جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 

من چگونه اندیشیدن را از اندیشه ی تو آموختم.

       ایثار کردن را در دستان سبز تو رویت کردم .

       و چگونه خوب بودن را از تو وام گرفتم .

       به بهانه ی روز معطرت ، سپاس می گذارم    

       تمامی رنج ها و خستگی هایت را .      

                 

                        "معلم گرامی  روزت مبارک"


برچسب‌ها: معلم, مبارک
  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:48  توسط رضا پیکرنگار  | 


دست هایت که آیینه تلاش روزگارند، پر برکت باد!

توانِ دست هایت را می ستایم

ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش

روز کارگر مبارک


برچسب‌ها: روز کارگر, مبارک
  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 4:16  توسط رضا پیکرنگار  | 

بوی ماه مهر

باز آمد بوی ماه مدرسه *** بوی بازی های راه مدرسه


بوی ماه مهر ماه مهربان *** بوی خورشيد پگاه مدرسه

از ميان کوچه های خستگی *** می گريزم در پناه مدرسه

باز می بينم ز شوق بچه ها *** اشتياقی در نگاه مدرسه

زنگ تفريح و هياهوی نشاط *** خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنيد *** از سرود صبحگاه مدرسه


روز اول لاله ای خواهم کشيد *** سرخ بر تخته سياه مدرسه

قیصر امین پور


برچسب‌ها: قیصر امین پور
  نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 23:10  توسط رضا پیکرنگار  | 

سالروز ولادت حکیم ابوعلی سینا و روز پزشک

بر تمامی پزشکان دلسوز و زحمتکش ایران اسلامی مبارک باد



برچسب‌ها: پزشک, مبارک, ابوعلی سینا
  نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 22:56  توسط رضا پیکرنگار  | 


1_ روز خبرنگار را به تمامی خبرنگاران به ویژه

دوستان خبرنگارم تبریک میگم  و امیدوارم در

راهی که گام نهاده اید همیشه موفق و سر بلند باشید.

2_مراسم بزرگداشت این روز  در شهرستان فریمان (زادگاه استاد شهید مرتضی مطهری) دیروز برگزار شد.اما متاسفانه از من به عنوان خبرنگار روزنامه های کشوری در فریمان دعوت نکردند!!؟

3_ میگویند جرم من اصلاح طلب بودن است!!؟

 4_خوشحالم یک خبرنگار اصلاح طلبم...

5_ از روابط عمومی کمیته امداد امام خمینی (ره) فریمان نشکر و سپاسگزارم که با توجه به عدم دعوت من هدیه و کادو خود را به محل کارم (کتابفروشیم) آورد و ... شاید این عمل برای ایشان گران تمام شود!!؟

 

 6_ از تمامی دوستان و آشنایانی که به نوعی با ارسال پیام کوتاه (sms) ، تماس تلفنی ، و... این روز را به من تبریک گفتند تشکر و سپاسگزارم.  


برچسب‌ها: استاد شهید مطهری, فریمان, خبرنگار, اصلاح طلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 16:43  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

در روزنامه خراسان 24 بهمن 91 ، تبلیغاتی از تصویر جلد اولین شماره ویژه نامه خراسان فرهنگی به چاپ رسید. این در حالیست که نسخه اصلی این ویژه نامه چند روز زودتر برای فروش عرضه شده بود.

اما جدا از این مساله ، نکته ای که جلب توجه کرد، تفاوت در تصویر جلد تبلیغاتی این نشریه با نسخه اصلی آن بود.

همانگونه در تصاویر مشخص است:

گل یاس

در نسخه اصلی این تیترها آمده است:

1.معجونی از جنگ وعشق وسفر 2. مصرف علیه تولید 3. گزارشی از سبک زندگی اقتصادی در آلمان 4. 22 روایت معتبر درباره زنان و انقلاب اسلامی.

ولی در نسخه تبلیغاتی این تیترها آمده است:

1.امیر کبیر ، شال کرمانی و سماور اصفهانی 2. گزارشی از سبک زندگی اقتصادی در آلمان 3. مشهد و نهضت تحریم توتون و تنباکو 4. تحریم والور در برابر تحریم نفت .

دیگر تفاوت این دو در تصاویر و تیترهای پایین جلد آنها با هم است که در نسخه اصلی تصویری از سید هاشم بنی هاشمی با عبارت "روحیه جهادی شاخصه های جهاد سازندگی" در حالیکه در نسخه تبلیغاتی این نشریه تصویری از دکتر شریعتی با عبارت " با شریعتی در تئاتر ابوذر"

پی نوشت:

1.      خیلی جالب است که نسخه اصلی این ویژه نامه چند روز زودتر برای فروش عرضه شده بود.

2.      این اشتباه سهوی از روزنامه ای قدیمی و سازمانی  خراسان بعید است.

3.      مطمئن هستم خیلی از خوانندگان نشریات بخاطر تصاویری چون دکتر شریعتی ، این نشریات را میخرند.

4.      امیدوارم این نشریه تداوم داشته باشد.

5.     تصویر سمت راست نسخه اصلی و سمت چپ تبلیغات است.

۶.    بهتره عکس را ذخیره کرده بعد مشاهده کنید.


برچسب‌ها: دكتر على‏ شریعتى, روزنامه خراسان
  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 17:24  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

سيدمحمد خاتمي:

«يلدا» تنها يك شب نيست، بلكه چون «نوروز» نمادي است از فرهنگ بلند ملتي خداپرست كه طبيعت را دوست دارد و به آن ارج مي‌گذارد و هيچ‌گاه از فكر انسان و انسانيت غافل نيست.

 


برچسب‌ها: یلدا, سید محمد خاتمی
  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 1:0  توسط رضا پیکرنگار  | 

ناصر عبدالهی

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم ...

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

شش سال از رفتن ناصر عبداللهی ، مرد با استعداد موسيقي ايران گذشت. از ساعتي كه خبر رسيد، در سالي كه پاييز بسياري از بزرگان فرهنگ و هنر بود، او نيز رفت؛ همان سازنده‌ي ناصریا .

ناصریا

تو که تا حالا غمت دیده

ا دنیا خوشی ندیده

ا همه کس بدت دیده

ناصریا

حالا نوبت تن !

حالا یا الله تا وقتی ا ته

پا به جک تا قوت ا ته

حالا یا الله برو زود به ...

ناصر عبدالهی

رفتن او را کسی باور نمی کرد . خواننده محبوب ایران ، که کنسرت هایش همیشه مملو از جمعیت بود. هنوز ترانه های او ، به ویژه آنهایی که با لهجه بندری می خواند را از یاد نبرده ایم . هنوز پس از گذشت سالها ، ترانه ی ناصریا ی او برایمان زنده است. خواننده بود ، نوازنده بود ، آهنگساز بود ، شاعر بود ، ... و جنوبی. بوی بندر در صدایش بود (هست)و لهجه همان لهجه ی شیرین بچه های جنوب . جزو اولین خواننده های پاپ ایران بود. هم شاد می خواند و هم غمگین. تن صدایش چنان دلنشین بود(هست) که هر علاقه مند به موسیقی ، محو صدایش می شد(و می شود).او بجز اینکه استعداد زیادی در موسیقی داشت ، از اخلاق خوبی هم برخوردار بود، تا جاییکه همه از او به نیکی یاد می کنند.زنده یاد ناصر عبداللهی متولد دهم دی ماه سال چهل و نه خورشیدی. زاده بندر عباس. تحصيلات خود را در بندرعباس گذراند و فعاليت‌هاي هنري خود را از سال‌هاي نوجواني در صدا و سيما و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و امو تربيتي استان هرمزگان آغاز كرد. از استاد او مي‌توان به برادر بزرگش محمد طيب عبداللهي، رضا روضه خوان و احمد تهدي از اساتيد موسيقي جنوب اشاره كرد. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد.وي با خواندن ترانه های "بهار بهار" و "بارانی" در آلبوم "حقیقت دارد" کار حرفه ای اش را شروع کرد و باترانه ی « ناصريا » به شهرت مردم دست يافت و از آلبوم‌هاي او مي‌توان به "عشق است" ، "دوستت دارم "، "هوای حوا" ، "بوي شرجي" " و همچنین آلبوم "ماندگار" که بعد از مرگش مجوز گرفت، که به يادگار مانده است. او هم‌چنين ترانه‌هايي را درباره ائمه‌ي اطهار (ع) اجرا كرده كه از معروف‌ترين آن‌ها مي‌توان به "يا فاطمه بنت نبي" اشاره كرد. وي فرزند سوم خانواده بود و چهار فرزند به نام‌هاي نويد، نازنين، نامي و نينا از او به یادگار مانده است .زنده یاد ناصر عبداللهي بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليوي و از كار افتادن كليه‌ بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل و در 29 آذر 1385 در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد تهران درگذشت.وی برای همیشه در آرام گاه ابدی خویش در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا ، در ‪۲۰ كيلومتري بندرعباس آرام گرفت.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

پی نوشت :

1.پاییز غم انگیزه

2. ملودی ترانه‌ی ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته زنده یاد ناصرعبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بوده‌است. بر اساس متن شعر ناصریا اگر كسی به اسم ناصر بودن قصد یاری مظلومی را داشته‌باشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواری‌های این راه در پایان پیروز خواهد شد.

3.مزار یا آرامگاه ناصر عبد الهی در آرامستان (بهشت زهرا )قدیم ،واقع در کیلومتر هفت جاده بندر عباس به میناب در قطعه 5 ،قطعه مفاخر این شهر داخل آلاچیقی زیبا قرار دارد.

4. ناصر عبدالهی در بین مردم بندر عباس از محبوبیت و صمیمیت خاصی برخوردار است ، بطوریکه اکثر مردم این شهر فقط اسم کوچک او را به زبان می آورند ، در صورتیکه دیگر خوانندگان محبوب بندری را با نام و نام خانوادگی می شناسند و بطور کامل به زبان می آورند، مانند رضا صادقی ، اسحاق احمدی،عیسی بلوچستانی و ...

5. هنوز دلیل مرگ ناصریا در بین مردم بندر عباس هم مشخص نیست و فقط همان شایعات کذایی که از قبل بوده است رواج دارد.

6 .ناصر هنوز هم زنده است.

 


برچسب‌ها: ناصر عبداللهی
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 15:26  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
روز دانشجو
یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش

خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کن

یار دبستانی من با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
 

برچسب‌ها: روز دانشجو
  نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 15:38  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

محمد اصفهانی

«یه تیکه زمین»

بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن
یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مُردن، تَهِ دلدادگی میشه
یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی، یه دنیا آرزو چیدن
بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن
گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

پی نوشت :

دانلود این قطعه زیبا

 


برچسب‌ها: محمد اصفهانی
  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 22:17  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

نوشته هایتان طلوع حقیقت و بیان دردهای
کسانی است که نمی توانند بگویند و فریادشان بی صداست.      

روز خبرنگار را به تمامی دوستان خبرنگارم تبریک می گویم .

روز خبرنگار مبارک.

 


برچسب‌ها: خبرنگار
  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 0:37  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

ولادت امام علی (ع) و روز پدر مبارک

 

ميلاد مولي‌الموحدين حضرت امام علي ابن ابيطالب (ع) نخستين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت و نیز روز پدر بر تمامي مسلمانان به خصوص شيعيان جهان تبريك و تهنيت باد.

پی نوشت :

روز پدر در دیگر نقاط جهان

 ویکی‌پدیا: روز پدر روزی است برای بزرگداشت پدرها، پدر بودن، پیوند میان پدران و مادران و اهمیتی که پدرها در اجتماع دارند. در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن در نظر گرفته شده‌است. این روز در ادامهٔ روز مادر و قدردانی از مادران است.

در ایران پیش از این انقلاب، روز ۲۴ اسفند زادروز رضا شاه بر پایهٔ گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد. پس از انقلاب سال ۵۷ این روز به زادروز علی ابن ابی طالب امام نخست شیعیان تغییر یافت.

روز پدر در دیگر نقاط جهان

ایران

در ایران روز پدر در ۱۳ رجب زادروز علی بن ابیطالب، اولین امام شیعیان گرامی داشته می‌شود.

آلمان

روز پدر در آلمان ((به آلمانی|Vatertag)) نسبت به دیگر کشورهای جهان متفاوت است روز عروج مسیح به آسمان به عنوان روز پدر در نظر گرفته شده‌است (روز سه شنبه، چهل روز پس از عید پاک). این روز، یک تعطیلی رسمی است و در برخی مناطق آلمان به آن «روز مرد» (به آلمانی: Männertag) یا «روز آقایان» (به آلمانی: Herrentag) نیز می‌گویند.

آمریکا

در آمریکا روز پدر در سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن جشن گرفته می‌شود. این روز اولین بار در ۱۹ ژوئن ۱۹۱۰ در اسپوکین گرامی داشته شد.پس از آن در شهرهای فیرمونت (Fairmont) و کرستون (Creston) این روز گرامی داشته شد، اما شکل امروزی آن و تعطیلی این روز برگرفته از جشن‌های آن دوران نبود.روز پدر به شکل امروزی آن از سوی سونورا اسمارت داد (Sonora Smart Dodd) زادهٔ آرکانزاس ایجاد شد. پدر او ویلیام جکسون اسمارت، یکی از کهنه سربازان دوران جنگ داخلی آمریکا بود، او به تنها شش فرزندش را در اسپوکین بزرگ کرده بود.دختر او سونورا، بسیار تحت تاثیر تلاش‌های آنا جارویز برای جا انداختن روز مادر قرار گرفته بود، برای همین او روز ۵ ژوئن زادروز پدرش را به عنوان روز پدر معرفی کرد اما آمادگی لازم برای برگزاری مراسم بزرگداشت را نداشت درنتیجه مراسم به سومین یکشنبهٔ ژوئن منتقل شد.خیلی زود ویلیام جنینگ برایان به صورت غیر رسمی از این مراسم حمایت کرد. در ۱۹۱۶ خانوادهٔ وودرو ویلسون رئیس جمهور وقت نیز برای او مراسم بزرگداشت روز پدر را برگزار کردند. در ۱۹۲۴ کالوین کولیج رئیس جمهور آن دوران پیشنهاد کرد که روز پدر به عنوان یک روز ملی شناخته شود. در ۱۹۶۶ رئیس جمهور لیندون بینز جانسون روز پدر را روز تعطیل اعلام کرد که باید در سومین یکشنبهٔ ژوئن جشن گرفته شود، اما تا سال ۱۹۷۲ این روز به عنوان روز تعطیل به رسمیت شناخته نشده بود تا اینکه در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون پذیرفته شد.

اسپانیا

روز پدر (به اسپانیایی: El Día del Padre) در روز جشن یوسف مقدس، در ۱۹ مارس گرامی داشته می‌شود. در این روز مقدس، بانک‌ها و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل اند.

استرالیا

مردم در استرالیا، در اولین یکشنبهٔ سپتامبر روز پدر را گرامی می‌دارند، این روز تعطیلی عمومی نیست. هر ساله در ۳۲ شهرستان ایالت ویکتوریا برای بزرگداشت پدرها و نشان دادن اهمیت نقشی که آن‌ها در تربیت فرزندان دارند، جشنی برگزار می‌شود و به پدران برگزیده «جایزهٔ پدر سال» (به انگلیسی: Father of the Year Award) داده می‌شود.

ایتالیا

در ایتالیا، مطابق سنت‌های کاتولیک روم، روز پدر در ۱۹ مارس، «روز یوسف مقدس» (به ایتالیایی: Festa di San Giuseppe) گرامی داشته می‌شود. این روز یک تعطیلی عمومی نیست.

ایرلند

در جزیرهٔ ایرلند (هم ایرلند شمالی و هم خود ایرلند) در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

 

برزیل

در برزیل، روز پدر سه ماه پس از روز مادر در دومین یکشنبهٔ ماه اوت گرامی داشته می‌شود. اولین بار در اواسط دههٔ ۱۹۵۰ میلادی یک روزنامه-نگار به نام سیلویو برینگ (Sylvio Bhering) روز بزرگداشت عمران (پدر مریم) را به عنوان روز «سرپرست خانواده» انتخاب کرد. (این روز برابر است با روز پدرخوانده در میان کاتولیک‌ها)

بریتانیا و شمال ایرلند

در بریتانیا روز پدر در سومین یکشنبهٔ ژوئن گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

پاکستان

در پاکستان روزی به نام روز پدر وجود ندارد. تنها آن‌هایی که از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته‌اند به پیروی از آن‌ها سومین یکشنبهٔ ژوئن را به عنوان روز پدر گرامی می‌دارند.

پرتغال

در پرتغال در ۱۹ مارس (مطابق سنت کلیسای کاتولیک)، روز پدر جشن گرفته می‌شود. در این روز بانک‌ها تعطیل نیستند.

دانمارک

در دانمارک در ۵ ژوئن هم زمان با روز قانون اساسی، روز پدر گرامی نیز داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی است.

رومانی

رومانی تنها کشور از ۲۷ کشور اتحادیهٔ اروپا بود که روزی ویژهٔ پدران نداشت .از سال ۲۰۱۰ تصمیم بر این شده‌است که در دومین یکشنبهٔ ماه مه این روز به صورت رسمی گرامی داشته شود. قرار است روز پدر در سال ۲۰۱۲ در ۱۳ مه در نظر گرفته شده‌است.

زلاندنو

در زلاندنو روز پدر در نخستین یکشنبهٔ سپتامبر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

ژاپن

در ژاپن در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

سیشل

در سیشل در ۱۶ امین روز ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود که تعطیلی عمومی نیست.

جهان عرب

روز پدر در جهان عرب در ۲۱ ژوئن هر سال، اولین روز تابستان گرامی داشته می‌شود. این به این دلیل است که در این کشورها روز مادر در اولین روز بهار جشن گرفته می‌شود.

کانادا

روز پدر در کانادا در سومین یکشنبهٔ ماه ژوئن گرامی داشته می‌شود، این روز یک تعطیلی عمومی نیست. معمولا افراد در این روز، روز خود را با پدر خانواده سپری می‌کنند، جشن کوچکی می‌گیرند و هدیه می‌دهند.

کره

در کره، روز پدر و مادر در ۸ مه هر سال گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل رسمی نیست.

لهستان

روز پدر در لهستان در ۲۳ ژوئن گرامی داشته می‌شود.

مالزی

در مالزی در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

هونگ کونگ

در هونگ کونگ در سومین یکشنبهٔ ژوئن روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

در تعدادی از کشورهای کاتولیک روز پدر را در ۱۹ مارس، روز جشن یوسف مقدس، گرامی می‌دارند.

 


برچسب‌ها: ولادت, امام علی علیه السلام, پدر, مبارک
  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 0:36  توسط رضا پیکرنگار  | 


آفتاب:
 12 اردیبهشت هر سال، یاد و نام شخصیتی با خود دارد که با آثار خود نقش مهمی در تکوین شخصیت فکری نسل جوان سال‌های پیروزی انقلاب داشت. انسان بزرگواری که رهبر فقید انقلاب -امام خمینی-در وصف آثار ارزشمند وی گفت که آثارش تمامی خواندنی و مفید است و از او به عنوان پاره تن خود یاد کرد. مطهری فیلسوفی توانمند و فقیهی زمان‌شناس و سیاست‌مداری معتدل و در مجموع دین‌داری آگاه به مقتضیات زمان و مکان بود و در همین ارتباط هم سخن بسیار گفت.

با این وجود در اوصاف ان شهید عالیقدر شاید مهمترین آن بود که تلاش می‌کرد پاسخ‌گوی پرسش‌های نسل جوان در حوزه معرفت دینی باشد و سعی او این بود که نسبت میان اندیشه دینی با موضوع‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی رابطه خوبی تفسیر و تبیین نماید.

در این مجال برخی از دیدگاه‌های آن چهره ماندگار اندیشه دینی در نسبت میان دین با موضوع‌های گوناگون آورده می‌شود. اندیشه‌های که همچنان مورد نیاز جامعه ما و پاسخ‌گوی نیاز‌های فکری نسل جوان امروز هم می‌باشد.

1. حقوق بشر و حقوق طبیعی: استاد مطهری آغاز پیدایش نظریه حقوق طبیعی و توجه به مقوله حقوق بشر را در جامعه مسلمین می‌داند. مطهری نظریه حقوق طبیعی را نه تنها تقلیدی از متفکران غربی نمی‌دانست بلکه آن را موضوع خودی معرفی می‌کرد و آن را با مسأله حسن و قبح عقلی در اندیشه اسلامی مرتبط می‌کرد. مطهری در این باره نوشته است: "توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت به عنوان امور ذاتی و تکوینی و خارج از قوانین قراردادی اولین بار به وسیله مسلمین عنوان شد. پایه حقوق طبیعی و عقلی را آنها بنا نهادند.1 علمای اسلام با تبیین و توضیح عدل پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند؛ گو این که در اثر پیشامدهای ناگوار تاریخی نتوانستند راهی را که باز کرده بودند ادامه دهند2. مقدر چنین بود که کار خود را ادمه ندهند و پس از تقریبا 8 قرن دانشمندان و فیلسوفان اروپایی آن را دنبال کنند و این افتخار را به خود اختصاص دهند و چهره جهان راعوض کنند.3 روح و احساس اعلامیه حقوق بشر این است که انسان از یک نوع حیثیت و شخصیت ذاتی قابل احترام برخوردار است و در متن خلقت و آفرینش یک سلسله حقوق و آزادی‌ها به او داده شده است که به هیچ نحو قابل سلب و انتقال نمی‌باشد و گفتیم که این روح و احساس مورد تایید اسلام و فلسفه‌های شرقی است.4

2. دموکراسی و دین: استاد مطهری معتقد بود منافاتی بین دین و دموکراسی نیست. وی در این باره نوشته است: "منشاء اشتباه آنان که اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح دموکراسی می‌دانند ناشی از این است که دموکراسی مورد قبول آنان هنور همان دموکراسی قرن هجدهم است که در آن حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت و خوراک و مسکن و پوشاک و آزادی در انتخاب راه معیشت مادی خلاصه می‌شود. اما اینکه مکتب و عقیده و وابستگی به ایمان هم جزو حقوق انسانی است و اینکه اوج انسانیت در وارستگی از غریزه و از تبعیت از محیط طبیعی و اجتماعی و در وارستگی به عقیده و ایمان و آرمان است به کلی به فراموشی سپرده شده است.5

مسأله جمهوری مربوط است به شکل حکومت که مستلزم نوعی دموکراسی است یعنی اینکه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند و این ملازم با این نیست که مردم خود را از گرایش به یک مکتب و از التزام و تعهد به یک مکتب معاف بشمارد.6

ما می‌بینیم در جنگ‌های احد و بدر و در خیلی جا‌های دیگر پیغمبر اکرم با اصحابش مشورت کرد... در این‌گونه مسائل -یعنی در غیر حکم خدا- احیانا پیغمبر مشورت می‌کند و از دیگران نظر می‌خواهد.7

3. آزادی تفکر و اندیشه دینی: استاد مطهری برخلاف برخی از متدینان که آزادی اندیشه را باعث تضعیف تفکر دینی می‌دانند، برعکس معتقد بود رشد و شکوفایی اندیشه دینی در گرو آزادی تفکر است. مطهری نوشته است: "اگربه مردم در مسائلی که باید در آنها فکر کنند از ترس اینکه مبادا اشتباه کنند به هر طریقی آزادی فکری ندهیم یا روح‌شان را بترسانیم که در فلان موضوع دینی و مذهبی مبادا فکر بکنی که اگر فکر بکنی و یک وسوسه کوچک به ذهن تو بیاید به سر در آتش فرو می‌روی این مردم هرگز فکرشان در مسائل دینی رشد نمی‌کند و پیش نمی‌رود. دینی که از مردم در اصول خود تحقیق می‌خواهد خواه ناخواه برای مردم آزادی فکری قائل است."8

واقیعت این است بیش از گذشته به اندیشه‌های استاد شهید مطهری نیازمندیم.

منابع: 1. نظام حقوق زن در اسلام. ص 122-انشارات مدرسین
2. همان ص122
3. همان ص136
4. همان ص141
5. پیرامون انقلاب اسلامی ص 65
6. همان ص 63
7. امامت ورهبری ص 49
8. پیرامون جمهوری اسلامی ص 91


برچسب‌ها: استاد شهید مطهری
  نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 15:0  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

سال 90 سال خوبی برای مردم این سرزمین نبود، زیرا در این سال چندین تن از بزرگان عرصه های مختلف ایران زمین روی در نقاب خاک کشیدند. کسانیکه پر کردن جای خالی آنان هیچ گاه امکان پذیر نخواهد بود و تنها دلخوشی مان در این است که آنان برای همیشه و تا ابد در ذهن ما ماندگار خواهند ماند .  

روحشان شاد و یادشان گرامی.

 برخی از این افراد (به ترتیب ماه درگذشت) عبارتند از :

فروردین 90

حاج میراسماعیل موسوی: میر اسماعیل پدر بزرگوار مهندس میر حسین موسوی ؛ چهارشنبه ۱۰ فروردین ماه در ۱۰۳سالگی (متولد ۱۲۸۷) دارفانی را وداع گفت. چند روز قبل از مرگ ، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با ایشان دیدار و عیادت کرده بودند.حاج میر اسماعیل موسوی، تاجری خیر و در شهر خامنه صاحب نام بود . وی برای موفقیت و رونق تجارت برنج و چای همراه همسر و ۳ پسر و ۲ دخترش به تهران عزیمت کرد و در محله ی درخونگاه ( از محلات جنوبی شهر تهران ) ساکن شد.حاج میراسماعیل پسر عمه ی مرحوم حاج شیخ سیدجواد خامنه ای ، پدر آیت الله سید علی خامنه ای بود. مرحوم حاج میراسماعیل بسیار مانوس با قرآن کریم بود و در مغازه اش علاوه بر آن تفاسیر مختلف دیده می شد.

امیر سرتیپ براتی: امیر سرتیپ دوم بازنشسته حسن براتی از فرماندهان پرتلاش و پر افتخار نیروی زمینی ارتش که بر اثر سانحه تصادف در بیمارستان خانواده ارتش بستری شده بود  19فروردین ماه به لقاء‌الله پیوست.  ترکش‌های متعدد در بدن این جانباز سرافراز، روند تشخیص ضایعات تصادف را با تأخیر، اختلال و مشکل مواجه کرده بود و تلاش‌های تیم پزشکی برای بهبود وضع او به نتیجه نرسید. امیر براتی در دوران دفاع مقدس فرماندهی گروهان، گردان و تیپ را عهده دار بود و پس از آن نیز مسئولیت فرماندهی لشکر 58 ذوالفقار، رییس بازرسی و معاون عملیات نیروی زمینی ارتش را در کارنامه خود داشت. او در عملیات های ماندگار دوران دفاع مقدس به ویژه فتح المبین، بیت المقدس و طریق القدس حضوری مؤثر داشت و 5 بار در مناطق عملیاتی مجروح شد و به پاس خدمات بی‌شائبه و ابراز رشادت به دریافت نشان فتح از سوی فرمانده معظم کل قوا مفتخر گردید. امیر سرتیپ براتی با وجود 75 درصد جانبازی و تحمل ترکش‌های متعدد در بدن، علاوه بر طراحی و هدایت چند رزمایش بزرگ ارتش، در سال‌های اخیر نیز همکاری مستمری با هیأت معارف جنگ امیرسپهبد شهید علی صیاد شیرازی داشت. امیر براتی که از همرزمان دیرین شهید سپهبد صیاد شیرازی و از مدرسان و استادان پیشکسوت و با تجربه دانشگاه افسری امام علی‌(ع) بود، تألیفات و مقالات ارزشمندی در موضوع نظامی و دفاعی از خود به یادگار گذاشته است.
مسعود استیلی: برادر کوچکتر حمید استیلی که در جریان تصادف سنگینی به کما رفته بود  7 فروردین ماه به ملکوت اعلا پیوست.برادر حمید استیلی در بلوار سعادت آباد در حالي كه سوار بر اتومبيل مگان خود بود بر اثر بي احتياطي راننده اي كه از فرعي وارد اصلي شده بود از مسير خود منحرف و با برخورد به جدول دچار صانحه گرديد. وي بلافاصله توسط اورژانس به بيمارستان رسول اكرم واقع در شهر آرا اعزام و تحت مراقبت هاي ويژه پزشكي قرار گرفت .او پس از عمل جراحي اوليه به هوش آمد اما همچنان در بخش مراقبت هاي بيمارستان بستري است.مسعود استيلي برادر كوچكتر حميد استيلي است سابقه بازي در تيم هاي پرسپوليس ؛ كشاورز و يك دوره دعوت به تيم ملي را در كارنامه دارد.

بیژن پاکزاد: طراح و تولیدکننده سرشناس ایرانی-آمریکایی لباس‌های مردانه و عطر، 27 فروردین ماه دچار سکته مغزی شد و در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت. بیژن پاکزاد (زادهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۳ در تهران) یک طراح و تولیدکننده سرشناس ایرانی-آمریکایی لباس‌های مردانه و عطر است. او معمولاً به نام بیژن شناخته می‌شود. بیژن در سال ۱۳۵۲ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۷۶ میلادی فروشگاه ویژه خود را در رودئودرایو واقع در بورلی هیلز افتتاح کرد. وی طراح لباس شخصیت‌های سرشناسی هم‌چون باراک اوباما، بوش پسر، پوتین، ریگان، شهرام ناظری و... بوده است. پاکزاد چند سال پیش در مورد میزان گردش مالی برند بیژن گفته بود: «در عرض سی سال حدود چهار میلیارد دلار به اسم بیژن فروختم، چهار میلیارد دلار خیلی پول است در مقایسه با آن موقع که من هفتاد هشتاد هزار تومان پول داشتم. سالهای سال وقتی برای تحصیل وارد اروپا شدم، در آلمان فقط دویست مارک داشتم». پاکزاد درباره دلیل موفقیت خود گفته بود: «فکر می کنم علت موفقیت من ایرانی بودنم است، منظورم این است که به خاطر ایرانی بودنم، یک چیزهایی از بچگی توی خون من بود که می خواستم نعره بکشم مثل شیر، شیری که شما کرده باشیدش توی قفس و نعره بکشد، این شیر می تواند متأسفانه توی باغ وحش باشد ولی در هر صورت شیر است و می‌غرد.»

رضا صفدری: مجری و تهيه‌كننده تلويزيون بر اثر حمله قلبی10 فروردین ماه درگذشت. زنده‌ياد صفدری متولد 22 بهمن سال 1342 در تهران بود. او از سال 1364 وارد سازمان صدا‌وسيما شد و پس از تجربه كار دوبله و گويندگی راديو، سال 1374 به طور جدي كارش را به عنوان مجري تلويزيون آغاز كرد. صفدری سبک جديد اجرايش را كه چندين سال در راديو پايه‌گذاری كرده بود، در برنامه هشت‌و‌نيم تلويزيون به مرحله ظهور گذاشت و با همين اجرای متفاوت به مخاطبان معرفی شد. صفدری همچنان به تجربه‌اندوزی ادامه داد و به سمت كار تهيه‌كنندگی و كارگردانی سريال و برنامه‌های تركيبی رفت و معروف‌ترين سريالش، باغچه مينو بود كه از شبكه تهران پخش شد.

گل گیس دلفانی : آخرین مادربزرگ مردم مازندران 24 فروردین ماه درروستای طویدره کلاردشت درسن 130 سالگی درگذشت. این زن کهنسال 100 سال با همسر 135 ساله‌اش محمد (مرادکجوری) معروف به ممیدی تا سال 76، زندگی آرام و خوشی داشت. وی با اینکه در میان فرزندان و ده‌ها نوه، نتیجه و نبیره خود زندگی می‌کرد، نبود همسر او را دلتنگ‌تر کرده بود. گل‌گیس راز طول عمرش را دوری از استرس و استفاده از لبنیات، غذاهای گیاهی و کم‌خوری می‌دانست، همان راز عمری که ننه مهتاب مریدپور، ننه آرابساوتی و ممیدی، دیگر کهنسالان منطقه با 120 تا 135 سال سن بر آن تاکید داشته‌اند.
محمد علی ورشوچی: هنرپیشه قدیمی سینما، تلویزیون و تئاتر، ۹ فروردین ۱۳۹۰ در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت.این هنرمند در سال 1304 در تهران به دنیا آمد. او با همکاری نعمت‌الله گرجی، یک گروه تئاتر تاسیس کرده بود و با این گروه در شهرهای مختلف، نمایش اجرا می‌کرد.بازی مرحوم ورشوچی در نقش آسپیران غیاث آبادی در دایی‌ جان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی)، یکی از به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های وی است.

حميد كرمي: نهم فروردين ماه 90 از دنيا رفت و فرداي آن روز، در زادگاهش ساوه، تشييع و به خاك سپرده شد. از جمله آثار اين شاعر آئيني و دفاع مقدس مي‌توان به «بر ش‍ان‍ه‌ه‍اي‌ ك‍وهستان» و «حكايت‌هاي شاعران» و مجموعه اشعار عاشورايي «در ركاب آفتاب» و «شگفت مثل تماشا» اشاره كرد كه اين دو مجموعه بزودي منتشر خواهند شد.

