی کشور احزاب نیرومند اسلامی حضور فعال داشته بلکه هنوز جنایتهای سازمان منافقین در اوج بود، و حزب توده و بسیاری از احزاب کمونیستی و ملیگرا رسماً و علنی فعالیت میکردند، یعنی در شرایطی که اگر قرار بود سپاه و بسیج و قوای نظامی در مسائل سیاسی احزاب مداخله کنند قطعاً آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خمینی که بنیانگذار این نظام الهی و پایهگذار بسیج و سپاه و ارتش جمهوری اسلامی است با صراحت میفرماید: «ورود سیاست در ارتش شکست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست». برخلاف برخی تحلیلهایی که اخیراً در مورد لزوم جانبداری بسیج و سپاه از رشد و توفیق احزاب و جناحهای سیاسی خاص و خالص دینی میشود امام خمینی در همین سخنرانی ـ و در فرازهایی دیگر که نقل خواهد شد ـ ورود قوای نظامی و بسیج به عرصه مناقشات سیاسی حتی به نفع خالصترین جناحها و جریانهای صددرصد اسلامی را نیز صراحتاً نهی کرده است. امام میفرماید:«من عرض مىكنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا كه این افراد در هیچیك از احزاب سیاسى، در هیچیك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید اصلاً. تكلیف الهى ـ شرعى همه شما این است كه یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید؛ مختارید از ارتش كنارهگیرى كنید بروید در حزب، میل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنایش این است كه ارتشى باید از ارتشىاش دست بردارد، بازیهاى سیاسى باید توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى كه وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یك گروهى است كه بسیار مردم خوبى هم هستند، ولو یك حزبى است كه بسیار حزب خوبى هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جایز نیست، به فساد مىكشد اینها را. و من عرض مىكنم كه كسانى كه در رأس ارتش هستند و كسانى كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و سایر قواى مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسى در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همینطور سپاه پاسداران و همینطور سایر قواى مسلح باید وارد در جهات سیاسى نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالاخره به هم خواهید زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد و اسلام را تضعیف خواهید كرد. تكلیف همه شما این است كه با هم باشید بدون اینكه در یك حزب یا در گروهى وارد شده باشید، هر گروهى مىخواهد باشد. گروه فاسد كه انشاءاللّه، وارد نمىشوید، گروههاى بسیار خوب هم وارد نشوید. باید شما مستقل، بدون اینكه پیوند به یك گروهى داشته باشید مستقل باشید و از حزب اللّه تعالى شأنه. ... این گروههاى اسلامى هم نباید دخالت در امور ارتش بكنند و نباید در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانید یك عضو صالح و یك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشید. ورود سیاست در ارتش شكست ارتش است، این را باید بدانید و شرعاً جایز نیست. و من امر مىكنم به شما كه یا در ارتش یا در حزب، دوم ندارد كه بخواهید هم ارتشى باشید، هم حزبى، نمىشود.» سخنان زیر از امام خمینی نیز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسئولین نظام ایراد شده است: «همه دنیا كه دنبال این هستند كه ارتششان از امور سیاسى كنار باشد، آنها یك چیزى مىفهمند كه مىگویند این را ـ ما كه مىخواهیم كه سپاه و ارتش جنداللّه باشند و دستهبندى نداشته باشند و جهات سیاسى را كنار بگذارند، براى اینكه اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم.» امام خمینی، همان عزیزی که بوسه بر دست و بازوی بسیجیان و سپاهیان را افتخار میدانست و آنان را در خالصانهترین مناجاتهای خویش دعا میکرد در همین سخنرانی در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهی که نسبت به خطرهای عظیم ورود قوای مسلح به مسائل انتخاباتی و مسائل سیاسی جناحها داشت فتوا و نظر صریح شرعی خویش را خطاب به اعضای سپاه چنین بیان میکند: «براى سپاهیها جایز نیست كه وارد بشوند به دستهبندى، و آن طرفدار آن یكى، آن یكى طرفدار آن یكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مىگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مىشود، جریانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پیدا كنند؟ براى سپاهجایز نیست این. براى ارتش جایز نیست این. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مىدارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، باید فكر بكنیم...» امام خمینی در سال 62 خطاب به نماینده خویش در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) و مسئولین سپاه اصفهان میفرماید: «...اصفهان مردم خوب و متدینی دارد، آقایان كه آنجا مىروند توجه داشته باشند كه به هیچ كس گرایش پیدا نكنند، و سعى كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صمیمیت برخورد كنید، سعى كنید اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانید.» این عین سخن امام خمینی است که زمان تشکیل وزارت سپاه فرموده است: «باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود جهات نظامی آن از بین میرود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند» و امام خمینی در پیام 29 فروردین 1361 خطاب به تمامی نیروهای نظامی چنین مینویسد: «از امور مهمى كه باید تمام نیروهاى مسلح از آن پیروى كنند و اغماض از آن به هیچوجه نمىتوان كرد و باز هم تذكر دادهام، آن است كه هیچیك از افراد نیروهاى مسلح، چه ردههاى بالا یا پایین در حزب و گروهى با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامى و به جمهورى اسلامى وفادار باشند. و هر كس در یك حزب و گروه وارد شد باید از ارتش و سپاه و سایر قواى انتظامى و نظامى و قواى مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند كه هر كس در یكى از احزاب یا گروههاى سیاسى یا دینى وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و یا گروهها و یا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش یا دیگر قواى مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظفاند چنین اشخاصى را به فرماندهان معرفى نمایند. و باید توجه داشته باشند كه ورود قواى مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پایه قواى مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از این امر موجب پیگرد خواهد بود.» آنانکه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهای حقیقتاً برخاسته از عمق جانشان از بیوفایی کوفیصفتان تبری جسته و تا پایان عمر به رهروی راه امام پیمان دارند خصوصاً فارغ التحصیلان «مدرسه عشق»، بسیجیان دریادل و سپاهیان عزیز، تفسیر و منظور امام را از خود کلام امام و از متن وصیتنامه او بجویند که فرمود: «وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت مىتوانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه ـ بىاشكال به تباهى كشیده مىشوند ـ و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.» هرگز فراموش نکنیم آنچه که امام خمینی با بینش ژرفی که عمیقترین مسائل سیاسی گذشته و حال جهان و ایران را میشناخت در فراز فوق تکلیف همیشگی سپاه و بسیج در موضوع مناقشات سیاسی و جناحی و در عرصه فعالیتهای انتخاباتی و دیگر زمینههای مسائل سیاسی را با وضوح کامل روشن کرده است این وصیت همان کسی است که اسلام را عین سیاست میدانست و تفکیک دین از سیاست را هرگز روا نمیشمرد. امام با شناخت دقیقی که از شرایط جامعه ایران داشت و با اشرافی که به تکالیف عمومی و اختصاصی اشخاص و نهادها و قشرهای مختلف داشت در مقام راهبری نظام اسلامی و فرمانده کل قوا بخوبی این حقیقت را دریافته بود که نیروهای مسلح عموماً، و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامی یعنی سپاه و بسیج که حافظان مسلح این مرز و بوم و پاسداران جان بر کف انقلاب اسلامیاند هر گاه به وادی مناقشات احزاب و گروههای سیاسی ـ که بطور طبیعی و همواره در جامعه با دیدگاهها و سلایق مختلف حضور دارند ـ وارد شوند بمنزله سم مهلکی است که آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملی و اسلامی به مظهر حمایت از این جناح و آن حزب متنزل میسازد و افزون بر خطر اختلافات داخلی که از این ناحیه در درون مهمترین نیروهای حافظ کشور و انقلاب پدید میآورد به تدریج آنان را از حمایت افکار عمومی تمامی اقشار ملت که لامحاله دارای گرایشات مختلف و متکثر میباشند محروم میسازد. و خدای ناکرده اگر رویکرد اصولی که برگرفته از خطمشی امام و مقام معظم رهبری بر بیطرفی قوای مسلح نسبت به مناقشات سیاسی و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههای درون نظام تاکنون حاکم بوده است، بهتدریج تحت تأثیر تفسیر و رویکردهای جناحی و سیاسی تغییر کند و عزیزانی که سرمایههای بیبدیل حراست از کیان ملک و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها کشیده شوند و در انتخابات با توجیهاتی همچون تکلیف شرعی و انقلابی برخلاف صریح وصایای امام و رهبری به نفع این گروه و آن گروه وارد میدان شوند یقیناً به کیان جایگاه رفیع ایشان در نزد افکار عمومی و همچنین به سلامت روندی که طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعی و عینی است صدمات جبرانناپذیر وارد خواهد شد. البته آنچه که گفته شد صرفاً دغدغههایی است پیشگیرانه که قطعاً فرماندهی معظم کل قوا و مسئولین و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسیج و یادگاران دفاع مقدس کاملاً مراقبند و انشاءالله هیچگاه چنین اتفاقی نخواهد افتاد. نکته آموزنده آنکه امام خمینی که میخواست بسیج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگی ملی باشند و نه عرصه مناقشات سیاسی و جناحی، به عنوان فرمانده کل قوا خود ایشان بیش از همه عامل به این سفارش اکید بود. فرمان ایشان در اوج منازعات سیاسی و جبههبندیهای گروهها در کشور، خطاب به اعضای دفتر خویش و پاسداران بیت چنین است: «من اخطار مىكنم به تمام كسانى كه در دفتر هستند و یا در دفتر و منزل اینجانب مىآیند كه باید با كمال بیطرفى و بىنظرى عمل كنند، و هیچ گفتار یا كردارى كه از آن انتزاع طرفدارى از اشخاص یا گروهها و مخالفت با اشخاص، یا گروهها گردد به جا نیاورند؛ و تخلف از این امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامى است. و كسانى كه بخواهند تخلف كنند نباید در دفتر یا منزل اینجانب بمانند. و نیز به پاسداران اطراف منزل اخطار مىكنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامى با اشخاص از هر گروهى هستند، روحانیون معظم و شخصیتهاى دولتى و انقلابى، رفتار كنند.»
احمد شیرزاد : من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست . من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري . من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة ميليوني با صراحت مرا متهم كني روشنگري كرده اي . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پيش رويش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ايراني را به بيگانه منسوب كني مردم رابيدار كرده اي .
من ناحقم چون قدرتي غير از كلام ندارم و تو بر حقي چون از هر قدرتي براي اعمال نظراتت بهره مندي . من قابل اعتماد نيستم چون در حلقه قدرت جايي ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشي مصون هستي . من بايد تا فيها خالدون زندگي شخصي ام را براي توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه ياران مورد اعتمادهستي زندگي ات درپرده است . من از فردايم نمي توانم ايمن باشم و تو براي جايگاه نواده هايت هم برنامه داري .
به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني . به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني . مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني . يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه . يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي . اين نظام به تو حقي داده است كه خداوند به پيغمبرش نداد .
اكنون تو در موضعي نشسته اي كه ايمان يا بي ايماني مرا محك بزني . به ياد ندارم خداوند در هيچ فرازي به هيچ فرستنده اي اين حق را داده باشد كه در اين دنيا انسانها را به مؤمن و غير مؤمن ، معتقد و غير معتقد ، ملتزم به اسلام و غير ملتزم به اسلام و... تقسيم كند .
اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟ تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملي داري ؟ چه كسي به تو تضميني داده است كه نماز ت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداونداز من بالاتر تعيين كرده است ؟ خودت بهتر مي داني كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط بااصحاب قدرت بر آن صندلي قضاوت تكيه كرده اي . خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود . تو خودت خوب واقفي كه در اين كشور با چه سرعتي هر سال عده اي را ازقطار سياست پياده مي كنند . بنابر اين خوب مي داني كه شرط سوار ماندن چيست . مي داني كه در هر زمان بايد از چه كساني تبري بجويي وتلاش كني با خشن ترين تدابير از آنها ياد كني تا كسي در وفاداري تو شك نكند .
سي سال پيش همه با هم بر قطار انقلاب سوار شديم تااز تاريكي يك نظام ديكتاتور غير پاسخگو به روشنايي يك نظام مردم سالار و شفاف سفر كنيم . نمي دانم در آن زمان تو كجا بودي ، كناري ايستاده و تماشا مي كردي ،يا مثل امروز معتقد بودي كه هر چه حكومت انجام مي دهد خدشه ناپذير است ؟ شايد اصلاً به اين دنيا نيامده بودي و شايد مثل من به فرداهاي روشني در پرتو يك نظام سياسي مردم سالار و اخلاقي فكر مي كردي . ما همه با هم از كوچه ها و خيابانهاي شهر گذر كرديم و در دالان تاريخي نه چندان طولاني سه دهه از عمرمان را گذرانديم . اكنون تو راهت را چنان تنظيم كردي كه در پشت ميزي بنشيني و در مورد ايمان و اعتقاد من تصميم بگيري و من به راهي رفته ام كه براي ملاقات با تو بايد بيرون بايستم تا حاجب از تو كسب تكليف كند .
درست است كه برادر ،راه ما از هم فاصله دارد . تو معتمدي دراين كشور كساني برات پاكي و تقواي خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پيشينه اي در هر موقعيتي بري از خطا نيستند . تو بر اين تصوري كه هر چه از ناحيه حاكمان رسد عين حق است و من معتقدم حاكمان عميقاً به نصيحت و هشدار ما نيازمندند . تو بر اين گماني كه همين كه نام اسلام بر يك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامي است و من فكر مي كنم وراي ظواهر اسلامي اين رعايت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحيح يك نظام خواهد بود .
آري من و تو با هم فرق داريم ، زياد هم فرق داريم . من پس از انقلاب به اينصورت بودم كه بايد گام به گام يك نظام سالم و صالح را پي ريزي كرد و تو فكر مي كردي كه هر چيز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد .
من بر اين گمان بودم و هستم كه كشور همواره نياز به اصلاح و ساماندهي دارد و تو بر اين تصوري كه ما در ايده آل ترين نظام سياسي چه نيازي به تغييرات داريم . من از آن آغاز نتوانستم به راحتي چشمم را به روي ناراستي ها ببندم و تو چشم ات را به بالا دست دوختي كه از كدام مسير بروي تا كسي از تو رنجيده نشود . من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسي كه تو را از قطار پياده نكنند . من وقتي ببينم مركب كشور مسير را به خطا مي رود فرياد مي زنم و تو با تمام قوا مراقبي كه از مركب به زمين نيفتي .
آري برادر ، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي . من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم . من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم . ايران ما در آستانه فرازي خطير از تاريخ خويش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نياز دارد تا با تدبيري مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را جبران كنند . بي انصافان و عدالت شكناني كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهي براي حذف ديگران و ابدي كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحيت نشستن بر جايگاههاي مديريت اين جامعه راندارند . البته اگر كساني رأي خود را بر ملت مقدم نمي پنداشتند آنگاه مردم به بهترين وجه معين مي كردند كه چه كسي صلاحيت دارد و چه كسي بي صلاحيت است ؟

می خواستم مطلبی در مورد انتخابات فریمان بنویسم ولی...
دارم دیوانه می شم.اصلا باورم نمیشه. همانند عادت همیشه روزنا رو باز کردم. یه جوری بود.عکس مهران قاسمی رو دیدم .فکر کردم تولدشه. نا خود آگاه اشک هام سرازیر شد .نتونستم خودم رو کنترل کنم.
پارسال درست همین موقع ها بود. به قول مهران قاسمی به سرویس بین الملل روزنامه اعتماد ملی تبعید شده بودم !!... نه دیگه نمی تونم بنویسم .خدایا هنوز باورم نمیشه . مهران قاسمی هم پر کشید.
دلم برای سارا معصومی می سوزه ،خیلی همدیگه رو دوست داشتن و ...
خدا رحمتش کنه
پی نوشت :به ياد سيدمهران قاسمي؛
۱.طعم تلخ نوشتن - [كاوه شجاعي]
۲.مهران پر كشيد و رفت(علی دهقان)
۳.وقتي دستت به نوشتن نميرود - [كريم جعفري]
۴.هم شمع و هم پروانه سوخت - [ابوالفضل شكوري]
۵.تا مرگي هست زندگياي هم هست - [سهامالدين بورقاني]
۶.وداع با راوي رخدادهاي دوردست - [پرويز براتي]
۷.دريغ... - عطاء الله مهاجراني
۸. انسان بود - [دكتر احسان نراقي]
۹.ياد سيد مهران مهربان ما - [سرگه بارسقيان]
۱۰.ديگر كسي خواب اين روزنامهنگار را نميپريشد - [مسيح علينژاد]
۱۱.سيد مهران ما متمايز بود - محمد جواد حقشناس
۱۲.سيد مهران... مهرباني... زيبايي... عشق... سادگي.... رخت بربست - [جواد دليري]
۱۳ آبان ، روز گفتگوی تمدن ها !!؟

در ۱۳آبان سال 1358 و در سالگرد روز دانش آموز و روز تبعید امام خمینی از ایران به ترکیه ، سفارت آمریکا در تهران به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد . این واقعه که حضرت امام خمینی ره از آن به عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب نخست یاد کردند پس از آن روی داد که دانشجویان با شناخت خط استکبار و تحلیل روشهای جاسوسی آمریکا در کشور ایران ، در صدد حذف آثار این نماد پلید در جامعه ایران بر آمدند . اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در تهران نشانگر این مطلب است که در سفارتخانه های آمریکا در جهان واحدی به نام واحد عملیات وجود دارد که رهبری عملیات جاسوسی در کشورهای محل سفارت را داراست . در سال 1358 امام خمینی ره در بیانات قاطعی خواستار استرداد شاه مخلوع از دولت آمریکا شدند . دانشجویان پیرو خط امام پس از این سخنرانی که در تاریخ دهم آبان 1358 انجام شد ، به منظور وادار ساختن آمریکا به استرداد محمد رضا شاه و همچنین دریافت اموال بلوکه شده ایران در دست دولت آمریکا ، تصمیم به تسخیر لانه جاسوسی گرفتند . به دنبال این حرکت دانشجویان دانشگاه تهران ، پلی تکنیک ( امیر کبیر فعلی ) ، شریف و بهشتی در یک راهپیمایی گسترده به سوی سفارت حمله ور شدند و با گذر از دیوار های آن ، این سفارتخانه را به تسخیر خود در آورند . در این هنگام دانشجویان موفق شدند 63 آمریکایی حاضر در این سفارتخانه را گروگان بگیرند . پس از این واقعه جناحهای سیاسی مختلف در کشور ، مواضع مختلفی در برابر آن اتخاذ کردند اما امام خمینی ره آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول خواندند . پس از تسخیر لانه جاسوسی ، دولت آمریکا ، روابط سیاسی و اقتصادی خود را با ایران قطع کرد . به ابتکار امام خمینی پس از چندی زنان و پس ازآن سیاه پوستانی که در میان گروگان ها بودند آزاد شدند اما بقیه که ارکان لانه جاسوسی بود ند به مدت 444 روز در ایران به عنوان گروگان باقی ماندند . دانشجویان سر انجام به دستور رهبر کبیرانقلاب اسلامی، جاسوسان را تحویل دولت دادند و مقرر شد که مجلس شورای اسلامی در باره آنان تصمیم بگیرد ، لذا مجلس هیا تی را تعیین کرد و مذاکرات با میانجی گری دولت وقت الجزایر بین ایران و آمریکا آغاز شد که منجر به امضای بیانیه های الجزایر شد . گروگان ها نیز یک روز پس از روی کار آمدن رییس جمهور جدید آمریکا (ریگان ) و شکست جیمی کارتر در انتخابا ت آزاد شدند. واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران نه تنها توطئه های بعدی علیه انقلاب را با شکست مواجه کرد بلکه ضربه سختی به اقدامات ضد مردمی و عملیات جاسوسی شیطان بزرگ به ویژه در منطقه وارد کرد و ابهت ساختگی این کشور را در هم شکست . به همین مناسبت چنین روزی از طرف نمایندگان دوره سوم مجلس شورای اسلامی در تاریخ کشور بنام روز مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت . لازم به ذکر است معصومه ابتکار-سعید حجاریان-عباس عبدی-ابراهیم اصغرزاده-محسن میردامادی-حبیب الله بیطرف و ...ازجمله افرادی بودند که در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش داشته اند.
همچنین لازم به یادآوری است که در 13 آبان 1377 پس از سخنرانی آقای خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ارائه پیشنهاد نامگذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدن ها؛ این سال از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شد. اما به دلیل تداخل چند مناسبت در روز 13آبان ، از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی 30 شهریور به عنوان روز گفتگوی تمدن ها در نظر گرفته شد.
همچنین برای آگاهی بیشتر از چگونگی تسخیر سفارت آمریکا –کتاب "تسخیر در تهران" شرح خاطرات معصومه ابتکار از تسخیر این سفارت درتهران را مطالعه کنید.
پی نوشت : این مطلب رو سیزده آبان پارسال نوشتم.

حجه الاسلام والمسلمین هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی که ۵۶ روز پیش در مقابل منزل خود در تهران بازداشت و به بازداشتگاه دادگاه ویژه روحانیت قم منتقل شده بود ، با قرار وثیقه پانصد میلیون ریالی از زندان آزاد شد.


ارنستو چه گوارا ملقب به "چه "، انقلابی معروف آمریکای جنوبی در روساریو دومین شهر بزرگ آرژانتین به دنیا آمد . همکاری او با برادران کاسترو در مکزیک و از سال 1954 آغاز شد . وی در تحقق انقلاب سوسیالیستی کوبا نقش عمده ای داشت . "چه" از سال 1965 به میان انقلابیون کشورهای دیگر از جمله آفریقا رفت . وی مدتی نیز وزیر صنایع کوبا بود . او سرانجام در چنین روزی با گروهی از چریک های بولیوی به دام ارتش آن کشور افتاد و همراه دیگران تیر باران شد .محل دفن وی تا چند سال پیش ناشناخته مانده بود. چه گوارا مدت ها به عنوان الگویی برای جوانان انقلابی کشور های مختلف جهان و بویژه کشور های جهان سوم مطرح بود .
دیشب پیامکی از طرف حسن قابل برایم آمد. نوشته بود : "امشب از دعا برای بابا و عمو هادی یادتون نره".
ناخود آگاه چشمام پر اشک شد.یاد اون روزهایی افتادم که دوست داشتیم در مراسم احیایی که توسط حجت الاسلام والمسلمین حاج مهدی قابل (پدر حسن)برگزار می شد شرکت کنیم ، اما امسال...
آخرین باریکه حاج مهدی قابل را دیدم ، اوایل ماه رمضان سال گذشته در تهران بود؛حاج آقا را برای عمل آورده بودند بیمارستان طالقانی ؛ من اون موقع تهران بودم و درس می خواندم.حسن (قابل) تماس گرفت و گفت حاج آقا بستری شده و ...
هیچ وقت اون صحنه ولحظه ای که به دیدن ایشان رفته بودم فراموش نمی کنم.خیلی لاغر شده بود، معلوم بود بد جوری به جنگ با بیماری رفته. وقتی در اون حال او را دیدم ،زبانم بند آمد ، به گمانم ایشان هم متوجه شدند.با لبخندی خاص بهم گفت که دیگه تهرانی شدی و...
امروز اولین سالگرد این روحانی بزرگوار است ،روحانی ای که زجرها و ستم های ناعادلانه ای را متحمل شد.مراسم اولین سالگرد در شرایطی برگزار می شود که دو برادر بزرگوار ایشان "احمد قابل"و "هادی قابل" به دلایل نامعلوم امنیتی نمی توانند شرکت کنند.
حجت الاسلام هادی قابل که تقریبا سه ، چهار هفته ایست که در جایی نامعلوم و به دلایل نا مشخص زندانی است و استاد احمد قابل که در حال حاضر تحت نظر است و نمی تواند دراین مراسم که در فریمان برگزار می شود شرکت کند.(دستگاههای امنیتی شب بیست و یکم رمضان با فشار به مسئولان حسینیه ارشاد و احمد قابل از سخنرانی ایشان ممانعت کردند و در هنگام پرواز در فرودگاه مشهد به قصد سخنرانی در این حسینیه ، ایشان را تا اطلاع ثانوی از مشهد ممنوع الخروج کردند. )
در پایان برای شادی روح مهدی قابل و همچنین آزادی هادی قابل دعا می کنیم و امیدواریم هر چه سریعتر بتواند به آغوش خانواده خویش باز گردد.
در۳۱شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعثی عراق که در پی ایجاد تشنج در منطقه بود و قصد داشت معاهده ۱۹۷۵ الجزایر را زیر پا بگذارد با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران جنگ ناجوانمردانه ای را علیه کشورمان آغاز کرد، که تنها آغاز جنگ با او بود ، چراکه در این راه بسیاری از کشور های غربی به کمک این رژیم شتافتند و ضربه زدن به نظام اسلامی ایران را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دادند . صدام حسین رئیس جمهور عراق ، قبل از آغاز رسمی جنگ با ظاهر شدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق قرار داد ۱۹۷۵را پاره و عملا آن را بطور یک جانبه فسخ کرد . البته تحرکات نظامی عراق علیه ایران از سال ۱۳۵۸ آغاز شده بود و لیکن این تحرکات در ابتدا ضعیف بود . بروز حوادثی چون تصرف سفارت آمریکا درتهران به دست دانشجویان پیرو خط امام ، شکست حمله نظامی آمریکا در طبس که برای آزاد سازی گروگانها انجام گرفته بود ، روی کار آمدن صدام حسین در عراق و روحیه قدرت طلبی و سلطه گری او به منظور کسب امتیازات از دست داده در قرارداد ۱۹۷۵و نیز دستگیری و اعدام آیت الله محمد باقر صدر از جمله عوامل و حوادثی بود که رژیم بعثی را برآن داشت تا به جمهوری اسلامی ایران حمله کند . لازم به ذکر است تجاوزات صدام حسین در شش ماهه اول سال ۱۳۵۹ روند یکسانی نداشت، بلکه از زمان قطع رابطه آمریکا با ایران تا آستانه کودتای نوژه ، روبه شدت نهاد . تجاوزات عراق طی سه دهه شهریور، روند تصاعدی به خود گرفت . به گونه ای که در شانزدهم شهریور همان سال ، منطقه خان لیلی به تصرف ارتش عراق در آمد و چند روز بعد نیز منطقه میمک و پس از آن برخی ارتفاعات و پاسگاههای داخلی به اشغال دشمن بعثی در آمدند . در این دوره بسیاری از جوانان کشور اسلامی در گروهها و دسته های مختلف به سمت جبهه های دفاع مقدس شتافتند و یاریگر برادران ارتشی و سپاهی خود شدند .
بسیاری از مورخان دفاع مقدس ، تاریخ جنگ را به دو دوره عمده تقسیم می کنند :
دوره اول ازسی و یکم شهریور تا آزادی خرمشهر ،و دوره دوم از آزادی خرمشهر تا پایان جنگ؛ در دوره نخست دشمن پس از ارزیابی غلط از اوضاع ایران اسلامی و عدم شناخت از پشتوانه های مردمی ، اقدام به تهاجمی همه جانبه علیه ایران کرد و تا اندازه ای توانست در خاک ایران اسلامی نفوذ کند، اما با حضور نیروهای مدافع انقلاب اسلامی ، دشمن زمین گیر شد و پس از برکناری عناصر غیرمومن به انقلاب اسلامی ، امکان حضور نیروهای مردمی در جبهه ها فراهم شد . با این برتری نظامی، ابتکار عمل در دست نیروهای خودی قرار گرفت و طی یک سلسله عملیات، خرمشهر در سوم خرداد 1361 در عملیات بیت المقدس آزاد شد.
دوره دوم دفاع مقدس نیز زمانی ادامه یافت که دشمنان اسلام درجستجوی راه هایی جهت مهار قدرت رزمندگان اسلام بودند. در این دوره شاهد حضور فعالیت قدرتهای خارجی در صحنه مستقیم نبرد و تلاشهای گسترده اقتصادی و سیاسی برای مهار نظامی ایران بودیم . این امر در حالی صورت می پذیرفت که دشمن منفعلانه با یک تغییر خط مشی شتابزده، شعار صلح را محور ادعاهای خویش قرار داده و عمده نیروهایش به پشت مرزهای بین المللی رانده شده بودند . پس از گذشت 8 سال، جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در تاریخ بیست و نهم مرداد ۱۳۶۷ ه ش پایان یافت. سازمان ملل متحد پس از چند سال از اتمام جنگ، عراق را به عنوان کشور تجاوزگر اعلام کرد و این کشور را ملزم به پرداخت غرامت به ایران ساخت . در این جنگ قشر های مختلف مردم از پیر، میانسال و جوان گرفته تا تحصیلکرده ، بی سواد و...دست به خلق حماسه هایی جاودانه زدند که در تاریخ ایران مثال زدنی است . یاد و خاطره شهیدان هشت سال دفاع مقدس گرامی و جاودانه باد.
فریاد خرداد:۳۱ خرداد ماه روزنامه همشهری یک گاف بزرگ و عجیب داد . این روزنامه یک آگهی مشکوک و حساب شده خیرمقدم برای مریم قجر عضدانلو (رجوی) سرکرده سازمان تروریستی مجاهدین خلق را منتشر کرد . در این آگهی که گفته میشود از طرف اعضای این سازمان در داخل کشور به روزنامه همشهری داده شده است ، آگهی دهنده ضمن تبریک موفقیتهای مریم رجوی خواستار بازگشت او به کشور شده است ! .
گاف بی سابقه روزنامه همشهری باعث خوشحالی اعضای این سازمان شده و جالب آنکه درست در روز ۳۱ خردادماه سالروز فرار مجاهدین از کشور این آگهی در روزنامه همشهری چاپ شده است .
تصور کنید اگر این آگهی در یکی از روزنامه های اصلاح طلب منتشر میشد چه اتفاقی می افتاد ؟ حوزه های علمیه تعطیل می شد ، عده ای در قم کفن پوش میشدند و عده ای دیگر در تهران برای آرام کردن آن گروه ، روزنامه را توقیف میکردند و بازهم در بوق و کرنا که این روزنامه نگاران اصلاح طلب از آمریکا و انگلیس دلار و پوند میگیرند و از این حرفها .....


22خرداد(سال گذشته)؛چه روز تلخی بود. از اون روزهایی که هیچ وقت فراموش نخواهد شد.به خصوص برای آنهایی که آنجا بودند و دیدند. از چند روز قبل آن،یکی از بچه ها از برگزاری این تجمع خبر داده بود.
قرار شدباابوذر
کمی دیر رسیدیم.شلوغی ،هیاهو ،اضطراب ،نگرانی و ... به طور کامل مشخص بود.شروع کردیم به عکس گرفتن. نیروهای پلیس تمام میدان را پر کرده بودند.زنان تجمع کننده با رنگ قرمزی که بوسیله اسپری توسط زنان پلیس زده شده بود ، به طور کامل از سایرین مشخص بودند.
ماموران حتی با عابرینی که می خواستند از جریان اتفاق افتاده مطلع شوند ،بر خورد می کردند.بعد از گرفتن چند عکس ،تازه متوجه ی لباس شخصی ها شدیم.آنها به هر ظاهری بودند ،از جوانان خوش تیپ گرفته تا مردان و زنان مسن.لباس شخصی ها حتی به خبر نگاران و عکاسان هم رحم نمی کردندو با آنها برخورد می کردند.(برگه های خبر رو پاره و عکس های دوربین ها رو پاک می کردند.)
باید احتیاط بیشتری می کردیم. اما من و ابوذر یک امتیاز ویژه داشتیم وآن تیپ ظاهری بود.(عکس گوشه ی وبلاگ ).این امتیاز سبب شد تا بتوانیم به مرکز جریان نزدیکترشویم ، طوری که به آسانی خود را به بازداشت شدگان رساندیم.ولی در یک لحظه و از بد شانسی لو رفتیم و متاسفانه دوربین را گرفتند و عکس ها را از بین بردند.فقط تونستیم به صورت مخفیانه چند عکس ،البته بدون کیفیت بگیریم.در این بین بعضی صحنه ها بیشتر جلب توجه می کرد .به طور مثال ،بازداشت شدگان را با کتک و به زوردر ورودی مترو جمع می کردند و از آنجا به سمت می نی بوس ها هدایت می کردند.
و یا عکس العمل های مردم نسبت به این اعمال هم جالب بود . تا آنجا که برای نجات این زنان دست به هر کاری می زدند،حتی در گیر شدن با پلیس.(وقتی زنی را پلیس می گرفت ، مردم با هجوم بردن به مامور پلیس ،سعی می کردند که نگذارند آن را با خود ببرد.)
و همچنین یک فرقی مهم ،که این تجمع با تجمعات مشابه داشت،وجود ماموران پلیس زن بود که می شود گفت این بار زنان با باتوم های زنان کتک می خوردند!!؟
به هر حال این تجمع که قرار بود آرام و مسالمت آمیز و با موضوع "لغو قوانین زن ستیزی"برگزار شود ، با با بدترین شکل ممکن از سوی ماموران انتظامی و لباس شخصی ها و همچنین زنان پلیس سرکوب شد تا روزی تلخ در یادها بماند.
در زیر چند عکس از اون روز که به طور پنهانی گرفتم را می آورم.
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي درشهرستان فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان گشود.
ایشان پس از کسب معارف نخستین، درمدرسه فیضیه قم به فراگیری علوم مختلفه اسلامی نزد استادان بزرگی چون حضرات آیات صدوقی، مرعشی نجفی، سید صدر الدین صدر، سید محمدرضاگلپایگانی، سید احمد خوانساری، سید محمد تقی خوانساری، سید محمد حجت، سید محمد محقق یزدی، انگجی و میرزا مهدی آشتیانی پرداخت.
همچنین استاد ایشان درعلوم فلسفی وعقلی امام خمینی ( ره) و استاد علامه سید محمد حسین طباطبایی بودند. استاد مطهری پس از آن به تدریس علوم و معارف اسلامی در حوزه ها ومدارس علمی پرداخت .
وی درسال 1331 با دختر آیت الله روحانی (ره) ازدواج کرد وپس از آن راهی تهران شد.
ایشان درتهران درمدرسه مروی به بحث های مختلف علمی می پرداخت ودراین مسیرازهیچ کوششی فروگذار نکرد .
آن عالم ربانی دوسال بعد ،به تدریس فلسفه دردانشگاه تهران پرداخت.
ایشان دراین مسیر ودرطریق نشر معارف بلند اسلامی، شیوه ای جوان پسند وهمراه با استدلال را برگزید و اصل را برطرح شبهات عقلی وپاسخ گویی، برآنها نهاد.
با گسترش اندیشه مارکسیسم درمیان جوانان ایرانی وبه ویژه دانشگاه ها، استاد مطهری نیزدراین مسیربه بررسی مفاهیمی چون علل گرایش به مادّیگری ،فلسفة تاریخ ،مقدمه ای برجهان بینی اسلامی پرداخت وسعی کرد با استدلال بینی درمقابل شکاکین بایستد.
ایشان درهمین دوره به نگارش یک دوره کتب علوم اسلامی در زمینه های مختلف مشغول شدند که درنوع خود یک دایره المعارف اسلامی است .
مقدمه ای برجهان بینی اسلامی، آشنایی با قرآن، اسلام و مقتضیات زمان، انسان کامل، پیرامون انقلاب اسلامی، پیرامون جمهوری اسلامی، تعلیم و تربیت دراسلام، توحید، نبوت، معاد، حماسة حسینی، خدمات متقابل اسلام و ایران، عدل الهی، داستان راستان، سیری در نهج البلاغه، سیری در سیرة نبوی، سیری در سیرة ائمة اطهار ـ علیهم السلام ـ، شرح مبسوط منظومه، علل گرایش به مادّیگری، فطرت، فلسفة اخلاق، فلسفه تاریخ، گفتارهای معنوی، مسأله حجاب، نظام حقوق زن در اسلام و قیام و انقلاب مهدی (عج) شرح منظومه،( به زبان عربی به قلم حجة الاسلام شیخ محمد تقی شریعتمداری) ، آشنایی با قرآن (جلدهای 5 تا15 )، فلسفة تاریخ (جلدهای 2 تا 4)، مسألة بردگی در اسلام، پانزده گفتار، توکل و رضا، انسان شناسی، حاشیه بر تفسیر المیزان و...از جمله این آثار است.
ایشان همچنین به دلیل سخنرانی هایی که علیه رژیم پهلوی بیان می کردند بارها مورد اذیت و آزار عمال این رژیم قرار گرفتند که از آن میان می توان به زندان و حبس ایشان اشاره کرد.
کوردلان منافق اما پس از انقلاب اسلامی حضور مشعشع آن عالم فرزانه را برنتافتند و استاد مطهری در شب چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1358، ساعت بیست و دو و بیست و نه دقیقه، به وسیلة جوانی فریب خورده از اعضای گروهک سیاسی و منافق «فرقان» به شهادت رسید.
شهيدي که امام خميني (ره) در شهادتش به سوگ نشست و او را حاصل عمر خويش خواند.
همه ساله این روز(12 اردیبهشت ) به عنوان روز معلم درجمهوری اسلامی ایران گرامی داشته می شود . دراین روزدانش آموزان با برپایی آیین های ویژه مقام معلم را گرامی می دارند، چراکه معلمی را شغل انبیا تلقی می کنند .
بازسازی صحنه شهادت استاد مطهری