اردیبهشت 90

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدشریف مهدوی شاهرودی: فرزند مرحوم آیت الله مهدوی شاهرودی پس از طی یک دوره بیماری سخت روز 8 اردیبهشت درگذشت. حجت الاسلام محمد شریف مهدوی نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در کشورهای آفریقای جنوبی و عربستان سعودی بوده است. فعالیت های تبلیغی این عالم جلیل القدر در آفریقای جنوبی، که به زبانهای محلی و زبان انگلیسی برگزار می شد، به میزانی تاثیرگذار بود که شماری از مردم آن سامان به مکتب اهل بیت مشرف شدند.وی همچنین مسئولیت های مهم دیگری را نیز در وزارت امور خارجه بعهده داشت . مرحوم شریف مهدوی سالها معاونت بین الملل بعثه مقام معظم رهبری را عهده دار بود که خدمات پر باری را در راستای ترویج بیداری اسلامی و مکتب اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به مسلمانان جهان، تقدیم نمود. معاونت بین الملل دانشگاه علوم حدیث و معاونت تولیت آستان مطهر حضرت عبدالعظیم (س)، آخرین فعالیت های اجرایی مرحوم مهدوی بود.مرحوم حجت الاسلام شریف مهدوی به دلیل تسلط بر زبان های انگلیسی و عربی، و دانش های گونه گون دینی و حوزوی، متون ارزشمند بسیاری را درباره اسلام و تشیع به زبان های مختلف ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار داده بود، که آخرین آن،ترجمه دانشنامه امام علی به زبان انگلیسی است.مرحوم مهدوی سالها دبیر زبان انگلیسی ، ادبیات عرب و دینی مدارس علوی و نیکان تهران بوده است.

سیامک پورزند: روزنامه‌نگار مشهور ۹ اردیبهشت در تهران در گذشت. او همسر مهرانگیز كار، چهره حقوقدان بود. سیامک پورزند، در سال 1380 در تهران به همراه تعداد زیادی از جمله برنامه‌سازان صداوسیما كه باند او خوانده شدند، بازداشت و به 11 سال زندان محكوم شد و به اعترافاتی در تلویزیون هم پرداخت. پورزند هنگام مرگ 80 سال داشت.

جواد ذوالفقاری:از فعالان تئاتر عروسكي كشورمان ، نويسنده،‌ کارگردان، مترجم و مدرس دانشگاه مدتي بود كه از سرطان كبد رنج مي‌برد و صبح هفت ارديبهشت ماه در خانه‌اش درگذشت و جامعه هنري و اهالي تئاتر را داغدار كرد. جواد ذوالفقاري متولد 1331 در همدان بود؛ او سال‌ها در حوزه‌ي تئاتر عروسكي مشغول نگارش، ترجمه و کارگرداني بود که مي‌توان به نمايش‌هاي «علي‌بابا و چهل دزد بغداد»، «دوستان الماس»،‌ «بز زنگوله پا»، «کدو قلقله زن»، «سياوش»، «فرنگيس»، «خرمشير» اشاره کرد. ذوالفقاري نمايش «بازي پسر و گرگ» را در رپرتوار کودک و نوجوان سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اجرا كرد.

هراند هاکوپیان: بازیگر سینما و تلویزیون در 61 سالگی و بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت. هراند هاکوپیان که بازیگری را از سال 1376 با فیلم "توفان شن" به کارگردانی جواد شمقدری آغاز کرد، چهار فیلم دیگر در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده که همگی در دهه هفتاد ساخته شده‌اند.فیلم‌های "توفان شن" (1376)، "یاس‌های وحشی" (1377)، "پشت دیوار شب" و "پنجه در خاک" (1378) و "شوک" (1379) فیلم‌هایی است که هراند هاکوپیان در آنها به ایفای نقش پرداخته است.او تا سال 1385 به عنوان تهیه کننده در سینما مشغول به کار بود و همین سال اولین فیلم بلند خود را به نام "کارگردان قلابی" کارگردانی کرد. دومین و آخرین فیلم او "پل پرواز" بود که در سال 1386 ساخت. هاکوپیان در دهه 70 در چند مجموعه هم مقابل دوربین رفت.این هنرمند که سال‌ها به سرطان خون مبتلا بود، چهارشنبه هفتم اردیبهشت‌ماه چشم از جهان فرو بست. پیکر این بازیگر ، از مقابل منزلش تشییع و در آرامگاه ارامنه تهران به خاک سپرده شد. او سال‌های آخر عمر خود را به همکاری با موسسات خیریه درمانی بیماران سرطانی سپری کرد.

خرداد 90

عزت الله سحابی: مهندس عزت‌الله سحابی فعال سیاسی و رییس شورای فعالان ملی مذهبی، ۱۳۹۰/۳/۱۰ با زندگی وداع کرد. مهندس عزت‌الله سحابی فرزند شادروان دکتر یدالله سحابی، متولد ۱۳۰۹ در تهران است. او مبارزات خود را در سال‌های دهه ۲۰ و در دورهٔ دانشجویی و ملی شدن صنعت نفت آغاز کرد و با به وقوع پیوستن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نهضت مقاومت ملی پیوست. سحابی در سال ۱۳۴۰ و با شروع به کار نهضت آزادی ایران به این گروه پیوست و در سال ۱۳۴۲ همراه دیگر اعضا و رهبران نهضت محاکمه شد و به شش سال زندان محکوم شد. او بار دیگر به خاطر مبارزات خود در سال ۱۳۵۰ به زندان افتاد و تا نزدیکی روزهای انقلاب در زندان ماند. بعد از پیروزی انقلاب، مدتی به علت مرخصی مهندس بازرگان از دبیرکلی نهضت آزادی، برای انجام وظایف نخست‌وزیری، سرپرستی نهضت آزادی را بر عهده داشت تا زمانی که به عنوان رئیس سازمان برنامه بودجه در دولت مشغول به کار شد. او بعد از استعفای دولت موقت، با سران نهضت آزادی دچار اختلاف شد و با ۱۲ تن دیگر از جمله محمد بسته‌نگار، مرحوم محمدعلی رجایی و محمدمهدی جعفری از نهضت آزادی جدا شدند. سحابی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس اول شورای ملی (اسلامی) انتخاب شد و در سال‌های بعد در پروژه‌های ملی با دولت‌های وقت همکاری داشت. سال ۱۳۶۹ مهندس عزت‌الله سحابی بازداشت شد. در سال‌های دهه ۷۰ او به انتشار نشریه ایران فردا پرداخت و در سال ۱۳۷۶ به درخواست شادوران دکتر یدالله سحابی به همراه دکتر ابراهیم یزدی و دکتر حبیب‌الله پیمان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شدند که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. او در سال ۱۳۷۸ و بعد از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس ششم به عنوان سخنران به کنفرانس برلین دعوت شد و پس از بازگشت چند ماهی در بازداشت بود. پس از این او در اسفند ۱۳۷۹ در جلسه شورای فعالان ملی مذهبی، به حکم قاضی به جرم براندازی نظام جمهوری اسلامی بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد.او در سال ۱۳۸۷ به علت سال‌ها تلاش در عرصه مطبوعات برنده جایزه قلم طلایی از سوی انجمن آزادی مطبوعات ایران شد.

هاله سحابی:در تاریخ  ۱۳۳۴ در تهران چشم به جهان گشود و در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ چشم از جهان بست. او روزنامه نگار، فعال ملی-مذهبی، فعال حقوق بشر، فعال حقوق زنان و از اعضای انجمن مادران صلح بود. پدرش عزت الله سحابی، رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران و مادرش زری سحابی(زهرا عطایی)، خواهرزاده مهدی بازرگان بود. پدربزرگ او یدالله سحابی، نیز از بنیانگذاران نهضت آزادی بود. همسر او تقی شامخی و فرزندان او(دارای دو دختر و یک پسر) به نام های آمنه،آسیه،یحیی هستند.وی صاحب تالیف کتاب و همچنین با دو ماهنامه چشم‌انداز ایران همکاری داشت.هاله سحابی فارغ التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود.هاله سحابی مدتی در فرانسه تحصیل و زندگی کرده بود. وی همچنین دارای آثار نقاشی نیز بود.خانم هاله سحابی، با مرخصی از زندان برای حضور در مراسم خاکسپاری پدرش عزت‌الله سحابی در صبح روز چهارشنبه ناگهان در اثر ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم می کند.پدر وی، عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی – مذهبی و از چهره های معروف منتقد حکومت جمهوری اسلامی ایران بود که در سن ۸۱ سالگی درگذشت. منابع نزديک به فعالان ملی مذهبی در گفت ‌و گو با راديو فردا، ضمن تاييد اين خبر، علت مرگ خانم سحابی را «ايست قلبی» پس از انتقال به بيمارستان اعلام کردند.منابع آگاه اعلام نمودند که درگذشت ایشان به علت سابقه "فشار بالای خون" و "بیماری قند" و همچنین "هیجان روحی زیاد" در حین مراسم تشییع و خاکسپاری بوده است. احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری گفته است که در چند متری هاله سحابی بوده و شخصا شاهد "ضرب و شتم" وی بوده است.آقای منتظری تاکید می کند "یکی از ماموران قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش [هاله] بود را بگیرد. با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، [مامور] با آرنج خود محکم به پهلوی هاله میزند و او را نقش بر زمین می کند". احمد منتظری از حضور "تیمی از ماموران امنیتی و لباس شخصی" در مراسم امروز سخن گفته که به گفته وی "بسیار هتاک و بی ادب و خشن" بوده اند!هاله سحابی، پنجاه و چهار ساله، دختر عزت الله سحابی، بنيانگذار «شورای فعالان ملی-مذهبی»، از فعالان حقوق زنان و عضو گروه مادران صلح ايران بود که در مردادماه سال ۱۳۸۸ در تجمعی در ميدان بهارستان تهران از سوی ماموران انتظامی بازداشت شد.خانم هاله سحابی در همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق «حضور مکرر در تجمعات غير قانونی و اخلال در نظم عمومی» در مجموع به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سيصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.

رضا هدی صابر:

رضا هدی‌صابر (زاده۲۶ اسفند ۱۳۳۸ - درگذشت۲۱ خرداد ۱۳۹۰) روزنامه نگار، مترجم، فعال ملی مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز، زندانی سیاسی و از گردانندگان مجله توقیف شده «ایران فردا» بود. وی در ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ در حالی‌که در اوین زندانی بود در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزت‌الله سحابی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۲، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران،هدی صابر به ده سال زندان و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم می شود. او به همراه تقی رحمانی و رضا علیجانی که تقاضای تجدید نظر کرده بودند تا برگزاری دادگاه تجدید نظر به طور موقت آزاد شدند. ۲۳ مهرماه "غلامحسین الهام" سخنگوی قوه قضاییه ایران اعلام می کند این سه روزنامه نگار «محکومیت حبس خود را در زندان آغاز کرده‌اند».12 اردیبهشت سال بعد(۱۳۸۳)به رضا علیجانی اطلاع داده شد دادگاه تجدید نظر،پرونده آنها را مورد بررسی مجدد قرار داده و حکم ده سال زندان هدی صابر به پنج سال و نیم زندان تبدیل شده است. سعیده جمشیدی، همسر او در کنار دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی ، نوروز ۱۳۸۳ را در کنار زندان اوین سفره هفت سین پهن می کنند.صبح روز سه شنبه 10/03/84 جمعی از نیروهای ملی - مذهبی و اعضای نهضت آزادی ایران در محل حوزه ریاست قوه قضاییه تحصن کرده و با ارائه نامه‌ای به دفتر آیت‌الله هاشمی شاهرودی خواستار آزادی سه زندانی ملی-مذهبی و سایر زندانیان سیاسی شدند. این تحصن با قول مساعد نماینده قوه قضاییه مبنی بر بررسی مجدد پایان یافت. در آذر ۱۳۸۴ جلسه رسیدگی به اتهامات هدی صابر، رضا علیجانی و تقی رحمانی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود. محمد شریف وکالت آقای صابر و دیگر متهمان را برعهده داشت.در مرداد ۱۳۸۵ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران حکم محکومیت هشت ماه حبس تعزیری تقی رحمانی و هدی صابر به اتهام معاونت درتشکیل یک NGO غیرقانونی را تایید کرد.رضا هدی‌صابر در ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل ایست قبلی ناشی از اعتصاب غذا در بیمارستان مدرس تهران در گذشت. وی به همراه زندانی سیاسی دیگر ملی- مذهبی امیر خسرو دلیر ثانی اعلام کرده بود «در اعتراض به مرگ هاله سحابی و برای جلوگیری از تکرار این بیدادگری‌ها علیه انسانهای بی دفاع» دست به اعتصاب غذای تر می‌زند.

ناصر حجازی: 23 آذر ۱۳28در تهران متولد شد و ۲ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت. او دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، ۱ قهرمانی در بازی‌های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او هم‌چنین به هم‌راه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا را تجربه کرده‌است.فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازه‏‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا معرفی کرده‌است.حجازی در دوران مربی‌گری هم تیم استقلال تهران را به نایب‌قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان و جام حذفی ایران رساند.ناصر حجازی و غلامرضا تختی تنها چهره های ورزشی هستند که نام آنها در مجموعه مفاخر و نام آوران ایران زمین در کنار نام هایی چون ابوعلی سینا ، سعدی شیرازی ، حکیم ابوالقاسم فردوسی ، عطار نیشابوری ، امیر کبیر، کمال الملک ، جلال آل احمد ، پروین اعتصامی ،پروفسور محمود حسابی ، دکتر علی شریعتی و دکتر جعفر شهیدی قرار گرفته است. تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست‌آورد. وی تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز یک سال و نیم در بین سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد و ۵ بازی برای تیم اصلی یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت. حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد از تیم ملی کنار گذاشته شد. این قانون آن زمان تنها به ناصرحجازی ابلاغ شد. ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازه‌بان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملتهای آسیا( 1972و 1976) و یک بار قهرمان بازیهای آسیایی 1974 تهران شد و در جام جهانی 1978 آرژانتین و المپیک 1972 مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک 1976 مونترال و مقام سومی جام ملتهای آسیا 1980را هم به‌دست آورد. اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه می‌گوید: «رئیس باشگاه گفت می‌خواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم می‌خواهی بیایی روحیه بچه‌ها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچه‌ها من پرسپولیس را می‌شناسم اصلا تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم.در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه‌ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونی‌زاده کاپیتان پرسپولیس می‌گفت بچه‌ها بزنید زیرش ۱-۱ هم می‌ریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بی‌سابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.» او هر وقت از روز‌های حضور در هند و بنگلادش حرف می‌زد بغض می‌کرد و همیشه می‌گفت: هیچ کسی نمی‌تواند یک ساعت آن زندگی را تحمل کند. او در مصاحبه ای گفته بود:«روزهای اولی که در هند و سپس بنگلادش بودم فقط می‌توانستم روزی یک وعده شکمم را سیر کنم آن‌هم نه با غذای خوب و مقوی بلکه با نان یا موز که ارزان بود. این سختی‌ها را به جان خریدم تا از اصولم برنگردم، تا جلوی کسی تعظیم نکنم، تا دست کسی را نبوسم، تا مردانگی‌ام را به حراج نگذارم، تا خداوند را ناراحت نکنم که آدم با شرافت و با عزتی باشم.» او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال درا به مقام نایب قهرمانی باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ و جام حذفی ایران برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد. او در سال ۱۳۸۷ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید.او یکبار در دوره مصطفوی به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شد، اما به ناگاه نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی از صدا و سیما اعلام شد.این تنها آرزویی بود که حجازی داشت و به آن نرسید. وی در زمان مربی گری اش بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی، علی رضا اکبرپور، علی اکبر استاد اسدی و امیدرضا روانخواه را به فوتبال ایران تقدیم کرد.همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد و حجازی از او دارای دو فرزند به نام‌های آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بوده‌اند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی می‌کرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود. داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفه‌ای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد. و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک کار را به معاون اولی برمی‌گزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیه‌ای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد.

سلطانعلی میرزای قاجار: 8 خرداد در سن 80 سالگی در پاریس درگذشت.وی بزرگ ترین پسر از میان برادرزادگان آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه، بود و در حالی که هرگز خود را مدعی سلطنت نمی خواند اما بازماندگان قاجار وی را به ریاست ایل می شناختند. او دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس و نویسنده کتابی به زبان فرانسه تحت عنوان «پادشاهان فراموش شده» بود.

ميرصالح حسيني :شاعر و محقق 28 خرداد ماه در سن 66سالگي چشم از جهان فروبست. ميرصالح حسيني متولد سال 1324 در شهرستان سراب در يک خاندان فرهنگي به دنيا آمد. او به زبان‌هاي فارسي، عربي، انگليسي و فرانسه مسلط بود. دكتر ميرصالح حسيني نام آشنايي در ادبيات فارسي و تركي آذربايجاني بود. او كه از وكلاي مبرز و بنام دادگستري تهران بود، با نخستين ترجمه منظومه «حيدربابا يه سلام»، شاهكار ادبي استاد شهريار، به فارسي روان و در قالب خود منظومه شناخته شد. مطالعه آثار مولانا محمد فضولي چنان آتشي در جانش افروخت كه سال‌ها به تحقيق و بررسي آثار او مشغول بود. وقتي براي اولين‌بار با جمع‌آوري نسخه‌هاي خطي و مقابله آن‌ها، ديوان جامع، كامل و نفيس فضولي را به دوستداران ادب عرضه داشت، استاد محمدحسين شهريار با دعوت از اين شاعر و محقق، مراتب سپاس و قدرداني خود را اعلام كرد و در همان محفل، ساعت‌ها از شعر و ادب ايران‌زمين و مقام والاي فضولي سخن‌ها رفت. هم‌زمان با كنگره بين‌المللي فضولي از طرف يونسكو در تبريز حديقة السعدا نيز منتشر شد. حضور حسيني در محافل شعر و ادب و توضيح و تفسير آثار فضولي همواره با استقبال هنرمندان، اديبان، شاعران و خوانندگان همراه بود و همين امر سبب شده بود كه بسياري از علاقه‌مندان، شعرهاي فضولي و او را از حفظ بخوانند. ميرصالح حسيني در ادبيات تركي، چهره شاخصي بود؛ چرا كه احاطه كامل او بر شاخه‌هاي مختلف زبان تركي و آشنايي با چندين زبان زنده دنيا در كنار طبع روان شعر و عشق مفرطش به شناساندن آثار نام‌داران و پيشوايان ادب اين مرز و بوم موجب شده بود كه در تمامي كارها، نهايت دقت، ذوق، خلاقيت و ابتكار را به خرج دهد. از جمله آثار او، ديوان كامل مهستي، ليلي و مجنون فضولي، درد مشترك، شرحي بر شمشير و قلم ختايي (شاه اسماعيل صفوي)، شرحي سطري بر آثار سهراب سپهري و ترجمه رباعيات خيام به تركي و عربي مزين به تابلوهاي قربانعلي اجلي را مي‌توان نام برد. همچنين تصحيح ديوان شاه اسماعيل صفوي (ختايي) آخرين اثر منتشرشده اوست.

ناهید یادگاری: خبرنگار راه مردم پس از تحمل ماه ها رنج بیماری طاقت فرسا و مبارزه با آن سرانجام ۲۳ خرداد در بیمارستان شهدا تجریش به لقاء حق پیوست وجامعه خبرنگاری یکی از یاران خوب خود را از دست داد.پیکر آن مرحومه در آرامگاه ابدیش بهشت بی بی سکینه کرج با حضور خبرنگاران و خانواده مرحوم تشیع و بخاک سپرده شد.از وی دو فرزند کوچک بجای مانده است .

تیر 90

روح الله داداشی: 4 بهمن ۱۳۶۰در کرج متولد شد. ورزشکار سابق رشته بدن‌سازی و پرورش اندام اهل ایران، که دارای مقام قوی‌ترین مرد ایران برای دو سال در سری مسابقات مردان آهنین بود. وی همچنین یک دوره قهرمانی مسابقات جهانی که در جزیره قشم برگزار شد را نیز در کارنامه خود داشت. او ‏۲۶ تیر ۱۳۹۰ در پی یک درگیری خیابانی در غرب کرج به ضرب چاقو کشته شد. روح الله داداشی برخلاف سایر ورزشکارانی که در رشته‌های قدرتی فعالیت می‌کردند، دارای بدن عضلانی و فاقد چربی‌های اضافه در ناحیه شکم و بازوها بود. بالاترین وزنی که روح الله داشت، ۱۳۲ کیلوگرم بود. روح‌الله داداشی در مصاحبه‌ای که با اعتراضات خیابانی معترضان به نتایج انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ایران همزمان بود کمربند قهرمانی خود را به محمود احمدی‌نژاد، نامزد پرمناقشه این انتخابات اهدا کرد. روایت‌ها از چگونگی قتل او متفاوت است. مجید فرجی خبرنگار کرجی که در زمان قتل در کنار داداشی حضور داشته‌است، مدعی است این قتل نقشه‌ای از قبل طراحی شده بوده‌است ولی فرمانده نیروی انتظامی کرج این ادعا را رد می‌کند . در ادعایی دیگر، مربی داداشی پیاده شدن وی از ماشین را رد کرد و عقیده دارد ضاربان در حالتی که او در ماشین نشسته بوده‌است او را مضروب کرده‌اند و نیر ادعا کرد قاتل به او گفته‌است که داداشی در جواب فحاشی‌های آنان تنها آن‌ها را به آرامش دعوت می‌کرده‌است . طبق روایتی دیگر در جریان یک تصادف جزیی بین خودروها، فحاشی ضاربان سبب عصبانیت داداشی شده و او به تعقیب ضاربان می‌پردازد که منجر به استفاده از چاقو توسط قاتل می‌شود. متهم می‌گوید در جریان درگیری بارها از او خواستم مرا رها کند اما او همچنان کتکم می‌زد. همچنین متهم در جریان اظهارات خود در دادگاه گفت که در جریان درگیری برای ترساندن داداشی و همراهش اقدام به استفاده از چاقو کرده‌است، که ابتدا دو ضربه به دستان داداشی زده و ضربه آخرش به گردن او اصابت می‌کند . بنا به گزارشی داداشی و خبرنگار همراهش در حال بازگشت از جلسه انتخاباتی فاطمه آجرلو بوده‌اند و خبرنگار پس از مضروب شدن داداشی از آن محل می‌گریزد و جریان توسط سایر شاهدان به اطلاع پلیس می‌رسد.

حجه الاسلام والمسلمین حاج محمد علی صدوقی(ره): فرزند محمد، نواده آیت‌الله میرزا ابوطالب کرمانشاهی، متولد عباس آباد قم نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد، سلسله نسبش به شیخ صدوق(ره) می‌رسد. پدرش آیت‌الله شهید محمد صدوقی(ره) از عالمان دینی برجسته قم و یزد بود. وی در کودکی به همراه پدر به یزد آمد و دوره ابتدایی را در دبستان ادب گذراند. سپس به توصیه پدر به تحصیل علوم دینی پرداخت و بخشی از مقدمات را در مدرسه عبدالرحیم خان نزد استادانی چون حجت الاسلام والمسلمین شیخ غلامحسین ابویی نجف آبادی آموخت. آنگاه رهسپار حوزه علمیه قم شد و مقدمات را در مدرسه حقانی به پایان رساند. صدوقی دروس سطح را در محضر حضرات آیات شب زنده دار، علوی گرگانی، محسن دوزدوزانی، صدیقین، سیدکاظم اخوان مرعشی، محمد فاضل لنکرانی، جعفر سبحانی و ابطحی کاشانی فرا گرفت و پس از آن در حوزه درس خارج فقه و اصول حضرات آیات حسین وحید خراسانی، سید محمدباقر سلطانی، طباطبایی و... شرکت کرد. وی با آغاز نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در کنار پدر به فعالیت‌های سیاسی پرداخت و برای یاری دادن به شهید صدوقی و رسیدگی به امور دینی و جهت آگاه سازی مردم به شهرهای مختلف کشور سفر کرد. همچنین در زمان اقامت امام خمینی(ره) در پاریس به فرانسه رفت و مدت سه ماه به فعالیت پرداخت و در 12 بهمن 1357 به همراه حضرت امام(ره) به ایران بازگشت. حجت‌الاسلام والمسلمین صدوقی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی مسوولیت کمیته انقلاب اسلامی را به عهده داشت و عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. پس از واقعه هفتم تیر و شهادت سیدرضا پاکنژاد - نخستین نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی - به نمایندگی مردم یزد انتخاب شد. سپس به سمت نماینده امام(ره) در شورای عالی قضایی به فعالیت پرداخت. وی در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و پس از آن به معاونت شورای عالی قضایی، منصوب شد. وی همچنین مدتی به عنوان معاون دادستان کل کشور به فعالیت پرداخت. صدوقی پس از درگذشت آیت‌الله روح‌الله خاتمی در 13 آبان 1367 از سوی امام خمینی(ره) به نمایندگی ولی فقیه در استان و امامت جمعه یزد منصوب شد. وی ریاست بنیاد بزرگ دینی فرهنگی صدوق را پس از شهادت پدرش برعهده گرفت. سرپرستی حوزه علمیه یزد، رسیدگی به معیشت طلاب، کمک به خانواده‌های بی‌بضاعت، خانه سازی برای نیازمندان و بازسازی و مرمت حوزه علمیه یزد از فعالیت‌های اوست. حجت‌الاسلام والمسلمین صدوقی سفرهایی را جهت انجام فعالیت‌های سیاسی به کشورهای بنگلادش، مالزی، کنیا، زیمباوه، مکزیک، کوبا، یمن و کویت داشت. وی روز شنبه مورخ 11/4/90 شمسی پس از یک عمر مجاهدت و خدمات شایسته در سن 62 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.

فرهاد فارسي: از مطرح ترين طراحان صحنه و لباس سينمای ايران 19 تیر در سن ۵۹ سالگی به علت بيماری سرطان ريه در کشور سوئد درگذشت.فرهاد فارسی با نام اصلی حسن فارسی در سال ۱۳۲۹ در اصفهان به دنيا آمد و در رشته طراحی صحنه و لباس از دانشکده هنرهای دراماتيک تهران فارغ التحصيل شد. وی طراح صحنه و لباس بسياری از مهم ترين فيلم های تاريخ سينمای ايران بوده است و برای طراحی صحنه دو فيلم "پرده آخر" و "ناصرالدين شاه اکتور سينما" موفق شد سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را تصاحب کند. "چريکه تارا" ساخته بهرام بيضايی، "حاجی واشينگتن" ساخته علی حاتمی، "دستفروش" و"«ناصرالدين شاه اکتور سينما" از ساخته های مطرح محسن مخملباف، "پرده آخر" به کارگردانی وارو‍‍‍ژ کريم مسيحی، "روسری آبی" ساخته رخشان بنی اعتماد و "يک بوس کوچولو" به کارگردانی بهمن فرمان آرا از کارهای او در سینمای ایران بشمار میروند. اين طراح صحنه و لباس مطرح همچنين با فيلمسازان بزرگ و نامی جهان چون تارکوفسکی و فلينی کار کرده و در گروه طراحی صحنه و لباس فيلم آنها بوده است، فيلم هايی چون "نوستالژيا" ساخته آندری تارکوفسکی فيلمساز بزرگ روسی و "کشتی به راهش ادامه می دهد" به کارگردانی فيلمساز فقيد ايتاليايی فدريکو فلينی، "راترا وياتا" به کارگردانی فرانکو زفيرلی و "روزی روزگاری در آمريکا" ساخته سرجيو لئونه از دیگر کارهای فرهاد فارسی به شمار می رود.

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد منهاج :از اعضای دفتر امام خمینی و سفیر سابق ایران در نیجریه ولیبی30 تیر ماه در اثر سانحه رانندگی در مسیر مشهد مقدس درگذشت .مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد منهاج در سال 1328 به دنیا آمد.وی که از مبارزین سالهای قبل از انقلاب اسلامی بود ، پس از پیروزی انقلاب از طرف حضرت امام (ره) به عنوان نماینده ایشان جهت تبلیغ و معرفی اسلام و انقلاب عازم استرالیا شد.در حکم حضرت امام خمینی(س) برای ایشان آمده بود: جنابعالى با سابقه‏ اى که در امر تبلیغ دارید و با توجه به نیاز شدیدى که مسلمانان جهان به تبلیغ صحیح احکام مقدس اسلام دارند، مسافرتى به کشور استرالیا نموده و این وظیفۀ مهم اسلامى را در آن منطقه انجام دهید. امید است ایرانیان مقیم آن کشور و سایر مسلمانان متعهد نیز در این باب همکاریهاى لازمه را با جنابعالى بنمایند. از خداى تعالى موفقیت جنابعالى را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏. روح‌‏اللّه‏ الموسوى الخمینى وی همچنین به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور های مختلف ازجمله کنیا و لیبی فعالیت می کرده است .

حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی مهندسی: کارشناس مذهبی رسانه ملی و رادیو معارف و عضو هیات مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی 27 تیر ماه بر اثر سکته قلبی در بیمارستان کسری تهران دار فانی را وداع گفت . مرحوم مهندسی متولد ۱۳۳۲ در شهرستان آباده بود که از محضر اساتید برجسته مانند حضرات آیات حسن زاده آملی، شیخ جواد تبریزی، انصاری شیرازی، جوادی آملی و مشکینی بهره برد.از ایشان مجموعه های صوتی و تصویری فراوانی در حوزه عرفان نظری، شرح زیارت جامعه، شرح چهل حدیث امام، شرح جنود عقل و جهل و عرفان عملی بر جای مانده است که از آغاز فعالیت رادیو معارف بارها این مباحث را برای شنوندگان رادیو بیان کرد.

ماشاالله بامري:يكي از خوانندگان، نوازندگان و مقام دان هاي منطقه سيستان و بلوچستان پس از طي بيماري طولاني مدت31 تیر ماه  در سن 60 سالگي در زادگاهش ايرانشهر درگذشت.بامري در سال 1330در ايرانشهر متولد شد و از سن 8 سالگي به كار موسيقي وخوانندگي روي آورد. وي از كودكي آموختن ساز دهلك را آغاز كرد و سپس به خوانندگي پرداخت.او مقام اول جشنواره هايي چون ني نوازان، موسيقي حماسي، آيينه و آواز، موسيقي فجر، ذكر و ذاكرين و موسيقي نواحي كرمان را كسب كرد و در مجموع بيش از 70 لوح تقدير و سپاس در كارنامه حرفه اي موسيقايي خود داشت.بامري همچنين در كشورهاي فرانسه، آلمان، امارات، ونزوئلا، هلند و تركيه كنسرت هايي را برگزار كرده بود و از مشهورترين خوانندگان صوت يا ترانه هاي مردمي بلوچستان به سبك قديم به شمار مي رفت. ماشاالله بامري طي برگزاري هفتمين جشنواره موسيقي نواحي به عنوان پژوهشگر موسيقي سيستان و بلوچستان مورد تقدير قرار گرفته بود. آخرين اجراي اين موسيقي دان بلوچستاني در تالار بتهوون خانه هنرمندان تهران برگزار شد و مورد استقبال موسيقي دوستان قرار گرفت.

مرداد 90

داريوش رضايي‌نژاد: دانشجوي فوق‌ليسانس برق گرايش قدرت دانشگاه خواجه نصير‌الدين طوسي یکم مرداد ۱۳۹۰ مقابل در خانه‌اش در خيابان بني‌هاشم تهران ترور شد.در اين اقدام تروريستي همسر و كودك اين فرد نيز مصدوم شدند كه هم‌اينك براي مداوا به يكي از بيمارستان‌هاي تهران منتقل شده‌اند.طي ساعات گذشته برخي رسانه‌ها و روزنامه‌هاي كشور به اشتباه وي را يكي از دانشمندان هسته‌اي كشورمان قلمداد كرده بودند، در حالي كه اخبار حاكي از آن است كه فرد ترورشده جزو دانشمندان هسته‌اي نبوده و دانشجوي فوق‌ليسانس برق (گرايش قدرت) دانشگاه خواجه نصير بوده است.اين رسانه‌ها و روزنامه‌ها همچنين به اشتباه تصوير «داريوش رضايي» استاد فيزيك دانشگاه محقق اردبيلي را به‌جاي شهيد «داريوش رضايي‌نژاد» دانشجوي شهيد دانشگاه خواجه نصير‌الدين طوسي منتشر كرده بودند.داريوش ‌رضايي‌نژاد سال 87 به همراه 20 نفر ديگر در دوره مشترك كارشناسي ارشد مهندسي برق (گرايش قدرت) دانشگاه خواجه نصير با دانشگاه هانوور آلمان پذيرفته شده بود.

قاسم سیاره و بهرام سیاره:شاید آنچه باعث حیرت همگان از شنیدن خبر مرگ پسر و پدر شاعر بهرام و قاسم سیاره شد همزمانی زمان مرگ آنان بود.استاد بهرام سیاره متخلص به" پریش" ساعت هشت صبح روز بیستم مردادماه در 67 سالگی در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته" که طاقت دوری فرزند را نداشت کمتر از سه ساعت همسفر وی شد و به دیار باقی شتافت پیکر این دو شاعر پرآوازه در جوار امامزاده شاهرضا-صحن علما به خاک سپرده شدند.سبک اشعار این دو شاعر شهرضایی آمیخته ای از سبک اصفهـانی و عراقـی و خمیر مایۀ کلامشان توحید، عاشقانه زیستن، آزادگی و بی نیازی بود.این دو شاعر پرآوازه در سروده هایشان از مضمون های ابداعی به سبک غزل با همۀ ترکیب ها بهره می‌گرفتند وابتکارشان سرودن اشعار محلی بود. استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته" در خانواده‌ای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به "سیاره" نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله "گلشن معرفت" و "جنگل مولا" به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی "سیاره" تبدیل شد.آشفته سرودن شعر را از 18 سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا می‌توان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه "هشل هفط" به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت ایشان رونمایی شده بود.وی سالها پیش انجمن ادبی آشفته را در شهرضا پایه‌گذاری کرد که این انجمن، در طول مدت فعالیت خود استعدادهای ادبی بسیاری را در این شهرستان کشف کرد، این سابقه فرهنگی باعث معرفی شدن آشفته به عنوان چهره برتر فرهنگی ادبی استان اصفهان در سال 1389 شد. بهرام سیاره متخلص به "پریش شهرضایی" شاعر پرآوازه شهرضا که همچون پدر و پدربزرگ از ذوق و طبع شعر فراوانی برخوردار بود، پس از 67 سال زندگی دعوت حق را لبیک گفت.پریش در سال 1323 در شهرضا، شهری که بزرگانی چون آقا محمدرضا قمشه‌ای متخلص به صهبا و حکیم الهی قمشه‌ای را در دامن پرورانده است، متولد شد و در سال 1363 و در سن 40 سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز کرد.