در سال 1359 شمسی و چنین روزی، تجاوز نظامى امریکا در صحراى طبس با شکست روبرو شد . پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که به از هم پاشیدن سیاست های استعمار گرایانه آمریکا علیه ایران و همچنین اسارت گرفتن 53 نفر آمریکایى منجر شد ، سران آمریکا به بهانه آزادی گروگانها تصمیم به حمله نظامی علیه ایران گرفتند .
برژیسکى مشاور امنیت ملى وقت جیمى کارتر رییس جمهور وقت آمریکا در این باره گفته است :اگر چه از ابتداى گروگانگیرى افرادمان ، تا اتخاذ تصمیم نهایى براى نجات آنها، حدود پنج ماه به طول انجامید، اما برنامه ریزى جهت انجام یک عملیات نجات ، بزودى پس از ماجرا آغاز شد. درست 2 روز بعد از واقعه ، مرحله اول ، عملیات با تلفنى که من به هارولد براون وزیر دفاع کردم ، شروع گردید، من از او خواستم که به رییس ستاد مشترک ارتش دستور دهد، تا یک برنامه جهت عملیات نجات طرح ریزى کند.
در راستاى پیاده شدن دستور یاد شده ، یک ماه پس از فتح لانه جاسوسى ، نود نفر از کماندوهاى امریکایى به ایالت آریزوناى آمریکا اعزام شدند تا آخرین مرحله تمرین و آموزش خود را تحت شرایط موقعیت مشابه ایران بگذرانند.
از سوى دیگر گروههاى ویژه سرى که براى پشتیبانى و تدارک وسایل تکمیلى طرح ، در نظر گرفته شده بودند، مخفیانه وارد ایران شدند و با گروهکهاى ضد انقلاب اسلامى تماس گرفتند.نظامیان آموزش دیده آمریکایى ، در اواخر آذر ماه 1358 عازم کشور مصر شدند و در پایگاهى در نزدیکى قاهره استقرار یافتند.
برژیسکى مى گوید:روز 11 آوریل (22 فروردین ) ماه بود. جیمى کارتر به من گفت که وى خواستار تشکیل یک جلسه اضطرارى شوراى امنیت ملى است . او در پاسخ سئوال من که دلیل تشکیل آن جلسه را پرسیدم ، گفت که به نظر وى زمان اقدام فرا رسیده است .کارتر جلسه یاد شده را با این سخنان آغاز کرد؛ که به نظرم امکان خلاصى گروگانها بسیار بعید به نظر مى رسد و ما بایستى حاکمیت خود را اعمال کنیم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذیرد و جدول زمانى آن هم تهیه شود.رییس جمهور در دنباله سخنانش ادامه داد ما مى بایستى براى آزادى گروگانها وارد عمل شویم و عملیات مى بایستى در اولین فرصت ممکن آغاز شود.رییس ستاد مشترک ارتش ژنرال جونز، تاریخ 4 اردیبهشت را مناسبترین زمان شروع عملیات اعلام کرد.بدین ترتیب غروب روز 4 اردیبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپیماى 130 - C امریکایى ، نود نفر کماندوى این عملیات را که امریکاییها نام آن را نور سبز یا دلتا انتخاب کرده بودند، از قاهره به ناوهواپیمابر نیمیتز( NIMITZ) در دریاى عمان و نزدیک آبهاى ایران منتقل کردند.نیمه شب 4 اردیبهشت ماه مطابق با ساعت 13 به وقت واشنگتن هواپیماهاى مذکور و هشت فروند هلى کوپتر نفربر از عرشه ناو هواپیمابر نیمیتز برخاستند و با پرواز در ارتفاع کم، راهى ایران شدند.
طبق نقشه مى بایست هواپیماها و هلى کوپترها در فرودگاه شماره 1 واقع در صحراى طبس فرود آیند، سپس هلى کوپترها، کوماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آنجا با کامیونها و خودروهایى که از قبل توسط عمال داخلى و نفوذى امریکا آماده شده بودند، به اطراف جاسوس خانه انتقال یابند.پس از ورود به حریم ایران اسلامى ، یکى از هلى کوپترها در 120 کیلومترى شهر راور کرمان دچار نقص شد و ناگزیر فرود آمد. سرنشینان این هلى کوپتر دیگرى منتقل شدند که پس از طى مسافتى دستگاه هیدرولیک این هلى کوپتر نیز از کار افتاد، اما توانست خود را به نام هواپیمابر نیمیتز برساند.در هر صورت ، شش فروند هواپیماى 130 - C و شش فروند هلى کوپتر در محل مورد نظر واقع در صحراى طبس در تاریکى شب فرود آمدند. در حال سوختگیرى هلى کوپترها براى اجراى مرحله بعدى عملیات ، یکى دیگر از آنها دچار نقص فنى شد. با از کار افتادن این هلى کوپتر، تمام برنامه هاى امریکاییها به هم خورد زیرا آنها با محاسباتى که انجام داده بودند، براى انجام مرحله بعدى عملیات حداقل به شش فروند هلى کوپتر نیاز داشتند. موقعیت به ناو نیمیتز و از آنجا به کاخ سفید گزارش شد و از رییس جمهور کسب تکلیف شد کارتر دستور توقف عملیات و عقب نشینى را صادر کرد؛ اما سپاه شیطان به عذاب الهى گرفتار شد. آن هنگام که آمریکاییها قصد بازگشت کردند توفانى از شن برخاست ، هواپیماها و هلى کوپترهاى آمریکایى ، در حال برخاستن از زمین دچار مشکل شدند، یک هواپیما و یک فروند هلى کوپتر با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه ، هشت تن از امریکاییها در آتش عذاب الهى سوختند و بقیه پنج فروند هواپیماى 130 - C نیز از خاک ایران اسلامى فرار کردند.
برژیسکى حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب نشینى و آتش گرفتن هواپیما و هلى کوپتر امریکایى چنین توصیف کرده است :
وى بعدا سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روى میز گذاشت . من فوق العاده اى دلم براى وى سوخت ! همین طور براى کشورم ! ساعت 5:15(پنج و پانزده دقیقه ) بود که کارتر خبر دیگرى مبنى بر خورد یک هلى کوپتر با یک هواپیماى 130 - C و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دریافت کرد. این برخورد همراه با تلفات جانى بوده است . کارتر با شنیدن این خبر به مانند مار زخمى به خود پیچید و آثار درد و نگرانى بر تمامى صورت او آشکار شد.
(به نقل از کتاب روز ها و رویدادها ،ج 1 )
در 12 فروردین سال1358هجری شمسی ، اکثریت قاطع مردم غیورایران اسلامی به نظام جمهوری اسلامی رای مثبت دادند .در این روز پس از شمارش آرا ، اعلام شد که %2/98مردم ایران ، نظام جمهوری اسلامی را به عنوان برترین نظام ، انتخاب کرده اند .
امام خمینی( ره) در همین روز پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در پیامی چنین اظهار داشتند :
"بسم الله الرحمن الرحیم
ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین صدق الله العلی العظیم
(خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش به مستکبرین غلبه دهد و آنها را امام و پیشوا قرار دهد . وعده خداوند تعالی نزدیک است . )
من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند ، صمیمانه تبریک می گویم . خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملت های مستضعف نمود و با بر قراری جمهوری اسلامی وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت . من در این روز مبارک ، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت جمهوری اسلامی را اعلام می کنم .
به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ چنین رفراندومی سابقه ندارد ، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رای مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله دان تاریخ دفن کند . من از این همبستگی بی مانند که جز مشتی ماجرا جو و بی خبر از خدا همه و همه به ندای آسمانی « واعتصموا بحبل الله جمیعا » لبیک گفتند و با تقریبا اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت کردند ، تقدیر می کنم .
مبارک باد بر شما روزی که پس از شهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنجهای طاقت فرسا ، دشمن غول صفت و فرعون زمان را از پای در آوردید و با رای قاطع به جمهوری اسلامی ، حکومت دل الهی را اعلام نمودید . حکومتی که در آن جمع اقشارملت با یک چشم دیده می شوند و نور عدل الهی بر همه و همه به یک طور می تابد و باران رحمت قرآن ووسنت بر همه کس به یکسان می بارد ...
...صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگهدارند ، روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فروریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست جانشین آن گردید .هان ای ملت عزیز که با خون جوانان خود حق را عزیز بشمرید و از آن پاسداری کنید و در تحت لوای اسلام و پرچم قرآن ، عدالت الهی را با پشتیبانی خود اجرا نمایید" ...(صحیفه نور ، ج 3 ، ص 483 )
علی رغم نتیجه واقعی انتخابات صدا و سیما مبنی بر انتخاب مرد سال که توسط بخش شبانگاهی اخبار صدا و سیما برگزار شد مسئولین این برنامه "محمود احمدی نژاد" را به عنوان مرد سال معرفی کردند.
یک منبع آگاه در دفتر ضرغامی با اعلام این خبر افزود: در این نظر سنجی که به صورت اس ام اس برگزار شد"سید محمد خاتمی" رئیس جمهور سابق با تفاوتی فاحش با سایر چهره ها به عنوان مرد سال از دید بینندگان صدا و سیما انتخاب شده بود. به گفته وی تفاوت آرای خاتمی با نفرات بعدی به نحوی بود که در واقع اصلا نفر دومی وجود نداشت.
حسین رضا زاده و کوروش کبیر چهره های بعد از خاتمی بودند که حتی موفق به کسب ۵ درصد آرای خاتمی هم نشده بودند. محمود احمدی نژاد حتی در رده های بعدی هم قرار نداشت. سایر آرا نیز به شدت متکثر و پراکنده بود.
گفتنی است این نظرسنجی در حالی برگزار شد که مسئولین این بخش خبری پیش از اعلام آغاز نظرسنجی با محمود احمدی نژاد به عنوان مرد سال مصاحبه کرده بودند.
منبع: http://onlinenews.blogfa.com/post-27.aspx

به نام خداوند جان و خرد
نوروز پیروز را که طلیعه بهار دلنشین است و امسال با اولین روز ربیع الاول همراه است. به همه ایرانیان گرامی و هموطنان عزیزم در هر کجا که هستند و به همه آنان که نوروز را گرامی می دارند از ژرفای جان شادباش می گویم.
نوروز جایگاه بلندی در وجدان تاریخی ایرانیان دارد و برای همه ما با شکوه و خاطره انگیز است، به ویژه که اسلام عزیز نیز وقتی آمد نه تنها آن را نفی نکرد، که مورد تأیید و ستایش قرار داد.
نوروز انگیزه ساز گونه ای در حال و کار آدمی و رهایی از روزمرگی است و امیدوارم همت کنیم تا همانگونه که کودکانمان با جامه نو به پیشباز نوروز و بهار می روند، ما نیز با جان نو برپاکننده جهان نو باشیم.
با تغییراتی که در زندگی همه ما پدید آمده است و با وجود آشفتگی در حال که ناشی از کنده شدن از عالم گذشته و واماندگی از ورود به عالم جدید و ناتوانی از آفرینش عالمی دیگر است و به رغم سرگشتگی و بریدگی از دیار و یار، اما از بختیاری هنوز نوروز در میان ما زنده است و احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه می دارد و امید آنکه این احساس بیش از پیش مایه تفکر شود تا بتوانیم امروز و فردایمان را با تکیه بر گذشته (و نه رفتن و ماندن در آن) بسازیم تا هم «خود» باشیم سرافراز و پیشرو، و هم انسان زمان خود.
امیدوارم سال نو برای میهن ارجمند و هم میهنان گرامی سرشار از کامروایی و پیروزی در همه عرصه ها باشد و جهان و جهانیان نیز روزگاری بهتر از آنچه داشته اند، داشته باشند.
بارخدایا! حال و کار ما را بهترین حال و کار بگردان!
سید محمد خاتمی
نمی دانم که چقدر اهل خریدن روزنامه ها هستید یا حداقل به مطالعه آنها می پردازید.ولی آنهایی که اهل خرید و مطالعه روزنامه ها هستند به طور حتم از گران شدن روزنامه های کیهان ، همشهری ، جام جم و جمهوری اسلامی(از 50 تومان به 100 تومان) مطلع شده اند. گران شدنی که با توجه به موقعیت آن روزنامه ها ،حیرت انگیز است.
برای همین چند برداشت می توان از این گرانی داشت:
1:با توجه به این که چند روز به پایان سال(85) و شروع سال جدید (86) باقی مانده ، و اکثر مردم و بخصوص ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی حسابهای خود را نسبت به قیمت از پیش تعیین شده ی این روزنامه ها بسته اند ، این گرانی موجب اختلال در امور حسابداری آنها می شود و بهتر بود که این روزنامه ها اسفند ماه راصبر می کردند و از سال جدید قیمت را افزایش می دادند.
2:از آنجاکه این روزنامه ها زیر نظرو تحت حمایت سازمان هایی با شرایط مالی بالا هستند ، بعید بود که به یک باره افزایش قیمت دهند و دو برابر کنند.
3: نظر به اینکه اکثر مخاطبان این روزنامه ها را قشر کم در آمد و آسیب پذیر و همچنین بیکار و دانش آموز تشکیل میدهند ، درست آن بود که قیمت را به یک باره افزایش نمی دادند .
4:یادم هست زمانی که روزنامه اطلاعات ، می خواست افزایش قیمت دهد، دست به کار جالبی زد. آن کار نظرسنجی پیرامون افزایش قیمت از فروشندگان و خریدارانش بود ؛ اما متاسفانه این روزنامه ها حتی به فروشندگان و عاملین فروش نیز اطلاع نداده و موجب شده اند که این عزیزان با قیمت قبلی بفروشند و زیان ببینند.
5:جای بسی تعجب است که روزنامه ای چون همشهری که ادعای پر تیراژترین روزنامه فارسی زبان می کند و همچنین دارای ضمیمه های تبلیغاتی زیادی است این کار را بکند ، در صورتی که به نظر من این روزنامه باید به صورت رایگان در اختیار مردم قرار گیرد.
6: اما آن قسمت که بیشتر برای من جلب توجه می کند ،این است که روزنامه های کیهان ، همشهری ، جام جم و جمهوری اسلامی،همگی از طیف روزنامه های اصولگرا و می شود گفت حامی دولت هستند؛ و شاید به خاطر حمایت از گرانی هایی که دولت مسبب آن شده است ، این عمل را انجام داده اند ، زیرا مهمترین وظیفه ی این روزنامه ها حمایت از دولت نهم است ...!!
7:اما نکته مثبتی که در این گرانی به چشم می خورد ،این که تقریبا برابر شدن قیمت این روزنامه ها با روزنامه های خصوصی که بیشتر آن اصلاح طلب هستند نوید روزهای خوبی را برای مطبوعات کشور می دهد و سبب می شود که در عرصه فروش نیزرقابتی برابر بوجود آید و همچنین تیراژ واقعی فروش و مخاطبان این روزنامه ها در شرایطی تقریبا عادلانه بدست آید.
دريا نماد بركت و آرامش، جنگل سمبل سخاوت و بخشندگي، باران نشان رحمت و بخشايش، زيتون نمايه صلح و مدارا و برنج محصولي لطيف و ظريف است، آنگاه كه با جو و گندم مقياس ميشود. گيلان كه در تاريخ به دو بخش گيل و ديلم شناخته شده است، از مهمترين امارتهاي دولتهاي پيش از اسلام بوده است. ارتشهخامنشيان و ساسانيان به وفور از سربازان ديلم سود بردهاند. كريستن سن در كتاب معروف خود تاكيد ميكند بنياد ارتش ساساني بر سلحشوري و قدرت سربازان گيل و ديلم نهاده شده بود. زماني كه اعراب مسلمان سرزمينهاي ايران را مفتوح ساختند هيچگاه نتوانستند از كوههاي البرز به سوي گيلان پيش روند. طبري مينويسد، حجاج ابن يوسف به قزوين وارد شد و بزرگان گيل و ديلم به حضورش رسيدند. حجاج نقشهاي را گسترد و به گيلانيان گفت:تسليم شويد، تمام سنگرها، راهها و مخفيگاههايتان را در اين نقشه ثبت كردهايم. ميگويند سردار گيل به نقشه نگريست و آرام گفت: جناب حجاج، جاي چيزي در اين نقشه خالي است، حجاج پرسيد چه چيزي؟ سردار گيل پاسخ داد سربازان گيل و ديلم!اعراب هفده بار حمله كردند و شكست خوردند. اسلام در گيلان نه با شمشير كه با عشق نفوذ يافت. داعيان صغير و كبير و علوي زادگان شيعي اعم از اثنيعشري و زيدي تنها با خلق و منش انساني خود تشيع را در گيلان پراكندند. حتي آنگاه كه فرزندان ماهيگير، حسن، علي و احمد ديلمي پايتخت عباسيان را به زير سلطه كشيدند، براي اولين بار در روز عاشورا، بغداد را سياهپوش كردند و عزاي حسين بن علي(ع) را برپا داشتند. مذهب شيعه از گيلان به ديگر نقاط ايران از جمله آذربايجان گسترش يافت. شيخ صفيالدين اردبيلي كه نوادگانش گسترنده و برپادارنده اولين دولت ملي پس از اسلام و مذهب تشيع بود، به لاهيجان آمد، نزد شيخ زاهد گيلاني رسيد و گويند شيخزاهد دربارهاش گفته بود: <او هماني است كه منتظرش بوديم.>
شيخصفي با دختر شيخ ازدواج كرد و چند صباحي ديگر زماني كه حاكمان آققويونلو به دنبال شاه اسمعيل صفوي در نزد دربار آل كيا در گيلان بود حاكم او را در سبدي حصيري پنهان كرد و از درخت بالا كشيد و به فرستادگان خان تركمن پاسخ داد: <خدا ميداند كه اسمعيل در زمين گيلان نيست>!
از آن تاريخ تا دوران معاصر كه گيلانيان در كنار آذربايجانيان و ساير دلير مردان اين سرزمين، درخت نحيف مشروطه را پاس داشتند و در مقابل غول استبداد محمدعليشاهي سربرآوردند، گيلانيان پيشگام شريعت، ديانت و آزادگي بودند. از دوران قاجار كمتر خانوادهاي در گيلان يافت ميشد كه فردي را براي تحصيل به فرنگ نفرستاده است. شايد نتايج مشروطه و شكست استبداد كه شروع شد، برخي كه اصرار دارند همه بلايا را از زير سر انگليسيها تحليل كنند، ساخت لطيفهها و جوكهاي سخيف در باب دو قوم بزرگ هوشمند و باغيرت آذربايجاني و گيلاني را به كينهاي مربوط ميدانند كه از آنها به دل گرفتهاند.
جناب احمدينژاد
آيا ميدانيد در كدام سرزمين به طرح چنين سخنان غيرمنتظرهاي اقدام كردهايد؟هيچ ميدانيد بر سفره نشستيد و نمكدان شكستيد؟
آيا ميدانيد اسلام و مذهبي كه خود را سينهچاك و مدافع آن ميدانيد، در نتيجه اراده گيلانيها به ديگر نقاط ايران گسترش يافته است؟معلوم نيست چه كساني مشاوران شما در سخن گفتن هستند. خدا ميداند قصد نداشتم ديگر درباره اظهارات شما چيزي بنويسم، اما ترسيدم در شرايط فعلي كشور برخي رفتارهاي نادرست مشكلي را در گوشهاي از سرزمين مادري سبب شود.آقاي رئيس،آيا نام ميرزاكوچك خان جنگلي را شنيدهايد؟ آيا با آيات عظام بهجت، رشتي، بحرالعلوم، ضيابري، رودباري، فيض مغربي و... آشنايي داريد؟
آيا فكر ميكنيد هر چيزي به ذهنتان ميرسد بايد بر زبان جاري كنيد؟اگر گيلانيان با شرافت و مهماننواز، حرمت شما را نگه داشتند و بغض فروخوردند و شكوه به دادار سپردند، نه براي ترسشان بود كه دوستانتان در ايام دهه فجر تنها يك نمونه از شجاعت و دليري يكي از فرزندانش در مقابله با رژيم سفاك پهلوي را بارها در سيماي جمهوري اسلامي پس از نزديك به سه دهه به تصوير كشيدند!
جناب احمدينژاد
باران لطيف است، گيلانيان را آرام و اهل خرد و بردباري بار آورده و زيتون نماد صلح و دوستي است، اما يادتان باشد همان جنگل به مردم آموخته است كه ستبر و قوي باشند.زنان گيلان عفيف و پاكند، نه چون در مزارع كار ميكنند، آنها هرجا كه بودهاند چنين هستند. آقاي رئيس، به نظر ميرسد با اين سخنان به مردم گيلان و شرافتشان ظلم روا شده است. حداقل در اين سخنان انديشه كنيد و نشان دهيد حرمت مهماننوازي را درك ميكنيد.
*سخنان احمدينژاد در جمع نخبگان گيلان
منبع:روزنا(فياض زاهد)
انا لله و انا الیه راجعون به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مىرسانم مؤلف کتاب آیات شیطانى - که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است - همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مىباشند. از مسلمانان غیور مىخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله. ضمنا اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته روحالله الموسوى الخمینى
سلمان رشدی نویسنده هندی الاصل با نگارش کتابی موهن و سراسر توهین به مقدسات اسلامی با نام« آیات شیطانی» به طور بارزی به مسلمانان و دین اسلام توهین کرد . وی با این کتاب قصد تقدس زدایی از دین اسلام را داشت وخواستار آن بود شخصیت های مقدس دین اسلام را همانند امور روزمره در جهان غرب کنونی جلوه دهد اما امام خمینی ره با درک موقعیت حاضر در برابر این عمل که ناشی از نگاه صهیونیست ها به مقوله اسلام بوده است ، قاطعانه ایستادگی ورزیدند . امام خمینى ره مساله کتاب آیات شیطانى را کارى حساب شده براى زدن ریشه دین و دیندارى و در راس آن اسلام و روحانیت می دانستند و به همین دلیل به مقابله جدی با آن برخاستند . موید نظر امام خمینی ره ، دفاع غرب از اندیشه موهن سلمان رشدی به بهانه آزادی قلم است چنانکه وی را به خاطر نگارش این کتاب مورد تشویق و تحسین نیز قرار دادند . امام خمینى، همچنین، عواقب دشوار این فتوا را در نظر داشتند و مىدانستند که غرب، زیر بار آن نخواهد رفت. چنانکه پس از صدور فتواى تاریخى امام خمینى (ره)، سیاستمداران غربى ، "سلمان رشدى" را در قواره یک نویسنده و دیپلمات آراستند تا طعمه منافع و منابع آینده خود قرار دهند. به همین دلیل امام خمینی در پیام مهمی با نام منشور روحانیت در این باره چنین فرمودند : "راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد یک مزدور بیگانه اینقدر جهانخواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتادهاند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئههاى شوم آنان به هراس افتادهاند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه می دانند و از اینکه فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمىتوانند علیه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شدهاند ... خیلى جالب و شگفتانگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتى یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه دار مىکند، عدهاى در رابطه با آن شهید مىشوند، بر ایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسى و تمدن است، اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالتبه میان مىآید نوحه رافت و انسان دوستى سرمى دهند. ما کینه دنیاى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکتهها به دست مىآوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامى و ضد ارزشى است که بنگاههاى صهیونیستى و انگلیس و امریکا براهانداختهاند و با حماقت و عجله خود را روبروى همه جهان اسلام قرار دادهاند ... اگر غفلت کنیم این اول ماجراست و استعمار از این مارهاى خطرناک و قلم بدستان اجیر شده در آستین فراوان دارد ... ترس من این است که تحلیل گران امروز ده سال دیگر بر کرسى قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده استیا خیر ...
چندی پیش آقای ساعی، قهرمان تکواندو، به آقای خاتمی پیشنهاد کرد که عقد آقای امیر غلام زاده، قهرمان دیگر رشته ی تکواندو کشور را بخواند. یک روز قرار گذاشتند. من هم طرف عقد بودم. آقای ساعی و غلام زاده با یک خانم تایوانی آمدند. معلوم شد در مسابقات تکواندو، در تایوان، آقای غلام زاده با خانم چیاچی اوو، تکواندو کار تایوانی آشنا شده و پس از مسلمان شدن، قصد ازدواج دارند. معرکه ای بود، تفهیم مهریه. آقای خاتمی به هر شکلی بود با انگلیسی مهریه را پرسید.
معلوم شد موافق است. عروس و داماد هم زبان انگلیسی را خوب بلد نبودند؛ و داماد هم حتماً تایوانی نمی دانست و عروس فارسی. شاید همین که فعلاً کمتر می توانند با هم حرف بزنند، تفاهم ماندگارتری برایشان درست کند.
قرار شد آقای خاتمی از عروس بله بگیرد. دوباره به انگلیسی به نحوی پرسید آیا وکیلم؟ ایشان هم گویا کلی تمرین کرده بود، در جلسه ی آرام و ساکت با صدای بلند به فارسی شیرینی گفت بله! همه دست زدیم. بهانه ای بود که برای آقای غلام زاده و ساعی و خانم چیاچی اوو و سایر تکواندوکاران دوست داشتنی کشور آرزوی توفیق کنیم.
منبع:وب نوشت
تقريبا نزديك به يك ماه از انتخابات شورای شهر مي گذرد. انتخاباتي كه همانند گذشته هنوز هم بحث محافل است. بعد ازچند روز کشمکش و بلاتکلیفی شمارش آرای انتخابات شورای شهر تهران با تمام حرف و حدیث هایی که داشت به پایان رسید و در این بین اما ائتلاف اصلاح طلبان تنها 4 نفر از کاندیداهای خود را در جمع منتخبین شورا دید. آقایان ساعی ،مسجدجامعی ،نجفی و همچنین خانم ابتکار افرادی بودند که علیرغم تمامی تلاش های برخی افراد و احزاب توانستند به شورای شهر تهران راه یابند.
حضور نمایندگان دو ائتلاف عمده پایتخت یعنی اصلاح طلبان و اصول گرایان در کنار تشکل رایحه خوش خدمت روزهای خوشی!! را برای شوراي شهر تهران نوید می دهد.
اما جدای از گرایش منتخبان و تنش های حزبی ، روز 24 آذر برای من نیز بسیار جالب و به یادماندنی بود. از آن جهت که من به عنوان نماینده کاندیدا از همان ابتدای کار رای گیری در یکی از شعب اخذ رای حاضر بودم با توجه به حرفه ام و اینکه در حال حاضر دانشجوی خبرنگاری هستم تمامی جریانات انتخابات را با کنجکاوی بیشتری دنبال می کردم.
به اصرار يكي از دوستان(ابوذر رحيمي) برآن شدم تا آنچه در آن روز ديدم را بنويسم . براي همین قسمت هايي از آن را در ذيل مي آورم:
در ابتدا لازم است توضیح بدهم که من به دعوت سازمان مجاهدین انقلاب و از طرف ستاد خانه کارگر به عنوان نماینده کاندیداهای اصلاح طلب و به طور مشخص خانم ابتکار بر سر صندوق شماره... واقع در خیابان...مسجد...که در جنوب تهران است حاضر بودم. و حالا ديگر ماجرا:
وب سایت رسمی وزارت ارشاد به آدرس http://www.ershad.ir در اواخر روز سه شنبه دوازدهم دی ماه
۱۳۸۵ هک شد. به نظر میرسد نقص در نرم افزار مدیریت محتوای این سایت دلیل اصلی نفوذ به پنل
مدیریتی و تغییر اطلاعات آن بوده است. همچنین به نظر میرسد که نقص فوق به سرعت و در بین برخی
کاربران اینترنت پخش شده است چرا که از ظواهر امر اینگونه نشان میدهد که چندین فرد یا گروه مختلف
وارد بخش مدیریتی شده و اطلاعات آنرا دست کاری کرده اند. نگارنده خود نیز توانسته با استفاده از نقض
فوق وارد بخش مدیریتی شده و اطلاعات آنرا مشاهده کند که تصویری از بخش مدیریت سایت در ادامه
درج شده است. پیامهای متفاوتی از سوی افرادی که وارد پنل مدیریتی سایت شده اند در بخشهای
مختلف درج شده است که بیشتر در نکوهش مسئولین سایت و وزرات فوق بوده است .در اوایل بامداد
روز چهارشنبه نیز از قرار هک سایت شکل پیچیده تری به خود گرفته است بطوریکه یکی از جداول بانک
اطلاعات سایت (tblNews) که حاوی اطلاعات اخبار سایت بوده است کلاً حذف شده است.
نفوذ و دستکاری در اطلاعات سایت وزرات ارشاد در حالی صورت میگرد که این وزراتخانه اخیرا با راه
اندازی سایتی خواستار ثبت نام مدیران سایتهای ایرانی و وبلاگ نویسان و درج اطلاعات خصوصی ایشان
در این سایت شده است.سایتی که سرورهای آن در کشور آمریکا و چین قرار دارد و با توجه به هک شدن
سایت اصلی وزرات ارشاد هنوز مشخص نیست که اطلاعات خصوصی مدیران سایتها و وبلاگ نویسان تا
چه حدی در امنیت قرار دارد.

تصویری از یکی از پیامهای نوشته شده در بخش مدیریت سایت وزرات ارشاد
|
| ||
| ||

در پي انتشار انتقاد «بازتاب» از موضعگيري رئيسجمهور سابق در زمينه اعدام صدام، سيدمحمد خاتمي
درباره سخنان خود، توضيح مكتوبي ارسال كرد. متن توضيحات مذكور به اين شرح است:
با تشكر از تذكر خيرخواهانه سايت «بازتاب»، فكر ميكنم اگر مطالب من دقيقا منعكس ميشد و به
خصوص با تكيه بر يك فراز از بحث بدون اشاره به قبل و بعد آن در عرضه مطلب اغراق نميشد، سوءتفاهم
پيش آمده وجود نداشت.
چه كسي است كه جنايات بزرگ صدام را انكار كند و چه كسي است كه مجازات جنايتكاران را نخواهد و
تازه از ياد نبريم كه طبق ادعاي دستاندركاران امر، اجراي اين حكم به خاطر بخش بسيار كوچكي از
جنايات او بوده است و به خصوص مردم شريف و بزرگوار ايران، داغ سوزان جنايات صدام را بيش از ديگران
بر دل دارند.
گرچه مردم شريف عراق هم كمتر رنج نكشيدهاند و خون پاك شريفترين فرزندان اسلام و انسان همچنان
جوشان است.
ميتوان خواستار اجراي عدالت بود و در عين حال آرزو داشت كه كاش طوري ميشد كه جهان در
وضعيتي قرار ميگرفت كه جنايتكار نباشد تا جنايت كند و در نتيجه مستحق مرگ باشد. ميتوان
خواستار رفع و دفع جنايتكاران بود و زندگي را براي همه خواست. ولي چه ميشود كرد كه مرگآفريناني
كه مستحق مرگند، بيش از هر چيز مرگ انسانهاي بيگناه را سبب ميشوند.
سيدمحمد خاتمي