رضا بدیعی:کارگردان ایرانی‌ که در تلویزیون آمریکا چهره‌ای شناخته‌شده‌ بود در 81 سالگی درگذشت.  بدیعی که برنده جایزه انجمن کارگردانان آمریکا بود، 20 مرداد در خانه‌اش در لس‌آنجلس بر اثر کهولت سن درگذشت. او فعالیت خود در سینمای آمریکا را با فیلمبرداری آغاز کرد. او کار خود را از نیویورک شروع کرد و بعد به کانزاس‌سیتی رفت و بعد هم از لس‌آنجلس سردرآورد. بدیعی با کارگردان‌های مشهوری چون رابرت آلتمن و سام پکین‌پا همکاری کرد و دوست صمیمی آلتمن بود. این کارگردان از سال 1963 بیش از 430 اپیزود از سریال‌های مختلف و فیلم سینمایی را کارگردانی کرد. بدیعی در اواخر دهه 1960 به یکی از کارگردان‌های همیشگی سریال‌های تلویزیونی تبدیل شده بود. کارگردانی قسمت‌هایی از سریال‌های «زرنگ باش»، «برنامه دوریس دی»، «ماموریت: غیرممکن» (پخش شده در ایران با نام «بالاتر از خطر»)، «مرد شش میلیون دلاری»، «منیکس»، «بارتا»، «تاج شاهین»، «جک و مرد چاق»، «در گرمای شب»، «سفر ستاره‌ای: فضای عمیق شماره 9» و «گشت ساحلی» از جمله فعالیت‌های او بود. بدیعی که به «پدرخوانده تلویزیون آمریکا» شهرت داشت در گفت‌وگویی با «ایران تایمز» در سال 2009 گفته بود: «سریال «ماموریت:غیرممکن» زمانی ساخته شد که شیوه بصری ما تغییر کرده بود. از فوکوس‌های عجیب و نماهای بسیار بسته برای القای حس و فکر و نمایش رفتارهای شخصیت استفاده می‌کردیم. از طرفی زمان شکوفایی استفاده از جلوه‌های ویژه بود، پس فرصت این را داشتم که کارهایی انجام دهم که قبلا انجام نداده بودم، عالی بود. می‌گذاشتم تخیلم به هرکجا می‌خواهد بروم.» کارگردانی قسمت‌هایی از «زنی به نام نیکیتا» و «بافی، قاتل خون‌آشام» از آخرین فعالیت‌های بدیعی در تلویزیون بود. بدیعی همچنین طراحی عنوان‌بندی سریال‌هایی چون «زرنگ باش»، «برنامه مری تایلر مور» و «هاوایی فایو-او» را برعهده داشت. گذشته از این بدیعی بیش از 60 فیلم مستند ساخته بود. او در سال 2006 فیلم «راه برگشت به خانه» را با بازی جولی هریس و روبی دی ساخت. او در آخرین فعالیت سینمایی خود مشاورفنی فیلم «بانوی گل‌های سرخ» محصول 2008 به کارگردانی مجتبی میرطهماسب بود. بدیعی 17 آوریل 1930 در اراک به دنیا آمد و از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران فارغ‌التحصیل شد. او سال 1955 به دعوت دولت آمریکا به این کشور رفت و از دانشگاه سیراکیوز در رشته مطالعات صوتی-بصری فارغ‌التحصیل شد. سال 2010 به مناسبت 80 سالگی او تعدادی از بازیگران و عوامل فیلم‌هایش درسالن رویس دانشگاه کلمبیا برای او جشن تولد گرفتند. رضا بدیعی پدرخوانده جنیفر جیسن لی بازیگر معروف هالیوود بود.

علی حسین رجبی:ورزشکار پیوند کلیه که در رشته‌های تیراندازی و تینس روی میز فعالیت می‌کرد، 15 مرداد دارفانی را وداع گفت.علی حسین رجبی که به عنوان مهمان راهی رقابتهای جهانی پیوند اعضا در سوئد شده بود، متاسفانه پس از بازگشت به کشور به علت عارضه ریوی در بیمارستان عرفان بستری و در گذشت.وی نخستین مدال‌آور ایران در مسابقات بیماریهای خاص جهان بود و انجمن بیماریهای خاص را بنیانگذاری کرد.

بابک معصومی:بازیکن سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از یک دوره مبارزه با بیماری سرطان 19 مرداد درسن 39 سالگی درگذشت. معصومی که در 3 سال اخیر درگیر این بیماری مهلک بود، در سال های 1999، 2000، 2004 و 2007 با تیم ملی فوتسال قهرمان آسیا شد و در دو جام جهانی 2000 و 2004 نیز حضور یافت و 6 بار برای تیم ملی به میدان رفت. معصومی متولد 23 تیر 1351 بود و در تیم فوتبال فتح بازی می کرد. او سپس به فوتسال روی آورد و در تیم های فتح، پاس و تام ایران خودرو بازی کرد. معصومی در سال 88 مدتی را سرمربی تیم فوتسال پرسپولیس بود و چند هفته قبل از مرگ نیز به عنوان مدیر فنی و مسول تیم فوتسال استیل آذین انتخاب شده بود.

شهریور 90

حجت‌الاسلام حسین اسلامی:نماینده ساوه و زرندیه در مجلس 12 شهریور در سن ۴۵ سالگی بر اثر ایست قلبی در بیمارستان شهید چمران تهران درگذشت. حسین اسلامی در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی حضور داشت. وی در دوره هشتم سخنگویی کمیسیون اصل نودم قانون اساسی را برعهده داشت.

حسین ضیایی:استاد مطالعات اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه یو سی ال ای، 4 شهریور در ۶۷ سالگی در لس‌آنجلس در گذشت. او مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه یو سی ال ای بود و از سال ۱۹۸۸ در این دانشگاه تدریس می‌کرد. حسین ضیایی در سال ۱۹۶۷ در رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شد و دکترای خود را در سال ۱۹۷۶ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. او پیش از تدریس در دانشگاه یو سی ال ای، در دانشگاه های تهران، شریف، هاروارد، براوت و کارلج اوبرلین تدریس کرده بود. از او کتاب‌ها و مقالات متعددی در حوزه فلسفه اسلامی، به خصوص فلسفه اشراق و شهاب الدین سهروردی منتشر شده است. حسین ضیایی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۸۸ در نامه‌ای با عنوان "نامه سرگشاده به فرهیختگان ایران"، نسبت برخی مسائل انتقاد کرده بود.فلسفه ریاضیات، معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی (به زبان انگلیسی) و ترجمه حکمت‌الاشراق و پرتونامه سهروردی به انگیسی از کتاب‌های اوست.

"ساره امامزاده": مادر شهیدان سید محمد، سید علی و سید محسن جهان‌آرا 19 شهریور به دلیل وخامت حال و شدت یافتن بیماری در بیمارستان خاتم‌الانبیاء در جوار رحمت حق آرام گرفت و مهمان محفل شهیدان شد."ساره امامزاده" مادر شهیدان جهان‌آرا که ‌از بیماری آلزایمر رنح می‌برد‌، ‌در روزهای اخیر دچار مشکل قلبی و تنفسی نیز شده بود.

 سید حسین الهامی:از روزنامه نگاران پیشکسوت و نخستین سردبیر اجرایی روزنامه ایران 14 شهریور ماه چهره در نقاب خاک کشید. الهامی یکی از چهره های شاخص مطبوعاتی در میان همکاران هم نسل خود است که طی سه نسل از خبرنگاری روزنامه ها تا سردبیری مجلات هفتگی تجارب ارزنده یی در این حرفه داشت.الهامی از جمله روزنامه نگارانی بود که تنها به شوق قلم زنی، وارد این حرفه شده بود و همیشه به جوانان توصیه می کرد: «با انتخاب این حرفه، قدم در وادی بلاخیز و پرمصائبی می گذاری که از پول و مقام خبری نیست، جز عشق به کار… مگر اینکه بخواهی راه ناصوابی در پیش بگیری».حسین الهامی به راستی شایسته و سزاوار لقب «استاد» بود، استاد در روزنامه‌نگاری، نویسندگی و حتی شاعری، اما کمتر کسی خبرداشت الهامی زیبا‌ترین غزل‌ها و مثنوی‌ها را سروده، بدون آن که آن‌ها را در جراید چاپ کند. یا اصولاً ادعای شاعری داشته باشد،به هر روی حسین الهامی استادی که هرگز دوره‌ای در دانشکده روزنامه‌نگاری ندیده بود، اگر برای تدریس دعوت می‌شد، از بهترین استادهای روزنامه نگاری بود.الهامی گویی روزنامه نگار زاده شده و نگارش در رگ و خون او جاری بود، چنانکه در سن ۲۴ سالگی به سردبیری یکی از مجلات معروف آن روزگار سپید و سیاه برگزیده شد و در همان سن و سال از سردبیران موفق هفته‌نامه‌های موجود به شمار می‌رفت.الهامی در دهه۵۰در روزنامه اطلاعات به کار مشغول شد و ابتدا دبیری سرویس‌های اجتماعی و حوادث را عهده‌دار گردید، سپس به سردبیری سرویس شب روزنامه اطلاعات گمارده شد. او در هر سرویسی مسئولیت به عهده می‌گرفت. برایش تفاوت نداشت، یعنی تسلط او چنان بود که کم نمی‌آورد، چه سرویس اجتماعی باشد، چه گزارش، چه حوادث و مهم تسلط او در این حرفه بود، حرفه‌ای که باید عاشق آن بود تا موفق شد و الهامی به راستی از عاشقان راستین روزنامه‌نگاری بود.در سال ۱۳۷۳الهامی به روزنامه ایران رفت و سردبیری آن روزنامه را از بدو تأسیس عهده‌دار شد و پس از چند سال ترجیح داد کنار بنشیند و کار نوشتن، ویراستاری، و انجام امور برخی از نشریات فصلی را در خانه انجام دهد.
محمد حسین آریا :پس از ۳ ماه بستری بودن در بیمارستان طالقانی صبح سه شنبه ۱۵ شهریور ماه در سن ۷۵ سالگی بدرود حیات گفت. محمدحسین آریا در سال ۱۳۱۵ در خرم‌آباد لرستان به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۴ وارد دبیرستان نظام تهران شد و دیپلم تجربی را با رتبه‌ی اول دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۵ به دانشکده‌ی افسری نیروی زمینی وارد شد وکارشناسی رشته‌ی علوم نظامی را در سال ۱۳۳۸ به پایان رساند.آریا بیست و پنج سال در یگان‌های مختلف نیروی زمینی خدمت کرد و در این دوره برای کامل‌کردن تحصیلات نظامی چهار بار به نهادهای آموزشی در ایالات متحده‌ی امریکا فرستاده شد. پس ازگذراندن دوره‌ی تکمیلی مقدماتی(دوره‌ی عالی ارونانس)، دوره‌ی دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد و سرانجام مدیریت آموزشی، به آموزش دانشجویان دانشکده‌ی ارونانس تبریز و دانشکده‌ی فرماندهی و ستاد در تهران پرداخت و درجه‌ی استادی ممتاز و نشان علمی دریافت کرد.آریا در دوران خدمت خود در ارتش آیین‌نامه‌های مختلفی از جمله تعمییر و نگهداری توپ ۱۵۵ میلی‌متری هدتیزر، موشک‌انداز آر.پی.جی. و آمادگاه تدرکاتی را ترجمه و یک جلد آیین‌نامه با عنوان شناسایی و نگهداری مهمات روسی و امریکایی تالیف کرد. سرانجام با درجه‌ی سرهنگی از ارتش بازنشسته شد و از آن زمان به ترجمه‌ی آثار فرهنگی از زبان انگلیسی به فارسی پرداخت.تا کنون نزدیک ۳۰ اثر از برگردان‌های محمدحسین آریا به فارسی انتشار یافته که تمدن‌ها‌ی عالم، تمدن مغرب‌زمین و گزیده‌ی آثار توین‌بی از شناخته‌شده‌ترین آن‌هاست. آریا اثری به نام لرستان در سفرنامه‌ی سیاحان نیز تالیف کرده که انتشارات فکر روز آن را منتشر کرده است.

ساحره متين:بازيگر قديمي سينما و تلويزيون 20 شهریور ماه در سن 76 سالگي درگذشت. ساحره متين كه نام اصلي‌اش شمسي علي بابايي بود كار خود را در سينما با بازي در فيلم «مسافران» به كارگرداني بهرام بيضايي آغاز كرد. فيلم‌هاي بلند «مسافران» (1370)، «آباداني‌ها» (1371)، «بلندي‌هاي صفر» (1372)، «ليلي با من است» (1374)، «بوي پيراهن يوسف» (1374)، «مهر مادري» (1376) و «آژانس شيشه‌اي» (1376) از فيلم‌هايي هستند كه مرحوم ساحره متين در آن‌ها بازي كرده است. همچنين بازي در سريال به يادماندني «مدرسه مادر بزرگ‌ها» از جمله كارهاي تلويزيوني وي بوده است.

 


برچسب‌ها: درگذشتگان
  نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 23:34  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

مهر 90

فواد نجف‌زاده: از عکاسان و مدیران فیلمبرداری سینمای ایران 17 مهر ماه دارفانی را وداع گفت. زنده‌یاد فواد نجف‌زاده متولد 1331 تهران و فارغ‌التحصیل مدرسه عالی تلویزیون و دانشکده هنرهای دراماتیک در سال 1365 بود. او از 1378 همکاری خود را با سازمان صداوسیما به عنوان فیلمبردار آغاز کرد و در سمت فیلمبردار و مدیرفیلمبرداری در فیلم‌های «صوفی شاعر قاصدک»، «آروس»، «مه بانو» و مجموعه «بافته‌های رنج» فعالیت داشت. او همچنین در فیلم‌های تلویزیونی «انتقام»، «آخرین روزهای شاد بودن» و مجموعه‌های «سایه‌ها»، «مسلمانان اروپا»، «ثقه‌الاسلام»، «کریمخان زند»، «دل‌های شاد»، ‌«سرزمین ما، کانون تمدن» به عنوان تصویربردار یا مدیر تصویربرداری حضور داشت. نجف‌زاده 10 فیلم سینمایی را عکاسی کرد و جایزه اول و دیپلم افتخار دومین جشنواره عکس سینمایی دفاع مقدس را به خود اختصاص داد. او از جمله استادان رشته نورپردازی، فیلمبرداری و عکاسی در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران بود و به عنوان مترجم، کتاب‌های «کار فیلمبردار سینما»، «تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» و «راهنمایی نقادی و نظریه فیلم» را ترجمه کرد.

منصور صبوحی:هجدهم مهرماه غروب زندگي نوازنده‌ي چيره‌دست تركمن‌صحرا منصور صبوحي رقم خورد و در زادگاهش، گنبدكاووس  به خاک سپرده شد. نوازنده‌ي چيره‌دست تركمن، منصور صبوحي در سال 1344 در گنبد متولد و در 46 سالگي بر اثر مسموميت شديد و سپس سكته‌ي مغزي دار فاني را وداع گفت صبوحي در طي سي‌سال كارهنري خود در فستيوال‌ها و جشنواره‌هاي منطقه‌اي، كشوري و بين‌المللي مقام‌هاي زيادي را كسب و افتخار بزرگي براي تركمن‌صحرا، گلستان و ايران بود.وي در جشنواره بندرتركمن در بين 32 گروه مقام برتر و در شمال خراسان در بين 5 استان كشور بهترين نوازنده معرفي و در فستيوال‌هاي بين‌المللي، فرانسه، سوئد، تركيه و ... شركت داشته و با گروه هنري دولت محمد آزادي در جشنواره‌ي دهه‌ي فجر مقام‌هاي مختلف را كسب كرده است. نوازنده‌ي چيره‌دست تركمن از 15 سالگي به حرفه‌ي نوازندگي را آغاز نمود. اولين استاد وي مرحوم خليفه نظرلي محجوبي و استادان غايبانه‌ي آن هنرمند جوان يغمور نورگلدي ـ آق مراد چاري مي‌باشند. ايشان طي اين مدت خدمات شاياني را به ايل خود در مراسم‌هاي خصوصي و عمومي ارائه نمود و در شادي‌هاي مردم سهم به‌سزايي داشت و شاگردان بسياري را تربيت و تحويل جامعه‌ي هنري تركمن‌صحرا نموده است. استاد صبوحي عليرغم مشغله‌ي كار فراوان و تربيت شاگردان و كسب مقام‌هاي گوناگون داخلي و بين‌المللي هميشه مرام مردمي خود را حفظ مي‌كرد تا اين كه در 46 سالگي ناباورانه آهنگ مرگ را نواخت،

عظيم خليلي: شاعر معاصر روز شنبه 16 مهر به دليل از كار افتادن كليه در 70سالگي در بيمارستان البرز گوهردشت كرج از دنيا رفت و در بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد. عظيم خليلي متولد سال 1320 بود و مجموعه شعر‌هاي «عاشقانه»، «موج»، «شال» و «ماهيگير و دريا» از او انتشار يافته بود.

یحیی شیدا :شاعر تبریزی 28 مهر ماه پس از 60 سال کار فرهنگی بر اثر کهولت سن در منزل شخصی خود در منطقه طالقانی تبریز چشم از جهان فرو بست. یحیی شیدا در سال 1303 هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، پدرش مرحوم حسن یوزباشی چرندابی از مجاهدان مشروطه و از محله چرنداب تبریز بود.وی از سال 1327 همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد و در نخستین قدم در روزنامه «آذر مرد» به عنوان سردبیر مشغول به کار شد.استاد شیدا، مدتی در مدرسه طالبیه تبریز رشته علوم دینی را تحصیل کرد و به زبان‌های آلمانی، عربی، ترکی و فارسی آشنایی کامل داشت.وی عضو انجمن نویسندگان باکو و دارای دکترای افتخاری ادبیات از این مرکز دانشگاهی بود. از آثار و تالیفات وی می‌توان به فرآورده‌ها، در زوایای تاریخ نثر، تلواسه‌ها، قصاید، غزلیات، پسرخان، دریای متلاطم، جنایات زن یا شاهکارهای طبیعت ، ادبیات اوجاغی در سه جلد، اودلار وطنی، اودلی سوزلر، اون جزوه و بی ریانین اوره ک سوزلری اشاره کرد.

آبان 90

مجید فروغی: بازيگر تئاتر ايران به دنبال يك دوره‌ي طولاني بيماري،  3 آبان ماه در بيمارستان بوعلي تهران از دنيا رفت. فروغي متولد 1340 بود و در كارنامه كاري او همكاري با هنرمنداني همچون مجيد جعفري،‌ هوشنگ حسامي‌، عنايت بخشي ‌، علي نصيريان، افشين هاشمي،‌ جمشيد جهان زاده‌، سيدجواد هاشمي‌، محمود عزيزي،‌ داوود فتحعلي بيگي و... به چشم مي‌خورد. از جمله بازي‌هاي او مي‌توان در نمايش‌هاي «دايره گچي»‌، «عقابي با دو سر»‌، «بلبل سرگشته‌»، «آسيدكاظم‌»، «شب بيست و يكم» ‌، «هتل ايران»‌، «سلطان و سياه»، «بيژن و منيژه»‌، «ذكرياي رازي»، «‌سايه تو سايه»‌، «قولنج» و ... اشاره كرد. اين هنرمند تئاتر تابستان امسال قرار بود در جشنواره تئاتر آئيني سنتي حضور داشته باشد اما به دليل بيماري‌اش جزو غايبان اين جشنواره بود.

حاج محمدحسين ربيعی:مسوول دفتر بنياد باران، 19 آبان ماه درگذشت. وی سال‌ها رياست دفتر محمدرضا عارف را از زمان رياست بر دانشگاه تهران، تا وزارت پست و تلگراف و تلفن و سرانجام معاون اولی رياست‌جمهوری برعهده داشت و از هنگام تاسيس بنياد باران با وجود بازنشستگی، در يكی از سمت‌های دفتری اين بنياد به كار مشغول بود.  سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق کشورمان در پیامی درگذشت حاج محمدحسين ربيعی را تسلیت گفت.متن پیام تسلیت خاتمی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای علیرضا ربیعی
در غم از دست دادن انسانی شریف، مومن و نجیب و سختکوش مرحوم آقای حاج حسین ربیعی من نیز چون شما متاثر هستم. آن عزیز در سراسر عمر خود بزرگوارانه و با متاعت طبع به مردم خدمت کرد و اینک به دیدار معبود شتافته است. این مصیبت را به جنابعالی، مادر گرانقدر، برادران و خواهر ارجمند و همه بستگان محترم تسلیت عرض می کنم و برای آن فقید سعید از درگاه خداوند منان آمرزش و رحمت و برای بازماندگان معزز، صبر و اجر و سلامتی مسالت می‌کنم

حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالله نورانی: از علمای كتاب‌شناس و مصحح متون فلسفی و كلامی شيعه بود كه هفتم آبان‌ماه جاری در سن ۸۲ سالگی به رحمت ایزدی پیوست.

آیت‌الله عباسعلی عمید زنجانی: استاد حوزه و دانشگاه و رئیس سابق دانشگاه تهران، 8 آبان در سن 74 سالگی دار فانی را وداع گفت.آیت الله عمید زنجانی که از نارسایی قلبی نیز رنج می‌برد، قرار بود در نشست فقه سیاسی و نظام سازی اسلامی که در دانشگاه تهران برگزار می‌شود سخنرانی کند.آیت الله عباسعلی عمید زنجانی در تاریخ ۱۰ فروردین 1316 در شهرستان زنجان متولد شد، تحصیلا ت حوزوی را تا رسیدن به درجه اجتهاد طی کر و از صاحب نظران علوم اسلا می و حوزوی به شمار می آمد وی ریاست دانشگاه تهران را به عهده داشت، در گذشته در دو دوره قانونگذاری بعنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلا می بود. وی با سابقه 50سال تدریس و تألیف بیش از40 جلد کتاب،70 مقاله علمی، و تدریس دروس مقاطع مختلف تحصیلی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) در عرصه های مرتبط با حقوق اسلا می مانند فقه سیاسی، حقوق بین الملل اسلا م، فقه تطبیقی و حقوق اساسی(کلیات و حقوق اساسی جمهوری اسلا می ایران و حقوق اساسی تطبیقی) و مبانی حقوق عمومی در اسلام  از اساتید صاحب نام حوزه حقوق بود.

احمد رضایی میرقائد: متولد ۱۳۵۵ ، فرزند ارشد محسن رضایی، در ۲۲ آبان ۱۳۹۰ در هتل گلوریای دوبی در طبقه ۱۸ اتاق ۲۳ درگذشت. در بیانیه منتشر شده مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرگ او مشکوک خوانده شده‌است. علت مرگ احمد رضایی از سوی منابع مختلف دلایل متعددی نظیر ترور، قتل، شوک الکتریکی و برق گرفتگی، خودکشی و مصرف داروی ضد افسردگی اعلام شده‌است. احمد رضایی در دور اول ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به امریکا پناهنده شد و در آنجا به موضع گیری‌های تندی علیه مقام‌های جمهوری اسلامی ایران پرداخت.احمد رضایی، در سال ۱۳۷۷، از طریق دوبی به امریکا رفت .او در این کشور مصاحبه‌های متعددی با رسانه‌های گروهی انجام داد و در آنها سخنان تندی علیه دین اسلام، جمهوری اسلامی ایران و آیت الله خامنه‌ای بیان کرد. وی سال ۱۳۷۷ در گفت و گو با صدای آمریکا و احمدرضا بهارلو، قتل‌های زنجیره‌ای را طراحی شده در بیت رهبر جمهوری اسلامی ایران و با همکاری اکبر هاشمی رفسنجانی عنوان کرده بود. او همچنین گفت که مسئله اصلی جوانان ایران نه با جمهوری اسلامی که با دین اسلام است.در همان زمان، محسن رضایی، سخنان پسرش را محکوم و تصریح کرد که درباره او نیز همانند بقیه ایرانیان، قانون حکم خواهد کرد. محسن رضایی درباره فرار فرزندش گفته بود که افرادی از امریکا نزد او آمدند و خود را عضو ناسا معرفی کردند و پسرم را اغفال کردند. اما وبگاه محسن رضایی پس از درگذشت وی نوشت که مصاحبه وی با رسانه‌های آمریکایی تحت فشار دستگاههای امنیتی آمریکا بوده‌است:«خانوادهای که یکی از بستگانشان در سازمان فضایی امریکا (ناسا) مشغول به کار است به ایشان پیشنهاد رفتن به امریکا و ادامه تحصیل در آنجا را می‌دهند.... تا اینکه آنها پروفسوری از بستگان فردی که در ناسا شاغل بوده را به ایران دعوت می‌کنند و از طریق او به احمد قول ادامه تحصیل و شغل مناسب در امریکا می‌دهند و در نتیجه او را متقاعد به رفتن به امریکا می‌نمایند. از آنجا که احمد می‌داند چنین اقدامی با مخالفت پدرش مواجه خواهد شد، موضوع را کتمان کرده و بدون اینکه چیزی به پدر یا سایر اعضای خانواده بگوید به امریکا می‌رود. چند ماه پس از سفر متوجه می‌شود که از تحصیل و شغل خبری نیست. لذا از آن خانواده فاصله می‌گیرد. دو هفته بعد از طرف پلیس فدرال امریکا (F.B.I)احضار و تحت بازجویی قرار می‌گیرد. پلیس پس از انگشت​نگاری احمد به او می‌گوید که اطلاعات آنها حاکی از آن است که شما از سوی پدرت محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران برای اقدامات خرابکارانه به امریکا آمده‌ای. درحین بازجویی نیز اطلاعات دقیقی درباره محل زندگی پدر و حتی مدرسه خواهرانش به او نشان می‌دهند و او را تحت فشار قرار می‌دهند سپس از او می‌خواهند که هر گاه از خانه خارج شد و به هر کجا که می‌رود باید به پلیس اطلاع دهد. شرایط سختی برای احمد رقم می‌خورد در بلاتکلیفی و ابهام قرار می‌گیرد. تا اینکه کسانی با او تماس گرفته و تنها راه نجاتش از بلاتکلیفی را مصاحبه علیه نظام جمهوری اسلامی با رسانه​های خارجی می‌دانند. احمد نیز در آن شرایط طی یک ماه سه بار با رسانه​های خارجی مصاحبه می‌نماید و پس از آن نیز برای همیشه سکوت کرده و هیچگونه موضعی نمی‌گیرد. حتی در جریان حوادث پس از انتخابات خرداد ۸۸ نیز با وجود مراجعات مکرر گروههای ضدانقلاب به احمد و تمایل آنها به موضعگیری ایشان علیه نظام جمهوری اسلامی، وی کوچکترین موضعی اتخاذ نکرده و دست رد به سینه آنها می‌زند.» برادر کوچکتر او علی رضایی نیز در تیر ماه ۱۳۹۰ از ایران خارج شد و به انگلستان رفت. احمد رضایی با وجود موضع گیری‌هایش علیه جمهوری اسلامی ایران، در سال ۱۳۸۴ در سکوت کامل به ایران بازگشت و یک سال بعد، در اوایل اسفند ۱۳۸۵ محسن رضایی تایید کرد که پسرش به ایران بازگشته‌است.

سردار حسن تهرانی مقدم :مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه ۲۲ آبان در پی انفجار در یکی از پادگان ها در حوالی تهران به شهادت رسید.سردار مقدم به عنوان پژوهشگر دانشگاه امام حسین(ع) و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه بود که در دوران خدمت خود خدمات ارزشمندی بجای گذاشت.در پی انفجار یکی از پادگان های سپاه در حوالی تهران، تعداد 17 نفر از رزمندگان سازمان جهاد خودکفایی به شهادت رسیده و 16 نفر دیگر نیز مجروح شدند.

مهندس تيمور لكستاني:پدر برق ايران و از بنيانگذاران دانشگاه صنعتي شريف 3 آبان ماه بر اثر سكته مغزي در بيمارستان ايرانمهر تهران در سن 96 سالگي درگذشت .مهندس تيمور لکستاني در سال1294 در سلماس به دنيا آمد و پس از اخذ ديپلم از دبيرستان فردوسي تبريز در سال1313 به دانشكده فني دانشگاه تهران راه يافت و در زمره 10 نفر اول پذيرفته و با اخذ رتبه ممتاز فارغ‌التحصيل شد. لكستاني از نخستين گروه مهندسان برق دانش آموخته دانشگاه تهران بود كه پس از فراغت از تحصيل به صنعت برق كشور ملحق شد. در زمان ورود لكستاني به صنعت برق، كارخانه برق تهران در اختيار مهندسان چك بود و از آن جا كه آنها تمايلي براي انتقال دانش و تخصص برق به ايراني‌ها نداشتند، لكستاني و همكارانش خود را متعهد به كسب اين تجارب و تخصص كرده و با مطالعه پنهاني نقشه‌هاي مهندسان چك، امور حساس در اداره شبكه برق تهران را فرا گرفتند تا اين كه سرانجام همين تعهد و تلاش سبب شد تا چكي‌ها مجبور به ترك كارخانه برق شده و اداره كارخانه برق تهران بر عهده مهندسين داخلي قرار گيرد. وي همچنين پس از انتصاب به رياست شبكه برق تهران در سال1326، در توسعه اين شبكه نقش بسيار تاثيرگذاري داشت. لكستاني كه از پايه‌گذاران دانشگاه صنعتي شريف بود در سال‌هاي1345 تا 1359 عضو هيات امنا و معاون فني اين دانشگاه بود

عباس اسلامی:" متخلص به "بارز" و از شعرای نامی آذربایجان بود و در حوزه شعر و ادبیات به خصوص ادبیات آذربایجان خلاقیتمنحصربه‌فردی داشت و آثار ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشته است. وی، در پاییز سال «1300شمسی» در شهرستان اهر و در روستای "آی پیرزن" دیده بر جهان گشود. پدرش شیخ الاسلام "میرزا جعفر" و از عالمان منطقه قره‌داغ بود. بارز دوران تحصیل را پیش پدر و در مکتب‌خانه دینی و حوزوی ادامه داد.وی از دوران کودکی به شعر علاقه وافری داشته و ابتدا با تخلص "مهجور" شعر می‌سرود که پس از مدتی این تخلص را به "بارز" تغییر داد.نخستین کتاب منتشره از عباس بارز به نام "گل‌های رنگارنگ" که به زبان ترکی و فارسی نگاشته شده و از طرف کتابخانه فردوسی تبریز منتشر شده، بود."ائل داغینا سلام " در سال 1346 کتاب دیگری از استاد بارز است که توسط موسسه مطبوعاتی یزدانی چاپ و منتشر شده است. کتاب "یاسلی ساوالان"در سال 1379 توسط انتشاراتی دانیال منتشر شده همچنین چند کتاب از این شاعر آماده چاپ است. عباس بارز روز سه‌شنبه بیست و چهارم آبان ماه 1390 همزمان با عید غدیر خم در شهرستان اهر چشم از جهان فروبست.

آذر 90

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد هاشمیان:نماینده ولی فقیه و امام جمعه رفسنجان ، پس از تحمل یک دوره کسالت و بیماری ، 19 آذر ماه دعوت حق را لبیک گفت ایشان که از فعالان مبارزات ضد رژیم ستمشاهی در استان کرمان بود از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بعنوان نماینده ولی فقیه و امام جمعه رفسنجان منصوب شد . نمایندگی مردم استان کرمان در چند دوره مجلس خبرگان رهبری ، تاسیس و ریاست حوزه علمیه رفسنجان ، تاسیس و ریاست چند واحد دانشگاهی ، تدریس در حوزه و دانشگاه و ریاست دادگاه انقلاب رفسنجان ، جزو فعالیتهای مرحوم ، برگهایی از کارنامه حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد هاشمیان ، را تشکیل می دهد . آن مرحوم با ساماندهی کمکهای مردمی ، در حمایت از جبهه و جنگ هم فعالیتهای چشمگیری داشت . ایشان از چند سال قبل به علت بیماری و کهولت سن ، در منزل بستری بود و به علت وخامت حال به بیمارستان علی بن ابیطالب رفسنجان منتقل شده بود.

میرمحمد تجدد: بازیگر سینما که به دلیل سکته مغزی در بیمارستان بستری بود،۱۸ آذرماه درگذشت. این بازیگر از ۱۰ آذر در بخش آی سی یو بیمارستان «پیامبران» در حالت کما به سر می‌برد .تجدد متولد ۱۳۰۸ در تهران بود و در فیلم‌ها و مجموعه‌هایی چون «قیصر»، «صادق کرده»، «تنگنا»، «تشکیلات»، «سرب»، «گروهبان»، «افسانه مه پلنگ»، «بندر مه آلود»، «پرواز از اردوگاه»، «شیفته» به ایفای نقش پرداخت.