آيت الله منتظري در گفت و گو با نشريه آلماني فرانكفورتر آلگما ينه آخرين مواضع خود در خصوص ولايت
فقيه، ناآراميهاي عراق، برخورد تمدن ها و وضعيت تدريس خود پرداخته است كه بخش هايي از آن در زير
مي آيد . ايشان در پاسخ به سوالي درباره ولايت فقيه و تغيير مواضع گذشته خود گفته است : تغييراتي
در نظريات بنده نبوده، از اول نظر من يكجور بود. نظريه ولايت فقيه را قبل از من، آيتا... خميني در نجف
كه بودند تدريس كردند و درسهاي ايشان در ايران پخش شد و اين خود براي طرح مساله ولايت فقيه
زمينه شد. بحث ولايت فقيه از آيات و روايات استفاده ميشود و داراي پشتوانه علمي است. اجمالا
ولايت فقيه را قبول داريم، ما مسلم ميدانيم كه اصل حكومت براي مردم لازم است و حاكميت هم
مادامي كه پايگاه مردمي نداشته باشد، فايده ندارد. اسلام براي همه نيازهاي بشري، از جمله حاكميت
و شرايط آن دستور و برنامه دارد، چون اكثريت مردم ايران مسلمان هستند و به موازين اسلامي ملتزمند.
ما از كتاب و سنت براي حاكميت بر مسلمين شرايطي را استفاده ميكنيم كه بسا عقل هم با آنها
مساعد باشد. اگر فرض كنيم امر داير شود بين اينكه يك نفر عالم به موازين اسلامي حاكم باشد يا يك
نفر غيرعالم پيداست عالم به موازين اسلام مقدم است چون مردم مسلمانند و ميخواهند كشور
مطابق موازين اسلامي اداره شود. بنابراين اگر بنا باشد مطابق موازين اسلامي حاكميت برپا شود، بايد
حاكم آگاه به موازين اسلام، مدير، مدبر، شجاع و عادل باشد و حريص و طماع نباشد. اينها شرايطي
است كه من در كتاب ولايت فقيه كه چهار جلد عربي و ترجمه به فارسي هم شده ذكر كردم. هر عاقلي
ميفهمد، عالم بر غيرعالم مقدم و مدبر و مدير بر غيرمدبر و مدير مقدم است. اما در عين حال حاكميت بر
مردم چون اساسش مردمند، بايد با راي و نظر مردم شكل گيرد. حتي پيامبر اكرم هم بعد از آنكه مردم با
ايشان بيعت كردند، حاكم شدند. امام حسن مجتبي در نامهاي به معاويه ميفرمايد: وقتي كه پدرم از
دنيا رفت، مسلمانها مرا والي قرار دادند. پس معلوم ميشود تحقق ولايت از ناحيه مردم است. ما در
مجلس خبرگان كه بوديم مثال ميزديم و ميگفتيم كه مردم شوروي از باب اينكه ماركسيست بودند
طبيعي است كسي را كه ايدئولوگ ماركسيسم باشد سر كار ميآوردند، براي اينكه ميخواستند
كشورشان براساس موازين ماركسيسم اداره شود. ما هم چون مسلمانيم و اسلام منحصر در امور
عبادي و اخلاقي نيست موازين حكومت، اقتصاد و سياست را هم متعرض است. بنابراين آن كسي كه
حاكم ميشود بايستي بهجز عدالت و مديريت نسبت به موازين اسلامي عالم و متخصص باشد. تاكيد
ميكنم مردم او را انتخاب كنند و پس از انتخاب هم مردم ناظر بر حاكميتش باشند. آقايان نوعا و اجمالا
ولايت فقيه را قبول دارند. اين نظريه اختراعي نيست چون از كتاب و سنت استفاده ميشود. از گذشته
مساله ولايت فقيه مطرح بوده ولي به صورت مدون در كتابها كمتر بوده است. آيتا... خميني در اين
زمينه در نجف درس گفتند، بعدا هم در مجلس خبرگان مطرح شد، چيز تازهاي نيست. من از همان اول
نظرم اين بود كه اساس حاكميت مردم هستند. آيتا... خميني نيز ميفرمود: ميزان راي ملت است. وي
در پاسخ به اين سوال كه حضرتعالي چه توصيهاي براي مردم عراق داريد، گفت: مردم عراق شيعه و
سني چون همه مسلمانند بايستي طبق موازين اسلامي عمل كنند. اين قتل و عامها و ترورهايي كه
انجام ميشود همه مخالف موازين اسلام است. از پيغمبر اكرم نقل شده كه فرمودند: <الاسلام
قيدالفتك> يعني اسلام ترور را منع ميكند. وقتي كه ابنزياد آمد در كوفه، ياران امام حسين در آنجا با
مسلمبنعقيل صحبت كردند كه در مجلسي كه ابنزياد ميآيد، او را ترور كند، اما مسلمبنعقيل او را ترور
نكرد. پرسيدند: چرا او را ترور نكردي، با اينكه ابنزياد شري بود كه ريشهاش بايد برداشته شود؟ در جواب
گفت: من يادم آمد كه پيغمبر اكرم فرمودند: <الاسلام قيدالفتك.> آيت الله منتظري در پاسخ به اين توضيح
كه البته دنيا عوض شده و در همه دنيا ملاك اكثريت است، ولي حقوق اقليت هم بايد حفظ شود حتي
حقوق غير مسلمان ها مانند مسيحيها ، يهوديها، مجوسيها و... چون درباره حفظ حقوق اهل ذمه دين
اسلام خيلي تاكيد كرده است. جنابعالي در صحبت هايتان به اختلافاتي كه در شيعه و سني هست
اشاره كرديد،با توجه به اختلافي كه ميان شيعه و سني در عراق هست و شما مي فرماييد بايد توافق
صورت گيرد ،الان منازعات سياسي كه در لبنان هست باز هم ظاهرا بين يك گروه شيعه و دولت سني
است،به نظر شما چه جور گفت و گويي بايد صورت بگيرد بين اهل سنت و شيعيان تا اختلافات به حداقل
برسد؟گفت:بحث گفت و گوي بين فرق مذهبي پيش آمد ، شايد اين سوال من هم به نوعي به آن مرتبط
باشد . مي خواستم در مورد امكان گفتگو بين جهان اسلام و جهان مسيحيت صحبت كنيد . مسلمان ها
با همه مذاهب حتي با يهود هم بايد تعامل و گفت وگو داشته باشند .البته مابا صهيونيسم مخالفيم اما
با يهود هيچ مخالفتي نداريم.آنها هم تابع پيغمبر خدا حضرت موسي هستند بنابراين تمام فرقه هايي كه
معتقد به خدا هستند بايد با هم تفاهم داشته باشند،بويژه مسيحيان. مسيحيها نوعا استكبار ندارند
گرچه بعضي از حكومت هايشان مستكبرانه عمل مي كنند. ولي بايد با پيروان اسلام بنشينند و در جهات
مختلف اعم از سياست و اقتصاد و غير با هم هماهنگ باشند. او در پاسخ به اين سوال كه آيا مي توانيم
از صحبت هاي شما چنين نتيجه گيري كنيم كه مي توان جلو برخورد تمدن ها را گرفت و لازم نيست
برخوردي به وجود بيايد؟گفت: بله تفاهم تمدن ها بايد باشد، بلكه تفاهم انسانها مولاي ما امير المومنين
علي در نامه اي كه به مالك اشتر مي نويسد مي فرمايد:"با مردم هچمون جانور درنده مباش كه خوردن
آنان را غنيمت شماري زيرا آنان دو دسته اند يا بردار ديني تواند يا انساني همچون تو در آفرينش". ايشان
در خصوص وضعيت تدريس خود نيز گفت: با بالا رفتن سن انسان نمي تواند زياد كار بكند ولي من
شبهاي سه شنبه،چهار شنبه و پنج شنبه از كتاب جامع السعادات نراقي -كه كتاب خوبي هست- درس
اخلاق مي گويم. با مردم هم ارتباط دارم.
منبع:روزنامه همبستگی
1- مهدي چمران با 603،766 راي
2- مرتضي طلايي 539،761 راي
3- رسول خادم 427،097 راي
4- عباس شيباني 394،457 راي
5- هادي ساعي 384،358 راي
6- حمزه شكيب 330،233 راي
7- عليرضا دبير 306،729 راي
8-پروين احمدينژاد 242،501 راي
9-معصومه ابتكار 232،959 راي
10-احمد مسجد جامعي 216،015 راي
11-محمدعلي نجفي 202،700 راي
12-معصومه آباد 201،754 راي
13-حسن بيادي 200،397 راي
14-خسرو دانشجو 200،175 راي
15-حبيب كاشاني 197،284 راي
16-عبدالمقيم ناصحي 195،839 راي
17-حسن زياري 188،226 راي
18-محمود خسرويوفا 173،321 راي
19-اميرعلي اميري 160،934 راي
20-بهمن اديبزاده 158،626 راي
21-محسن وفامهر 154،877 راي

روزنا: احمد مسجدجامعي، کانديداي ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات شوراي شهر تهران عصر امروز با
حضور در روزنامه اعتمادملي ضمن تقدير از اطلاع رساني مطبوعات در روزهاي اخير، به نحوه
شمارش آراي اين انتخابات اعتراض کرد.
مسجد جامعي در اين ديدار ضمن انتقاد از تخلفات وسيع صورت گرفته در سايت هاي شمارش
آرا، برآوردهاي موجود را نشانگر کسب 8 کرسي براي اصلاح طلبان در شوراي شهر تهران دانست.
به گفته مسجد جامعي مجريان برگزاري انتخابات تلاش دارند تا سهم منتخبين اصلاح طلب را به کمتر از
چهارکرسي برسانند و براي اين هدف آراي نجفي و مسجدجامعي را به نام ديگر نامزدان همنام با اين
کانديداها مي خوانند.
مسجدجامعي در ادامه ضمن تقدير از تلاش هاي شخصيت هايي همچون مهدي کروبي،
سيدمحمدخاتمي و هاشمي رفسنجاني اين تلاش ها را باهدف صيانت از آراي مردم تهران دانست و
گفت:« تلاش اين بزرگان اين است که آراي حقيقي مردم خوانده شود تا اعتماد مردمي را از دست
ندهيم.»
وزير سابق ارشاد با تاکيد براين نکته که ائتلاف اصلاح طلبان تاکنون در اعتراض و ابراز نگراني ها کاملا
قانوني عمل کرده است افزود:« ما قصد عقب نشيني نداريم. صيانت از راي مردم با قهر کردن حاصل نمي
شود. ما از دولت طلبکاريم اما اعتراض هاي خود را در مجاري قانوني پي مي گيريم.»
مسجدجامعي اخبار منتشر شده در رسانه هاي حامي دولت مبني بر اينکه با شمارش آراي جنوب شهر
تهران راي اصلاح طلبان کاهش يافته است را فرافکني هاي سياسي دانست و گفت:« راي بالاي هادي
ساعي در جنوب شهر تمامي اين گفته را تکذيب مي کند. شايد هدف از کشدار کردن انتخابات وارد کردن
افراد ديگري در ليست منتخبين باشد که بايد جلوي اين اقدام ايستاد.»
آفتاب: روزنامه ايران، ارگان دولت، روز گذشته در اقدامي حيرتآور تسليتي را با موضوع درگذشت بابك بيات، آهنگساز معروف ايراني از سوي داريوش اقبالي، خواننده فراري و ضد انقلاب منتشر كرد.
متن اين تسليت با الهام از ترانهاي كه داريوش اقبالي سالها پيش خوانده و آهنگسازي آن توسط بابك بيات صورت گرفته بود، تنظيم شده است.
داريوش اقبالي از جمله خوانندگان لس آنجلسي است كه به مراتب بيشتر از ساير خوانندگان فراري ايراني به انتقاد از نظام جمهوري اسلامي پرداخته و بي محابا آن را هدف انتقادات و گاه توهينهاي خود قرار داده است.
انتشار اين آگهي تسليت با نام داريوش اقبالي در حالي صورت ميگيرد كه به گفته مقامات دولتي قرار بود با تغيير تركيب گسترده اين روزنامه و جايگزيني افراد جديد، كه عموما از ميان روزنامهنگاران راست انتخاب شده بودند، رويكرد روزنامه ايران تغيير يابد و اين روزنامه عملكردي در خور دولت نهم داشته باشد.

در انتخابات شوراها، نتائج انتخابات چند شهر بزرگ کشور به خصوص
تهران معنای سیاسی پیدا می کند و نشانه ی موفقیت و یا عدم
موفقیت احزاب و جریانات تلقی می گردد.
در همین شورای فعلی که معروف شد محافظه کاران برنده شده اند،
بیش از ۷۰% منتخبان کشوری از جریان اصلاح طلب هستند، اما به
دلیل آن که جریان محافظه کار در شهرهای بزرگ سازماندهی کردند و
افرادی که از اردوگاه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران بودند زمینه ی
لازم را برای بهره برداری محافظه کاران آماده کردند و پیروز شدند، تلقی
داخلی و خارجی این شد که محافظه کاران انتخابات شوراها را بردند و
این پیروزی زمینه ی پیروزی های بعدی را آماده ساخت. در میان دو
لیست اصلی محافظه کاران که جمعی طرفداران احمدی نژاد هستند و
جمعی طرفداران قالیباف، نشانه های توجه و اهتمام به امر "تهران" امر
مشترک آنهاست. سفرهای استان تهران رئیس جمهور و جلسات دولت
برای حل مشکلات تهران، پشتوانه ی طرفداران احمدی نژاد در انتخابات
شوراها در تهران می تواند تلقی شود و سرعت بخشیدن به پروژه های
عمرانی، آسفالت کردن کوچه ها و خیابان ها و کم کردن ترافیک هم از
پشتوانه های طرفداران قالیباف برای تسخیر شورای شهر تهران با هدف
سیاسی پیروزی محافظه کاران می تواند ارزیابی گردد.
به هر دلیل فعلاً تا قبل از انتخابات فرصت خوبی برای شهرهای بزرگ و
به خصوص تهرانی هاست که حتی اگر با اهداف سیاسی هم باشد به
نفع مردم است. از این جهت فرصتی برای مردم تهران و شهرهای بزرگ
است. ای کاش همیشه قبل از انتخابات باشد!
منبع:وب نوشت
خمینی از ایران به ترکیه ، سفارت آمریکا در تهران به تسخیر دانشجویان
پیرو خط امام در آمد . این واقعه که حضرت امام خمینی ره از آن به
عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب نخست یاد کردند پس از آن روی داد که
دانشجویان با شناخت خط استکبار و تحلیل روشهای جاسوسی آمریکا
در کشور ایران ، در صدد حذف آثار این نماد پلید در جامعه ایران بر
آمدند . اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در تهران نشانگر
این مطلب است که در سفارتخانه های آمریکا در جهان واحدی به نام
واحد عملیات وجود دارد که رهبری عملیات جاسوسی در کشورهای
محل سفارت را داراست .
در سال 1358 امام خمینی ره در بیانات قاطعی خواستار استرداد شاه
مخلوع از دولت آمریکا شدند . دانشجویان پیرو خط امام پس از این
سخنرانی که در تاریخ دهم آبان 1358 انجام شد ، به منظور وادار
ساختن آمریکا به استرداد محمد رضا شاه و همچنین دریافت اموال
بلوکه شده ایران در دست دولت آمریکا ، تصمیم به تسخیر لانه
جاسوسی گرفتند . به دنبال این حرکت دانشجویان دانشگاه تهران ،
پلی تکنیک ( امیر کبیر فعلی ) ، شریف و بهشتی در یک راهپیمایی
گسترده به سوی سفارت حمله ور شدند و با گذر از دیوار های آن ، این
سفارتخانه را به تسخیر خود در آورند . در این هنگام دانشجویان موفق
شدند 63 آمریکایی حاضر در این سفارتخانه را گروگان بگیرند . پس از
این واقعه جناحهای سیاسی مختلف در کشور ، مواضع مختلفی در
برابر آن اتخاذ کردند اما امام خمینی ره آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب
اول خواندند . پس از تسخیر لانه جاسوسی ، دولت آمریکا ، روابط
سیاسی و اقتصادی خود را با ایران قطع کرد . به ابتکار امام خمینی
پس از چندی زنان و پس ازآن سیاه پوستانی که در میان گروگان ها
بودند آزاد شدند اما بقیه که ارکان لانه جاسوسی بود ند به مدت 444
روز در ایران به عنوان گروگان باقی ماندند . دانشجویان سر انجام به
دستور رهبر کبیرانقلاب اسلامی، جاسوسان را تحویل دولت دادند و
مقرر شد که مجلس شورای اسلامی در باره آنان تصمیم بگیرد ، لذا
مجلس هیئتی را تعیین کرد و مذاکرات با میانجی گری دولت وقت
الجزایر بین ایران و آمریکا آغاز شد که منجر به امضای بیانیه های الجزایر
شد . گروگان ها نیز یک روز پس از روی کار آمدن رییس جمهور جدید
آمریکا (ریگان ) و شکست جیمی کارتر در انتخابا ت آزاد شدند. واقعه
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران نه تنها توطئه های بعدی علیه
انقلاب را با شکست مواجه کرد بلکه ضربه سختی به اقدامات ضد
مردمی و عملیات جاسوسی شیطان بزرگ به ویژه در منطقه وارد کرد و
ابهت ساختگی این کشور را در هم شکست .
به همین مناسبت چنین روزی از طرف نمایندگان دوره سوم مجلس
شورای اسلامی در تاریخ کشور بنام روز مبارزه با استکبار جهانی نام
گرفت .
لازم به ذکر است معصومه ابتکار-سعید حجاریان-عباس عبدی-ابراهیم
اصغرزاده-محسن میردامادی-حبیب الله بیطرف و ...ازجمله افرادی بودند
که در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش داشته اند.
همچنین لازم به یادآوری است که در 13 آبان 1377 پس از سخنرانی
آقای خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ارائه پیشنهاد
نامگذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدن ها؛ این سال از
سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتگوی تمدن ها
نامگذاری شد. اما به دلیل تداخل چند مناسبت در روز 13آبان ، از سوی
شورای عالی انقلاب فرهنگی 30 شهریور به عنوان روز گفتگوی تمدن ها
در نظر گرفته شد.
همچنین برای آگاهی بیشتر از چگونگی تسخیر سفارت آمریکا -کتاب
"تسخیر در تهران" شرح خاطرات معصومه ابتکار از تسخیر این سفارت در
تهران را مطالعه کنید.
پس از آن بنابر پاره ای دلایل شخصی ترجیح دادم برای هیچ نشریه ای ننویسم و کار نوشتن محدود شد به وبلاگم و همچنین دفترچه های یادداشتی که همیشه میزبان تراوشات ذهنم هستند. هفده ماه عذاب آوری که چه سخت گذشت. تا امروز که تصمیم گرفتم دوباره بنویسم. و این شروع را با نشریه دانشجویی مهر داشتم.
خوشحالم که دوباره شروع کردم......
چند روز است که نمی توانم بنویسم ، نه اینکه مشکل داشته باشم بلکه حس نوشتن ندارم. به خصوص در این چند روز گذشته که اتفاقات مهمی در کشور رخ داد از جمله ، یکی از مهمترین آن سفر آقای خاتمی به آمریکا و سخنرانی های ایشان در برخی از شهرهای آن کشور که بازتاب فراوانی در مجامع جهانی در بر داشت.و همچنین انتقاد و توهین فاطمه رجبی همسر الهام سخنگوی دولت به این سفرکه عکس العملهای جالبی از طرف دو جریان سیاسی کشور به دنبال داشت و یکی دیگر از این اتفاقات مهم البته بیشتربرای ما خبرنگارها توقیف روزنامه شرق بود اما از این قضایا گذشته امروز 30 شهریورماه روز گفتگوی تمدن هاست. لازم به یادآوری است که پس از سخنرانی آقای خاتمی در 13 آبان 1377 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ارائه پیشنهاد نامگذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدن ها؛ این سال از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نام سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شد. اما به دلیل تداخل چند مناسبت در روز 13 آبان ، از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی 30 شهریور به عنوان روز گفتگوی تمدن ها در نظر گرفته شد .این روز برای ما ایرانیان مایه غرور و افتخار است که دنیا ما را پرچمدار گفتگوی تمدن ها ، در فضایی عاری از تعصب و زورگویی برای رسیدن به درک متقابل و تفاهم بین المللی بداند. اهمیت این دیدگاه خاتمی عزیز ، بانی اندیشمند این روز زمانی ارزش ویژه ای یافت که در مقابل تئوری ایدئولوگ آمریکایی (هان تین گن)قرار گرفته است که بر نزاع و جنگ تمدن ها تاکید دارد در این روز این سید بزرگوار از ضرورت ایجاد فضایی جهانی برای داشتن دیالوگ و گفتگو به عنوان راهکاری برای رفع سوء تفاهمات بین المللی و تلاش برای رسیدن به تفاهم ، صلح و دوستی محبت به میان آورد .این دیدگاه خوشبختانه با استقبال پرشور جهانی روبرو گردید و همچنین سبب محبوبیت آقای خاتمی در جوامع بین المللی گردید.همه ساله ما ایرانیان این روز را گرامی می داریم.
به امید موفقیت برای بانی این روز.
همانطور که سید حسن نصر الله در پیام تلویزیونی که ازشبکه المنارپخش شد و
خطاب به مردم لبنان گفت ((ما باید پیروز شویم و انشاء الله نصر و پیروزی با
ماست))،حزب الله لبنان پیروز شد. سی و سه روز از مقاومت اسلامی لبنان
گذشت و رژیم صهیونیستی قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفت.
این یعنی شکستی بزرگ برای تجاوزگران صهیونیست و البته پیروزی ارزشمند برای
حزب الله لبنان و بویژه سید حسن نصرالله، که با اراده ی پولادین و شجاعت مضاعف
خود باعث این امر شد. و همانگونه که خاتمی عزیز در نامه ای به دبیر کل حزب الله
لبنان گفته بود ((حوادث امروز لبنان ، نوید بخش پیروزی نهایی عدالت بر ظلم ،
آزادگی،رهایی از سرکوب و اشغال واحیاء حرمت انسانی است، و آنچه می ماند
افتخار و سر بلندی ملت مظلوم لبنان،به پشتوانه عزت این ملت حزب الله است))،این
پیروزی نه تنها باعث افتخار و سر بلندی ملت لبنان بلکه سبب غرور و موفقیت تمام
مسلمانان جهان است.
من هم پیروزی حزب الله لبنان و شکست تجاوزگران صهیونیستی را به همه دوستداران حزب الله لبنان و سید حسن نصرالله تبریک می گویم.







سيّد محمّد خاتمي که در دیداری صمیمانه با جمعی از خبرنگاران حوزه
دولت سخن می گفت، ابراز امیدواری کرد با زمينهسازي براي تشكيل
يك نهاد بينالمللي ويژه خبرنگاران، شاهد تلاش اصحاب رسانه برای
نزديك كردن ملتها باشیم.
خاتمي در این دیدار که در تقارن روز خبرنگار و سالروز مشروطيت برگزار
شد خطاب به خبرنگاران حاضر گفت: تقارن سالروز مشروطيت و روز
خبرنگار را نباید امري تصادفي دانست. به درستي گفتهاند كه مطبوعات
و وسايل ارتباطجمعي ركن چهارم مشروطيت هستند.
وي با اشاره به معنا و ريشههاي مشروطيت در زبانهاي مختلف گفت:
مشروطيت چه به معناي شارت فرانسوي باشد چه به معني مشروط
كردن قدرت سياسي جامعه، حادثه بسيار مهمي است.
خاتمي با اشاره به ويژگيهاي مشروطيت گفت: از خصوصيات
مشروطيت اين است كه قدرت مهار شده و بايد متكي به آراي مردم
باشد. وي افزود: نكته ديگر اينكه در آن قوای سهگانه حكومت بايد از هم
تفكيك شوند و به گونهاي باشند كه با ايجاد موازنه بين آنها از تبديل
قدرت به ديكتاتوري جلوگيري شود.
خاتمي با اشاره به تفكيك قوا گفت: موازنه سه قوه اگر صحيح انجام
شود جامعه نيز حالت تعادل پيدا ميكند.
وي افزود: مطبوعات را ركن چهارم مشروطيت دانستهاند كه حرف
درستي است. مهمترين شرط در يك نظام دموكراتيك متكي بودن
حكومت بر رأي مردم است و هيچ منبعي به قدرت فعليت نميدهد مگر
رأي مردم. اگر مردم نخواهند، هيچ قدرتي حق تحميل خود را بر جامعه
ندارد.
وي با طرح اين سؤال كه چگونه حكومت مردمي مورد قبول اسلام
است؟ گفت: من معتقدم كه حكومت در اسلام شرايط خاص خود را
دارد. اگر شرايط منطبق با اسلام وجود داشت حكومت سازگار با
حكومت اسلامي است.
اما شرط همه اينها اين است كه مردم بخواهند و اگر مردم نخواهند
حتي اميرالمؤمنين هم به خودش حق نميدهد كه حكومت خود را به
زور بر مردم تحميل كند.
خاتمي با اشاره به قانون اساسي جمهوري اسلامي گفت: مهمترين
بخش آزادي مردم كه در حكومتهاي دموكراتيك پذيرفته شده و ريشه در
مباني اسلامي ما هم دارد، آزادي بيان و انديشه و آزادي و حق انتقاد
از قدرت است.
وي گفت: در دنياي امروز و با توجه به پيچيدگي و گستردگي جوامع،
مطبوعات و رسانههاي عمومي نقش بسيار اساسي در آگاهي جامعه
و استقرار حكومت مردمي دارند.
خاتمي با اشاره به نقش مطبوعات در كشورهاي مختلف گفت: به دليل
نقشهاي ويژه و گسترده مطبوعات و تأثير آنها، وسوسه كنترل و مهار
مطبوعات بسيار زياد است.
وي گفت: در سيستمهاي غيردموكراتيك مهمترين و بزرگترين ابزارهاي
رسانهاي در دست حكومتها است تا تبليغكننده و توجيهكننده
سليقهها و سياستهاي آنها باشد و هر آنچه با اين سليقهها و
سياستها ناسازگاري دارد از ميان برداشته يا به شدت محدود
ميشود.
وي گفت: در اين كشورها رسانهها يا نيستند يا آنقدر محدودند كه
نميتوانند منشاء اثر باشند، يا خود دچار خودسانسوري ميشوند يا با
آنان برخورد ميشود.
خاتمي گفت: در كشورهايي هم كه تجربه دموكراسي سابقه بيشتري
دارد اينگونه برخورد نميشود، اما گونه ديگري از مهار مطبوعات و
وسايل ارتباطجمعي حاكم است.
وي افزود: در آنجا مراكز قدرت بزرگ اقتصادي و سياسي با ايجاد مراكز
بزرگ رسانهاي و هضم واحدهاي كوچك اين ابزار را در دست ميگيرند و
به صورت غولهايي درميآيند كه بر اذهان و زندگي مردم به آنگونه كه
مراكز قدرت ميخواهند اثر ميگذارند.
خاتمي مطبوعات در دنياي امروز را به ماهيهايي تشبيه كرد كه در
درياي آزادي ميتوانند ادامه حيات دهند و گفت: ناامني و فقدان آزادي
مهمترين مانع رشد مطبوعات مؤثر است. البته مراد از آزادي، آزادی
سياسي و آزادي مردم در حق حاكميت آنان بر سرنوشت خود و آزادي
انتقاد از قدرت است و نه ولنگاري و آزادي در بداخلاقي و به هم زدن
هنجارهاي صحيح جامعه. وي با بيان اينكه خبرنگاران مستقل و آزاد
سراسر دنيا بيشترين فشارها را تحمل ميكنند، گفت: متأسفانه در
بسياري از كشورها با خبرنگاران بهعنوان انسانهاي بيگانه و مزاحم
رفتار ميشود و هر لحظه ممكن است به خاطر انجام وظيفه در معرض
فشار قرار بگيرند.
خاتمي ضمن تقدير از كساني كه در عرصه مطبوعات فعاليت ميكنند از
برخي برخوردهاي انجام شده با خبرنگاران و فعالان مطبوعات ابراز
تأسف كرد.
وي با اشاره به دستاوردهاي مشروطيت گفت: متأسفانه مشروطيت
نتوانست به اهداف خود برسد و كشتي مشروطيت در لجن¬زار
ديكتاتوري وابسته به بيگانه به گل نشست و بنابراين نبايد پنداشت كه با
نهضت بزرگ مشروطيت كار به پايان رسيد و در مورد انقلاب اسلامي هم
بايد با بيداري و هوشياري آرمانهاي انقلاب براي مردم گفته شود و از
انحرافات ولو با دادن تاوان جلوگيري شود.
وي با اشاره به ضرورت درك اولويتها و حساسيتها و خطراتي كه
جامعه را از درون و بيرون تهديد ميكند، بر نقش مهم رسانهها و
بخصوص پرهيز از شتابزدگي تأكيد كرد.
رئيس مؤسسه بین المللی گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اشاره به
برنامه كار اين مؤسسه گفت: اميدوارم بتوانيم با زمينهسازي براي
تشكيل يك نهاد بينالمللي خبرنگاران كه براي نزديك كردن ملّتها تلاش
ميكنند، در راستاي اهداف مؤسسه اقدام كنيم.
وي گفت: اين نهاد ميتواند در مسائل بينالمللي اثرگذار باشد. چنان
كه اگر امروز صاحب چنين نهادي بوديم شايد ميتوانستيم در مورد
فاجعهاي كه امروز در لبنان و فلسطين ميگذرد بهتر و بيشتر منشاء اثر
باشيم.

استمداد خاتمی از رهبران و شخصیتهای بین المللی برای تلاش مشترک در پایان دادن به فجایع خاورمیانه و لبنان
۴ مرداد ۱۳۸۵
با تشدید بحران در خاورمیانه و گسترش نگرانی ها در جهان، حجت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی، رئیس مؤسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها، نامه مهمی برای رهبران و شخصیت های غیر دولتی جهان فرستاد.
در این نامه که برای «کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل متحد» ، «حضرت آيت الله العظمی سيستاني، مرجع عالیقدر شیعه» ، «علامه سيّد محمّدحسين فضل الله، مرجع شیعیان لبنان» ، «اکمل الدین احسان اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی» ، «عمرو موسي، دبیر کل اتحادیه عرب» ، «کوئیشیرو ماتسوئورا، مدیر کل سازمان یونسکو» ، «فدریکو مايور، مدیر کل سابق سازمان یونسکو»، «نلسون ماندلا، رئیس جمهوری سابق آفریقای جنوبی»، «ماهاتير محمّد، نخست وزیر سابق مالزی»، «حسنین هيكل، روزنامه نگار برجسته عرب»، «محمد رشید قباني، مفتی لبنان» ، «شیخ محمد سعید طنطاوي، رئیس دانشگاه الازهر مصر»، «خاویر سولانا، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا»، «عالیجناب پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان»، «دکتر اشناير، عضو گروه عالی رتبه ائتلاف تمدن ها» ، «نوام چامسكي» ، « عالیجناب دسموند توتو، اسقف اعظم آفریقای جنوبی» ، «امبرتو اکو، نویسنده برجسته ایتالیایی» ، « پاترياك نصرالله پطرس صفير، رهبر مسيحيان ماروني لبنان» ، « یورگن هابرماس، فیلسوف و نظریه پرداز آلمانی» ، «عالیجناب آلکسی دوم، رهبر جامعه ارتودوکسی روسیه »، « دکتر ساموئل کوبیا، دبیرکل شورای جهانی کلیساها » و «شورای ادیان ابراهیمی» ارسال شده است آمده:
به نام خدا
«اطمينان دارم از دامنه و عمق فاجعه هاي انساني كه اين روزها بر خاور ميانه مي گذرد، به خوبي آگاه هستيد:
كشتار وسيع بيگناهان، بمباران مداوم مناطق غير نظامي، حملة پياپي به مراكز مسكوني و مذهبي و درماني و ممانعت از ارسال كمك هاي دارويي و غذايي در لبنان، تخريب زير ساخت هاي توسعه اي لبنان، تصميم به نابودي مقاومت مشروع مردم لبنان و فلسطين، مقابله با روند شكل گيري و رشد مردم سالاري در منطقه، اقدام به عبور از مرزهاي بين المللي و حضور نظامي مجدد در لبنان نمونه هاي آشكاري از بروز فاجعه هاي جديد بشري و تهديد صلح عادلانه و پايدار جهاني است.
بيش و پيش از هر چيز متوقف كردن اين جنگ و برقراري آتش بس بايد در دستور كار بين المللي قرار گيرد. اين وظيفه اي است كه نهاد هاي بين المللي، شخصيت ها و متفكران صلح طلب، و همة دولت ها و ملت هاي جهان بايد در راه تحقّق آن تمام توان خويش را به كار گيرند. اكنون لبنان به عنوان كانون برجستة تمدن و فرهنگ و توسعة جهان عرب آماج حملات و جنايات اسرائيل است. حزب ا... لبنان به عنوان بازوي مقاومت مشروع ملّت لبنان كه در سالهاي اخير بلوغ سياسي و نقش و جايگاه مؤثر خود را با حضور در انتخابات از شوراهاي شهر تا مجلس و دولت ملي در پيشبرد مردم سالاري در منطقه نشان داده است، آشكارا تهديد به نابودي مي شود. حماس و دولت منتخب مردم فلسطين در غزه از همه سو مورد محاصرة دولت زورمدار اسرائيل قرار دارد.
ابعاد فاجعه هاي انساني، سياسي، فرهنگي و مذهبي پيش رو را بايد فراتر از امروز دريافت. بايد مانع ادامة سركوب و جنايت اسرائيل به عنوان بزرگترين عامل ضديّت با صلح و مردم سالاري و ترويج خشونت و تروريسم سازمان يافته در لبنان و فلسطين شد. بايد از مقاومت مشروع و حق حيات و پيشرفت لبنان دفاع كرد.
براي اين منظور از شما مي خواهم كه براي ممانعت از رشد روند خشونت بار و ضد صلح و مدنيتي كه اسرائيل در پي پيشبرد آن است و براي دفاع از حقوق انساني و اساسي ملت ها كه به جد مورد تهديد قرار گرفته است و براي چاره انديشي در باب احقاق حقوق پايمال شدة ملت مظلوم فلسطين و لبنان كه از سوي برخي قدرتهاي جهاني به فراموشي سپرده شده است و براي پيشبرد انديشه و رفتار دموكراتيك در منطقه كه ناخوشايند خشونت طلبان در دو سوي عالم است، تمامي مساعي خود را براي فعال كردن مؤثر همة مجامع و نهاد هاي بين المللي و كمك فوري به استقرار آتش بس، تبادل اسرا و زندانيان دو طرف تا رفع اشغال و جلو گيري از اجراي طرح هاي خطربار منطقه اي كه از سوي اسرائيل و آمريكا پي گرفته مي شود، به كار گيرد.
بدون ترديد فطرت پاك جهان انساني و افكار عمومي صلح طلبان و ملت هاي جهان و دولت هاي خواستار صلح و عدالت و آزادي از اين تصميم خداپسندانه و مردم گرايانه استقبال خواهد كرد.»
منبع:وب سایت رسمی http://www.khatami.ir
بعد از گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب، شاید نسل کنونی نتوانند بفهمند چرا نسل ما به امام خمینی علاقه مند شد و با وی تا سقوط کامل رژیم پهلوی همراهی کرد. من اصلی ترین دلیل آن را در این نکات می دانم:
۱. مردم ایران تحقیر شده بودند. رفتار متکبرانه ی سران رژیم گذشته، تأثیر خارجی ها در تصمیم گیری های کلان کشور و حضور گسترده ی آنان در کشور از عوامل تحقیر ملی بود. مردم امام را مظهر عزت خود یافتند.
۲. در اداره ی کشور، کمترین نقش بر عهده ی مردم بود. شعارها و سخنان امام در مقابل، همه بر نقش مردم تکیه داشت؛ مرتب از انتخابات آزاد و توجه به آراء مستقیم مردم سخن می گفتند؛ حتی در اوج مبارزات، پیشنهاد حرکت مسلحانه ی گروه ها را رد کردند و راه حل گل در برابر گلوله را پیشنهاد دادند. اصرار امام به تدوین سریع قانون اساسی که در آن اختیارات خودش را هم محدود می کرد، از زیباترین جلوه های توجه نهادینه به مردم بود.
۳. برداشت های غلط از دین یکی از عوامل عقب ماندگی مردم ایران در طول تاریخ بود. مردم ایران، امام را در دریدن پرده های ارتجاع و واپسگرائی شجاع دیدند. این مهم از مرجع تقلید مسلمی که همه او را یا اعلم می دانستند و یا تقریباً در ردیف کسی که او را اعلم می شناختند بسیار پراثرتر بود.
۴. صداقت همراه با شجاعت امام باعث شد تا مردم نسل ما شیفته ی او و افکارش شوند و به ایشان اعتماد نمایند. این اعتماد مردم سرمایه ی اصلی حرکت امام بود.
اکنون در سالگشت رحلت امام می توان فهمید چرا مردم ایران مثل روزی که امام را استقبال کردند، بدرقه نمودند.
منبع:وب نوشت

کاریکاتور:نیک آهنگ کوثر
فرا رسیدن دوم خرداد را بر همه دوم خردادی ها
و دوست داران دوم خرداد تبریک عرض می کنم.