حجت الاسلام والمسلمین حاج محمد حسین شریعتی:حجت‌الاسلام والمسلمين محمد حسين شريعتي معروف به شيخ‌الشريعه از اعضاي دفتر امام، یکم آذر ماه به دليل ايست تنفسي، جان به جان آفرين تسليم كرد.مرحوم شريعتي، از ياران و همراهان امام خميني در قم، نجف و تهران و از افراد موثر در دوران مبارزه با رژيم پهلوي بود كه پس از پيروزي انقلاب، در كنار يادگار امام حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني، در دفتر رهبر كبير انقلاب فعاليت مي‌كرد.وي پس از ارتحال امام، همچنان به عنوان يكي از اعضاي فعال دفتر امام باقي ماند و به ويژه در تنظيم و انتشار صحيفه 22 جلدي امام و تدوين آثار مربوط به رهبر كبير انقلاب، همكاري نزديك و موثر با موسسه تنظيم و نشر آثار امام داشت.شريعتي در سال 1328 در روستاي فران اصفهان متولد شد.
پيام تسليت يادگار امام
حجت‌الاسلام والمسلمين حاج‌سيدحسن خميني يادگار امام راحل در پيامي درگذشت حاج شيخ‌محمدحسين شريعتي را تسليت گفت. متن پيام به اين شرح است:
بسمه تعالي
انالله وانااليه راجعون
درگذشت يار و ياور روزگار غربت امام خميني، حاج‌شيخ‌محمدحسين شريعتي (رحمه‌‌الله عليه) كه عمر با بركت خويش را در همراهي و دفاع از امام عظيم‌الشأن و آرمان‌هاي ايشان سپري نمود بي‌شك ضايعه‌اي دردناك براي دوستان و آشنايان اوست. اين مجاهد سال‌هاي سخت مبارزه و تبعيد در حالي از ميان ما به جوار رحمت حق تعالي راهي شد كه كوله‌باري از خاطره و صداقت و سلامت را به همراه داشت.رفاقت مرحوم شريعتي با يادگار امام(ره) و ايستادگي او بر اين امر و همراهي و همدلي ايشان با بيت امام راحل، هميشه در يادها باقي است. اينجانب درگذشت اين سرباز بي‌ادعاي امام زمان(عج) و اين همراه هميشگي امام را خدمت خانواده ايشان، فرزندان و ساير بازماندگان تسليت عرض نموده و از خداوند متعال علو درجات براي آن مرحوم مسئلت دارم.

محمد خلیلی اردکانی: داماد مرحوم آیت‌الله خاتمی و پدر شهید محمد حسن خلیلی اردکانی۲۰ آذرماه ۱۳۹۰  درگذشت. ازجمله فرزندان آن مرحوم، دکتر محمدعلی خلیلی اردکانی است که نماینده مجلس ششم در مجلس و مشاور رهبری در امور اهل سنت بوده است..سید محمد خاتمی در یادداشت تسلیتی به مناسبت در گذشت همسر خواهرش “مرحوم حاج محمد خلیلی اردکانی” نوشته است:

بسم الله الرحمن الرحیم
خواهر والا قدرم سرکار فاطمه خانم خاتمی! آن سوی رنج‌ها و دلگیری‌ها و ناکامی‌ها که دنیای محدود و بسته را فراگرفته است؛ فضای باز و عطرآگین و دل‌انگیزی است که ایمان باورمندان دریا دل پدید می‌آورد و انسان مومن که دل در گروِ عشقِ به حق، جلّ و علی دارد، رنج‌ها را با سینه ای گشاده برخود هموار می‌کند و جز به عظمت خداوند نمی‌اندیشد و تسلیم در برابر تقدیرِ او را شرط بندگی – که عین آزادگی است – می‌داند. و خدا را سپاسگزارم که شما خواهر مومن و والانگر و دریادلم، بنده خوب خدائید و خشنود به خشنودی او، چنانکه عزیز از دست رفته امان جناب محمد خلیلی بزرگوار، که رحمت حق بر او باد، چنین بود. و مگر خوبی و والائی و رضایتمندی نسبت به تقدیر الهی را در هجران تابسوز “شهید والا مقام حسن عزیز” که عین خوبی و پاکی بود نشان ندادید و داغ سوزان آن شهید گلگون کفن را با تمسک به لطف حضرت حق به گلستانِ سرد و دلِ آرامِ خشنودی خداوند مبدل نکردید؟ اینک خلیلی عزیز در کنار فرزند شهیدش بر خوان گسترده رحمت الهی، پاداش نیکی و پاکی خود را می‌گیرد و انشاالله همنشین و همسخن با موالی معصوم خود که همواره به آنان عشق می‌ورزید، جایگاهی بس والا دارد. دل دریائیت به نور هدایت حق روشن و روان پاک جناب خلیلیِ گرامی برخوردار از رضوان الهی باد! به فرزندان عزیز، شکیبا و مهربان شما از صمیم قلب تسلیت عرض می‌کنم. عمرتان به بلندای آسمان، دراز و جان‌تان چون آفتاب، درخشان باد.

زهرا شجیعی: تاریخ‌نگار مجلس در روز دوم آذر ماه سال جاری دار فانی را وداع گفت. زهرا شجیعی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش مشهد گذراند؛ سپس در رشته جامعه‌شناسی تحصیلات خود را آغاز کرد. او از دانشگاه تهران در مقطع کار‌شناسی ارشد در رشته جامعه‌شناسی فارغ‌التحصیل شد. شجیعی از نخستین بانوانی است که در بخش جامعه‌شناسی در مؤسسه مطالعات و تحقیقات تاریخی دانشگاه تهران به کار پرداخت و پس از سال‌ها پژوهش درباره شناخت نظام اجتماعی ایران، سرانجام موفق به تألیف دو اثر مهم شد که نخستین آن‌ها، «نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی» و دومین آن‌ها، «نمایندگان مجلس شورای ملی در بیست‌ویک دوره قانونگذاری» بود. از شجیعی مقالات فراوان دیگری در نشریات ایران به چاپ رسیده است. کتاب نخست او به سال ۱۳۷۳ به عنوان کتاب سال انتخاب شد. از دیگر آثار شجیعی می‌توان به کتاب «وزارت و وزیران در ایران» اشاره کرد که در سال ۱۳۵۵ توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی منتشر شد. پژوهش شادروان زهرا شجیعی درباره نمایندگان مجلس شورای ملی از معتبر‌ترین آثار تحقیقی در موضوع پارلمان در ایران است که تا کنون انجام پذیرفته و آن را باید از معتبر‌ترین پژوهش‌هایی دانست که درباره تاریخ‌نگاری مجلس در ایران صورت گرفته است.

اسماعیل زرافشان:که قدیمی ترین عکاس ورزشی ایران بود، 11 آذر ماه درگذشت. زرافشان که مدتی بود با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد در حالی که به تازگی از بیمارستان مرخص شده بود به دلیل وخامت حالش به بیمارستان امام حسین(ع) منتقل شد اما دار فانی را وداع گفت. زرافشان در سن ۸۳ سالگی چشم از دنیا فروبست.

غلام‌رضا بروسان و الهام اسلامي :غلام‌رضا بروسان و الهام اسلامي ـ شاعر و همسر او ـ همراه دخترش ـ ليلا ـ 14 آذرماه براثر تصادف در كيلومتر 15 جاده‌ي قوچان ـ شيروان به‌علت انحراف از مسير خودرو پژو 206 آن‌ها و برخورد با اتوبوس درگذشتند. فرزند خردسال اين زوج ـ مجتبي ـ از اين حادثه جان سالم به‌در برده است.غلام‌رضا بروسان سال 1352 در مشهد به دنيا آمد و از 18‌سالگي به شعر نوشتن رو آورد. تا كنون از اين شاعر مجموعه‌هاي شعر «احتمال پرنده را گيج مي‌كند» و «يك بسته سيگار در تبعيد» منتشر شده است، كه دومين مجموعه‌ي شعرش عنوان برگزيده‌ي جايزه‌ي شعر خبرنگاران را در نخستين دوره برايش به ارمغان آورد. همچنين مجموعه‌ي شعر «مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» برگزيده‌ي دومين دوره‌ي شعر نيما معرفي شد. او همچنين گزيده‌اي از شعر مشهد را به نام «به سوي رودخانه‌ي استوك» و «عصاره‌ي سوما»، گزيده‌اي از ريگ‌ ودا (قديمي‌ترين كتاب مقدس موجود هندوها)، «مرا ببخش خيابان بلندم» گزيده‌ي شعر شمس لنگرودي، را منتشر كرده است و كتاب‌هاي گزيده‌ي شعر آزاد جهان، ايران و خراسان و همچنين يك مجموعه‌ي مرثيه را در قالب آزاد براي پدر شهيدش در دست انتشار داشت.الهام اسلامي نيز متولد سال 1362 بود. از او مجموعه‌ي شعر «دنيا از ما چشم برنمي‌دارد» منتشر شده است كه به‌عنوان نامزد دومين دوره‌ي جايزه‌ي شعر زنان خورشيد معرفي شده بود. او همچنين نامزد سومين دوره‌ي جايزه‌ي كتاب سال شعر جوان شده بود.

عبدالرضا قناد دزفولی :شاعر پیشکسوت و منتقد خوزستانی17 آذر ماه با جهان خاکی وداع کرد.این شاعر و منتقد خوزستانی از پیشکسوتان عرصه شعر و قصه استان خوزستان بود. وی پس از اتمام دوره ابتدایی شروع به خواندن دروس حوزوی کرد. پس از آن به کار در بازار مشغول گشت؛ اما به دلیل علاقه بسیار به علم و دانش و با دارا بودن سه فرزند، به صورت شبانه به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1348 وارد دانشگاه شد و مدرک لیسانس علوم اجتماعی و سپس فوق لیسانس مدیریت و برنامه ریزی را در یافت کرد.علاقه به شعر و ادبیات داستانی، وی را به جرگه شاعران کشاند. زنده یاد قناد دزفولی متولد آذرماه 1316 بود و عقیده داشت شعر در 13 سالگی از درونش جوشید و آن چنان او را به خود مجذوب کرد که زبان شعر زبان دلش شد و او را مونس محافل ادبی کرد...با نگرشی آشکار از جامعه شناسی ادبیات و نیز با نگاهی دیگر از روانشناسی ادبیات به عنوان دو زوایه دید درخور اهمیت، به شعر و ادبیات داستانی نیز پرداخت.استعداد وی در هنر شاعری با چاپ مجموعه های شعر( زیر شاخه های زیتون) ، (زیر شاخه های کاج)، ( زیر شاخه های نخل) به اوج خود رسید. همچنین دست نوشته هایی شامل :"جامعه شناسی کاربردی عشایر" " جامعه شناسی حقوق خانواده در ایران" ، " بررسی شاهنامه فردوسی" ، " پدیده شناسی" و نیز مجموعه شعر "بانوی هزار آیینه" را در سال جاری ارایه کرد. وی از اعضای اصلی انجمن های مختلف ادبی شهر اهواز به حساب می آمد و جلسات ادبی با حضور او رونق محسوسی می یافت.استادعبدالرضا قناد دزفولی سرانجام پس از مبارزه با بیماری سرطان در سن 74 سالگی بدرود زندگی گفت.

دی 90

عبدالله بوتیمار: در سال ۱۳۱۲ در شهر بادکوبه دیده به جهان گشود وی در سال ۱۳۱۵ به ایران مهاجرت کرد.وی فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۰ در«تئاتر پارس» به همراه افرادی همچون "منوچهر قاسمی" و"کامل حلمی" اغاز کرد و سپس به صورت تدریجی روی به بازی در سینما آورد، و با بازی در فیلم «یک قدم تا مرگ» ساخته ی «ساموئل خاچیکیان» در نخستین نقش سینمایی خود ظاهر شد ، پس از ان در ۴۷ فیلم به ایفای نقش پرداخت. و در سال ۱۳۳۸ کار خود را در عرصه ی دوبله آغاز کرد از جمله بازیگرانی که او صدای آنها رو دوبله کرده میتوان به «برت لنکستر» و «گریگوری پک» اشاره کرد.او در سال ۱۳۶۰ با اصرار فرزندان ایران را ترک کرد و به کشور آلمان مهاجرت کرد. در آنجا نیز پس از مدت کمی زبان آلمانی را فراگرفت و دوبله را در آنجا ادامه داد.در سال ۱۳۸۹ بوتیمار آخرین سفر خود را به قصد بازگشت و ادامه زندگی در ایران انجام داد.خیلی ها بوتیمار را به خاطر چهره زیبا و جذاب دوست داشتند که واکنش او در این مورد این بود:"متنفرم از اینکه مرا به خاطر چهره ام تحسین کنند؛این یعنی تنها چیزی که در چنته دارم ، ویژگی ظاهری است و از هنر بازیگری بی بهره ام"عبدالله بوتیمار که مدتی به‌ دلیل سکته مغزی در بخش مراقبتهای ویژهٔ بیمارستان فیروزگر بستری بود، در بیست و هفتم دی ماه ۱۳۹۰ از دنیا رفت.

مصطفی احمدی‌روشن:وی دانش‌آموخته رشته صنعت نفت دانشگاه صنعتی شریف و معاون بازرگانی سایت هسته‌ای نطنز بود.ساعت ۸:۳۰ صبح21 دی یک ‌موتورسیکلت با پرتاب دو بمب ثانیه‌‌ای به داخل یک دستگاه پژو ۴۰۵ در خیابان سیدخندان ابتدای خیابان گل نبی این خودرو را منفجر کرد.این خودرو دو سرنشین داشته که یک نفر از آنها شهید مصطفی احمدی روشن بود که به شهادت رسید. همچنین رضا قشقایی فرد سرنشین دوم مجروح وسپس در بیمارستان شهید شد.شهید احمدی روشن در سال 80 و در دوران تحصیل خود در این دانشگاه در پروژه ساخت غشاهای پلیمری برای جداسازی گازها که برای اولین بار در کشور انجام می‌­شد، همکاری داشته است.

حاج ذبیح الله بخشی:حاج ذبیح‌الله بخشی معروف به حاج بخشی صبح روز سه شنبه سیزدهم دی ماه درگذشت.وی که پدر دو شهید بود و سال‌ها در خط اول جبهه های جنگ حضور داشت، در سال 1312 در توابع اراک متولد شد. در سن هفت سالگي پدرش توسط نيروهاي متفقين کشته ‌شد و او از آن پس مسئوليت خانواده‌اش را بر عهده گرفت. حاجي بخشي از سن 47 سالگي به جبهه‌ اعزام شده و تا پايان جنگ در جبهه‌ها حضور داشت.بخشي در طول سالهای جنگ در جبهه ها بلند‌گو به دست به تقويت روحيه رزمندگان مي‌پرداخت وبعد از جنگ از شرکت کنندگان و سخنرانان تجمعات گروه موسوم به "انصار حزب الله" محسوب می شد که در آن سال ها، در اعتراض به سیاست های فرهنگی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار می شد.

امیرهوشنگ قطعه‌ای :در سال ۱۳۱۷ در تهران متولد شد.فرزند وی «شروین قطعه‌ای»، دوبلور، می‌باشد. او کار دوبله را از سال ۱۳۳۷ و مدیریت دوبلاژ را از سال ۱۳۴۲ آغاز کرد.از جمله کارهای معروف او میتوان به کارتون بلفی و لیلیبیت اشاره کرد.صدای او بسیار قابل تغییر و انعطاف پذیر است و یکی از هنرهای ایشان نیز به شمار می آید بطور مثال صدای اسمیگل در ارباب حلقه ها توسط ایشان خلق شد. از آثار قطعه‌ای در کار گویندگی می‌توان به فیلم‌های «یوزپلنگ» (رومو لووالی)، «گذرگاه کاساندرا» (مارتین شین) و سریال‌های «سا‌ل‌های دور از خانه» (توزومی)، «روزهای زندگی» (تام) و … اشاره کرد. زنده‌یاد قطعه‌ای مدیر دوبلاژ کارتون‌های «بلفی و لیلی بید»، «قاشق سحرآمیز»، «ماسک»، «گوریل انگوری» و … بود. صدای او بسیار قابل تغییر و انعطاف‌پذیر بود. او خالق صدای اسمیگل در «ارباب حلقه‌ها» بود. وی ۱۸ دي ماه۱۳۹۰ درگذشت.

عباس وکیل: نخستین مدیرعامل باشگاه پرسپولیس در دوره پس از انقلاب اسلامی،15 دی ماه درگذشت.عباس وکیل که در سال 1358 برای مدتی در این باشگاه مسئولیت داشت، از صاحبنظران اقتصادی و از مسئولان بنیاد مستضعفان بود.مرحوم وکیل که در سالهای اخیر با نشریه حزب موتلفه اسلامی همکاری داشت، تحلیلهای متعددی در زمینه های اقتصادی ارائه کرده است.مرحوم عباس وکیل به حسن خلق، مردم داری، تواضع و تیزبینی معروف بود.

بهمن 90

ابراهیم یونسی:نویسنده و مترجم پیشکسوت کشورمان پس از پشت سر گذشتن یک دوره بیماری ۱۹ بهمن ماه دار فانی را وداع گفت. ابراهیم یونسی از نویسندگان و مترجمان شاخص کشورمان بود که بیش از ده‌‌ها عنوان کتاب نوشته و ترجمه کرده بود و بسیاری از آثار مطرح ادبیات جهان و آثار پژوهشی با ترجمه وی در ایران شناخته ‌شده‌اند. وی همچنین برخی از نویسندگان غربی را برای نخستین‌بار به ایرانیان معرفی کرد. وی متولد سال ۱۳۰۵ در شهر بانه است. و بیش از ۱۰ کتاب تالیفی و ۶۰ ترجمه را در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است. فعالیت‌های سیاسی او پیش از انقلاب، منجر شد که رژیم پهلوی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، یونسی را زندانی و محکوم به اعدام کند. او سپس با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد. یونسی بعد از انقلاب اسلامی، اولین استاندار کردستان بود. از میان آثار تالیفی این نویسنده و مترجم می‌توان آثاری را چون «هنر داستان نویسی» رمان «مادرم دوباره گریست»، «گورستان غریبان»، «شکفتن باغ» و «اندوه شب بی‌پایان» برشمرد و از میان انبوه ترجمه‌های این مترجم می‌توان به این آثار اشاره کرد: «آروزهای بزرگ»، «اسپارتاکوس»، «تاریخ ادبیات روسیه»، «جنبه‌های رمان»، «داستان دو شهر»، «دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده»، «سه رفیق» و «تاریخ اجتماعی هنر». او که ماه‌های اخیر را در بستری بیماری به سر می‌برد و ۲ سال اخیر از بیماری آلزایمر رنج می‌برد. او در گفتگوهای قبلی خود از اینکه دیگر نمی‌توانست بنویسد و ترجمه کند به شدت ابراز ناراحتی می‌کرد. البته وی می‌گفت که با حقوق اندک بازنشستگی توان پرداخت هزینه‌های سنگین درمان را هم ندارد.

اسفندیار احمدیه :نقاش و پدر انیمیشن ایران ۱۷ بهمن در ایران از دنیا رفت.استاد اسفندیار احمدیه متولد 1307 در محله پامنار تهران بود. او به مدت دو سال از 1324 تا 1326 در نزد استاد علی اصغر پتگر به تعلیم نقاشی پرداخت. سپس در سال 1326 به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانی چون اسماعیل آشتیانی، محمود اولیا و حسین شیخ بهره گرفت. احمدیه به علت شاگردی در نزد شاگردان کمال‌الملک و نیز به علت همفکری با این جریان مهم نقاشی معاصر ایران، در امتداد منطقی مکتب کمال الملک قرار گرفت. وی در واقع بانی و پدر انیمیشن ایرانی بود که در سال 1336 با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین» و «قمر مصنوعی» نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشی متحرک در ایران به ثبت رساند. احمدیه این دو فیلم را با مداد طراحی کرد و به مدت دو دقیقه به حرکت در آورده بود. کارگردان فیلم «قمر مصنوعی» یک ارمنی به نام پطروس پالیان بود. احمدیه در سال‌های پایانی دهه 30 و سال‌های آغازین دهه 40 آثار زیادی در زمینه نقاشی متحرک به وجود آورد که از آن جمله می‌توان اشاره کرد به طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «اردک حسود» در سال 1341، طراحی و نقاشی و کارگردانی فیلم «خوشه گندم» در سال 1342، نقاشی فیلم «خروس بی محل» و نقاشی فیلم «بادبادک به کجا می روی؟» به کارگردانی افخم ماکویی. استاد احمدیه علی‌رغم کهولت سن تا روزهای پایانی عمر همچنان در مرکز آفرینش‌های هنری صبا به تولید انیمشین مشغول بود.

حاجیه خانم شفیعی همسر آيت‌الله صانعی:بانوی متقی و پرهیزگار حاجیه خانم شفیعی همسر مکرمه حضرت آیت الله العظمی صانعی مدظله العالی هشتم بهمن ماه دار فانی را وداع گفت.پیکر مرحومه خانم شفیعی همسر آیت الله یوسف صانعی با حضور جمع کثیری از مردم و شخیصت‌های سیاسی در قم، تشییع شد و سید حسن خمینی در صحن اصلی حرم حضرت معصومه بر پیکر ایشان نماز خواند.

پرويز رجبي:تاريخ‌دان، مترجم، نويسنده، 21 بهمن ماه به دليل عوارض ناشي از سرطان در منزلش درگذشت. پرويز رجبي در 27 ارديبهشت 1381 در روستاي امامقلي، حدود 40 کيلومتري قوچان، به دنيا آمد. کودکي را در زادگاه پدرش در روستاي «آق‌کند»، بين ميانه و زنجان سپري کرد و در همان‌جا به مدرسه‌ي ابتدايي رفت. وي در مشهد ديپلم گرفت و به استخدام اداره‌ي فرهنگ قوچان (آموزش و پرورش کنوني) درآمد. در سال 1338 به تهران آمد و در بانک صادرات استخدام شد و تا 1342 در آن بانک کار مي‌کرد. دكتر پرويز رجبي در سال 1342براي ادامه‌ي تحصيل به آلمان رفت و در سال 1349 با مدرك دكتري از دانشگاه «گوتينگن آلمان» به ايران بازگشت و پس از آن به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و بعد از مدتي توسط ساواک اخراج شد. پس از اخراج از وزارت علوم و آموزش عالي در سال 1351سرانجام مرکز تحقيقات ايران‌شناسي را تأسيس کرد. او در 1367 مجدداً به آلمان رفتند و به مدت شش سال به تحقيق و تدريس در دانشگاهاي «ماربورگ» و «گوتينگن» مشغول بود. در 1373 به ايران بازگشت و رياست بخش ايران‌شناسي دايرةالعمارف بزرگ اسلامي را تا حدود پنج سال پيش به عهده گرفت. پرويز رجبي در 1379 براثر سکته مغزي و فلج شدن نيمي از بدنش خانه‌نشين شد، اما هم‌چنان به کار تحقيق و ترجمه اشتغال داشت. وي در فاصله‌ي سال‌هاي 1358 تا 1361 مدير مسئول و سردبير مجله‌ي «فرداي ايران» نيز بود، او همچنين چند سال‌ در دانشگاه شهيد بهشتي تدريس مي‌كرد. از جمله آثار منتشر شده توسط وي مي‌توان به «هزاره‌هاي گمشده»، «سده‌هاي گم‌شده»، «ايران‌شناسي»، «تاريخ ايران در دوره ايلامي»، «تاريخ ايران در دوره سلوکيان و اشکانيان»، «کريم خان زند و زمان او»، و «از زبان داريوش» اشاره كرد. همچنين كتاب‌هايي مانند «كوير ايران»، «ماركوپولو در ايران»، «شهرياري ايران» و «هنر جهان اسلام» از جمله آثاري هستند كه توسط وي ترجمه شده است.

سردار احمد سوداگر:رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس 21 بهمن به دلیل ایست قلبی ‌دار فانی را وداع گفت. سردار دکتر احمد سوداگر متولد سال ۱۳۳۹ شمسی در دزفول از فرماندهان ارشد دفاع مقدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.مسئولیت اطلاعات امنیت قرارگاه خاتم‌الانبیا و فرماندهی لشگر 27 محمد رسول‌الله از جمله مسئولیت‌های سردار ‌سوداگر بوده است.کتاب "جاده‌های سربی" ‌مجموعه خاطرات سوداگر از دوران دفاع مقدس و فراز و نشیب‌های مسئولیت‌های وی ‌را روایت می‌کند.

حسين صالحي: يكي از پيشكسوتان فوتبال ۱۷ بهمن در بيمارستان مدائن تهران دار فاني را وداع گفت. صالحي در تيم‌هاي شعاع، تهران جوان، دارايي و برق تهران عضويت داشت و پس از انقلاب سرمربي تيم فوتبال برق شد و توانست صعود اين تيم را از دسته دوم به دسته اول فوتبال تهران عملي سازد. وی که برادر محمد صالحی داور نام آشنا و اسبق فوتبال بود، طی سالهای فعالیتش در تیمهایی نظیر برق تهران، ایرانجوان شاگردانی چون مهدی مناجاتی، امیر حاتمی، شاهرخ و شاهین بیانی، براداران مشتری، محمد نوری، جواد محمودی و ... را پرورش داده بود. وي از تلاشگران جام شهيد اسپندي بعد از پيروزي انقلاب بود كه مهم‌ترين مسابقه‌هاي برگزار شده سال 59 در تهران بود.

سردار احمد سیاف‌زاده :سردار احمد سیاف‌زاده از فرماندهان سابق دافوس سپاه (دانشکده فرماندهی و ستاد) و مسئول عملیات قرارگاه کربلا در 8 سال دفاع مقدس دوم بهمن  براثر عارضه قلبی در سن 55 سالگی دارفانی را وداع گفت.

 سردار عباس مهری:سردار عباس مهری جانشین دانشکده فرهنگی دانشگاه جامع امام حسین(ع) و از فرماندهان دلاور دفاع مقدس اول بهمن در سن52 سالگی بر اثر سکته مغزی دار فانی را وداع گفت .این یادگار دوران دفاع مقدس، در عملیات کربلا 4، والفجر 4 و رمضان چند بار به شدت مجروح شده بود که سرانجام پس از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با جراحات دوران جانبازیش به صف همرزمان خود پیوست.

منوچهر لاریجانی:بازیگر نقش طلحه سریال امام علی(ع) 7 بهمن بر اثر بیماری سرطان کبد در استرالیا در سن 66 سالگی درگذشت. لاریجانی متولد 1324 در تهران بود و حضور در سینما را از سال 64 آغاز کرد. چهره او برای کودکان دهه شصت بسیار آشنا است، چون او در سریال‌هایی مانند «آخرین روز تابستان» و «بچه‌های مدرسه» حضور داشت. از آخرین فعالیت‌های منوچهر لاریجانی می‌توان به بازی در نقش طلحه در سریال امام علی (ع) اشاره کرد. این بازیگر، ایفای نقش در فیلم‌های سینمایی مرد پنجم (۱۳۷۳) و ستاره دنباله‌دار (۱۳۶۴) را نیز در کارنامه هنری خود دارد.

مریم بهروزی: دبیر کل جامعه زینب ، 29 بهمن به دلیل بیماری در گذشت . وی که از فعالین موثر در روند پیروزی انقلاب اسلامی ، از مبارزین فعال قبل از انقلاب و متصدی پست های قانون گذاری و از بنیان گذاران و فعالان تشکل های سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی و از مروجین و مبلغین عقیدتی سیاسی و از چهره های سرشناس ایران در مجامع بین المللی می باشد ، در سال 1324 در تهران و در خانواده ای مذهبی – سیاسی چشم به جهان گشود.مریم بهروزی از کودکی همگام با پدر که مردی متدین و از پیروان آیت الله کاشانی و مخالف رژیم ستمشاهی پهلوی بود در جلسات و نشست های دینی – سیاسی شرکت می کرد. در 16 سالگی با یک طلبه که برای امرار معاش به شغل پیراهن دوزی اشتغال داشته و از مخالفین رژیم پهلوی ، مقلد امام خمینی ( ره ) و مفسر قرآن و مدرس علوم دینی بود ازدواج کرد . صداق ایشان علاوه بر مهر السنه ادامه تحصیل و کسب علوم دینی بود.وی همزمان با گذراندن دوره متوسطه ، فراگیری علوم دینی را تا مقدمات سطح نزد خواهر فاضله خانم اشرف السادات میردامادی ، مدیره مکتب الزهرا تهران فرا گرفت سپس تا پایان سطح نزد علمای اعلام حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج سید صدر الدین ( در محل تکیه دباغ خانه ) و حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ ابوالقاسم کاشمری پیش نماز مسجد میثم تلمذ نمود ضمناً با توصیه و معرفی ایشان از درسها و بحث های شهید آیت الله سعیدی رضوان الله تعالی علیه بهره مند شد . حدود 3 سال در جلسات درس خارج فقه و اصول آقای حاج شیخ یحیی نوری شرکت نمود و چهار سال در محضر مبارک حضرت آیت الله خامنه ای درس خارج فقه و حقوق نائل گردید ، وی سال ها به تدریس علوم حوزوی و دانشگاهی در دانشگاههای شهید بهشتی ، تهران و ... حوزه های علمیه شهید شاه آبادی و شهید مدنی و ... اشتغال داشته است .استاد مریم بهروزی دارای چهار فرزند ، 2 دختر و 2 پسر می باشد .فرزند دوم ایشان ( شهید مهدی حاجی عباسی ) عضو بسیج مستضعفان در سال 1360 در سن 16 سالگی توسط منافقین کوردل به شهادت رسید .مریم بهروزی از سالهای 41-42 مرید و مقلد امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بود از سال 50 مستقیما ً وارد مبارزات سیاسی علیه رژیم ستمشاهی پهلوی گردید . وی در 9 منطقه تهران با تشکیل و اداره کلاسهای قرآن ، تفسیر ، اخلاق و احکام و شناسایی خواهران مبارز و دارای شم سیاسی ، هسته های مقاومت را تشکیل داده و سازمان دهی می کرد و با سخنرانی های عقیدتی و سیاسی در تهران و شهرستانها به افشاگری اعمال ننگین نظام شاهنشاهی پرداخته و زنان را ترغیب و تشویق به مبارزه و شرکت در تظاهرات می نمود و با کسب اطلاعات سیاسی و تبادل اخبار و تکثیر و توزیع اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی که از نجف می رسید به آگاه سازی افکار عمومی می پرداخت و به تحلیل و اطلاع رسانی نسبت به مواضع و تصمیمات ضد دینی و ضد استقلال ملی شاه و رژیم پرداخته و جلساتی را برای هماهنگی مبارزین تشکیل می داد ، در سال 54 در جریان سخنرانی های مذهبی سیاسی ممنوع المنبر شده تحت تعقیب ساواک قرار گرفت اما همچنان در فرصت های مناسب با اسم مستعار به فعالیتیش ادامه می داد تا رمضان 57 با دستور صریح امام خمینی ( ره ) علناً به سخنرانی پرداخت و در مسجد قبا بعد از سخنرانی در مورد حکومیت اسلامی و حقوق زن دستگیر و روانه زندان ستمشاهی گردید. اسارت مریم بهروزی که جلسات سخنرانی پرشور ، پرجمعیت و پر محتوایش در تهران معروف بود تاثیر شگرفی در شدت دهی به مبارزات هسته های مقاومت خواهران گذاشت تا جایی که تصمصم بر این شد تا تظاهرات اعتراض آمیزی برگزار گردد که با صلاحدید حضرت آیت الله مفتح که نگران شناسایی هسته های مقاومت و وخیم شدن اوضاع اسارت برای وی بود لغو گردید.مریم بهروزی پس از یک ماه تحمل دوران اسارت تا زمان محاکمه در دادگاه نظامی موقتاً آزاد گردید و این ایام مقان با بهمن 57 و پیروزی انقلاب اسلامی بود.پس از فرار شاه از ایران از فعالین در زمینه تشکیل کمیته استقبال از حضرت امام خمینی ( ره ) و سازمان دهنده دیدار خانمها با امام خمینی در مسجد امام بود . همچنین در خلال تقدیم طرح اهداء طلا و جواهرات و مسکوکات خانم ها ، مریم بهروزی اولین زنی بود که در حضور امام خمینی ( ره ) به ایراد سخن پرداخت و مورد تمجید آن حضرت قرار گرفت و از افراد کلیدی و موثر در جلساتی بود که به منظور برنامه ریزی برای انقلاب و شکل گیری حکومت اسلامی برگزار می گردید . این جلسات که یک شب در میان در حسینیه ارشاد با حضور شهید آیت الله مطهری ، شهید آیت الله بهشتی ، آیت الله خامنه ای ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، شهید باهنر و خانم ها گرجی، طالقانی ، و جناب آقایان میناچی ، صباغیان و دکتر مفتح و ... برای تعیین نوع حکومت برگزار می شد و در پایان به دستور صریح حضرت امام مبنی بر جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر نامگذاری گردید و با رای قاطع ملت نظام مقدس جمهوری اسلامی تشکیل گردید. پس از تثبیت حکومت جمهوری اسلامی استاد مریم بهروزی عمده فعالیت های خود را با پیوستن به حزب جمهوری اسلامی از روزهای نخست تاسیسش به همراه خواهرانی از هسته های مقاومت قبل از انقلاب ، زیر نظر آیت الله بهشتی پی گرفت از جمله فعالیت های ایشان در دوران حزب جمهوری اسلامی به موارد ذیل می توان اشاره نمود.-شرکت در ماموریت های تبلیغاتی به مناسبت های مختلف در شهرستان ها و مراکز استان -برگزاری سمینارها و گردهمایی ها و انتشار مطالب آن در رسانه ها - حضور در جلسات سیاسی معارض در تهران و خارج از تهران جهت کسب اخبار و در جریان قرار دادن حزب جمهوری از اتفاقات مهم در روند مسائل سیاسی کشور- شناسایی و معرفی خواهران کار آمد برای همکاری با سپاه استاد مریم بهروزی در راستای همکاری های ذکر شده با حزب جمهوری همچنان در راستای فعالیت های عقیدتی سیاسی خود به سخنرانی ها و برگزاری کلاسها و جلسات مبادرت می ورزید از جمله بحث اختصاصی پیرامون حقوق زن و خانواده در برنامه رادیویی ( به مدت یک سال به موضوع حقوق زن و خانواهد و 6 ماه با موضوع ولایت فقیه ) که موجبات آشنایی هرچه بیشتر ملت ایران با نقطه نظرات نظام نوپای جمهوری اسلامی را فراهم نمود و در دوره اول مجلس شورای اسلامی در کنار 29 نفر کاندیدای روحانیت مبارز به احراز کرسی وکالت در مجلس شورای اسلامی انجامیدو چهار دوره در مجلس شورای اسلامی حضور یافت .