کاریکاتورها:نیک آهنگ کوثر
با جمعي از بروبچههاي قديم جنگ كه حالا جزو سرداران مطرح عرصه دفاع مقدس هستند، نزد سيدمحمد خاتمي رفتيم. جلسه با نماز ظهر به اقامت اين سيد نجيب ـ كه به ما تعارف ميكرد به جاي او امامت نماز را داشته باشيم ـ آغاز شد و شگفت اينكه قدرت، هنوز نتوانسته است، كمترين تغييري در تواضع گذشته او ايجاد كند.
نخست دوستان دغدغهها و نگرانيها و پيشنهادهايي را كه به ذهنشان ميرسيد، مطرح كردند و سپس صندوق سينه خاتمي باز شد و در آن محفل خودماني، برگهاي نانوشتهاي از تاريخ معاصر را براي ما بازگو كرد.
ابتدا من گفتم چرا در برابر صداوسيما واكنشي نشان نميدهيد كه اخبار منفي از شما پخش ميكند كه مثلا گفتهايد: «ما اشتباه كردهايم»؟
خاتمي گفت: بايد تذكر داد كه از يك ساعت صحبت، نبايد چنين گزينشي ناصواب به جامعه انتقال داده شود. سپس بحث را به قضيه اخير قم كشانيد و گفت: وقتي در آن شب من به حرم وارد شدم، از استقبال مردم، اوضاع حرم به هم خورد و عدهاي كه بودند، با چه شور و صداقتي براي بوسيدنم ابراز احساسات كردند و به من نزديك ميشدند. در ميان آن جمع تقريبا هزار نفري، يك نفر از دور گفت: آقاي خاتمي خدا از سر تقصيرات شما بگذرد كه در دوران شما چقدر جوانهاي ما بيدين شدند. به او اشاره كردم، جلو بيايد و حرف بزند كه نيامد و رفت.
خاتمي از فرصتهايي گفت كه از دست رفته است، مثل اينكه شش ماه پس از جنگ عراق، آمريكاييها كه از قضيه عراق گير كرده بودند، از ما ميخواستند براي حل مشكلشان به آنان كمك كنيم و پاول، وزير دفاع آمريكا رسما در مصاحبهاي گفت: راهحل عراق، مذاكره مستقيم با ايران است. دوستي به خاتمي گفت: خاطراتتان را بدهيد تا منتشر كنم و او گفت: خاطرات من تا بيست سال ديگر قابل نشر نيست! و بعد گفت: حداقل بيست سال! و اشارهاي به ناگفتههاي قتلهاي زنجيرهاي كرد و من با خودم انديشيدم كه آنچه الان مينويسيم و ميخوانيم، و ميخوانند و مينويسند، همه تاريخ نيست، گزينششده آن است!
خاتمي بحث را به مسئله حساسيتهايش كشاند و از اينكه برخي، امروز جمهوريت مطرحشده از سوي امام را به راحتي به حكومت تعبير و تبديل و امام را به فريبكاري متهم ميكنند و خاطرهاي ناشنيده گفت كه در دوران مسئوليتش در مسجد و مركز اسلامي هامبورگ آلمان، عدهاي از مسلمانان با وساطت او به پاريس رفتهاند و با سفارش وي، مرحوم حاج احمد آقا به آنان وقت ملاقاتي با امام داده است. آنان در اين ملاقات به امام گفتهاند، پول امكانات تبليغات و همه چيز شما با ما، به شرط اينكه شما مسئله احياي خلافت اسلامي را در عالم مطرح كنيد. امام نيز به درخواست آنان پاسخ منفي داده و فرموده بود: بلند شويد و برويد. ديدگاه من تنها جمهوري اسلامي است و آنان با دست خالي از پيش ايشان برگشتهاند!
خاتمي نگران وعدهها و حرفهايي بود كه ممكن است در درازمدت بر دامنه نااميديها بيفزايد.
وي همچنان از سهمخواهيهاي بعضي جريانات اظهار نگراني ميكرد كه به او گفتهاند، ما شما را سر كار آورديم. او با تعجب ميگفت: اين حرفها را به من ميزدند، در حالي كه دو سال پس از انتخاب من، در سال 78 تشكلشان درست شد! او ادامه ميداد: حالا ايراد ميگيرند، جريان اصلاحات سر نداشت و به نمونهاي اشاره كرد كه به آنان گفتم، ادامه تحصن مجلس صحيح نيست، تا اينجا كافي است، به آن پايان دهيد،گوش نميدادند.
خاتمي خبر ديگري هم داد و آن اينكه كادر حدود 150 نفرهاي از وزيران و معاونان وزيران و ديگر مديران ارشد دو دوره مسئوليت او و برخي نخبگان را در هر ماه ميبيند و با آنان به تبادل نظر مينشيند و من خوشحال شدم از اينكه در گوشهاي از شرق در مؤسسهاي كه نام باران بر آن نهاده است و چه پرمعني، قرار است به تجربهها بها داده شود!
جلسه ساعت 2:30 بعدازظهر تمام شد و همه تشنه و گرسنه برخاستيم. چه دلي دارد اين سيد كه با اين همه ناگفته و ملامتكشي از خوديها، باز اين همه زيبا لبخند ميزند و شوخي ميكند...!
منبع :بازتاب

مستندات وعده بردن نفت بر سر سفره مردم ؛ آقاي رئيسجمهور! اين شعار شما بود
محمود احمدينژاد رئيسجمهوري روز دوشنبه چهارم ارديبهشتماه سال جاري در دومين حضور رسانهاي خود مقابل تريبون مطبوعات و دوربين رسانههاي تصويري قرار گرفت تا عملكرد 8 ماهه دولت خود را براي مردم تشريح كند.
اما چهرهاي كه احمدينژاد در اين حضور رسانهاي ارائه كرد تا حدي متفاوت از آن چيزي بود كه مردم در دوران انتخابات ديده بودند. بنابر قاعده حرفهاي مطبوعات مديران ارشد دولتي و بخصوص عاليترين مقام اجرايي كشور هر زماني كه اراده كنند ميتوانند با تسخير مرغوبترين بخش رسانههاي مكتوب و همچنين به مدد دوربينهاي پرشمار تلويزيوني نگاه عموم مردم را به خود جلب كنند اما به لحاظ جايگاه حقوقي و همچنين تاؤير بينظير رئيسجمهوري در حوزه تحولات كلان جامعه حضور وي در برابر رسانهها، اهميتي نمادين نيز دارد كه در پرتو آن افكار عمومي رئيسجمهوري را به پرسش و توضيح فرا ميخواند. احمدينژاد تاكنون دو بار از اين فرصت رسانهاي براي بيان ديدگاههاي خود و تشريح عملكرد دولت بهره جسته است. گرچه ارتباط با رسانهها پديدهاي است كه نخبگان جامعه آن را ضروري ميدانند و عموم مردم نيز از آن طريق از جهتگيريهاي كلان دولت در حوزههاي مختلف شناخت بهتري پيدا ميكنند اما اگر اين پديده با دو عنصر »پاسخگويي« و »شفافيت« همراه نباشد نتيجه معكوس به همراه خواهد داشت. پاسخگويي شرط اول قرار گرفتن يك مسوول در برابر رسانههاست اما بايد به ياد داشت آنچه از اين تريبونها به جامعه تزريق ميشود در نهايت به حافظه تاريخي يكايك مخاطبان ميپيوندد.
پاسخگويي انتظاري است كه در مسير تحولات جامعه شكل ميگيرد و در پايان گريزي از آن نيست. نكته دوم آن است كه پاسخگويي بايد شفاف و در جهت زدودن آؤار ابهام و ايهام از مقولاتي باشد كه در ذهن عموم مردم نسبت به آن پرسشهايي وجود دارد. اگر پاسخگويي منتهي به شفافسازي پرسشهاي رسانهها و افكار عمومي نشود چندان مفيد نخواهد بود. مطابق بررسيهاي صورت گرفته كنفرانس مطبوعاتي رئيسجمهوري در هر كشوري با شدت توجه عمومي بسيار بالايي مواجه بوده است. در تحليل اين مساله صاحبنظران رسانهاي معتقدند عموم مردم همواره به دنبال آن هستند كه بدانند راي آنها چه سرنوشتي پيدا كرده است.آيا وعدههايي كه به آن راي دادهاند بر سفره تحقق مينشيند. از اين رو است كه روساي جمهوري معمولا با بررسيهاي عميق و پس از ارزيابي شرايط موجود، حوادث رخ داده، دستاوردها، شكستها، پيروزيها و ... روبهروي نمايندگان افكار عمومي قرار ميگيرند و توجه دارند كه هر نوع اظهارنظر آنها ميتواند منجر به شكلگيري اتفاقات جديدي در همه عرصههاي كشور شود. آنچه كه دومين حضور رسانهاي احمدينژاد را متفاوت از گذشته ساخت صرفا نقدهايي نيست كه از سوي برخي از مسوولان و كارشناسان نسبت به ديدگاههاي او در زمينه مسائل داخلي و خارجي وجود دارد بلكه تهي شدن گفتوگوي او با مطبوعات از دو عنصر پاسخگويي و شفافيت بود زيرا احمدينژاد در برابر اين پرسش يك روزنامه با مضمون آيا شعار انتخاباتي شما -نفت بر سر سفرههاي مردم- تحقق يافته كه پيشنهاد فروش نفت به قيمت پايينتر به برخي از كشورها را دادهايد، گفت: »من چنين شعاري ندادهام بلكه روزنامه شما آن را مطرح كرد و من تكذيب نكردم.« با توجه به آنچه كه گفته شد مبني بر اينكه اظهارات رئيسجمهوري معمولا براساس ارزيابيهاي دقيق و پيشبيني تاؤيرات عميق آن بر عرصه اجتماع صورت ميگيرد پاسخ رئيسجمهوري بيانگر رويكردي است كه دولت نسبت به اين شعارها و وعدهها دارد. بنابراين در شرايطي كه »آوردن نفت بر سر سفره مردم« و »مبارزه با مافياي نفتي« جزو مهمترين و پر سر و صداترين وعدههاي احمدينژاد به مردم در كارزار انتخاباتي بود پاسخ فوق ميتواند به طرح سوالات جديدي منجر شود اما لازم است بدون هرگونه پيشداوري با نگاهي به گذشته ابتدا به اين پرسش پاسخ داد كه آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم آيا جزو برنامههاي احمدينژاد بود*
گرچه گذشت 9 ماه از دوران كمنظير رقابتهاي انتخاباتي دوره نهم رياستجمهوري اسلامي زمان طولاني براي يادآوري حوادث مهم آن دوره براي اذهان عموم محسوب نميشود اما با استناد به وقايع ؤبت شده چنين روزهايي در مطبوعات به نظر ميرسد اين يادآوري به دور از هر گونه شائبهاي باشد. افكار عمومي هنوز فراموش نكردهاست كه كانديداهاي رياستجمهوري با چه شعارهايي به ميدان آمدند. مصطفي معين خواهان تشكيل جبهه جمهوريخواهي و حقوق بشر بود و برنامههاي خود را بر اين اساس شكل داده بود. هاشميرفسنجاني اعتدال در سياست، توسعه در اقتصاد را محور شعارهاي خود قرار داده بود. علي لاريجاني از هواي تازه و دولت اميد سخن ميگفت، مهدي كروبي پرداخت 50 هزار تومان به هر شهروند ايراني را اساس برنامه اقتصادي خود گذاشته بود بر همين اساس احمدينژاد خواهان عدالتمحوري و ستيز با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با مافياي نفتي شده بود و ...
تورق رسانههاي آن روزها واقعيات ؤبتشده را به وضوح نشان ميدهد. احمدينژاد در حالي در آخرين كنفرانس مطبوعاتي خود شعار نفت سر سفرههاي مردم را به جناح اصلاحطلبان نسبت ميدهد كه نمايندگان اين جناح در آن كارزار هيچكدام چنين وعدهاي را به مردم ندادند بلكه شفافسازي درآمدهاي نفتي، مبارزه با مافياي نفت و اصلاح سيستم بانكداري و ... شاهكليد برنامههاي اقتصادي احمدينژاد بود به طوري كه دو روز پس از اعلام حضورش در دور دوم انتخابات رياستجمهوري به ديدار نمايندگان مجلس شتافت و به طور شفاف و صريح ديدگاههاي خود را در همه عرصهها اعلام كرد. بر اساس گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران )ايسنا( در تاريخ 30\3\84 كه هنوز در آرشيو اين رسانهقابل رويت است احمدينژاد در جمع بيش از 120 تن از نمايندگان مجلس گفته است: »من مخالف رانتخواري و استيلاي خانوادگي بر ؤروت كشور هستم. من دست مافياي قدرت و قبيله را از نفت كوتاه خواهم كرد و جانم را به پاي آن خواهم گذاشت. نفت بايد بر سر سفرههاي مردم باشد. بحث من بر سر بيعدالتي، تخريب كرامت انسانها و توسعه و فقر و فساد است. بياييد در اين موارد گفتوگو كنيم. حرفهاي من خيلي روشن است.« صراحت اين جمله در برابر پرسشي كه از رئيسجمهور شده چنان روشن است كه هر گفتوگويي درباره انتساب اين شعار به رئيسجمهوري را بيهوده ميكند. بر خلاف آنچه كه تصور ميشود از ديدگاه اصلاحطلبان نفت بر سر سفرههاي مردم امري مطلوب نبود از اين رو يك روز پس از اين اظهارنظر كه البته جملات مضمون آن بارها و بارها در روزهاي پيشتر از طريق مطبوعات و برنامههاي تلويزيوني كانديداها اعلام شده بود روزنامههاي اصولگرا اين شعار را به عنوان محوريترين برنامهكانديداي اصولگرا به مردم عرضه كردند. به طوري كه روزنامه كيهان در تاريخ 31 خرداد سال گذشته در صفحه اول خود عبارت »احمدينژاد: نفت بايد در سفرههاي مردم ديده شود« را به عنوان تيتر دوم خود برگزيد. علاوه بر اين وقايعي كه پس از پيروزي احمدينژاد در عرصه سياسي كشور ؤبت شد خود تاكيدي بر اين بود كه »نفت بر سر سفره مردم« از سر تصادف بيان نشده است به طوري كه يكي از اصليترين سوالات نمايندگان در برابر كانديداهايي كه از طرف رئيسجمهوري براي تصدي وزارت نفت معرفي ميشدند اين بود كه با چه برنامهاي قصد دارند شعار »نفت بر سر سفرههاي مردم« را محقق كنند. به عنوان مثال دكتر محمد دهقان نماينده مردم طرقبه و چناران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در تاريخ دوم شهريورماه سال گذشته در حضور رئيسجمهوري و هنگام بررسي صلاحيت وزيران پيشنهادي احمدينژاد در مقام مخالفت با علي سعيدلو اولين وزير پيشنهادي براي تصدي وزارت نفت گفته است: »شعارهاي احمدينژاد در اين حوزه اين بود كه با مافياي نفت مبارزه ميكند. صنعت نفت مجددا ملي ميشود. پول نفت بر سر سفرههاي مردم ميرود. اين مطالب جذاب و مهم مردم را متوقع كرده است. طبيعي است بازوي رئيسجمهور براي تحقق اين آرمانها وزير نفت خواهد بود. اما سعيدلو چگونه ميخواهد بدون داشتن تجربه، علم و تخصا كافي اين آرمانها را تحقق بخشد.« )سايت اينترنتي خانه ملت، 2\6\84( . طرفه آنكه سعيدلو در پاسخ به اين سوال كه آيا پول نفت را بر سفره مردم ميبريد گفته است: »اين كار انجام خواهد شد. چون اين شعار رئيسجمهور محبوب و كارآمد و همچنين خواست ملت است«. علاوه بر اين داوود دانشجعفري وزير امور اقتصاد و دارايي به نوشته روزنامه كيهان در اولين مصاحبه با خبرنگاران به سوالاتي پاسخ داد كه از جمله آنها »آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم« بود. به نوشته اين روزنامه دانش جعفري در پاسخ به خبرنگاري كه پرسيد دولت چطور پول نفت را بر سر سفرهها ميآورد گفته است: »افزايش سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف اقتصادي، ايجاد توليد و در نهايت اشتغالزايي همان ايده آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم است.« در نهايت آنكه رئيسجمهوري در تاريخ 13\9\84 يعني حدود 3 ماه بعد از تشكيل كابينه نهم طي گفتوگويي كه دفتر وي به خبرگزاريها ارسال كرد در پاسخ به سوالاتي از قبيل »آقاي دكتر احمدينژاد! عبارت »نفت بر سر سفره مردم« عبارت دوپهلويي شده كه تفسيرهاي متضاد علمي و غيرعلمي را برتافته است. صرفنظر از اينكه آيا اين تعبير از جنابعالي بوده يا نه، چه تفسيري از آن را قابل قبول ميدانيد*« گفته است: »چرا نفت بر سر سفره افراد خاص و ويژهخواران دولتي برود ولي در كار و زندگي مردم و مستضعفين كه عيالا... هستند نرود*« به نظر ميرسد اين گفتوگو كه به صورت سوال و جواب به خبرگزاريها ارسال شده بود اولين نقطه تعديل شعارهاي انتخاباتي آقاي رئيسجمهور بود به ويژه اينكه مصاحبهكننده به طور جهتداري در نهايت اين سوال را پرسيده است كه »شما گفتيد تحولاتي در حوزه نفت بايد صورت گيرد وعدهاي هم از مافياي نفت سخن گفتند چه توضيحي در اين خصوص داريد« احمدينژاد چهار ماه پس از پيروزي در انتخابات در حالي كه مبارزه با مافياي نفتي بخش مهمي از ادبيات تبليغاتي وي را تشكيل ميداد در برابر اين پرسش بدون اشاره به وجود مافياي نفتي گفته است: »با سياهنمايي و شايعهپراكني و مبالغه در اين زمينهها مخالفم. ولي نبايد هر كس انتقاد يا سوالميكند فوراص برچسب »سياهنمايي« بزنيم. اگر ابهامي هست بايد برطرف شود و اگر اشكالي هست بايد اصلاح شود«
)13\9\84- خبرگزاريها(. اين تفاسير از »نفت بر سر سفره مردم« و »مبارزه با مافياي نفتي« از طرف رئيسجمهوري در حالي ارائه شده است كه انتخاب وزير نفت به چالشي دشوار و بيسابقه بين مجلس و دولت تبديل شده بود. پس از آنكه علي سعيدلو اولين گزينه رئيسجمهوري از سوي مجلس به دليل آنكه برنامهاي براي آوردن نفت بر سفرههاي مردم ندارد، صادق محصولي به خاطر ؤروت فراوان و عدم تناسب با شعارهاي دولت نهم و محمود تسلطي نيز به دليل ديدگاههاي سياسياش از طرف مجلس به ترتيب رد صلاحيت شدند رئيسجمهوري ناچار شد براي حل اين بحران سيدكاظم وزيريهامانه را به مجلس معرفي كند در حالي كه او بيش از سه دهه در اين وزارتخانه حضور داشته و بارها نيز به خبرنگاران گفته بود مافياي نفتي را نميشناسد.
با تعيين تكليف وزارت نفت، دو شعار كليدي رئيسجمهوري در اين عرصه به محاق رفت. در اين دوره كه سفرهاي استاني رئيسجمهوري نيز آغاز شده بود به تدريج رويكرد دولت تاحدي دچار تغيير شد به طوري كه برخي ديدگاههاي سياست خارجي رئيسجمهور كه در دوران انتخابات كمتر بيان ميشد ابعاد تازهتري به خود گرفت. اين تغيير چنان بود كه هولوكاست، جايگزين تكيه كلامهاي سابق احمدينژاد شد. در واقع رويكرد سياست خارجي ادبيات رئيسجمهور را تحت تاؤير قرار داد. بنابراين، اين سوال پيش ميآيد كه علت تغيير ديدگاه احمدينژاد ريشه در چه عواملي دارد* آيا اين مساله تنها موردي است كه رئيسجمهوري در شعارهاي خود تعديل كرده و اينكه اساساص احمدينژاد در برابر پرسش خبرنگار در كنفرانس مطبوعاتي خود با چه انگيزهاي اين شعار را به جناح مقابل نسبت داده است*
در پاسخ به پرسش اول بايد گفت اساساص شعار نفت بر سر سفرههاي مردم از ابتدا با تفاسير و تعابير متضاد علمي و غيرعلمي مواجه بوده است. اصلاحطلبان عمدتاص طرح چنين مسالهاي را تودهگرايي دانسته و هيچگونه شان كارشناسي براي آن قائل نبودند. از اين زاويه نفت بر سر سفرههاي مردم به معناي فروش سرمايه كشور )نفت( و صرف آن براي واردات است. حال آنكه از اين سرمايه بايد براي ساخت سرمايههاي ديگري بهره برد. بنابراين اصلاحطلبان با آنكه به جذابيت »شعار نفت بر سر سفرههاي مردم« بخصوص در بين توده مردم آگاه بودند نهتنها از آن استفاده تبليغاتي نكردند بلكه از ابتدا مخالفت خود را با آن ابراز داشتند. در مقابل گرچه احمدينژاد به تدريج از عبارت فاصله گرفت و در نهايت آن را ساخته و پرداخته اصلاحطلبان عنوان كرد اما »نفت بر سر سفرههاي مردم« را به الگوي عملياتي برنامههاي دولت تبديل كرد. اين مساله زماني عيان شد كه مجلس اصولگرا در مقابل اولين لايحه بودجه دولت اصولگرا مقاومت پرسروصدايي از خود نشان داد. بسياري از مجلسيان آخرين ماه سال گذشته را در حالي به پايان بردند كه معتقد بودند دولت احمدينژاد قصد دارد با فروش نفت به قيمت بيسابقه، سطح واردات كشور را به سقف غيرقابل باوري برساند. درخواست 40 ميليارد دلار از منابع حاصل از فروش نفت در لايحه بودجه احمدينژاد رويايي بود كه براي دولتهاي گذشته )به استثناي سالهاي آخر دولت خاتمي( طي سه سال به وقوع ميپيوست. اما احمدينژاد اولين رئيسجمهوري در ايران است كه آغاز دوران دولتمردي او نهتنها با بحران نفت روبهرو نيست برعكس با افزايش بيسابقه قيمت نفت روبهروست. براي درك اين نكته كافي است بدانيم كه خاتمي برنامههاي خود را در حالي شروع كرد كه قيمت نفت قريب به يك رقمي شدن بود اما اين رقم در دوران احمدينژاد به چندين برابر افزايش يافته است.آنچه احمدينژاد امسال از منابع حاصل از فر
وش نفت برداشت ميكند با وجود مقاومت مجلس به بيش از 35 ميليارد دلار خواهد رسيد كه برابر با متوسط درآمد نفتي سه ساله كشور در سالهاي گذشته است. از ديدگاه كارشناسان زماني كه سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور اصلاحطلب ايران در سالهاي آخر رياست بر دولت با افزايش قيمت نفت مواجه شد با تمكين نظر كارشناسان حساب ذخيره ارزي را تاسيس كرد و مازاد درآمد نفت را به اين حساب تزريق كرد تا تحت شرايط خاص و مواقع اضطراري )مثل بحران اقتصادي- سياسي يا دوران كاهش قيمت نفت( از آن استفاده شود اما احمدينژاد در سال اول ارائه لايحه بودجه اراده خود را بر اين گذاشت كه بهرهبرداري حداكثري از درآمدهاي نفتي به عمل بياورد. بنابراين معلوم نيست احمدينژاد با چه انگيزهاي مدل عملياتي برنامههاي اقتصادي را تكذيب ميكند. شايد غيرقابل دفاع بودن اين رويكرد از ديدگاههاي كارشناسي باعث آن شده است كه دولت نهم سعي دارد به عنوان يك سياست غيراعلامي آن را اجرا كند تا موج انتقادات نخبگان و كارشناسان دامنگير دولت نشود.
در حقيقت كنار گذاشتن شعارهاي نفتي از سياستهاي اعلامي دولت تنها وعدهاي نيست كه مردم با آن مواجه شدهاند بلكه احمدينژاد در همان ديدار با نمايندگان مجلس به صراحت وعده ديگري نيز داده بود كه اكنون از آن تبري جسته است. او در پاسخ به سوال فاطمه آليا نماينده مردم تهران كه پرسيده بود آيا در صورت پيروزي شهردار تهران را به دولتش راه ميدهد يا نه به صراحت گفته بود: »اگر ماموريت با دولت با من باشد حتماص شهردار تهران را به كابينه دعوت ميكنم« )30\3\84-خبرگزاريها( اما با گذشت 9 ماه از پيروزي وي در دور دوم انتخابات، محمدباقر قاليباف هرگز راهي به كابينه نيافت. آن هم در شرايطي كه احمدينژاد خود پيش از اين بر صندلي شهرداري تهران نشسته بود و تعدادي از همراهان او در دوره رياست بر شهرداري به دولت راه يافتند و حتي پيشبيني ميشد معاونتي نيز به نام معاونت شهري رئيسجمهوري تدارك ديده شود، اين وعدهها رنگ واقعيت به خود نگرفت و شهردار تهران پشت در كابينه ماند.به عنوان نكته پاياني بايد گفت در بستر توسعه سياسي دولت خاتمي، مطبوعات ويژه گروههاي منتقد دولت فرصت يافتند تا تمامي اعمال و گفتارهاي دولتمردان را زير تيغ نظارت خود نقد كنند و با شعار زندهباد مخالفم )از طرف خاتمي( آسودهخاطر شوند اما معلوم نيست چرا مطبوعاتي كه شعارهاي رئيسجمهور همطيف خود را روزگار نهچندان دوري در صفحات اول خود برجسته ميكردند اكنون در مقابل تكذيب آن از سوي دولت همراهي ميكنند.
منبع: روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com


۱۲فروردين روزي است كه تاثير نقش مردم در ساختار حكومتي جامعه ايران از طريق تغيير حكومت سلطنتي شاهنشاهي به جمهوري اسلامي عينيت يافته و اراده مردم در اين امر به منصه ظهور درآمد.
پس از آنكه مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) در ۲۲بهمن سال ۵۷ بساط نظام طاغوت را برچيدند، در ۱۲فروردين سال بعد در پي حضور قاطع آنان در پاي صندوقهاي راي ، بطور قانوني نوع حكومت را انتخاب كردند .
مردم در اين روز بزرگ با قاطعيت بر استقرار نظام جمهوري اسلامي راي دادند و شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را جامعه عمل پوشاندند.
آنان دوازدهم فروردين ماه را تجلي درايت و آگاهي بنيانگذار جمهوري اسلامي و ستقرار نظام جمهوري اسلامي حاصل ايثار و از خودگذشتگي ملت ايران و جانفشاني جوانان در شرايط حساس دانستند.
مردم ايران با راي قاطع خود در يازدهم فروردين سال ۵۸كه اكثريت ۹۸/۲درصدي آراي رايدهندگان را در پي داشت به حكومت جمهوري اسلامي راي مثبت دادند و روز بعد اين انتخاب در تاريخ به ثبت رسيد.
انتخاب نوع حكومت توسط مردم، تحقق جمهوريت نظام ايران بود، بنابراين مردم نقش بسزايي در تعيين مهمترين ساختار حكومتي و به دنبال آن وضع قوانين و همهپرسيها و اداره كشور بر عهده گرفتند.
حكومت ايران كه از دو ركن اصلي اسلامي و جمهوري تشكيل شده است ، مرهون هنر اعجابانگيز امام خميني (ره) است كه اسلاميت نظام را با جمهوريت آن تلفيق كرد، بطوري كه مردم در عين وفاداري به اسلام، در اداره كشور نيز دخالت كردند.
بنابراين، "نوع حكومت ايران، جمهوري اسلامي است. به اين معنا كه مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش " بر مبناي اصل اول و بند هشت اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران صورت حقيقي پيدا كرده است .
اين اصول بر نقش مردم در اداره كشور از طريق اتكاي به آراء عمومي و انتخابات تاكيد دارند.
يكي از مهمترين مصاديق جمهوريت هر نظامي، در اين است كه مردم در اصل تعيين نوع حكومت داراي اختيار و راي باشند كه در حكومت ايران نيز چنين نقشي به صراحت در قانون اساسي آمده است.
"اكبر هاشميرفسنجاني" امام جمعه موقت تهران، در خطبههاي نماز جمعه گذشته تهران، "جمهوري اسلامي ايران"را به لحاظ دمكراسي، نظامي عميق و مبتني بر مكتب و عقايد مردم توصيف كرد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ما بر مبناي اسلام و خواست قرآن و سيره معصومان، ساختاري را تنظيم كرديم كه همه امور آن به مردم برميگردد و مردم بر مبناي آن، حرف اول و آخر را در اداره كشور خواهند زد.
اكنون با گذشت سالها، مردم با بزرگداشت روز جمهوري اسلامي، نقش عمدهاي در حفظ حقوق اساسي خود، مبني بر حق دخالت در تعيين حيات سياسي جامعه ايفا ميكنند

«بسم الله الرحمن الرحيم
بهار فصل رويش است و باليدن و شادابي و شكوه و ترنم آبشار و عطر شكوفه و جلوهگاه زندگاني، كه تا در قامت بلند انسان تجلي يابد؛ جهان آفريده شده است.
بهار فصل ايمان به مهرباني و كفر به نفرت و مرگ و ويراني است. و اينك بهاري ديگر از راه ميرسد؛ در حالي كه نبوغ ايراني را در تعيين روز اول آن با نام بلند نوروز كه عين اعتدال است؛ به نشانه آغاز سال ميبينيم.
در اين بهار پرطراوت، بر گلبرگ گونه كودكان ايراني بوسه ميزنم و دست و بازوي جوانان پرنشاط و نگران، ولي اميدوار ايراني را ميفشارم و به هر ايراني در همه جا درود ميفرستم.
ايران عزيز، بهار و پاييز فراوان ديده است؛ چنانكه همه آفرينش! ولي بهار اميد هيچگاه در دل ما به پاييز نرسيده است.
جان گرم ايراني كه روزگاري تمدني بزرگ آفريد، در پرتو آفتاب درخشان اسلام تابناكتر شد و چون چلچراغي در رواق انديشه و فرهنگ بشري درخشيد. و شگفتا كه ايراني، اسلام را به گونهاي پذيرا شد كه با روان بلند او سازگارتر است. او اسلام خرد و مهر و زيبايي را در چهره خاندان پيامبر- كه درود خدا بر آنان باد- يافت كه با همه مظلوميت، همواره جانب ستم ديدگان تاريخ را گرفتند و سرود داد و آزادگي و خردورزي را در گنبد گيتي نواختند. در اين ارادتمندي سني و شيعه، فارس و كرد و لر و بلوچ و ديگر اقوام ايراني همراهند و بالاتر، كدام كليمي و زرتشتي و مسيحي ايراني را سراغ داريد كه بر آستان علي و حسين (ع) سر تعظيم فرود نياورد؟
ايراني در كوره جان جهان افروز خود حتي توانسته است خشونت برهنه مهاجمان سنگدل را آب كند و آن را در خدمت زيبايي، ادب و هنر و انديشه فاخر خود بگيرد.
امروز نيز ايراني ميتواند و بايد با نام خدا و براي آزادي و پيشرفت و عدالت، بار ديگر با تاريكي، بيداد و فزون خواهي و خشونت و واپس گرايي در افتد. و چنين باد!
همه روزتان نوروز و نوروزتان جهان افروز باد.
سيدمحمد خاتمي
29/12/1384»

29 اسفند یکی از روزهای مهم و سرنوشت ساز در تاریخ کشورمان هست . در این روز صنعت نفت ایران ملی شد .نفتی که منبع اصلی درآمد کشور ماست . این کار را دکتر محمد مصدق نخست وزیر و رهبر نیروهای ملی گرا و همکاری آیته الله کاشانی رهبر مذهبی ، با تلاش فراوانی انجام داد . او پس از شکایت انگلستان (که در آن زمان نفت ایران را در دست داشت ) به سازمان ملل و شورای امنیت و دادگاه بین المللی لاهه شرکت کرد و نطق های شدیدی علیه انگلستان و اینکه نفت ثروت ملی ایران است ، ایراد کرد وتوانست پس از مبارزات زیاد نفت را ملی کند . او مقصود از ملی کردن صنعت نفت را اینگونه بیان کرده است :(( ملت ایران می خواهد از حق حاکمیت ملی خود استفاده و بهره برداری از منابع نفت را خود به عهده داشته باشند )) .
و اینک آزمونی دیگری برای ایران ماست تا بتواند از حق مسلم خود دفاع کند واین آزمون همان انرژی هسته ای است که با تلاش و همدلی مسئولان و مردم ایران ، باید همانند نفت که شورای امنیت را به زانو درآورد این بار هم بتواند برای این مهم که حق مسلم ماست جهان را به زانو درآورد.
شعر زير را دكتر علي شريعتي در شرايط سخت قبل انقلاب سروده اند ومن تقديم مي كنم به شما:
اين شب وحشت افزا سرآيد
در شبي اين چنين وحشت زا مي روم در پي آرزويي
در پي يار گمگشته خويش مي كنم هر كجا جستجويي
صبر كن اي دل آرزومند كاين شب تيره روز گرددنو ر حق بر سياهي باطل تا مگر باز پيروز گردد
باش تا سر زند آفتابي وين شب وحشت افزا سر آيد
دور ظلم و ستم طي شود باز روزگاري از اين خوشتر آيد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|