فریدون فریاد:شاعر و مترجم ایرانی که سال‌هاست در خارج از ایران زندگی می‌کند، 17 بهمن ماه در شهر آتن و به دلیل بیماری درگذشت. فریدون فریاد، دانش‌آموخته ادبیات تطبیقی در ایران بود و سپس برای ادامه تحصیلات عازم یونان شد. کتاب «آسمان بی‌گذرنامه» فریدون فریاد در سال 1991 در یونان منتشر شد و در سال 1995 موفق به دریافت جایزه انجمن اروپایی شد. کتاب «خواب‌هایم پر از کبوتر و بادبادک است» نوشته فریاد از سال 1998 جزو آثاری است که در مدارس یونان تدریس می‌شود.کتاب «آسمان بی‌گذرنامه» در سال 2006 به زبان فرانسه توسط مترجم فرانسوی آثار یانیس ریتسوس، «ژاک کاریه» ترجمه شد. فریاد قریب به سه سال وقت خود را بر سر ترجمه و انتشار آنتولوژی شعر یونان گذاشت. او همچنین آثار بسیاری از شاعران کلاسیک فارسی‌زبان از جمله عطار، فردوسی و خواجوی کرمانی را به زبان یونانی ترجمه کرد.فریاد، تاکنون بارها در دانشگاه‌های یونان به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول پرداخت و در نشریات یونانی مقالات متعددی درباره ایرانی‌ها و یونانی‌ها نوشت. از زندگی وی یک فیلم برای تلویزیون یونان ساخته شده که بارها در این کشور پخش شده‌ است.فریدون فریاد یک بار برنده مدال تقدیر از سازمان یونسکو شعبه یونان شد. او همچنین در سال 2000 شعرهای فارسی، اودیسه و شعر یونان باستان را در مراسمی به مناسبت روز جهانی شعر در یونان قرائت کرد و این موضوع از جریان‌های ادبی کشور یونان محسوب می‌شود.ترجمه‌های وی از کتاب «رمان سنگی» مجموعه‌ای از شعرهای یانیس رتیسوس در ایران شناخته‌ شده است

آیت الله سید محمدهاشم دستغیب:نهم بهمن ماه در سن 70سالگی در گذشت.آیت الله سید محمدهاشم دستغیب فرزند شهید دستغیب بود.وی در سال 1320 در شیراز متولد شد و همزمان با تحصیلات دبستانی و دبیرستانی، تحصیلات مقدمات و سطح را در زادگاه خود گذرانید و از محضر پدر دانشمند و دیگر اساتید کسب فیض کرد.وی سپس در قم و نجف اشرف از محضر امام امت و مراجع دیگر بهره مند شددر سال 51 به شیراز مراجعت کرد و تدریس در مدرسه علمیه حکیم دستغیب شیراز را عهده دار شد و به همراه پدر در مبارزات سیاسی شرکت داشت و بارها به زندان افتاد و تبعید شد.آیت الله دستغیب پس از شهادت پدر در تکمیل آثار ایشان، تصحیح، تنظیم و پاورقی آنها همت گماشت و چند سال تدریس معارف و تاریخ اسلام و فقه را در دانشگاه شیراز برعهده داشت.وی در راه تاسیس موسسات مذهبی، خیریه و خدمت به انقلاب اسلامی فعالیت چشمگیر داشت و علاوه بر تدریس سطح عالی و خارج فقه و اصول و تفسیر و حکمت، مسجد جامع شیراز بخش فرهنگی آن را اداره می کرد و دفتر امور شرعی ایشان مورد توجه همگان بود.علی در قرآن، قرآن و اهل بیت، امامت و ولایت، تفسیر برگزیده آیات، آشنایی با مبدا، ولایت فقیه، یادواره شهید آیت الله دستغیب و... از جمله تالیفات ایشان بوده است.

اسفند 90

مجید میرزاییان : این بازیگر سینما مدت‌ها از بیماری کلیوی رنج می‌برد در 26 اسفند 1390 در گذشت. میرزاییان سال 1318 در تهران متولد شد. وی فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای دراماتیک است. وی بازی در سینما را از سال 1362 با «پرونده» به کارگردانی «مهدی صباغ‌زاده» شروع کرد. وی در فیلم‌هایی چون شاه خاموش (1382)، لوکوموتیوران (1379)، خط‌ها و سایه‌ها (1377)، گاومیش‌ها (1375)، دام (1374)، شریک زندگی (1373)، پرواز از اردوگاه (1372)، ضربه طوفان (1372)، بندر مه‌آ‌لود (1371)، دایان باخ (1371)، رابطه پنهانی (1371)، قربانی (1371)، تبعیدی‌ها (1370)، عروس حلبچه (1369)، خواستگاری (1368)، دلار (1367)، حماسه دره شیلر (1365)، پایگاه جهنمی (1363)، عقاب‌ها (1363) و پرونده (1362) ایفای نقش کرده است.

سیمین دانشور: وی نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت.  مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است.  و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. دانشور همچنین عضو و نخستین رییس کانون نویسندگان ایران بود. دانشور در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز زاده شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسه انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت.دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ خوشیدی، آغاز به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامه ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.در ۱۳۲۷مجموعه داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که نخستین مجموعه داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده‌است. تشویق کننده دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که سپس همسر وی شد، آشنا شد.در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر).دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۷ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد.در سال ۱۳۲۹ با آل‌احمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده می‌شود. سیمین دانشور در هجدهم اسفندماه سال ۱۳۹۰ در خانه‌اش در تهران درگذشت.

منوچهر واحدي:از مربیان سازنده فوتبال ایران و از روزنامه نگاران باسابقه ورزشی پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت. مدیر پیشین تیم‌های فوتبال پایه باشگاه سایپا که یک دوره شیمی درمانی را پشت سرگذاشته بود از چند ماه پیش مجددا دچار مشکلات ناشی از بیماری سرطان شد تا اینکه 12 اسفندماه در سن 57 سالگی در بیمارستان امام حسین (ع) تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد.
ننه علی:نزدیك مزار شهید ۱۳ ساله حسین فهمیده، اتاقكی كوچك با دیوار های فلزی توجهم را جلب می كند.در داخل این اتاقك، پیرزنی سالخورده را می بینم، نگاهش به درب اتاقكی حلبی معطوف بود، چشم انتظار و بی قرار اما صبورانه در انتظار آمدن مسافرش بود.گویی باور نداشت كه این مسافر هیچگاه به خانه مادری بازنمی گردد و برای همیشه در آرامگاه ابدی خود خفته است. دلدادگی های این مادر منتظر، تعجب همگان را برانگیخته بود در باور هیچ كس نمی گنجید كه جنس عشق این مادر نسبت به فرزندش از نوع دیگری است.فقط با یكبار دیدن او، می توانستیم به آسانی به جنس عشق این مادر كه سرشار از لطافت و مهربانی بود، پی ببریم.چشمانش هیچگاه بارانی نبود و حتی ردپایی از قطرات اشك را در چهره مهربان او مشاهده نمی شد.اما آنقدر با افرادی كه برای دیدنش می آمدند مهربان و صمیمی بود كه فكر می كردی سال هاست با او آشنا هستی.آرامش وصف ناشدنی در وجودش به چشم می خورد، آرامشی كه منشاء آن عشق به فرزند و مهمترین امید برای ادامه زندگی بود.آری این جملات بیانگر سرنوشت خانم «ننه فتح اللهی»، مادر شهید «قربانعلی رخشانی مهمان دوست» است.این شهید كه تا قبل ازدستگیری توسط ساواك ، كارمند شركت هواپیمایی ایران ایر بود، به خاطر شكنجه‌های سازمان اطلاعات و امنیت رژیم سابق و مبارزات سیاسی در زندان به فیض رفیع شهادت نایل شد.جنازه پسرش را در اهواز دفن كردند، ننه علی می‌خواست قربانعلی را پیش خود بیاورد در نتیجه پیكر قربانعلی را به تهران منتقل كردند.با آنكه قربانعلی به او نزدیك شده بود اما نمی‌توانست دوری او را تحمل كند.ننه علی، در سال ‎ 1357هنگام شهادت پسرش، ‎ 58ساله بود.این زن به دلیل عشق و علاقه وافر به فرزندش، ‎19سال از عمر خود را در كنار مزار پسرش در قطعه ‎ 24شهدا سپری كرد.این مادر هشتاد و چند ساله تا زمانی كه زنده بود مدام زیر لب آیه‌های قرآن را زمزمه می‌كرد ، عكس فرزند شهیدش را در بغل داشت و همچنان از دوری فرزندش می‌نالید.اصرار و التماس‌های خانواده ننه علی برای دور كردنش از بهشت زهرا، سالها ثمری نداشت. حتی مسوولان بهشت زهرا نیز حریف دلدادگی‌های او نسبت به فرزندش برای خروج از گورستان نشدند.اما این اسطوره صبر و مقاومت به دلیل كهولت سن و ضعف جسمانی برای ادامه زندگی با چنین شرایطی ، پس از گذشت ‎ 19سال اقامت در گورستان ، به خانه اهدایی بنیاد شهید واقع در خانی آباد - منطقه ‎ 19شهر تهران - نقل مكان كرد.سرانجام «ننه علی» كه دیگر توان شناخت اطرافیانش را نداشت، به دلیل كهولت سن دچار آلزایمر شده بود و به خاطر اینكه سخت می‌توانست راه برود كمتر بر سر مزار فرزند شهیدش سر می زد.اسطوره عشق مادری سرانجام، سوم اسفند ماه براثر بیماری در منزلش دارفانی را وداع گفت.

حجت‌الاسلام علی ابوالحسني (منذر):سوم اسفندماه از دنيا رفت. اين نويسنده‌ و پژوهشگر دين، تاريخ اسلام و تاريخ معاصر ايران متولد سال 1334 در تهران بود. از جمله آثار منتشرشده‌ي ابوالحسني اين عنوان‌ها هستند: «مهاتما گاندى: همدلى با اسلام و همراهى با مسلمين»، «سياهپوشى در سوگ ائمه نور (ع)»، «ريشه‏هاى تاريخى و مبانى فقهى»، «تحليلى از نقش سه‌گانه شهيد شيخ فضل‌الله نورى در نهضت تحريم تنباکو»، «نگاهى به اصل ولايت فقيه (به ضميمه: خطوطى از فرهنگ ولايت فقيه)»، «ميعاد با استاد مطهرى؛ شهيد راه تطهير سيماى فرهنگ اسلامى از زنگار غرب‌زدگى و شرق‌زدگى»، «بررسى قرآنى و روايى توکّل» و «حکمت: مهارى بر سرکشى نفس».

جلال ذوالفنون: نوازنده صاحب سبک سه تار ۲۸ اسفندماه به علت خونریزی داخلی در بیمارستان البرز کرج جان به جان آفرین تسلیم کرد. او متولد سال ۱۳۱۶ در آباده بود. در اوان کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در همان دوران خردسالی آغاز کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا به نوازندگی سه تار پرداخت و توامان با سازهای دیگری چون تار و ویولن آشنا شد. نوازندگی ویولن را نزد برادر بزرگترش محمود ذوالفنون فرا گرفت. بعدها در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا راه یافت و از آموزش های نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت بهره های فراوان برد. ذوالفنون از آثار و نحوه نوازندگی بزرگانی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین احمد عبادی تاثیرات فراوانی گرفت اما در نهایت خود به بیان مستقلی در نوازندگی سه تار دست یافت. جلال ذوالفنون آثار متعدد مکتوب و صوتی در زمینه موسیقی ملی ایران از خود به جای گذاشته است که از آن میان آلبوم های گل صدبرگ وآتشی در نیستان از شاخص ترین آنها است. ذوالفنون در بیست و هفتمین جشنواره موسیقی فجر که اواخر بهمن ماه امسال در تالار وحدت برگزار شد به عنوان هنرمند برجسته موسیقی سنتی مورد تجلیل و تقدیر قرار گرفت.

عبدالمحمد روح بخشان:سال 1317 متولد شد، 22 اسفند در سن 73 سالگی دار فانی را وداع گفت.او تحصیلکرده رشته حقوق و ادبیات فرانسه بود و همچنین دوره آموزشی باستان شناسی و تاریخ را در سوئیس گذرانده بود. روح‌بخشان سال‌ها به کار روزنامه‌نگاری مشغول بود و نخستین مصاحبه خود را با امام راحل (ره) در پاریس انجام داد که در کیهان آن روزگار به چاپ رسید.وی بعدها در مرکز نشر دانشگاهی مشغول به کار شد و به ویراستاری و همچنین انتشار مجله لقمان به زبان فرانسه پرداخت.از زنده‌یاد روح‌بخشان آثار فراوانی بر جای مانده است که از آن میان می‌توان به هفتصد مقاله در نشریات مختلف و کتاب های تألیفی و ترجمه مانند جلوه‌های هنر پارسی، مقدمه ای بر تصحیح تذکره الاولیای عطار، ویرایش و ترجمه یونانیان و بربرها، فرنگ و فرنگی در ایران، ایران فتحعلیشاهی، ویراستاری کلیله و دمنه براساس کتابتی نویافته از قرن سیزدهم و ... اشاره کرد.

اسماعیل کدخدازاده:محقق و تاریخ نویس ورزش کشورمان که سال‌های متمادی را در ثبت رویدادها و افتخارات و خاطرات ورزشی کشورمان صرف کرده و در این زمینه کتاب‌های بسیار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت 16 اسفند ماه در سن 73 سالگی دار فانی را وداع گفت. اسماعیل کدخدازاده در بهمن سال 1317 در تهران متولد شد وی تحصیلات خود را تا درجه کارشناسی ارشد در ایران و انگلستان به پایان برده و چند دانشنامه در رشته‌های مختلف علمی و ورزشی نیز دریافت داشته و با توجه به اشتغال در وزارت نفت از پایه گذاران سازمان نوین ورزش در صنعت نفت کشور بود.وی جدای از اشتغال در موسسات دولتی، سابقه فعالیت در فدراسیون‌های فوتبال، وزنه برداری، مشتزنی، ژیمناستیک، بدمینتون و ناشنوایان داشته و سال‌ها در کنفدراسیون‌های آسیایی وزنه برداری و بدمینتون آسیا خدمات ارزنده‌ای ارائه کرده و در عرصه مطبوعات نیز در نشریات اطلاعات، کیهان، کیهان ورزشی، سردبیری نشریات صنعت نفت و فصلنامه انجمن پیشکسوتان ایران فعالیت داشت.تاریخ المپیک عهده باستان و دوره نوین، تاریخ جام جهانی فوتبال، یادگاری‌های ایران از بازی‌های تابستانی و زمستانی المپیک و آسیایی به زبان‌های فارسی و انگلیسی، سرآمدان ورزش ایران در بازی‌های قاره کهن و فوتبال ایران در المپیک، جام جهانی و بازی‌های آسیایی از مهمترین اثرات وی هستند.با تاسیس جامعه بین المللی تاریخ نگاران المپیک وابسته به کمیته بین المللی المپیک مرحوم اسماعیل کدخدازاده اولین آسیایی بود که به عضویت دائمی این نهاد درآمد.

پروفسور رحمت‌الله نجد سميعي: روز پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ بر اثر حمله قلبي در تهران درگذشت.او در سال 1313 هجري شمسي چشم به جهان گشود و بعد از طي دوره ابتدايي، دبيرستان و دانشگاه در ايران براي ادامه تحصيل به پاريس رفت و در آنجا به درجه پروفسوري درزمينه پوست نائل آمد.مرحوم سميعي سال‌ها در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) و بيمارستان‌هاي تهران و همچنين در پاريس مشغول طبابت و تدريس بوده است.او در طول حيات فعاليت و تحصيلي‌اش، چندين جلد كتاب و مقالات به زبان‌هاي فارسي و فرانسوي از خود بر جاي گذاشته است.


برچسب‌ها: درگذشتگان
  نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 23:27  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
 عصر ایران : حالا دیگر برای اینکه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی میلیونر زاغه نشین به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان ، جلوی سینماهای شهر خود صف بکشند تا شاهکار "اصغر فرهادی" را به تماشا بنشینند.

اصغر فرهادیسرانجام انتظار به پایان رسید و آن لحظه دوست داشتنی فرا رسید: "جدایی نادر از سیمین " برنده اسکار بهترین فیلم خارجی شد ؛ حالا دیگر برای اینکه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی میلیونر زاغه نشین به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان ، جلوی سینماهای شهر خود صف بکشند تا شاهکار "اصغر فرهادی" را به تماشا بنشینند و این ما هستیم که پیش از همه جهانیان افتخار دیدن "جدایی نادر از سیمین" را داشته ایم.

هنوز طعم شیرین گلدن گلوب وآن حرف های ساده و دلنشین فرهادی زیر زبانمان است و این بار آقای سینمای ایران با همان صفا و سادگی بر بلندای سینمای جهان ایستاده است.

او این بار در حالیکه مجسمه طلایی اسکار را در دست دارد از ما سخن می گوید و پیام صلح را از جانب ما به دنیا می رساند.

و ما ، همان مردمی که برای اعلام نام "اصغر فرهادی" توسط مجری اسکار، یک سال لحظه شماری کرده بودیم و هنگامی که این لحظه فرا رسید ، هق هق و قهقهه مان در هم آمیخت؛ همان مردمی که او هنگام دریافت جایزه گلدن گلوب نیز از ما سخن گفت، ما امروز میزبان همه چشم هایی هستیم که اوج هنر مارا به تماشا نشسته اند و به احترام فرهادی و نادر و سیمینش کف می زنند.

رسول صدر عاملی پیش از اینکه فرهادی جایزه گلدن گلوب را تصاحب کند گفته بود: " اصغر فرهادی جایزه گلدن گلوب را دریافت خواهد کرد و آن وقت جشنی جانانه خواهیم گرفت و همه شهر و شهرهایمان می شود خانه سینما."

حالا آن روز بزرگ فرارسیده و ما که شب را با چشمان بیدار و امیدوار به صبح رسانده ایم در"خانه سینما" یی به وسعت سرتاسر ایران زمین ، دنیا را به تماشای شکوه یک جدایی دعوت می کنیم.

مردم دنیا سلام. اینجا ایران، خانه نادر ، سیمین و اصغر فرهادی است و او اسکار را برای ما به ارمغان آورده است. این موفقیت را به فرهادی ، تیمش و همه مردم هنردوست ایران تبریک می گوییم.


برچسب‌ها: اسکار
  نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 15:5  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
 روزنامه اطلاعات : حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در يادداشتي در آستانه «يلدا» به عنوان آيين كهن ايرانيان، آن را مانند «نوروز» نمادي از فرهنگ بلند ملتي خداپرست كه طبيعت را دوست دارد و به آن ارج مي‌گذارد و هيچگاه از فكر انسان و انسانيت غافل نيست، برشمرد. متن يادداشت با عنوان در آستانه «يلدا» چنين است:
بسم‌ الله الرحمن الرحيم


در آستانه «،» قرار داريم.«يلدا» تنها يك شب نيست، بلكه چون «نوروز» نمادي است از فرهنگ بلند ملتي خداپرست كه طبيعت را دوست دارد و به آن ارج مي‌گذارد و هيچ‌گاه از فكر انسان و انسانيت غافل نيست.
«يلدا» درازترين شب در سردترين فصل سال است. در اين شب دردها نيز سنگين‌تر و تاب سوزتر است، همچنان كه مي‌توان بر گرما و شادي آن نيز افزود.
«يلدا» ما را به تأمل و همدلي فرا مي‌خواند، به تأمل در لايه‌هاي زندگي آنان كه در حجاب اين تاريكي سرد نفس مي‌كشند و همدلي نسبت به آنان كه در زواياي پنهان اين شب دراز، هنوز به روزنه‌هاي روشنايي كه از سوي ديگران به رويشان باز شده يا مي‌شود، اميدوارند. روزنه‌اي كه دين انسان مدار ما نيز آن را گشاده‌تر مي‌كند و چه كسي است كه اين فرياد دل انگيز و بيدارگر را بشنود و جانش سرشار از انگيزه كمك به ديگران نشود كه:
«هركس شب يلدا را به بامداد آورد و نسبت به هم‌كيشان خود انديشناك و در صدد رفع مشكل آنان نباشد مسلمان نيست»
همچنان كه دستگيري از هر انساني با هر آيين و گرايش سرلوحه فرمان‌هاي اسلام و نيز مقتضاي روح ملي ما است.اين فريادها بايد در شبي كه صبح آن آغاز زمستان است، رساتر در گوش جانمان طنين‌انداز شود.
همان‌گونه كه گردهم‌آيي و گرم كردن «يلدا» با تمسك به آيين و فرهنگ و بخصوص شعر و ادبي كه آيينه روح ملت است، درخور تحسين است. در اين سردترين و درازترين شب ياد «كودكان كار و انسان‌هاي بي‌خانمان و سرگشته كه بر بستر زمين سرد با روانداز آسمان فسرده به سر مي‌برند» نيز از اهتمام و اهميت جدي برخوردار است و چه خوب است كه همگان به فكر اين عزيزان باشيم و گامي در جهت رهايي از آنان از اين وضعيت تلخ و كاستن از رنج و سرما و بي‌خانماني آنان و گرم كردن زندگي‌شان برداريم و طبعاً اقدام و تلاش مسئولان و نهادهاي رسمي ـ كه انصافاً در همه دوره‌ها دغدغه اين مشكل را داشته و دارند ـ نبايد مانع انجام وظيفه و مسئوليتي شود كه همه ما برعهده داريم. در اين‌جا نيز از اقدام‌هاي خيرخواهانه نهادهاي مردمي و اجتماعي نيز تشكر مي‌شود، ولي حجم و گستردگي مشكل چنان بوده است كه رفع آن به اين آساني‌ها ميسر نيست.
خوب است كه هركس به فراخور حال و توان خود شب يلداي امسال (بلكه همه شب‌هاي زمستان را) براي رفع مشكل آنان كه چشم به راه مهرباني مايند گرم‌تر كند.
 
سيدمحمد خاتمي   26 آذرماه 1390
 

برچسب‌ها: سید محمد خاتمی, يلدا, روزنامه اطلاعات
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 15:44  توسط رضا پیکرنگار  | 
مقام معلم
معـلم اي چـراغ راه انســان
معلم رهنماي فطرت و جــان
معلم غنچه‌ي جانم تو بودي
به رويم راه روشن را گشودي
تو دستم را گرفتي با دل و جان
نشان دادي به رويم راه ايمان
تو بودي در نخستين روزِ شادم
چو پا اندر راه پاكت نهادم
به جان من كلام حق نوشتي
ضميرم را چو با دانش سرشتي
كلام تو به جانم شعله افروخت
جهالت را همه سر تا به پا سوخت
سپاست را نشايد با سر و جان
تو اي روشن چــراغ راه انسان                                                          
                                                            زاهدالدين سلگي
 
گرامی باد یاد و خاطره استاد شهید مرتضی مطهری(ره) و روز معلم
 
  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:8  توسط رضا پیکرنگار  | 

ايلنا: براي بررسي هرچه دقيق‌تر روز كارگر، مروري در پايگاه‌هاي اطلاعاتي اينترنت بسيار مفيد است، چرا كه در سايت‌هاي مختلف با ارائه اسناد و مدارك، تاريخ روز كارگر به گونه‌اي بيان شده است كه گاه كاملا متناقض با هم به نظر مي‌رسند.
براي بررسي بيشتر دو سند ارائه شده در دو پايگاه اينترنتي ارائه مي‌شود كه در سند اول با عنوان the history of labour هيچ اشاره‌اي به روز اول ماه مه و حوادث سال 1886 شيكاگو نمي‌شود (سايت www.dol.gov متعلق به دپارتمان كار ايالات متحده در قرن بيست و يكم) و در سند دوم با عنوان day history labour به جنبه‌هاي ديگر پرداخته مي‌شود.
الف) ساموئل گامپرس، موسس و رياست فدراسيون كار آمريكا مي‌گويد: «اساسا روز كار با ساير جشن‌هاي ساليانه كشور، از هر نظر تفاوت دارد. ساير جشن‌ها همگي به جنگ‌ها و نبردهاي مردان شجاع با يكديگر، كشمكش‌ها و ناسازگاري‌هاي ناشي از حرص و قدرت، يا پيروزي ملت ما بر ملت‌هاي ديگر، با درجات كمتر يا بيشتر وابسته هستند. حال آنكه در روز كار هيچ فرد، فرقه، طبقه يا ملتي فداي ديگري نشده است.»
اولين دوشنبه هر ماه سپتامبر، روز كار، به وسيله نهضت كارگران پديد آمد كه اين روز به موفقيت‌هاي اجتماعي و اقتصادي كارگران آمريكايي اهدا شده است. اين امر يك احترام ملي ساليانه براي همگامي با كارگراني است كه با توانايي‌هاي خويش، موفقيت، كاميابي و آغازي نوين براي كشورمان به ارمغان آورند.
بنيان‌گذاران روز كار
پس از 100 سال برگزاري مداوم روزكار، هنوز هم ترديدهايي در مورد اينكه نخستين بار چه كسي پيشنهاد جشني به يادبود كارگران را داده است، وجود دارد.
برخي از يادداشت‌ها نشان مي‌دهند كه پيتر جي. مك گوير، دبيركل انجمن برادري و اخوت درودگران و از بانيان فدراسيون كار آمريكا، اولين كسي بود كه درخواست نامگذاري روزي براي احترام به تمامي كساني كه جسورانه همه عظمتي را كه ما امروز مشاهده مي‌كنيم، در حافظه تاريخ حك کردند، شد.
اما پيتر مك گوير، در جايگاه نامگذار اين روز تاريخي رقيباني دارد. بسياري عقيده دارند كه ماتيو ماگير، كه يك تعميركار ماشين بود و نه پيتر مك گوير، باني اين جشن بود. بررسي‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه ماتيو ماگير، دبير محلي انجمن ماشين‌سازان بين‌المللي در پاترسون، برگزاري اين جشن را در سال 1882، هنگامي كه به عنوان دبير مركزي اتحاديه كار در نيويورك فعاليت مي‌كرد، پيشنهاد كرد. با اين وجود مشخص است كه پيشنهاد اصلي نامگذاري روز كار و برگزاري و برنامه‌ريزي تظاهرات و راهپيمايي در اين روز توسط اعضاي اتحاديه مركزي كار بوده است.
اولين روز كار
اولين جشن روز كار در روز سه‌شنبه، 5 سپتامبر 1882، در شهر نيويورك، مطابق برنامه‌هاي اتحاديه مركزي كار برگزار شد و دومين جشن روز كار فقط يك سال بعد در پنجم سپتامبر 1883 برگزار شد.
در سال 1884، با تصويب پيشنهاد جديد، نخستين دوشنبه هر سپتامبر به عنوان روز كار انتخاب شد و اتحاديه مركزي كار با پيگيري و مداومت، ساير سازمان‌هاي شهرهاي ديگر را براي پيروي از نمونه برگزاري جشن روز كارگران در نيويورك، متقاعد ساخت و در آن زمان، اين ايده با سرعت فراواني در سازمان‌هاي كار گسترش يافت، به طوري كه در سال 1885، در بسياري از مراكز صنعتي كشور، جشن روز كار برگزار شد.
موضوع قانون كار
ساليان متمادي ملت اهميت فراواني براي روز كار قائل شدند. اولين بار طي يك فرمان از سوي شهرداري طي سال‌هاي 1885 و 1886، اين روز از سوي يك نهاد حكومتي به رسميت شناخته شد. اولين دادخواست ايالتي در مجلس نيويورك مطرح شد، اما تصويب و وضع اين قانون تا 21 فوريه 1887 طول كشيد. طي 4 سال بعد در ايالات كلرادو، ماساچوست، نيوجرسي و نيويورك جشن روز كار با تصويب قانون شكل رسمي يافته و برگزار شد. در واپسين سال‌هاي دهه، بنارسكا و پنسيلوانيا نيز تقاضاهاي اين چنين داشتند. در سال 1894، 23 ايالت ديگر جشن تكريم كارگران را پذيرفتند و در 28 ژوئن همان سال، كنگره انجام و برگزاري جشن قانوني در سراسر كشور و بخش كلمبيا را تصويب کرد.
ب) تاريخ روز كار
منشاء و خاستگاه روز كار را مي‌توان در فيلادلفيا به تاريخ ششم دسامبر 1869 جست‌وجو كرد، زماني كه يك گروه 9 نفره از خياط‌ها به رهبري اس. استفانس كه خود را شواليه‌هاي كار مي‌ناميدند يك سازمان كار تاسيس كردند. اين سازمان اوليه به صورت مخفيانه اما با رشدي سريع تا سال 1872 ادامه راه مي‌داد تا اينكه در 1873، سازمان كار در اتحاديه‌هاي ملي كار ادغام شد.
اتحاديه‌هاي ملي كار متشكل از گروه بزرگي از كارگران و اصلاح‌طلبان بود. ايشان براي اصلاح قانون كار، به ويژه براي دستيابي به 8 ساعت كار روزانه، فشارهاي زيادي به كنگره وارد ساختند، اما نتيجه‌اي نبردند و در نتيجه اتحاديه از هم پاشيد. اين اصلاح‌طلبان اغلب مهاجران اروپايي بودند كه به دنبال مزايايي مشابه آنچه در اروپا وجود داشت، بودند.
در سال 1886، تعداد اعضاي شواليه‌هاي كار تحت مديريت ترسن پردرلي، با جمعيتي بالغ بر 700 هزار نفر به اوج خود رسيده بود. شعار شواليه‌ها «آسيب به يك نفر، آسيب به همگان است» بود و اهداف ايشان در پيش‌برد آرمانشان يعني 8 ساعت كار روزانه، محو و از بين بردن كار كودك، دستمزدهاي برابر و حذف بانك‌هاي خصوصي خلاصه مي‌شد.
شواليه‌ها اعضاي خويش را در دو مجمع بزرگ و همه شمول «مجامع عمومي» و «مجامع صنفي» كه هر دو مركب از كارگران بود، سازماندهي كردند. زنان كارگر، كارگران سياه‌پوست (بعد از سال 1883) و كارفرمايان به اين مجامع دعوت شدند، اما بانكداران، حقوقدانان، سفته‌بازان و صاحبان سهام از اين حق محروم شدند.
شواليه‌ها كمك‌هاي زيادي به اعتصابات كارگري و تحريم‌هاي مختلف، از هر جنبه، مي‌پرداختند و در اين راه، دو پيروزي مهم كه اولي پيروزي در برابر اتحاديه پاسيفيك در سال 1884 و دومي موفقيت در برابر راه‌آهن واباش در سال 1885 بود، به دست آوردند، ولی در اعتصابات منجر به درگيري و خشونت مثل شورش ميدان سنت ماركت به دليل اختلافات داخلي ميان اعضاي اتحاديه‌هاي صنفي شكست خوردند. همچنين ساختار غيردموكراتيك شواليه‌ها، بي‌تدبيري و سوءمديريت، اصرار بر راه‌اندازي اعتصابات ناموفق و تصميم نابهنگام و عجيب فدراسيون كار آمريكايي به سال 1886 تحت مديريت ساموئل گامپرس مبني بر عدم همراهي با ايشان، باعث شد تا سازمان شروع به كوچكتر شدن کند.
در سال 1890، تعداد شواليه‌ها تنها صد هزار نفر بود و در سال 1900، تقريبا ديگر شواليه‌اي وجود نداشت.
برگزاري جشن روز كار
شواليه‌هاي كار در پنجم سپتامبر سال 1882، در شهر نيويورك نمايشي از كارگران سازماندهي کردند كه اين خودنمايي سبب شد تا شواليه‌ها مجوز برگزاري هر ساله اين ميتينگ را به دست آورند. اما در جريان به دست آوردن اين مجوز، شواليه‌ها تنها نبودند و سازمان‌هاي كار ديگري هم در اين امر دخالت داشتند. برجسته‌ترين سازمان كار، انجمن كارگران بين‌المللي (كه اينترناسيونال يا اولين اينترناسيونال هم خوانده مي‌شود) بود.
انجمن كارگران بين‌المللي در سال 1864 تاسيس شد و اولين گردهمايي اين انجمن در لندن پايتخت انگلستان برگزار شد كه بانيان اين گردهمايي، سوسياليست‌ها و آنارشيست‌ها بودند كه از جشن يكم ماه مه طرفداري مي‌كردند. انجمن متشكل از اتحاديه‌هاي كارگري بريتانيايي، آنارشيست‌ها، سوسياليست‌هاي فرانسوي، جمهوري‌خواهان ايتاليايي و سازمان كوچكي از هواداران كارل ماركس بود. بعد از مشاجرات ميان ماركس و ميخائيل باكونين از چهره‌هاي برجسته آنارشيست‌هاي اينترناسيونال، رهبري انجمن به دو نيمه ميان ماركسيست‌ها و باكونينيست‌ها، كه پيروان باكونين بودند، تقسيم شد كه بعدها طرفداران باكونين از اينترناسيونال اخراج شدند. به منظور ادامه كنترل اينترناسيونال، ماركس در سال 1872، اينترناسيونال را به شهر نيويورك منتقل كرد. اين سازمان 4 سال بعد، در كنفرانس 1876 فيلادلفيا منحل شد. كوشش‌هاي انجمن ظرف 5 سال آينده براي تجديد و احياي سازمان همگي با شكست روبه‌رو شدند. در پي شورش سنت ماركت در شيكاگو در ماه مه 1886، رئيس‌جمهور گرور كلولند، گمان كرد كه برگزاري جشن در روز اول ماه مه، مي‌تواند مجالي براي پاسداشت و يادبود اين كارگران شورشي باشد، اما وحشت از امكان تقويت نهضت‌هاي سوسياليستي موجب شد كه وي سريعا به سمت حمايت از شواليه‌هاي كار و تاريخ مدنظر ايشان براي برگزاري جشن روز كار متمايل شود. با اين وجود فرمانداري كل وقت كانادا، جان تامپسون، روز مدنظر سوسياليست‌ها را در سال 1894 براي برگزاري جشن روز كار برگزيد كه سرچشمه چنين تصميمي، راهپيمايي‌هاي شهرهاي تورنتو و اتاوا در همان سال بود. در سال 1889، در كنفرانس پاريس، تمامي سوسياليست‌ها، روز اول ماه مه را به عنوان روز بين‌المللي كار انتخاب كردند و اينچنين اين تاريخ در اذهان بسياري از كشورها به عنوان روز جهاني كار ثبت شد.

  نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 10:31  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

اطلاعات :تنازع براي بقا! اين اصل دارويني اگرچه قرن‌هاست که در چارچوب‌هاي دنياي مدرن جايي ندارد، اما در چشم‌انداز نه چندان دور دنيا، مي‌تواند تنها اصل حاکم بر جهان لقب بگيرد!

وقتي دنيا، آنقدر متراکم از جمعيت باشد که منابع محدود کفاف جمعيت انساني را ندهد، وقتي کابوس امروز دنيا با تولد آخرين انسان جهان 10ميليارد نفري تعبير شود، وقتي کره زمين آنقدر در تصاحب انسان‌ها باشد که جايي براي موجودات ديگر باقي نماند، جهان در يک بحران تمام و کمال فرو مي‌رود؛ بحراني به نام انفجار جمعيت!

جمعيت شناسان، براي نخستين بار کلمه انفجار جمعيتي (Population Explosion) را به کار بردند. کلمه‌اي که بهانه پيدايش آن، افزايش بيش از حد جمعيت بود که بيشتر کشورهاي در حال توسعه را درگير خود مي‌کرد.

اين روند سريع اگرچه در برهه‌هايي از زمان کند شد، اما هيچ وقت تحت کنترل در نيامد تا قرن بيست و يکم همچنان کابوس جمعيت شناسان امروزي باشد. اگرچه، رشد جمعيت در ايران، روند کندتري را دنبال مي‌کند، اما با نزديک شدن نسل جوان کشور به سنين فرزندآوري، ايران يکبار ديگر در آستانه سونامي جمعيتي قرار گرفته است.

پروفسور حسين باهر، رفتار شناس و مدرس دانشگاه شهيد بهشتي در اين باره به گزارشگرما مي‌گويد:«درباره رفتارشناسي، فرمولي وجود دارد که بر اساس آن، همواره در شرايط مساوي، حاصل ضرب کميت در کيفيت مقدار ثابتي مي‌شود.

در حقيقت هر قدر کميت افزايش يابد، کيفيت کاهش خواهد يافت و برعکس.

اين قانون حتي در طبيعت هم وجود دارد. هر قدر پيچيدگي موجودات بيشتر باشد، ميزان مواليد آنان کمتر است و هر قدر کميت کـــاهش يابد، کيفيت بيشتر مي‌شود.

نسبت معکوس کيفيت و کميت، قانون طبيعت است.

طبق همين الگو، در جوامع انساني هر قدر جمعيت بيشتر باشد امکانات رشد و ارتقاي جمعيت کمتر مي‌شود.

در حالت عادي، جمعيت زياد يک مزيت است؛ اما جمعيت زيادي که نتوان آن را کنترل کرد، آسيب محسوب مي‌شود. درست مثل باران که رحمت است اما اگر بيش از حد باشد، سيل راه مي‌اندازد و باعث خسارت‌هاي زيانبار جاني و مالي مي‌شود.

پروفسور باهر ـ که دكتراي توسعه اقتصادي و فوق دكتراي فلسفه مديريت منابع دارد ـ درباره افزايش جمعيت در كشورهاي در حال توسعه مي‌گويد: «ما از سال‌ها پيش با معضلي به نام رشد سريع جمعيت در کشورهاي در حال توسعه مواجه هستيم. جمعيت زيادي که به سن تعليم و تربيت و اشتغال مي‌رسند، اما شرايط اجتماعي و اقتصادي کشورها پاسخگوي نياز آنها نيست. اين در حالي است که همه کشورهاي با کيفيت بالا، جمعيت يا همان کميت پاييني دارند.»

او مي‌افزايد: «اگر ما امکانات خدمات دهي به متولدان جديد را داريم، بهتر است اين امکانات و هزينه‌ها را صرف نيازمندان فعلي کنيم و کيفيت زندگي اين افراد را بالا ببريم. کشور ما، استان‌هاي نيازمند، مردم محروم و جانبازان زيادي دارد که نيازمند توجه بيشتر و حمايت بهتري هستند. پس چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است.»

اما دکتر اکبر محسني فر، جمعيت شناس و آسيب شناس اجتماعي با اشاره به اينکه افزايش جمعيت نياز به کارشناسي بيشتري دارد، مي‌گويد: بدون بررسي عواقب افزايش جمعيت، نبايد مردم را به فرزندآوري تشويق کرد.

افزايش جمعيت اثرات دراز مدتي دارد که جامعه را تا مدت‌ها درگير مي‌کند. اگر قرار باشد رشد جمعيت ايران از حالا بيشتر شود، شش يا هفت سال بعد، اثرات مخرب آن را مي‌بينيم. يعني درست از زماني که کودکان ما به مرحله آموزش رسمي مي‌رسند و از آن به بعد بايد پاسخگوي نيازهاي پي در پي اجتماعي و اقتصادي آنان باشيم.»

او درگفت وگو باگزارشگرما مي‌افزايد: «ما هر قدر امکان تأمين نيازهاي جمعيت را داشته باشيم، چون اين امکانات بالقوه هستند، باز هم افزايش جمعيت اقدام درستي به نظر نمي‌رسد. سال‌هاست که تاکيد مي‌کنم، دهه 90 دهه بحران‌هاي اجتماعي ايران است و يکي از اصلي‌ترين دلايل اين بحران‌ها، جمعيت بالاست. جمعيت ما در سال‌هاي 55 تا 65 با رشد قابل توجهي مواجه شد که به 9/3 درصد رسيد و حالا اين جمعيت به مرحله‌اي رسيده است که بايد نياز آنان به اشتغال، مسکن و ازدواج تأمين شود. به همين دليل اگر اين نيازها رفع نشوند، جامعه با بحران‌هاي اقتصادي و اجتماعي رو به رو مي‌شود.»

چهار سال قبل، بانك جهاني پيش‌بيني كرد كه ايران در پنج سال آينده با شديدترين فشار تقاضاي اشتغال مواجه مي‌شود و با توجه به تركيب جمعيتي ايران، نرخ بيكاري در آن به بالاترين سطح خود مي‌رسد.

اين پيش‌بيني تا جايي قوت گرفت که بانك جهاني اعلام کرد، نرخ بيکاري ايران در سال‌هاي آينده تا حدود 23درصد خواهد رسيد كه نه فقط بالاترين ميزان بيكاري در چند سال اخير است، بلکه بالاترين نرخ بيکاري در خاورميانه هم خواهد بود.

اين در حالي است که چندي پيش، وزير کار و امور اجتماعي با استناد به گزارش‌هاي مرکز آمار ايران گفت: «در زمستان سال 87 نرخ بيکاري کشور 5/12درصد بود، اما تا پاييز سال 88 به حدود 5/11درصد رسيد.»

دکتر محسني فر مي‌گويد: «جمعيت شناساني که در فاصله سال‌هاي 76 تا 83 وضع اشتغال را بررسي مي‌کردند، گزارش داده‌اند که در اين سال‌ها در بيشترين حالت سالانه 600 هزار فرصت شغلي ايجاد شده است.

در صورتي که در همان زمان در کتاب سه جلدي «اقتصاد بدون اتكا به درآمد نفت» که سازمان مديريت و برنامه ريزي منتشر کرده، برآورد شده بود که سالانه به 900 هزار تا يک ميليون فرصت شغلي نياز داريم. يعني اگر دولت در بهترين شکل خود کار مي‌کرد، باز هم 300 تا 400 هزار نفر در هر سال بيکار مي‌ماندند و از آنجايي که بيکاري مادر تمام فسادها و کج راهي‌هاست، معضلات ديگري مثل اعتياد پيش مي‌آيد. در حقيقت جمعيت به دولت اين اجازه را نمي‌داد که فرصت‌هاي جديد شغلي ايجاد کند.»

او مي‌افزايد: «در مباحث اقتصادي يک تئوري وجود دارد که مي‌گويد، اگر بخواهيد اشتغال ايجاد کنيد، مستلزم آن است که پولي را به بدنه جامعه تزريق کنيد. نخستين نتيجه تزريق پول، افزايش تورم است. بنابراين دولت از يک سو بايد با بيکاري مبارزه و شغل ايجاد کند، از سوي ديگر تورم را کاهش دهد. اتفاقي که ما در سال‌هاي 84 و 85 شاهد آن بوديم. در اين سال‌ها بيکاري تا حدودي ساماندهي شد اما در عوض تورم افزايش يافت. اگر بخواهيم تورم را متوقف کنيم، بازار کار کساد مي‌شود و اگر بخواهيم بازار کار را رونق دهيم، تورم ايجاد مي‌شود. علت وجودي اين کلاف سردرگم، چيزي به جز جمعيت بالاي انساني نيست.»

با اين حال دکتر محسني فر معتقد است كه رشد بالاي جمعيت در سال‌هاي گذشته، تابعي از اقتضاي آن زمان بوده است. او مي‌گويد: «رشد بالاي جمعيت ايران در سال‌هاي گذشته، دلايل خاص خودش را داشت. دليل نخست‌، بهبود شرايط بهداشتي بود. دليل بعدي، شرايط جنگ تحميلي بود که اميد به زندگي را در ايران پايين آورده بود و در آن زمان تشويق خانواده‌ها به افزايش جمعيت صورت گرفت. اما در حال حاضر که ايران به شرايط ثبات جمعيتي نزديک مي‌شود، نبايد دوباره موقعيت را طوري تغيير دهيم که يکبار ديگر با موج جديد جمعيت مواجه شويم. کشور ما واقعاً توان تحمل اين موج را ندارد و اميدوارم که رشد ناگهاني جمعيت در هيچ دوره تاريخي تکرار نشود.» اين آسيب شناس اجتماعي با اشاره به نتايج پژوهش‌هايي که درباره نيازهاي شغلي در کشور صورت گرفته است، مي‌گويد: «مهم‌ترين مشکل كنوني ما، ايجاد اشتغال است. بررسي‌هايي که در کتاب «اقتصاد بدون درآمد بر مبناي نفت» انجام شده است، نشان مي‌دهد که ما بايد تا سال 1395 سالانه حداقل يک ميليون شغل ايجاد کنيم، در صورتي که حتي اگر در بيشترين حالت موفق شويم سالانه 700 تا 800 هزار شغل مفيد ايجاد کنيم باز با جمعيتي 200 تا 300 هزار نفري مواجهيم که شغل ندارند و بيشتر آنــان جــوانــان متولد سال‌هاي 55 تا 65 هستند.

اين در حالي است که شغل، تنها مساله ما نيست. نيازهايي مثل بهداشت و درمان، ازدواج، مسکن، آموزش، فرهنگ و امثالهم وجود دارند و تا زماني که اين هرم جمعيتي تغيير شکل بدهد و گروه جوانان ما بخواهند از هرم خارج شوند، سال‌ها طول مي‌کشد.»



حاشيه‌هاي پررنگ

پروفسور باهر، آسيب‌هاي خانوادگي و پديده فرار مغزها را از حاشيه‌هاي ازدياد جمعيت مي‌داند که به دنبال فشارهاي اقتصادي بر اجتماع سايه مي‌اندازند. او مي‌گويد: «کميت بدون کيفيت، براي ما خسارت‌هاي زيادي ايجاد مي‌کند. يکي از اين خسارت‌ها اين است که ما براي پرورش نيروي متخصص انرژي و هزينه صرف مي‌کنيم تا نيروهاي قابلي را در داخل کشور پرورش دهيم، اما اگر با افزايش جمعيت کيفيت زندگي پايين آيد، اين نيروها که به مرحله بازدهي رسيده‌اند و برايشان هزينه شده است، راهي کشورهايي مي‌شوند که جمعيت کمتر و امکانات بهتري دارند. بنابراين ما از امکانات خود به نفع بيگانگان هزينه کرده‌ايم و ماهي‌هاي چالاک خود را به آب شيرين غريبه‌ها‌ انداخته‌ايم. از سوي ديگر، اين وضع در خانواده‌ها هم تأثيراتي مي‌گذارد. هر قدر فرزندان يک خانواده بيشتر باشند، تنش‌هاي آن خانواده بيشتر مي‌شود. بچه‌ها نياز به آموزش، تربيت، رفاه، محبت، تأمين مالي و تفريح دارند و اگر خانواده توان فراهم کردن نيازهاي مادي و معنوي را نداشته باشند، هم پدر و مادر آسيب مي‌بينند و هم فرزندان.»

پروفسور باهر، آسيب‌هاي رفتاري جوانان را پيامد ديگر جمعيت زياد و خارج از کنترل مي‌داند و مي‌گويد: «جمعيت وقتي به سن جواني رسيد، بايد کار داشته باشد. چون انسان اگر مولد نباشد، مخرب مي‌شود و اين نه ارتباطي با تمکن مالي دارد و نه تربيت و فرهنگ و اعتقادات. بيکاري ام الفساد است و اين ريشه در آموزه‌هاي ديني ما دارد. وقتي جواني بيکار باشد، بي‌عار هم مي‌شود. صرف نظر از اين که پول دارد يا نه؛ تربيت اعتقادي دارد يا نه.

بنابراين تا زماني که نتوانيم مشکلات اشتغال جوانان امروز را حل کنيم، نبايد به فکر جمعيت جديد باشيم.»

او مي‌افزايد: «در شرايطي که نرخ بيکاري در کشور رقم بالايي دارد و جوانان تحصيل کرده مجبورند به مشاغل نامرتبط با رشته تحصيلي روي آورند، هدر رفتگي نيروي کار ما بالا خواهد بود.

به اين ترتيب، نه از جمعيتي که داريم استفاده بهينه کنيم و نه امکانات رضايتمندي را براي آنان فراهم مي‌كنيم.»

دکتر محسني فر هم با بيان اينکه شرايط فعلي هرم جمعيتي ايران به مرحله ثبات نزديک شده و نبايد اين ثبات را از بين برد، مي‌گويد: «در مطالعات جمعيت شناسي، چهار مرحله اصلي را براي وضع جمعيت در نظر مي‌گيرند.

مرحله نخست وقتي است که ميزان مواليد و مرگ و مير هر دو زياد است.

در حالت دوم، مرگ و مير کم و مواليد زياد است. اين يعني رشد شديد جمعيت؛ همان وضعيتي که ما تا سال 65 داشتيم. اما در اين سال‌ها اقدامات بهداشتي مؤثري در ايران صورت گرفت که باعث شد مرگ و مير مادران و نوزادان به شدت کاهش يابد و در مقابل اميد به زندگي بيشتر شود. اتفاق مثبتي که يک جهش در بهداشت و درمان ايران به شمار مي‌رفت. از اين سال‌ها به بعد، روي بحث کنترل جمعيت و تنظيم خانواده بيشتر کار شد به طوري که رشد جمعيت از نزديک به 4 درصد به حدود 6/1 درصد در سال 85 رسيد. اما در حال حاضر به دليل آنکه جوانان سال‌هاي 55 تا 65 به مرحله فرزند آوري رسيده‌اند، رشد جمعيت در سال‌هاي آينده بيشتر خواهد شد. کما اينکه اكنون رشد 8/1 درصد گزارش شده است.

در مرحله سوم، رشد جمعيت به حالت باثبات تري مي‌رسد. در حقيقت ميزان مرگ و مير و مواليد هر دو پايين مي‌آيد.

اين مرحله‌اي است که ما در آن قرار داريم و رسيدن به آن حاصل سال‌ها تلاش کارشناسان جمعيت شناس بوده است. در مرحله چهارم، مواليد کم مي‌شود و مرگ و مير کهنسالي افزايش مي‌يابد که ما تا رسيدن به اين مرحله زمان نسبتا زيادي در پيش داريم؛ بنابراين،نگراني از اين بابت وجود ندارد.



خطر را حس کنيم

با وجودي که عده‌اي از مسئولان اعتقاد دارند، تنظيم خانواده در ايران دروني شده و خانواده‌هاي ايراني در صورت تشويق به فرزندآوري، باز هم سياست‌هاي جمعيتي خانواده را در نظر مي‌گيرند، دکتر محسني فر قضاوت در اين زمينه را زودهنگام مي‌داند.

او مي‌گويد: «حدود سال 76ـ77 براي فعاليت‌هاي كمنترل جمعيت به يکي از روستاهاي اطراف گناوه و بوشهر رفته بودم.

روزي از يکي از خانم‌هاي بومي روستا پرسيدم که به فرزندان زياد تمايل دارد يا نه؟ جواب او واقعاً برايم جالب بود.

گفت نه. ديگر دوره فرزند زياد گذشته است. بچه زياد، يعني هزينه و مشکل. اين نشان مي‌داد که خانواده‌ها نگاه دقيق تري نسبت به شرايط اجتماعي و اقتصادي دارند و اطلاع‌رساني خوبي انجام شده است.

اما اين براي آنکه بگوييم کنترل جمعيت دروني شده و به صورت فرهنگ در آمده است، کافي نيست. بايد ديد که زنان و مردان ما به دليل محدوديت‌هاي مالي علاقه‌اي به فرزندان زياد ندارند يا به دلايل ديگر. چون اگر مشکلات اقتصادي دليل تنظيم خانواده باشد، با درآمد بهتر يا کمک‌هاي دولت، مواليد زياد خواهد شد.»

شاهد اين ادعا، پژوهش‌هاي انجام شده، در داخل و خارج از کشور است. دکتر محسني فر مي‌گويد: «در مصر بررسي‌هايي انجام شد که نشان مي‌داد در برهه‌اي از زمان به دليل مشکلات معيشتي و مسايل اقتصادي، رشد جمعيت کاهش شديدي يافت؛ اما به محض بهبود وضع اقتصادي جمعيت دوباره رشد بالايي پيدا کرد.

در همين راستا، چندي پيش، پژوهشي در تهران انجام داديم که نتايج آن نشان مي‌داد زنان نسبت به مردان تمايل بيشتري به داشتن دو فرزند دارند. در صورتي که مردان يک بچه را کافي مي‌دانند و دليل بيشتر آنان مشکلات اقتصادي بوده است. اين نشان مي‌دهد که کنترل جمعيت در ايران نهادينه نشده است.

نهادينه شدن وقتي اتفاق مي‌افتد که زن و مرد هر دو درباره تعداد فرزندان توافق کنند و اين توافق وابسته به مسايل اقتصادي نباشد. ما زماني مي‌توانيم با اطمينان بگوييم کاهش رشد جمعيت نهادينه شده است که تک فرزندي در ايران به 20 تا 30 درصد برسد. البته تک فرزندي، تبعات خاص خود را دارد، اما در حال حاضر بهترين راه کنترل جمعيت است.»

او مي‌افزايد: «ما نمي‌گوييم رشد جمعيت صفر يا منفي باشد، چرا که اين شکل هم آسيب‌هاي خاص خودش را دارد که امروزه بسياري از کشورها با آن دست به گريبانند.

اما معتقديم، رشد جمعيت بايد متناسب با نيازها، توانمندي‌ها و چشم‌انداز طولاني مدت باشد تا در آينده دچار بحران‌هايي که امروز با آن مواجهيم، نشويم.»

 

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 19:0  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

سال 88 سال خوبی برای مردم این سرزمین نبود، زیرا در این سال چندین تن از بزرگان عرصه های مختلف ایران زمین روی در نقاب خاک کشیدند. کسانیکه پر کردن جای خالی آنان هیچ گاه امکان پذیر نخواهد بود و تنها دلخوشی مان در این این است که آنان برای همیشه و تا ابد در ذهن ما ماندگار خواهند ماند .

برخی از این افراد (به ترتیب ماه درگذشت) عبارتند از :

فروردین:

خديجه ثقفي همسر امام خميني (ره):

خانم خديجه ثقفي ملقب به «قدس ايران» متولد 1337 هجري قمري مطابق با 1292 هجري شمسي، از نوادگان فقيه نامدار حضرت آيت‌الله حاج ميرزا ابوالقاسم كلانتر تهراني از شاگردان شيخ مرتضي انصاري در نجف اشرف بود. والد ماجد همسر مكرمه حضرت امام خميني(س)، آيت‌الله حاج ميرزا محمد ثقفي تهراني از شاگردان موسس حوزه علميه قم و از مجتهدان و مدرسان به نام فقيه و اصول و معارف عقلي در تهران و صاحب كتاب شريف تفسير «روان جاويد» است. خانم ثقفي 9 ساله بود كه پدر گراميشان براي ادامه تحصيل به مدت هفت سال به قم هجرت كردند. اما خانم ثقفي نزد مادربزرگ خويش در تهران ماند و براي ديدار با پدر و مادر به قم رفت‌وآمد داشتند. آيت‌الله حاج ميرزا محمد ثقفي در مدت هفت سالي كه در قم اقامت داشت با شخصيت‌هاي برجسته‌اي مانوس گرديد. يكي از آن‌ها امام خميني(س) بود. آيت‌الله ثقفي در مجالس و محافل عمومي و خصوصي در آن ايام از امام خميني(س) كه در آن زمان معروف به حاج آقا روح‌الله بود به عنوان انساني با نجابت، متدين، باسواد و زرنگ ياد مي‌كرد و با وجود آن كه امام هفت سال از آيت‌الله ثقفي كوچك‌تر بود، ضمن معاشرت با وي، ايشان را همواره تكريم و احترام مي‌كرد. با وساطت مرحوم آيت‌الله لواساني از دوستان مشترك امام خميني(س) و آيت‌الله ثقفي مقدمات وصلت امام با خانم ثقفي فراهم گرديد. امام خميني در سال 1308 هجري شمسي در ماه مبارك رمضان با خانم خديجه ثقفي ازدواج كردند.
مراسم عقد و عروسي بسيار ساده برگزار گرديد. ثمره اين وصلت هشت فرزند بود كه سه تن از آنان در اوان كودكي از دنيا رفتند. سه دختر مكرمه حضرت امام خانم‌ها، صديقه مصطفوي همسر مرحوم آيت‌الله اشرفي، خانم فريده مصطفوي همسر جناب آقاي حسن اعرابي و خانم دكتر زهرا مصطفوي همسر جناب آقاي دكتر محمود بروجردي مي‌باشند و دو فرزند پسر، آيت‌الله شهيد حاج آقا مصطفي خميني و حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني بودند. كل اثاثيه امام خميني در زمان ازدواج يك گليم و يك دست رخت خواب و لوازم بسيار مختصر زندگي بود. وقتي خديجه خانم به منزل آيت‌الله خميني وارد شد با عالم ديني‌اي روبه‌رو مي‌شود كه نهايت احترام را براي او قايل است. تنها چيزي كه امام از همسرشان خواستند دو چيز بود كه فرمودند: اگر مي‌خواهيد به بهشت برويد؛ دو كار انجام دهيد: اول اينكه هر چه خداوند واجب دانسته، انجام دهيد و هر چه حرام دانسته، انجام ندهيد. امام فقط اين دو قيد را گذاشته‌اند، در غير از اين موارد رعايت احترام خانم‌ براي امام بسيار مهم بوده است.
مرحومه خانم ثقفي قبل از اردواج مدتي ادبيات عرب را نزد پدرشان فرا گرفته بودند و با زبان فرانسه نيز آشنايي داشتند و زماني كه به خانه امام مي‌آيند نزد امام هم ادبيات عرب را ادامه مي‌دهند و كتاب، «جامع‌المقدمات» را مي‌خواندند. ايشان حافظه فوق‌العاده‌اي داشتند، يك غزل را يك بار كه مي‌خواندند، حفظ مي‌شدند. ايشان ذوق شعري هم داشتند. تدريس امام به خانم چند ماهي طول مي‌كشد، اما پس از تولد فرزندان، مسووليتشان در خانه بيشتر شد، با موافقت طرفين، تدريس متوقف مي‌شود. با تبعيد امام خميني به نجف خانم ثقفي همواره در كنار امام بود و در فراز و نشيب‌ زندگي هيچ‌گاه امام را تنها نگذاشت و حتي هنگامي كه با شهادت حاج آقا مصطفي روبه‌رو شد او را بسيار بي‌تاب كرد، باعث نگرديد كه شرايط براي امام كه درگير مبارزه با استبداد بود سخت شود. صبوري اين بانوي بزرگوار اسباب آرامش خاطر رهبر كبير انقلاب را فراهم ساخت. بردباري و تعهد و همراهي همسر امام خميني نقشي منحصر به فرد در موفقيت‌هاي امام خميني داشته است
همسر گرامي امام خميني به قلم خويش خاطرات زندگي خود را نوشته است اما روح بلند و مناعت طبع آن بزرگوار مانع از اجازه انتشار آن در دوران حيات گرديد. با انتشار قريب‌الوقوع دفتر خاطرات ايشات ملت بزرگوار ايران در جريان رنج‌ها و مرارت‌هاي اين اسوه صبر و مقاومت بيشتر آشنا خواهند شد. در بيان عظمت و شكيبايي اين مادر و همسر نمونه همين بس كه ايشان در سه دهه اخير متجاوز از ده داغ عزيز را با صبوري بي‌مانند پشت سر گذاشت اما هيچ خدشه‌اي بر متنانت و احساس مسووليت او و توكل به خداي متعال وارد نگرديد. روحش در جوار امام راحل و يادگارشان از رضوان و رحمت واسعه الهي برخوردار باد.بانو خديجه ثقفي همسر امام خميني (ره) در ساعات اوليه صبح روز شنبه اول
فروردين‌ماه سال 1388 در سن ‌96 سالگي بر اثر بيماري در بيمارستان خاتم‌الانبياي تهران درگذشت.

اردشير كشاورزي:

اردشير كشاورزي در سال 1324 در كرمانشاه متولد شد و مدرك كارشناسي‌اش را در رشته زبانهاي خارجي از دانشگاه شهيد بهشتي دريافت كرد. اما از سال 1351 و به واسطه حضور «اسكار باتك» در دانشكده هنرهاي دراماتيك به‌عنوان مترجم و مشاور او حضور داشت. هادي و هدي»، «علي‌بابا و چهل دزد بغداد»، «حسني و لوبياي سحرآميز»، «حادثه در شهر عروسكها» و نمايش‌هاي عروسكي ديگر از جمله كارهاي ماندگاري هستند كه در برخورد اول ذهن را به سوي چهره سازنده آن اردشير كشاورزي مي‌برد. اردشير كشاورزي سوم فروردين در سن 63 سالگي بر اثر سرطان ريه از دنيا رفت.

محمد هاشمي آستانه:

هاشمي آستانه متولد مهرماه ‌١٣٤٣ بود. او از دانشگاه تهران مدرك ليسانس جامعه‌شناسي و از دانشگاه پيام نور فوق‌ليسانس همين رشته را داشت. آغاز كار هاشمي آستانه در حوزه‌ي نويسندگي از سال ‌١٣٦٠ در گروه اجتماعي راديو بود و پس از آن به‌عنوان سردبير برنامه‌هاي «مجله‌ي صبحگاهي»، «جُنگ جوان»، «مجلس» و «همراه با مردم همگام با مسؤولان» فعاليت مي‌كرد. او از افراد مؤثر در راه‌اندازي شبكه‌ي راديويي جوان و نخستين مدير گروه اجتماعي اين شبكه‌ي راديويي بود، در تلويزيون نيز از سال ‌١٣٧٦ تا ‌١٣٨٠ در گروه اجتماعي شبكه‌ي سوم سيما نويسندگي و تهيه‌كنندگي مي‌كرد. وی از سال ‌١٣٨٤ در شبكه‌ي قرآن سيما به‌عنوان نويسنده و تهيه‌كننده فعاليت مي‌كرد محمد هاشمي آستانه صبح روز جمعه، هفتم فروردين‌ماه ‌١٣٨٨ براثر سكته‌ي قلبي درگذشت.

مسعود شکوئي:

شاعر، نويسنده و پژوهشگر 25 فروردين ماه به دليل ايست قلبي در منزل خود و در حين انجام مطالعه دار فاني را وداع گفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.  شکوئي علاوه بر نگارش چندين مجموعه شعر و رمان، به عنوان نويسنده و پژوهشگر در حوزه هاي مختلف فعاليت مي کرد و چندين فيلم نامه نوشته است. از فعاليت هاي او به تدريس در دانشگاه هاي کشور از جمله دانشگاه شهيد بهشتي و چاپ مقالات و کتاب هايي چون «طالع بازيافته» (رمان) و «سفر با شاعر» مي توان اشاره کرد.

محمد حسين كياني:

استاد حاج محمد حسین کیانی فرزند محمد علی به سال ۱۲۹۵ هجری شمسی  در ایل قشقایی به دنیا آمد. وی در کودکی نزد شخصی به نام ملا دادالله ، قرآن مجید و کتابهای مرسوم مکتب خانه های آنزمان را فراگرفت.وی از آوان نوجوانی به ترنم آوازهای محلی و اشعار حماسی علاقمند بود . کیانی در دوران جوانی در محضر استادان بزرگی چون داوود نکیسا نوازنده سه تار و کمانچه و کاکاخان خورشیدی که صوت دلنشینی داشت ، تلمذ نمود.این خواننده خوش صدای ایل در سال ۱۳۱۹ ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر می باشد. این نیک مرد عرصه هنر قبل از انقلاب اسلامی به صورت محدود در چند برنامه رادیویی شرکت نمود ، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برنامه های هنری متعددی حضور موثر داشته است.روز جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸ مقارن اذان ظهر دار فانی را وداع گفت.

جمشيد فرحي:

 


مرحوم فرحی کار در سینما را از اوایل دهه 1340 آغاز کرد و تا بیش از یک دهه بعد در تعدادی از فیلم‌های مطرح سینمای ایران شامل "رگبار" بهرام بیضایی، "نفرین" ناصر تقوایی، "تنگسیر" امیر نادری، "شازده احتجاب" بهمن فرمان‌آرا و "گوزن‌ها" مسعود کیمیایی به عنوان دستیار فیلمبردار همکاری داشت.از فیلم‌های او در مقام فیلمبردار نیز می‌توان به "بوف کور" کیومرث درم‌بخش، "سرخپوستها" غلامحسین لطفی، "زخمه" خسرو ملکان و "بالاش" اکبر صادقی اشاره کرد. وی دستیار فیلمبردار فیلم‌هایی چون "رگبار" بهرام بیضایی و "گوزن‌ها" مسعود کیمیایی بود، روز شنبه اول فروردین 88 بر اثر سکته مغزی درگذشت.

اردیبهشت:

حضرت آيت الله العظمي بهجت:

حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد. افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند . در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است. تاليفات معظم له ، عبارتند از :
 يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و... آيت الله العظمي محمد تقي بهجت فومني به علت عارضه مغزي در27/2/88 دار فاني
را وداع گفت.

سياوش شاملو:

سياوش شاملو فرزند احمد شاملو شاعر صبح امروز 28 ارديبهشت ماه در بيمارستان جم تهران چشم از جهان فروبست. سياوش شاملو كه سال ها از بيماري سرطان رنج مي برد متولد 1327 بود و پس از فوت احمد شاملو سرپرستي دفتر نظارت بر آثار پدرش را به عهده داشت.

رضا سیدحسینی:

رضا سيدحسيني 22 مهرماه سال 1305 در اردبيل به‌دنيا آمد. ديپلم ارتباطات گرفت و سپس در فرانسه، در مدرسه‌ي عالي ارتباطات به تحصيل مشغول شد. او كار ترجمه را از سن 16، 17سالگي با ترجمه از تركي قفقازي و تركي استانبولي شروع كرد و پس از آن، به ترجمه از زبان فرانسه پرداخت. مكتب‌هاي ادبي»، «رؤياي عشق» از ماكسيم گوركي، «لايم لايت» اثر چارلي چاپلين، «طاعون» آلبر كامو، «آخرين اشعار ناظم حكمت»، «ضدخاطرات» و «اميد» آندره مالرو، «در دفاع از روشنفكران» ژان پل سارتر و «آبروباخته»ي جك لندن، از جمله آثار اين مترجم پيشكسوت‌اند. اين مترجم پيشكسوت 11 ارديبهشت‌ماه در بيمارستان ايرانمهر از دنيا رفت .

بيژن ترقي:

بيژن ترقي متولد ‌1308 بود و از ترانه‌هايش به برگ خزان، آتش كاروان، تك‌درخت، طاووس و سايه مي‌توان اشاره كرد. ترقي فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملك‌الشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت. اين ترانه‌سراي پيشكسوت كه مدت‌ها بود از بيماري رنج مي‌برد، پنجم ارديبهشت‌ماه در منزلش درگذشت و در كنار همكاران قديمي‌اش علي تجويدي و پرويز ياحقي در قطعه‌ي هنرمندان بهشت ‌زهرا (س) آرام گرفت.

غلامرضا صديق غريب:

این شاعر و نويسنده12 ارديبهشت‌ماه در سن 83سالگي درگذشت و در آرامگاه سرايندگان در محوطه‌ي آرامگاه فردوسي به خاك سپرده شد. صديق غريب از شاعران خراسان بود و از آثارش به «اخوانيه‌اي از مهدي اخوان ثالث و غلامرضا صديق» و کتاب «آبشار طلا» که آخرين اثرش است، مي‌توان اشاره كرد.

پيمان ابدي:

پیمان جلال ابدی، به اختصار پیمان ابدی در سال ۱۳۵۱ در محله‌ی یوسف‌آباد تهران به دنیا آمد. او به جز زبان فارسی به چهار زبان انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته‌ی سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته‌ی تخصصی ورزشی او شیرجه آزاد بود که در مسابقات آلمان ۲۷ مدال طلا و چندین مدال نقره کسب کرد و رکورد شیرجه‌ی آزاد وی هنوز در آلمان شکسته نشده‌است. وی با بدلکاری در فیلم‌های مشهور، در خلق و طراحی صحنه‌های هیجان‌انگیز، مهارت‌های علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته‌است. او عضو تیم بدلکاری اکشن کانسپت (یکی از تیم‌های بدلکاری مهم در کلن آلمان) بود، از جمله مهمترین پروژه‌های اکشن وی، سریال‌های پربیننده‌ی هشدار برای کبری1۱، موتورسواران پلیس و فیلم‌های ۱۰۰ درجه و نقاب است.پیمان جلال ابدی در سال ۱۳۸۵ به ایران بازگشت و یک کلاس حرفه‌ای آموزش بدلکاری تاسیس کرد.سرانجام در عصر روز چهارشنبه ۱۶ ماه اردیبهشت ۱۳۸۸ در حین اجرای یک صحنه اکشن، در تله‌فیلم چشم‌های نامحسوسبه کارگردانی محسن موسویان جان خود را از دست داد.

محمدامين‌ رياحي:

رياحي سال 1302 در خوي متولد شد. او از شاگردان ملك‌الشعراي بهار بود كه رساله‌ي دكتري خود را در رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي با عنوان «تصحيح متن مرصاد العباد» زير نظر بديع‌الزمان فروزانفر به انجام رساند. سال‌ها رياست بنياد شاهنامه را بر عهده داشت و با كساني از جمله مجتبي مينوي، عباس زرياب خويي و احمد تفضلي همكار بود. رياحي در طول فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي‌اش مسؤوليت‌هاي متعددي را برعهده داشت كه مهم‌ترين آن‌ها عبارت‌اند از: رايزني فرهنگي ايران در تركيه، وزير آموزش و پرورش، مسؤول كتابخانه‌هاي كل كشور و مسؤول رسيدگي به كتاب‌هاي درسي دانش‌آموزان. او با نوشتن مقاله‌ي «تربت شمس تبريزي كجاست؟»، جهانيان را با گنج نهفته در شهر خوي آشنا كرد. همچنين «تاريخ خوي»، «سرچشمه‌هاي فردوسي‌شناسي»، تصحيح «عالم‌آراي نادري» و چاپ ديوان رشيد ياسمي از فعاليت‌هاي رياحي هستند كه شعر هم مي‌گفت. وی25 ارديبهشت‌ماه بر اثر كهولت سن و بيماري در بيمارستاني در تهران در سن 86سالگي از دنيا رفت و در قطعه‌ي نام‌آوران به خاك سپرده شد.

عزيز دولت‌آبادي :

متخلص به درويش دهم ارديبهشت‌ماه در سن 87سالگي درگذشت و در مقرةالشعراي تبريز به خاك سپرده شد. دولت‌آبادي متولد سال 1301 در تبريز بود و دكتري زبان و ادبيات فارسي داشت. او به جز انتشار شعرهايش، چند ديوان را نيز تصحيح و منتشر كرده بود.

خرداد:

 جعفر زرين‌چنگ:

در 20 آبان 1316 در شيراز به دنيا آمد. كارشناسي مهندسي مكانيك را در سال 1341 از دانشگاه شيراز اخذ كرد و براي تحصيلات تكميلي راهي آلمان شد.او در سال 1347 كارشناسي ارشد خود را در رشته مهندسي مكانيك از دانشگاه «منهايم» آلمان اخذ كرد. پس از آن راهي دانشگاه «ردينگ» انگلستان شد و دكتري خود را در سال 1351 از آن دانشگاه اخذ كرد.تاليف بيش از ده‌ها مقاله در مجلات داخلي و خارجي، عضويت در انجمن‌هاي تخصصي نظير انجمن مهندسان مكانيك ايران، انجمن خورشيدي ايران، انجمن احتراق ايران، انجمن محيط زيست ايران، انجمن موتور استرلينگ آمريكا و انجمن محيط زيست انگلستان، عضو هيات تحريرية فصل‌نامه علمي- پژوهشي تحقيقات موتور، تاليف كتاب‌هاي تئوري روغنكاري و طراحي ياتاقان‌ها و تشريح حل پانصد مسألة حل‌شده در ترموديناميك كلاسيك مهندسي و آماري از جمله فعاليت‌هاي علمي - پژوهشي ايشان است.حضور در طرح‌هاي ملي نظير پروژة طراحي و ساخت موتور ملي و موتور ملي ديزل و ثبت اختراعات فني- مهندسي از ديگر خدمات و افتخارات ايشان بود. دكتر زرين چنگ از پيشگامان علم موتور در ايران شامگاه شنبه16/3/88 درگذشت.

مهين بزرگي:

پيشكسوت دوبله 23 خرداد ماه از دنيا رفت. اين هنرمند از سال 1335 دوبله را بطور حرفه‌يي آغاز كرد. او كه از قديمي‌ترين گويندگان زن ايران به شمار مي‌رفت، تيپ زنان با وقارو پيرزن‌ها را مي‌گفت. شادروان بزرگي،دوبلورزنده‌ياد پروين سليماني بود. از ديگرفعاليت‌هاي مرحوم بزرگي به گويندگي حرفه‌يي در راديو مي‌توان اشاره كرد

پروین سلیمانی:

پروين(بتول) سليماني(بازيگر سينما و تلويزيون) كه سالها از بيماري رنج مي‌برد؛ 11 خردادماه به علت تومور بدخيم مغزي پس از يك ماه بيهوشي درگذشت. سليماني در سال 1301 در تهران متولد شد. بازي در تئاتر را از سال 1323 و همچنين بازي در سينما را از سال 1331 با «گلنسا» به كارگرداني «سرژ آزاريان» شروع كرد.و طي بيش از 60 سال در حدود 80 فيلم ايفاي نقش كرد كه از ميان آنها مي‌توان به «خاك»، «شازده احتجاب»، «بوف كور»، «كندو»، «گوزن‌ها»، «غزل‌»، «آشيانه مهر»، «شبح كژدم»، «بگذار زندگي كنم»، «آن سوي آتش»، «سرب»، «زمان از دست‌رفته»، «ابليس»،«افسانه آه»، «هنرپيشه»، «شب روباه»، «سلطان و غزل» اشاره كرد اما حضور اين بازيگر در مجموعه‌هاي تلويزيوني به‌ويژه نقش او در مجموعه «تعطيلات نوروزي» بيشتر در خاطره‌ها باقي ماند.

قادر عبدالله زاده:

قادر عبدالله‌ زاده‌، مشهور به‌ "قاله‌ مه‌ره"، هنرمند ناميو نوازنده نامدار شمشال اول دي ماه 1304 در روستاي كوليجه از توابع شهرستان بوكان به دنيا آمد  قاله مه‌ره دوران نوجوانی و جوانی چوپان بوده اما بقیه عمرش را برای مردم کوچه و بازار شِمشال زده است و تنها راه کسب درآمدش هم نی زنی بوده‌ است و از این راه امرار معاش می‌کرد. او حتی روز‌های جمعه به غار «سهولان» که در فاصله ۳۵ کیلومتری «بوکان» و در نزدیکی «مهاباد» است می‌رفت تا ساز بزند و پول دربیاوردقاله مه‌ره، با آن که سواد خواندن و نوشتن نداشت اما دریایی از موسیقی غنی کردستان را در سینه‌‌اش حفظ کرده بود. او، بیشتر آهنگ‌های ترانه‌هایش را خودش ساخته‌ بود. آوازه و شهرت زیاد قاله مه‌ره باعث شده هر‌از چند گاهی به مناسبت‌ های گوناگون و برای اجرای برنامه‌های مختلف از جمله یادواره‌ بمباران شیمیایی «سردشت» و «حلبچه»، یادبود قرباینان «اَنفال» (کشتار بیش از 180 هزار کرد به دست رژیم بعث در کردستان عراق)، بزرگداشت هفته معلم، اجرای ساز‌های محلی در کردستان ایران و عراق به مراسم‌ های مختلف دعوت شود و سفر‌هایی را به نقاط مختلف ایران داشته باشد.قاله مه‌ره چند سال پیش، به گفته خود به دعوت «جلال طالبانی» رئیس جمهور کنونی عراق، به‌ منظور نواختن ساز، به‌ مدت ۲۰ روز به کردستان عراق سفر کرد. قاله مره 31 ارديبهشت 88 در منزل مسكوني‌اش دار فاني را وداع گفت.

محمد امين مير فندرسكي:

محمدامين ميرفندرسكي معمار و طراح موزه تاريخ طبيعي خراسان، ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ در بيمارستان ايرانمهر تهران درگذشت.ميرفندرسكي از دهه 40 استاديار داوطلب دانشكده هاي فلورانس، استاديار دانشگاه تهران، سرپرست دانشكده هنرهاي زيباي تهران، استاد مدعو دانشكده معماري كمبريج انگلستان بوده است و بعد از بازگشت به ايران در طول سه سال گذشته پروژه هاي معماري بسياري را در تهران و ساير شهرهاي ايران از خود به يادگار گذاشته است كه مدرسه پرستاري زينب تهران، طرح فرودگاه بين المللي اصفهان، طرح موزه بزرگ خراسان در باغ كوه سنگي و طرح موزه تاريخ طبيعي خراسان از آن جمله است. ميرفندرسكي سال 1383 نيز دبيري علمي نخستين همايش باغ ايراني را بر عهده داشت.

تیر :

دكتر سيد احمد بني هاشمي:

 دكتر بني هاشمي اولين شيميدان رشته پليمر ايران از دانشگاه شيراز 3/4/88دارفاني را وداع گفت.پروفسور سيداحمد بني هاشمي استاد بخش شيمي دانشكده علوم دانشگاه شيراز، پس از عمري تلاش و مجاهدت علمي،تحقيقاتي و آموزشي دار فاني را وداع گفت. دكتر بني هاشمي از با سابقه ترين استادان دانشگاه شيراز مي باشد، يكي از بنيانگذاران بخش شيمي دانشگاه در سال چهل و سه بوده و از او به عنوان اولين شيميدان رشته پليمر در ايران نام برده شده است. اين استاد فقيد همچنين از موسسين انجمن شيمي و مهندسي ايران و از بنيانگذاران انجمن پليمر ايران بود و گرايش شيمي پليمر دانشگاه شيراز را نيز راه اندازي نموده است. دكتر بني هاشمي در ادامه فعاليت هاي علمي و آموزشي خود اولين دوره دكتراي رشته ي شيمي پليمر را در دانشگاه شيراز راه اندازي نمود و به عنوان رئيس اولين كميته دكترا در دانشگاه شيراز انتخاب گرديد. وي همچنين عضو هيأت مديره انجمن شيمي ايران در طي دوره هاي متعدد، عضو هيأت تحريريه مجله پليمر ايران، فعال در برنامه ريزي دروس ستاد انقلاب فرهنگي و رئيس بخش شيمي دانشگاه شيراز هم بوده است.زنده ياد دكتر بني هاشمي كه در طول دوران فعاليت علمي خود به تربيت دانشجويان بسياري در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا پرداخت و از وي مقالات متعدد و ارزشمندي در مجلات بين المللي به چاپ رسيد، به عنوان همكار در نگارش لغت نامه تخصصي شيمي فعاليت مي كرد و در برگزاري سمينارهاي تخصصي و سمينارهاي بين المللي پليمر نقش برجسته و ارزنده اي داشت.

محمد حقوقي:

متولد سال 1316 در اصفهان بود. دوره‌ي آموزش‌هاي دبستاني و دبيرستاني را در زادگاهش به پايان رساند. پيش از اين‌كه به تهران بيايد، تنها دو كتاب شعر با نام «زوايا و مدارات» و «فصل‌هاي زمستاني» را در اصفهان چاپ كرده بود و نه تنها به عنوان شاعر، كه به عنوان منتقد هم، همراه با چاپ مقاله‌ها و نقدهايي در «جنگ اصفهان»، مجله‌ي «آرش» و مطبوعات مختلف مشهور شده بود؛ اما آن‌چه او را بيش از پيش شناساند، انتشار كتاب «شعر نو از آغاز تا امروز» بود. آثاري از جمله دفترهاي شعر: «گنجشك‌ها و گيلاس‌ها» (شعرهاي عاشقانه)، «زوايا و مدارات»، «فصل‌هاي زمستاني»، «شرقي‌ها»، «با شب با زخم با گرگ»، «گريزهاي ناگريز»، «خروس هزاريال»، «سطح‌هاي شعر در سطرهاي نثر» و «از صدا تا سكوت» (لاك‌پشت‌ها)، و نيز «شعر و شاعران» (‌بررسي و تحقيقي درباره‌ي شعر شاعران معاصر) از او به جا مانده‌اند. اين شاعر و منتقد پيشكسوت كه در تهران سكونت داشت، هشتم تيرماه در بيمارستان خورشيد اصفهان درگذشت و در زادگاهش در قطعه‌ي نام‌آوران باغ رضوان اصفهان در خاك آرام گرفت.

درگذشت اعضاي تيم ملي جودو نوجوانان:

تمامی اعضای اعزامی تیم ملی نوجوانان جودوی ایران که صبح چهارشنبه24 /4/ 88 عازم ایروان ارمنستان بودند، در سقوط هواپیما کشته شدند اعضای تیم ملی نوجوانان جودوی کشورمان که به منظور حضور در اردوی آماده سازی این تیم در میان سرنشینان هواپیما بوده‌اند.اسامی کشته شدگان تیم ملی نوجوانان جودو به شرح ذیل است: وحید ابراهیمی در وزن 51 کیلوگرم؛ ایمان زینی وند در وزن 55 کیلوگرم؛حسین بنا در وزن 60 کیلوگرم؛سعید رسولی در وزن66 کیلوگرم؛مصطفی صباغی در وزن 70 کیلوگرم؛یحیی باقرپور در وزن 81 کیلوگرم؛ مصیب عزیزاللهی در وزن90 کیلوگرم؛ علیرضا لگری در وزن 90+ کیلوگرم؛ علی بهرامی سرمربی تیم و علی محدث مربی تیم

اسماعيل فصيح:

فصيح دوم اسفندماه سال 1313 در محله‌ي درخونگاه تهران (شهيد اكبرنژاد فعلي ـ نزديك بازار تهران) متولد شد. او در سال 1359 با سمت استاديار دانشكده‌ي نفت آبادان بازنشسته شد. از آثار او اين عنوان‌ها هستند: رمان‌هاي «شراب خام»، «دل كور»، «داستان جاويد»، «ثريا در اغما»، «درد سياوش»، «زمستان 62»، «فرار فروهر» و «بازگشت به درخونگاه»؛ مجموعه‌هاي داستان «خاك آشنا»، «ديدار در هند»، «عقد و داستان‌هاي ديگر» و «نمادهاي مشوش»؛ و ترجمه‌هاي «وضعيت آخر»، «بازي‌ها»،‌ «استادان داستان»، «رستم‌نامه» و « خودشناسي به روش يونگ». وی 25 تيرماه در سن 75 سالگي در بيمارستان شركت نفت درگذشت و در قطعه‌ي هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گرفت.

مجتبي تكين:

مجتبي تکين روزنامه نگار و عکاسي متين ، اخلاق گرا و متعهد بود که طي 2 دهه گذشته با ثبات در عملکرد حرفه اي به عنوان دبير گروه عکس روزنامه بين المللي تهران تايمز و سپس خبرگزاري مهر فعاليت کرد. آن مرحوم در طي دوران فعاليت حرفه اي خود برنده جايزه هاي متعدد داخلي و خارجي در حوزه عکاسي خبري شد.وی 26 تير 1388 به همراه دختر خردسالش بر اثر سانحه تصادف درگذشت.

شهريار فريوسفي:

شهريار فريوسفي» نوازنده‌ تار و سه‌تار 15تير ماه به علت عارضه قلبي پس از انتقال به بيمارستان «البرز» كرج از دنيا رفت. فريوسفي متولد 1335بود و در طول زندگي هنري‌اش از حضور استاداني چون علي اكبر شهنازي،هوشنگ ظريف و جليل شهناز بهره‌هاي فراوان برد.

مهدی آذریزدی:

 همه او را با «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» مي‌شناسند، 18 تيرماه در سن 87سالگي در بيمارستان آتيه‌ي تهران از دنيا رفت و در خاك زادگاهش در حسينيه‌ي خرمشاه يزد آرام گرفت. مهدي آذريزدي به گواه شناسنامه متولد سال 1301 در خرمشاه يزد بود. آثاري از جمله «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب»، «قصه‌هاي تازه از كتاب‌هاي كهن»، «گربه‌ي ناقلا»، «گربه‌ي تنبل»، «مثنوي» (براي بچه‌ها)، «مجموعه‌ي قصه‌هاي ساده» و تصحيح «مثنوي» مولوي (براي بزرگسالان) از او به يادگار مانده‌اند.

فرخ لقا هوشمند:

هوشمند در سال ۱۳۱۰ در رشت به دنیا آمد. بازی در تئاتر را از سال ۱۳۲۴آغاز و تا سال ۱۳۳۵ در گیلان ادامه داد. سپس در تهران تا سال ۱۳۴۲ ادامه كار داد و با بازي در سینما در سال ۱۳۳۶ با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی» با همکاری «پرویز خطیبی» دوره تازه كاري خود را آغاز کرد. سرانجام او در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸پس از ۳۲ روز بستری به دلیل عارضه‌مغزی درگذشت.

محمدرضا كاكاوندي:

محمد رضا کاکاوندی در تیرماه سال 1350 خورشیدی در شهر خرم آباد متولد شد . وی در سال 1367 فعالیت هنری خود را در زمینه ساخت آلات موسیقی در رشته کمانچه سازی آغاز نمود . بعد از فارغ التحصیلی در رشته مکانیک ، او کار خود را بصورت حرفه ای از سر گرفت تا اینکه توانست در سال 1382 در هجدهمین جشنواره موسیقی فجر در بین نوازندگان و سازندگان کمانچه ، ساز خود را به عنوان یک کمانچه برگزیده مطرح کند و لوح افتخار را به کار خود اختصاص دهد محمد رضا در بخش ساخت کمانچه به نو آوریهایی دست زده که در نوع خود بی نظیر می باشد . مانند ساخت کمانچه آلتو به شکل صحیح و اصولی که این ساز جایگزین آلتو و یا ویولون آلتو در ارکسترها می باشد .  همچنین ساخت کمانچه باس یا سل به شکل صحیح ساخت کمانچه هایی از چوبهای آفریقایی مثل آبنوس و ونگه که صداهای این سازها در نوع خود بی نظیر است . ساخت دسته کمانچه بصورت ترکه ای که با کاسه های ترکه ای هارمونی لازم را دارد ارائه انواع سازها با رنگها و صداهای مختلف برای نوازندگان با سلیقه های متفاوت .وی از قربانیان سانحه‌ی هوایی «توپولوف»24/4/88 بود.

مرداد :

سيف‌الله داد:

كارگردان سينما و معاون سينمايي دوره خاتمي متولد سال 1334 در خرمشهر ، بنیان‌گذار موسسه سینمایی سینافیلم بود. وی همچنین بین سال‌های ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ ریاست هیئت مدیره خانه سینما را برعهده‌داشت. داد؛ معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۷۹ بود که برخی این دوره را دوران طلایی سینمای ایران می‌دانند. داد در سن ۵۴ سالگی در ۶ مرداد ۱۳۸۸ در بیمارستان مهر تهران درگذشت. او كارگرداني آثار تاثيرگذاري همچون كاني مانگا و بازمانده را دارد. هرچند سيف الله داد در زمان انتخابات از نامزد اصلاح طلبان حمايت كرده بود اما در زمان فوت وي؛ بسياري از چهرهاي اصولگرا نيز حاضر بودند.

 

محسن روح‌الامینی نجف‌آبادی:

 یکی از کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دورهٔ دهم است. وی پس از دستگیری در ۱۸ تیر، به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شد. او ،چند روز بعد، در مسیر انتقال به زندان اوین به دلیل شرایط بد جسمانی ناشی از استرس‌های فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت به بیمارستان منتقل شده و در ۲ مرداد ۱۳۸۸جان سپرد. روح‌الامینی که دانشجوی رشتهٔ کامپیوتر دانشگاه تهران بود در تجمع روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ دستگیر و به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شد و در ۱ مرداد جنازه‌اش به خانواده‌اش تحویل داده شد. وی فرزند عبدالحسین روح‌الامينی دبیرکل حزب عدالت و توسعه و از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران، مشاور وزیر بهداشت و رئیس انستيتو پاستور بود که پیشتر نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و مشاور انتخاباتی محسن رضایی بود.

علي نجفي:

شاعر نيشابوري  18 مردادماه به علت سكته‌ي قلبي از دنيا رفت و پيكر او در قبرستان فرمك در كنار يغما به خاك سپرده شد. از علي نجفي متولد سال 1343، پيش‌تر، مجموعه‌ي «ضرب‌المثل‌هاي نيشابور» منتشر شده بود. شعرهاي او نيز در نشريه‌ها انتشار يافته بود.

 مهدي اباسلط :

نويسنده و فيلم‌ساز جوان  20 مردادماه بر اثر ايست قلبي درگذشت. اباسلط متولد 28 آذرماه سال 1360 و دانش‌آموخته‌ي سينما بود و از جمله آثار او به فيلم‌هاي «خنگ‌آباد» و «مسعود كيميايي عاشق» مي‌توان اشاره كرد. نمايش‌نامه‌ي «سادگي منو ببخش كيارستمي» او هم چندي پيش منتشر شد.

عبدالحسين شريفيان:

مترجم و داستان‌نويس  26 مردادماه در سن 83سالگي در بيمارستان كسري درگذشت. شريفيان متولد سال 1305 در بوشهر بود و از او حدود 50 کتاب ترجمه و هشت يا نه داستان کوتاه به چاپ رسيده است. از جمله‌ ترجمه‌هايي كه از اين مترجم منتشر شده‌اند، به اين آثار مي‌توان اشاره كرد: «اساطير جهان: داستان‌ها و حماسه‌ها» دانا روزنبرگ، «ايزابل»، «سمفوني کليسايي» و «سرداب‌هاي واتيکان» آندره پل گيوم ژيد، «خوشه‌هاي خشم» جان ارنست اشتاين بک، «سرزمين نابينايان» و «ماشين زمان» هربرت جورج ولز و «دميان» هرمان هسه.

عطاء افشاري:

افشاری متولد سال 1352 اهل قم و معلم آموزش و پرورش بود که به علت علاقه به حرفه خبرنگاری، کار در رسانه‌های مختلف دیداری، شنیداری و مکتوب را به عنوان خبرنگار و دبیری خبر تجربه کرد. عطا افشاری،‌ خبرنگار رسانه‌های فعال کشور که  به علت سرطان دستگاه گوارش‌ در بستر بیماری بود، عصر 25 مرداد در بیمارستان حضرت ولی عصر(عج) قم درگذشت

بهجت صدر:

نقاش مدرنيست نيز غروب 19 مرداد ماه در جنوب فرانسه از دنيا رفت. اين نقاش پيشكسوت ايراني كه در سالهاي اخير در فرانسه اقامت داشت، به علت سكته قلبي درگذشت. بهجت صدر هم‌دوره سهراب سپهري بود. او در سال 1327 وارد دانشكده هنرهاي زيبا و در سال 1333به عنوان شاگرد اول از آنجا فارغ التحصيل شد و جوايز بسياري را از بينال‌هاي هنري دريافت كرد.

 حسن يوسف زماني:

آهنگساز ، رهبر اركستر، نوازنده كلارينت و ويلن آلتو در سال 1310 در شهر سنندج استان كردستان به دنيا آمد.يوسف زماني اواسط دهه هفتاد به كانادا مهاجرت كرد و با تشكيل گروهي به نام پژواك به توسعه و گسترش موسيقي علمي و سنتي ايران همت گماشت.وي اواخر عمر به سرطان ريه دچار شد و 25 مرداد 1388دركانادا درگذشت.

شهریور :

پرويز مشكاتيان :

متولد 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور بود. آهنگساز، موسیقی‌دان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران كار هنري خود را در شش سالگي با پدرش، مرحوم حسن مشكاتيان كه استاد سنتورنوازي و آشنا با ويولن و سه‌تار بود، آغاز كرد. او، رديف ميرزا عبدالله را نزد نورعلي برومند و داريوش صفوت و مباني موسيقي ايراني را نزد اساتيدي چون محمدتقي مسعوديه، عبدالله دوامي، سعيد هرمزي و يوسف فروتن فراگرفت. او كار سنتورنوازي خود را به شيوه رسمي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي آغاز كرد و در اين زمينه بسيار موفق كار كرد و كارهاي بزرگ فراواني را در زمينه آهنگسازي وسنتورنوازي به ويژه تكنوازي انجام داد. وي در آزمون موسيقي باربد كه به ابتكار نورعلي برومند برگزار مي‌شد، به همراه پشنگ كامكار مشتركاً جايگاه نخست را به دست آورد. مشكاتيان از سال 58 تا سال 67 با محمدرضا شجريان همكاري داشت كه نتيجه اين همكاري، آثار ماندگاري چون بيداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. مشكاتيان 30 شهريور 1388 درگذشت .

منصور غزنوي:

از پيشکسوتان هنر دوبله ، دوم شهريور ماه دار فاني را وداع گفت. زنده ياد منصور غزنوي سال 1318 چشم به جهان گشود و سال 1340 بصورت حرفه‌يي کار گويندگي و دوبله را آغاز کرد. گويندگي به جاري نقش ماريوس در« بينوايان» و نقش‌گويي در فيلم‌هاي «سپيده در سياهي» و «بردي» از جمله فعاليت‌هاي او در عرصه‌ي دوبله محسوب مي‌شود. مينو غزنوي از صداپيشگان دوبله ايران نيز خواهر وي است كه با همكاري برادرش در هشت سالگي وارد عرصه‌ي دوبله شد، گوينده‌يي كه بينندگان تلويزيون او را با صداي يانگوم در سريال «جواهري در قصر» بيشتر مي‌شناسند.

دكتر سيد بزرگ محمودي:

«سيد بزرگ محمودي» ۳۱ مرداد در 72 سالگي درگذشت.اين پزشك و دانشمند ايراني بر اثر بيماري كليه در بيمارستاني در تهران درگذشت.سيد بزرگ محمودي  متولد ۱۳۱۸،  دكتراي فوق تخصص بيهوشي نوزادان و قبل از آن مهندس هوا و فضا بوده و نقش فعالي در ساخت اولين آپولويي كه اولين انسان را به فضا برده را داشته است. او در يكي از دانشگاه‌هاي آمريكا تحصيل مي‌كرده و نظرات خود را به صورت علني در مورد جنگ ويتنام اعلام كرد ولي شخصيت علمي و تخصص‌هاي مختلفي كه او داشته، دولت آمريكا را در برخورد با او محدود مي‌كرد.
او همان شخصيتي است كه در سال 1990 ، فيلم موهن «بدون دخترم هرگز» توسط هاليوود، بر اساس ماجراي دروغين نوشته شده توسط همسر او و با بازي آلفرد مولينا در نقش او و نقش بتي را سالي‌فيلد ساخته شد.دكتر محمودي معتقد بود: بتي يكي از جاسوسان فوق حرفه اي سازمان سيا بود و ازدواجش وزندگي با من بسيار دقيق براي او برنامه‌ريزي شده بود به طوري كه من تمام مدت نتوانستم اين موضوع و ارتباط‌هاي او را بفهمم.او با دروغ خواندن محتويات كتاب و فيلم «بدون دخترم هرگز» گفته بود: برخلاف آنچه فيلم مي‌گويد، انگيزه بازگشت من به ايران خدمت به مجروحان جنگي بود. من زمان جنگ به ايران بازگشتم. بعد هم كه جنگ تمام شد ديدم كه هنوز به حرفه من نياز هست. من متخصص بيهوشي هستم. و سرگرم عشق خودم بودم. كما اينكه مدتي در بيمارستان زندگي مي‌كردم كه در خدمت آموزش و بيمارستان و بيماران باشم كه هم در بخش آموزش و هم طبابت خدمت كنم.

سيف‌اله جواهري:

از جمله ورزشكارانی بود كه در طول دوران فعالیت خود در 2 رشته‌ كشتی و جودو مدال گرفت. وی نخستین چهره‌ طلایی جودوی ایران در رقابت‌های ارتش‌های جهان بود. نایب قهرمانی مسابقات بین‌المللی كشتی جام دانكلوف بلغارستان، لاس پالماس آمریكا و كسب مدال در عرصه مسابقات كشتی سامبو از دیگر افتخارات وی محسوب می‌شود. جواهری سال‌ها نیز به عنوان مربی كشتی و جودو انجام وظیفه می‌كرد. او مدت‌ها از ناراحتی قلبی رنج می‌برد و عاقبت بر اثر همین عارضه از دنیا رفت .استاد سیف اله جواهری که در زمان انقلاب بهترین باشگاه ایران را در حوالی میدان کاخ (فلستین) داشت تا نهایتا در سال 1359 باشگاه کارگران با مربیگری استاد کیهان به مقام قهرمانی رسید در زمان فعالیت جودوی خود یکی از سرشناسترین مربی و جودوکا و اولین مدال آور ایران در این رشته بود.

دكتر محمد نبي سربلوكي:

عضو هيات علمي مركز تحقيقات بيوفيزيك دانشگاه تهران كه چند سالي رياست اين مركز را نيز برعهده داشته است، به علت بيماري سرطان  در 10 شهریور ماه فوت كرد. گفتني است وي، مدرك phd خود را در رشته شيمي فيزيك ماكرومولكولي از دانشگاه پلي‌تكنيك نيويورك اخذ كرد و دو سال به عنوان محقق، دوره پست دكتراي خود را در دانشگاه ايالت ميشيگان گذراند. همچنين پرفسور سربلوكي تا سال 1981 در سمت مدير گروهي با سازمان ناسا همكاري كرد. اين استاد فرهيخته داراي 65 سال سن بود.

عباس قريب:

عباس قریب،بازیکن اسبق تیم ملی کشورمان و آخرین بازمانده از اولین تیم ملی فوتبال ایران ،24 /6/88 به دیار باقی شتافت. قریب از اولین نسل بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران که در بازی ایران مقابل افغانستان و هند در پست دفاع چپ پیراهن تیم ملی ایران را بر تن کرده است .این فوتیالیست قدیمی متولد 1295 تهران بود.

غلامعلي لياقتي:

استاد لياقتي كه متولد 1307 در تهران بود، پس از فارغ‌التحصيلي در رشته برق با رتبه اول در سال 1222 از هنرسراي عالي (دانشگاه صنعتي اميركبير) در سال 1336 در اعزام دانشجويان رتبه اول به آلمان رفت و موفق به اخذ درجه فوق ليسانس مخابرات از دانشگاه فني كالسروهه در حداقل زمان شد. وي سپس به شهر مونيخ رفت و زير نظر پروفسور مانكه با ارائه رساله «الكتروآكوستيك» در مورد اندازه‌گيري و تحقيق در ميدان‌هاي صوتي به درجه دكتري نايل آمد. دكتر لياقتي پس از بازگشت به كشور به تدريس در دانشگاههاي معتبر از جمله دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، صنعتي اميركبير، علم و صنعت ايران، صنعتي شريف و ... مشغول شد. از آثار ايشان مي‌توان به ترجمه كتاب‌هاي فيزيك عمومي براي همه، راهنمايي در فن تلفن و آكوستيك در طراحي استوديوها و تاليف كتاب‌هاي فن تلفن سوئيچينگ و الكتروآكوستيك كاربردي و تنظيم جزوات متعدد در فن تلفن و آكوستيك در معماري كه در حال حاضر مورد استفاده دانشجويان واستادان است اشاره كرد. بينانگذار علوم آكوستيك در دانشگاههاي ايران، 7 /6 / 88 در سن 81 سالگي دارفاني را وداع گفت.

همايون صنعتي‌زاده:

 چهارم شهريورماه امسال پس از يك دوره بيماري درگذشت و در شهر لاله‌زار بردسير كرمان به خاك سپرده شد. او متولد سال 1304 در تهران و پدرش از اولين نويسندگان رمان ايراني بود. همچنين بنيان‌گذار چاپخانه‌ي افست در ايران، کاغذ پارس و مدير انتشارات فرانکلين بود. تاريخ کيش زرتشت»، «چکيده‌ي تاريخ کيش زرتشت» و «پس از اسکندر گجسته» از مري بويس، «جغرافياي تاريخي ايران» ويلهلم بارتولد، «جغرافياي استرابو، سرزمين زير فرمان هخامنشيان»، «تاريخ سومر» ادوارد وولي، «ايران در شرق باستان» ارنست هرتسفلد، «علم در ايران باستان»، مجموعه‌ي مقالات، «تاريخ هند» روميلا تاپار و پرسيوال اسپير، «تأثير علم بر انديشه» (رابطه‌ي علم و دين) ريچارد فاينمن و «جغرافياي اداري هخامنشي» آرنولد توين‌بي از جمله آثار منتشرشده‌ي همايون صنعتي‌زاده هستند

سيد غلامرضا دبيري :

 نوازنده ترومبون و پيانو متولد ارديبهشت 1311 از فارغ التحصيلان هنرستان عالي موسيقي و نوازنده سازهاي بادي بود كه سال‌ها در اركستر سمفونيك تهران عضويت داشت.

فرخ حدادي :

 نوازنده تار متولد 1317 شهرستان كرمانشاه از 16 سالگي در راديو ايران به تكنوازي تار پرداخت؛ وي همچنين مقامات تنبور را نزد استاداني همچون نور علي الهي و درويش امير حياتي فراگرفته ودر نوازندگي تنبور صاحب سبك بود.

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 15:22  توسط رضا پیکرنگار  | 

مهر:

نصرت‌الله معين:

هنرمند خوشنويس روز چهارم مهرماه در گذشت. نصرت‌الله معين داراي درجه استادي از انجمن خوشنويسان ايران بود.

مهدي نور‌بخش:

كارگردان و مدير توليد سينما در 43 سالگي درگذشت؛«عاشق مترسك» و «راي باز» از ساخته‌هاي سينمايي اين كارگردان سينما بود.

مصطفي گرگين‌زاده:

گرگين زاده متولد سال 1301 در يکي از محله‌هاي قديمي تهران و کارمند بازنشسته راه آهن بود که آموزش‌موسيقي را در مدرسه موزيک نظام نزد استاداني چون غلامحسين مين باشيان ، سروان داود نجمي و ايرواني اعظم شروع کرد. این موسيقيدان پيشکسوت روز 14 مهر در بيمارستاني در تهران از دنيا رفت.

 دكتر هاراطون داويديان:

دكتر هاراطون داويديان از اساتيد پيشكسوت روانپزشكي كشور و نخستين دستيار رشته بيماري‌هاي رواني در كشور روز پنجشنبه 21 مهر ماه به رحمت ايزدي پيوست. استاد هاراطون داويديان دوم اسفند ماه سال 1303 در تهران به دنيا آمد و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي و متوسطه به ترتيب در دبستان كوشش و كالج البرز وارد دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران و در سال 1327 از دانشكده مزبور فارغ التحصيل شد. پس از طي دوره دكتري پزشكي و گذراندن خدمت نظام وظيفه، در يازدهم مرداد ماه سال 1329 به دستياري بخش جديد التاسيس بيماريهاي رواني، وابسته به دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران انتخاب شد و خدمات دانشگاهي خود را از آن تاريخ آغاز كرد. در سال 1334 با كسب موفقيت در امتحانات انتخاب رئيس درمانگاهي بيماريهاي رواني، به منظور ادامه تحصيل عازم لندن شد و در سال 1337 ديپلم تخصصي بيماري‌هاي رواني را از دانشگاه لندن (D.P.M) دريافت كرد. دكتر داويديان در سال 1370 پس از 42 سال خدمت دانشگاهي به افتخار بازنشستگي نائل آمد. افزون بر اين، متجاوز از 100 مقاله به زبان فارسي و انگليسي در مجلات معتبر داخلي و خارجي منتشر نموده، كه بيشتر آنها نتايج بررسي ها و مطالعات ايشان درباره جنبه‌هاي فرهنگي روان پزشكي است. دكـــتر داويديــان در طي خــدمت دانشگاهي خود دو بـار به مديريت گروه آموزشي روانپــزشكي دانشگاه تهران انتخاب شد و همچنين از سال60 تا 65 سمت رياست بيمارستان روزبه را عهده دار بود.

آبان:

امير قويدل:

قویدل در سال ۱۳۲۶ در مشهد به دنیا آمد. نخستین فعالیت سینمایی او، فیلم‌نامه‌نویسی و دستیاری کارگردان در فیلم مرگ در باران (ساموئل خاچیکیان) بود. قویدل در برخی دیگر از فیلم‌های خاچیکیان مانند اضطراب و کوسه جنوب نیز دستیار بود. او سال‌ها به عنوان مشاور کارگردان، نويسنده، و طراح صحنه در سینما فعالیت داشت. او در سال‌های نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ نسبتا پرکار بود و فیلم‌هایی همچون خونبارش، برنج خونین، سردار جنگل و ترن را کارگردانی کرده بود. قویدل در ظهر روز یکشنبه، ۱۷ آبان به علت بیماری کبدی در بيمارستان پارسیان تهران درگذشت.

مسعود رسام:

كارگردان سينما و تلويزيون كه يكي از پرمخاطب‌ترين آثار تلويزيوني را كارگرداني و تهيه كرده بود؛ در دهه اول آبان از دنيا رفت. رسام كه متولد سال 1336 در تهران بود؛ در تهیه مجموعه تلویزیونی خانه سبز و دیگر فیلم‌ها همکاری نزدیکی با بیژن بیرنگ داشت. رسام؛ فارغ‌التحصیل مدرسه عالی تلویزیون و سینما بود. اولین فعالیت‌هاي رسام در زمینه‌های تئأتر و تلویزیون درسال ۱۳۵۸ آغاز شد. رسام در تاریخ نهم آبان ماه ۱۳۸۸ در بیمارستان لاله تهران درپی بیماری سرطان خون درگذشت.

محسن آراسته:

 از بازيگران پيشكسوت سينماي ايران در سن 70 سالگي درگذشت این بازيگر پيشكسوت سينماي ايران كه فعاليت خود را در سينما با بازی در فیلم گرگ صحرا به كار گرداني سعید نیوندی در سال 1340 آغاز كرد در نزديك به نيم قرن فعاليت سينماي خود در آثاري همچون صداي سخن عشق ،جستجو در جزيره و انتظار يحيي و بيشاز صد فيلم ديگر ايفاي نقش كرد و در اين مدت با كار گردانهاي همچون مهدي صباغ زاده ،علي حاتمي رضا شالچي همكاري داشته است

جمشید لایق:

در سن 78 سالگی و پس از یک ماه بستری در مرکز قلب تهران شامگاه 21 آبان به دلیل ایست قلبی در گذشت جمشید لایق، در سال 1310 در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شد. و بازیگری و کار گردانی را در سال 1333 زیر نظر اساتید خارجی فرا گرفت از جمله آثار او در سینما می توان به فیلم های رگبار، کلاغ، دایره مینا، ترنج، بوعلی سینا، شاخه های بید، در آرزوی ازدواج، و سگ کشی و مجموعه های تلویزونی محاکمه، سربداران ، سلطان و شبان و هزاردستان اشاره کرد.

عباس شباویز:

تهيه‌كننده‌ي پيشكسوت سينماي ايران و تهیه کننده فیلمهای همچون قیصر و خدا حافظ رقیق بدلیل بیماری سرطان درگذشت.  عباس شباويز تهیه کننده سینما ایران كه متولد 1308 بود ،مدت‌ها به دلیل بیمااری سرطان در بیمارستان بستری بود ، صبح جمعه 22 آبان ماه در سن 80 سالگي در منزل خود درگذشت شباويز سال 45 13استوديو «آريانا فيلم» را تاسيس كرد و در دراین استودیو آثاری همچون «قيصر» و «خداحافظ رفيق» را تولید کرد .آخرین حضور عباس شباويز در فیلم «قيصر 40 سال بعد» ساخته‌ي «مسعود نجفي» بود که بازخوانی ساخت فیلم قیصر بعد از 40 اسل می پرداخت

محمود شاهرخي :

 24 آبان‌ماه در سن82سالگي در بيمارستان عرفان درگذشت و در مقبره‌ي فرهيختگان ادب بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد. شاهرخي متولد سال 1306 در بم از توابع كرمان بود. اين شاعر پيشكسوت نزديك به ‌80 نفر از منسوبانش را در زلزله‌ي بم از دست داده بود و مي‌گفت، همين موضوع سبب تشديد بيماري‌اش شده است. او آثار متعددي را منتشر كرده است كه از آن جمله به «در غبار كاروان»، «شميمي از گلزار معرفت» (نوشته‌هاي عرفاني)، «ترجيعات توحيدي»، «تجلي جمال و جلال در آيينه‌ي وجود امام حسين (ع)»، «كيمياي مراد» توسل به حضرت بقيه‌الله (عج)، «آخرين يادگار بر صحيفه‌ي روزگار» و همچنين كتابي درباره‌ي «منطق‌الطير» عطار نيشابوري مي‌توان اشاره كرد.

آيت‌الله سيدمرتضي نجومي:

چهره برجسته هنر خوشنويسي و چهره‌ماندگار عرصه‌ي فرهنگ و هنر 25 آبان ماه سال 88 در منزلش در شهر كرمانشاه از دنيا رفت.

مصطفی مهدی‌زاده :

از خوشنويسان نامدار كشورمان، شامگاه 24 آبان ماه، به علت عارضه تنفسي و ايست قلبي در بيمارستان جم تهران درگذشت. وی در سال 1328 در مشهد متولد شداو در سال 1348 با شركت در كلاسهاي استاد حسين ميرخاني، توانست به ترتيب دوره خوش‌نويسي را با موفقيت سپري كند و در دو سال پس از آن هم دوره‌هاي عالي و ممتاز را در دو دوره يك ماه و نيمه با موفقيت پشت سر گذاشت. مرحوم مهدي‌زاده از سال 1350 به عنوان مدرس انجمن خوشنويسان در مشهد آغاز به كار كرد و در سال 1351 نيز به استخدام آستان قدس رضوي در آمد. او مسووليت نوشتن بسياري از كتيبه‌هاي آستان قدس رضوي را برعهده داشته است. استاد مصطفي مهدي‌زاده از سال 1358 هم كه انجمن خوشنويسان به شكل شورايي اداره شد، عضويت و سرپرستي شورا را تا سال 1370 عهده دار بود. پس از آن يعني سال 1373 كه به تهران آمد، عضو شوراي عالي و مدرس انجمن خوشنويسان ايران شد و تا اواخر عمرش نيز اين همكاري در حالي ادامه داشت؛ او سرپرستي انجمن خوشنويسان ايران شعبه شميرانات را كه بزرگترين شعبه اين انجمن در سراسر كشور است، عهده دار بود.

حسين صبحدل :

چهارشنبه 13 آبان ماه ساعت 11 بر اثر كهولت سن از دنيا رفت. او در سا‌ل‌هاي آخر عمر به بيماري فراموشي، از نوع پيشرفته آن مبتلا شده بود و مدت 10 سال بود كه به دليل بيماري در راديو فعاليت نمي‌كرد. او در خدمات شايسته‌ ي در بخش معارف صداوسيما كرد و قاريان و خوانندگان زيادي را براي جامعه قرآني تربيت كرد كه نواي ربناي معروف استاد محمد رضا شجريان از آن جمله است. اذان حسين صبحدل از صداهاي ماندگار ايران است به طوري كه رهبر معظم انقلاب آن را «اذان انقلاب» ناميدند.

محمد رضايي:

يكي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان سيما روز چهارشنبه13 آبان‌ماه در گذشت. رضايي كار خود را در صدا‌وسيما با خبرنگاري آغاز كرد و مدتي در افغانستان كار خبري مي‌كرد. مدتي نيز در معاونت سياسي فعال بود. محمد رضايي سريال‌هايي را مانند «ما چند نفر» و «اگر بابام زنده بود» تهيه كرده و كارگردان برنامه‌هايي از جمله «ايران‌زمين» و «روضه‌ي رضوان» بوده است. علاوه بر اين، عضو شوراي نويسندگان شبكه‌ي اول سيما محسوب مي‌شد.

دكتر محمد حسامي:

 وي كه فارغ‌التحصيل دامپزشكي رشته دامپزشكي از دانشگاه تهران در سال 1334 مي‌باشد از پيشكسوتان تحقيق و توليد واكسن «تب برفكي» و كنترل اين بيماري و شناسايي تيپ‌هاي مختلف آن بود. از زنده‌ياد حسامي ــ ويروس شناس برجسته كشور ــ تاكنون حدود 40 مقاله علمي به زبان‌هاي فارسي، فرانسه و انگليسي در ژورنال‌هاي معتبر علمي منتشر شده است. محمد حسامي قاجار، متولد 1310 در بروجرد و فارغ‌التحصيل رشته دامپزشكي از دانشگاه تهران در سال 1334 مي‌باشد. خدمت زيرپرچم را به مدت 18 ماه در آزمايشگاه‌هاي كنترل مواد غذايي ارتش و با سمت ناظر فني كارخانه كنسروسازي مربوطه در شمال به پايان رسانده است. حسامي مدت دو سال در امر تهيه واكسن تب برفكي و بيماري براي اولين بار در ايران همكار مستقيم (Counter part) دكتر فردريكس كارشناس رسمي فائو بوده است. با توجه به نامه مورخ هشتم ژوئن 1994، رييس كل دفتر بيماري‌هاي واگيردار عنوان رياست موسسه رازي، دكتر حسامي به عنوان EXPERT بيماري آبله گوسفند و بز و بخش تحقيق و توسعه واكسن‌هاي ويروسي دام تحت نظر ايشان به عنوان يكي از سه لابراتور رفرانس در دنيا شناخته شده است. دكتر حسامي روز جمعه 22 آبان ماه بر اثر عارضه قلبي درگذشت.

نيكو خردمند:

بازيگر سينما كه متولد كه 5 آبان 1311 است؛ فعالیت هنری‌اش از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیو شروع شد. وی گویندگی فیلم را در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد و گوینده نقش‌های کلودیا کاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور، فخری خوروش، ایرن، کتایون و ... بوده ‌است. او گوینده نمایش‌های رادیویی برنامه دوم رادیو از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۴۷ و همچنین مجری برنامه معرفی تئاتر در تلویزیون در سال ۱۳۵۱ بود. فعالیت سینمایی او با بازی در فیلم «پرده آخر» (واروژ کریم مسیحی) در سال ۱۳۶۹ شروع شد. خردمند در طول دوران بازيگري خود براي حضور در فيلم‌هايي همچون بازيچه و پرده آخر؛ برنده سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد. خردمند حدود ساعت ۴ بامداد ۲۶ آبان ۱۳۸۸، در سن ۷۷ سالگی و در بیمارستان ابن سینای تهران درگذشت.

نورالدين فريور:

هنرمندی از عرصه خوشنويسي بود كه 16 آبان ماه پس از دو سال تحمل بيماري بر اثر سكته مغزي از دنيا رفت. فريور سال1310 در خرم آباد متولد شد و از سال 1327 به تدريس نقاشي و خط در آموزش و پرورش استان لرستان پرداخت و علاوه بر خوشنويسي، در نقاشي و گرافيك نيز دستي داشت. او يكي از طنزنويسان روزنامه توفيق بود و با مجله گل آقا هم همكاري داشت.

مهدي سحابي:

 مترجم، نقاش و داستان‌نويس در سن 66سالگي ، روز دوشنبه 18 آبان‌ماه بر اثر سكته در پاريس درگذشت. سحابي را همگان با ترجمه‌ي اثر معروف مارسل پروست يعني رمان هشت‌جلدي «در جست‌وجوي زمان ازدست‌رفته» ‌مي‌شناسند. او متولد سال 1322 در قزوين بود و پس از طي دوره‌ي دبيرستان در شهر تهران و ورود به دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در رشته‌ي نقاشي، با گذشت مدتي، تحصيل را نيمه‌كاره رها كرد و براي تحصيل در رشته‌ي كارگرداني سينما به ايتاليا رفت. تسلط او به زبان‌هاي ايتاليايي، فرانسوي و انگليسي سبب شده بود كه نويسندگان متفاوتي را به ايراني‌ها معرفي كند.

آذر:

مرجع عالیقدر ،  آیت الله العظمی حسینعلی منتظری  :

مرجع عالیقدر ،  آیت الله العظمی حسینعلی منتظری 28 / 9/88  بر اثر بيماري و در سن هشتاد و هفت سالگی درگذشت. آيت‌الله حسینعلی منتظری در سال ۱۳۰۱ خورشیدی در نجف‌آباد ديده به جهان گشود. او پس از انقلاب به عنوان قائم مقام حضرت امام انتخاب شد و ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی را نیز بر عهده داشت. از جمله آثار آيت الله منتظري مي توان به "نهاية الاصول " (تقرير درس اصول مرحوم آيت الله العظمى‏ ‏بروجردى )،"البدرالزاهر فى صلاة الجمعة و المسافر" (تقرير درس فقه‏ ‏مرحوم آيت الله العظمى بروجردى )،"دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية " در چهار جلد،‏ ‏"كتاب الزكوة " در چهار جلد،"كتاب الخمس و الانفال "،"كتاب الحدود"،"دراسات فى المكاسب المحرمة " در سه جلد،"التعليقة على العروة الوثقى "،مباحث فقهى "الصلوة "، "الغصب "، "الاجارة " و "الوصية " (تقرير‏ ‏درسهاى مرحوم آيت الله العظمى بروجردى )،مباحث "استصحاب "، "تعادل " و "تراجيح " (تقرير درسهاى‏ ‏مرحوم آيت الله العظمى خمينى )،"درسهايى از نهج البلاغه " در ده جلد كه سه جلد آن تاكنون چاپ‏ ‏شده است،"درسهايى از اصول كافى "،"مناظره مسلمان و بهايى "،"شرح خطبه حضرت فاطمه زهرا(س )" به زبان فارسى و‏ ‏اردو،"از آغاز تا انجام " (در گفتگوى دو دانشجو) به زبان فارسى و‏ ‏عربى،‏16 - "رساله توضيح المسائل " به زبانهاى فارسى و عربى و اردو،"رساله استفتائات " در دو جلد،"استفتائات مسائل ضمان "،"رساله حقوق "،"احكام پزشكى "،"معارف و احكام نوجوان "،"معارف و احكام بانوان "،"احكام و مناسك حج "،"موعود اديان "،"اسلام دين فطرت "،كتاب "خاطرات " در دو جلدو ... اشاره کرد.

علي كردان:

اول آبان 1337 هجري شمسي در يكي از روستاهاي توابع شهرستان ساري به دنيا آمد.مهمترين مسئوليت هاي كردان پس از پيروزي انقلاب اسلامي بدين شرح است:
1- پاسدار كميته انقلاب اسلامي استان مازندران و از موسسين سپاه استان 2- عضو شوراي فرماندهي سپاه استان مازندران 3-مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه پاسداران مازندران 4- داديار و جانشين دادستان ساري 5- جانشين دادستان آمل در غائله ششم بهمن سال 60 6- دادستان شهرهاي هشت پر، آستارا و خلخال به امر شهيد قدوسي 7- فرماندار علي آباد كتول در استان گلستان 8- فرماندار گنبد كاووس 9- مسئوليت در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره ) 10- مسئوليت در نهاد رياست جمهوري دوران مقام معظم رهبري 11- مسئوليت در شوراي عالي دفاع و پيگيري مسائل مربوط به جنگ در استان ها 12- معاون اداري و مالي سازمان مسكن 13- معاون و قائم مقام سازمان ثبت اسناد و املاك كشور 14- قائم مقام سازمان ايرانگردي و جهانگردي 15- معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما 16- معاون امور مجلس و استان هاي صداو سيما 17- معاون وزير كار و امور اجتماعي 18- رييس سازمان آموزش فني و حرفه‌اي كشور 19- قائم مقام وزير نفت20-وزير کشور.سمت هاي جنبي و عضويت در مجامع و شوراها و كميته ها وي به اين شرح است:1- مجمع مشورتي حقوقي شوراي نگهبان 2- عضو كميته حقوقي مجمع تشخيص مصلحت نظام 3- عضو شوراي عالي آموزش و پرورش 4- عضو هيات نظارت بر صدا و سيما 5- عضو هيات تطبيق مصوبات مجلس با دولت در دوره ششم و هفتم 6- رييس كميته كاهش تقاضاي مواد مخدر كشور .وی پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، در اولین روز آذر ماه دار فانی را وداع گفت.

 شهرام شيدايي:

شاعر و مترجم به دليل ابتلا به سرطان مري، در سن 42سالگي دوم آذرماه درگذشت. شيدايي متولد سال 1346 بود و از آثارش به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: «آتشي براي آتشي ديگر»، مجموعه‌ي شعر، «آدم‌ها روي پل»، منتخب شعرهاي ويسوا شيمبورسکا، ترجمه به همراه مارک اسموژنسکي و چوکا چکاد، «شايد ديگر نتوانم بگويم»، ترجمه‌ي شعرهاي صالح عطايي (بلکه داها دئينمه‌ديم) به همراه چوکا چکاد، «ثبت نام از کساني که سوار کشتي نشده‌اند»، مجموعه‌ي داستان از هشت نويسنده‌ي ايراني، گردآوري، «پناهنده‌ها را بيرون مي‌کنند»، مجموعه‌ي داستان، «خنديدن در خانه‌اي که مي‌سوخت»، مجموعه‌ي شعر، و «رنگ قايق‌ها مال شما»، ترجمه‌ي مجموعه‌ي آثار اورهان ولي.

حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ مهدي قاضي:

مرحوم آيت الله قاضي در سال 1306 هجري شمسي در خانواده اي مذهبي در خرم آباد متولد شد و تحصيلات ابتدايي خويش را در اين شهر گذراند وي از نخستين گروه طلاب خرم آبادي است كه براي فراگيري علوم ديني به حوزه علميه قم رفت.مرحوم آيت الله قاضي از شاگردان حضرت امام خميني "ره" و مرحوم آيت الله حاج آقا روح الله كمالوند خرم آبادي و ديگر مراجع و علماي فرزانه قم است كه پس از مدتي اقامت  در شهر مقدس قم به همراه مرحوم آيت الله كمالوند به زادگاه خويش بازگشت و ايشان را در تشكيل و بنيان حوزه علميه كماليه خرم آباد ياري رساند.وي از ياران نزديك حضرت امام "ره" بود و در مبارزات سياسي پيش از انقلاب به رهبري امام راحل عظيم الشان نقش قابل توجهي داشت به گونه اي كه بارها مورد تعقيب ساواك قرار گرفت و مدتي در زندان به سر برد.مرحوم آيت الله قاضي موسس مدرسه عالي تربيتي قضايي قم بود و تا زمان رحلت، رياست عاليه اين دانشگاه را عهده دار بودو با تربيت قضات فرهيخته خدمات ارزشمندي از خود بر جاي گذاشت. آيت الله شيخ مهدي قاضي خرم آبادي از علما و فضلاي برجسته لرستان 1388/09/03  دار فاني را وداع گفت.

شيخ‌محمد بيابان‌گرد:

 پيشکسوت موسيقي مقامي خراسان شمالي كه به "شيخ‌محمد" شهرت داشت ساكن بخش سملقان شهرستان مانه و سملقان بود. شيخ‌محمد از زمان کودکي هنر نواختن موسيقي مقامي را از پدرش آموخت و در مجالس متعددي به اجراي موسيقي مي‌پرداخت، در اکثر سازها مهارت کافي داشت و در نواختن سازهايي مانند سورنا، دهل، کمانچه، دوتار و بخصوص قوشمه از تسلط كافي برخوردار بود. وي داراي مقامهاي زيادي در جشنواره‌هاي شهرستاني، استاني و کشوري است. شيخ محمد بيابان‌گرد در سن 83 سالگي بر اثر بيماري از دنيا رفت

فرامرز پايور:

هنرمند عرصه موسيقي كه در 18 آذر 88 درگذشت. پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت. پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها درپی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود .پايور در طول سال‌ها با هنرمنداني همچون عبدالوهاب شهیدی، استاد شجریان، محمود خوانساری، احمد ابراهیمی، خاطره پروانه، سیما بینا، نادر گلچین، سروش ایزدی، شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش و علی رستمیان. همكاري داشت.

عبدالرزاق بن علي نقي ابونجمي:

مولانا حاج شيخ «عبدالرزاق بن علي نقي ابونجمي» در سال 1306 خورشيدي در خنج ديده به جهان گشود و دوران مقدماني تعاليم ديني را در نزد علماي اين منطقه فرا گرفت. وي در سن 22 سالگي براي ادامه تحصيلات ديني و حوزوي به مکه عزيمت کرد و در مدرسه صولتيه در مسجدالحرام به تحصيل پرداخت و در مدت 14 سال در نزد علماي مکه، مدينه و مصر به تحصيل علوم ديني پرداخت. در آن زمان دانشگاه‌هاي كنوني مكه و مدينه وجود نداشت و در مكه فقط يك مدرسه (مدرسه صولتيه) داير بود كه بيشتر مباحثات و كلاس‏ها در حرم تشكيل مي‌شد. اين روحاني اهل سنت، به مدت شش سال در مکه و مدينه به تدريس مشغول شد و در اين مدت نيز موفق به حفظ قرآن و حديث نبوي گرديد. ابونجمي درسال 1345 خورشيدي به خنج بازگشت و مدرسه علوم ديني خنج را پايه‌گذاري کرد و مسئوليت مسائل شرعي مردم را به عهده گرفت. شيخ ابونجمي، در توسعه مدارس علوم ديني در جنوب فارس همت گماشت و ده‏ها مسجد در خنج و ديگر مناطق فارس به ترغيب او توسط نيکوکاران محلي احداث شد. در سال‏هاي بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، شيخ عامل وحدت بين مردم منطقه جنوب و لارستان بود كه با ايجاد مودت و اخوت بين برادران تسنن و تشيع، غده تفرقه و اختلاف را ريشه‌كن مي‌كرد. وي اخلاص، تعهد، خداشناسي، توسل به ذات احديت، مردم‌داري، انصاف و عدالت را سرلوحه اهداف و مقاصد خود مي‌دانست و هميشه در سخنانش به مردم متذكر مي‌شد. در اين مسير با سادات بزرگوار لارستان مخصوصاً آيت‌الله سيدعبدالعلي آيت‌اللهي امام جمعه لارستان و آيت‌الله سيدمجتبي موسوي لاري نماينده مقام معظم رهبري در منطقه لارستان ارتباط مستمر داشت. مفتي اهل سنت فارس پس از اداي نماز مغرب در شامگاه يكشنبه 15 آذرماه دعوت حق را لبيك گفت.

دی:

آيت الله شيخ علي صافي گلپايگاني:

آيت الله حاج شيخ علي صافي از مجتهدان بزرگ و شاگردان برجسته‌ي آيت الله بروجردي (رضوان الله عليه) و برادر بزرگ مرجع شيعه، آيت الله حاج شيخ لطف الله صافي در سن ‌٩٨ سالگي به لقاء حق شتافت. تقريرات اين فقيه و مجتهد عاليقدر، از دروس فقه و اصول آيات عظام بروجردي و حجت در بيش از ‌٢٠ جلد به چاپ رسيده است. آيت الله علي صافي از فقيهان مجاهدي بود که در دوران طاغوت، ‌به حبس و تبعيد محکوم شد. آيت الله شيخ علي صافي سال‌هاي پاياني عمر را در گلپايگان سپري کرد و در صبحگاه روز دوشنبه ‌١٤/١٠/٨٨ در زادگاه خويش، به ملکوت اعلي پيوست.

بهمن جلالي:

25 دي ماه 88  در سن 65 سالگي به دليل بيماري از دنيا رفت. بهمن جلالي فارغ‌التحصيل رشته‌ي علوم سياسي و اقتصاد است و عكاسي را به‌شكل تجربي آموخته است. او مدت كوتاهي پس از پايان جنگ ايران و عراق با آژانس خبري سيپا همكاري كرد، ولي خيلي زود به‌خاطر آنچه خود او علاقه به عكاسي مستند مي‌ناميد اين همكاري را قطع كرد. جلالي همواره علاقه داشت، كار خود را به سبك عكاسي آماتور نزديك كرده و از سبك‌ها و قواعد عكاسي حرفه‌يي دوري كند. روزهاي خون، روزهاي آتش»، با همكاري كريم امامي، «خرمشهر»، با همكاري كريم و گلي امامي و «گنج پيدا» عكس‌هايي از دوران قاجار از جمله مجموعه‌هاي منتشر شده‌ي اوست.

دكتر مسعود علي محمدي :

استاد علی‌محمدی3 شهریور۱۳۳۸ در تهران متولد شدو استاد فیزیک دانشگاه تهران بود که در بامداد ۲۲ دی ماه ۱۳۸۸ و در سن ۵۰ سالگی، به هنگام بیرون آمدن از منزلش بر اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور ترور شد.او مدرک کارشناسی را از دانشگاه شیراز(۱۳۶۴) و کارشناسی ارشد(۱۳۶۷) و دکترای فیزیک با گرایش ذرات بنیادی را از دانشگاه صنعتی شریفدر سال ۱۳۷۱ کسب کرد. او از دانشجویان اولین دوره دکترای فیزیک در داخل ایران بود و نخستین شخصی است که در ایران دکترای خود را در فیزیک دریافت نموده‌است. او ده‌ها مقاله ISI منتشر نمود. او همچنین به همراه وحید کریمی پور اولین دانشجویان پسادکترا در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی بودند.تخصص اصلی او ذرات بنیادی، انرژی‌های بالا و کیهانشناسی بوده‌است .از جمله درسهایی ارایه شده توسط ایشان میتوان به مکانیک کوانتومی و الکترومغناطیس، مکانیک آماری، ذرات بنیادی و نظریه میدان‌های کوانتمی اشاره کرد. علیمحمدی، یکی از برگزیدگان جشنواره بین‌المللی خوارزمی در سال ۸۶ بود و در پژوهش‌های بنیادی رتبه دوم را کسب کرد. وی از سال ۱۳۷۴ در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران مشغول به تدریس بود و عضو هیئت علمی و ممیزه این دانشگاه بود. او در آخرین هفته زندگی‌اش تریبون آزادی در دانشگاه خود برای بحث درباره مسائل اخیری که در کشور اتفاق افتاده است برپا کرد. به گفته احمد شیرزاد، نماینده مجلس ششم شورای اسلامی و استاد فیزیک که دوست وی بود، «در مجموع افکار و اعمال او به مسلمان‌های معتدل و میانه‌رو نزدیک بود … و در این یکی دو ساله اخیر افکار و نظراتش بسیار به جنبش اصلاحی نزدیک شده بود. در یکی دو انتخابات آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری به لیست اصلاح‌طلبان رای داده بود و برای آن هم تبلیغ می کرد» و در راهپیمایی سکوت تظاهرات اعتراضی حامیان موسوی در ایران (۲۵ خرداد ۱۳۸۸)همراه با دانشجویان خود شرکت کرده بود. علیمحمدی از جمله دویست و چهل تن استادان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده است که در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی حمایت کردند. وی هفته قبل از ترور در دانشگاه تهران در یک مناظره شرکت کرده و در آن‌جا به دلیل حمایت‌هایش از جنبش سبز و میرحسین موسوی با حملات لفظی بسیجیان مواجه شدند. در تیر ماه نیز علی محمدی به همراه بیش از ٧٠ تن دیگر از اساتید دانشگاه‌های تهران به دیدار میرحسین موسوی رفته بودند. این عده پس از پایان دیدار با موسوی بازداشت و پس از بازجویی  از سوی اداره اطلاعات سپاه محمد رسول اللهآزاد شدند. مسعود علی‌محمدی استادی بود که در اعتراض به حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاهدر شب ۲۴ خرداد، نامه‌ای به فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران نوشت و امضاهای اساتید دیگر را نیز خود وی جمع آوری کرد.

محمد ايوبي :

محمد ايوبي متولد سال 1321 در اهواز بود. رمان‌هاي «راه شيري»، «سفر تا سرطان مغول»، سه‌گانه‌ي «آواز طولاني جنوب»، مجموعه‌ي داستان «مراثي بي‌پايان» و رمان «روز گراز» از جمله آثار منتشرشده‌ي او هستند. رمان «صورتك‌هاي تسليم» اين داستان‌نويس نيز به عنوان نامزد بخش داستان دومين دوره‌ي جايزه‌ي ادبي جلال آل احمد معرفي شده بود. اين داستان‌نويس كه اين اواخر به علت بيماري قلبي و عفونت ريه در بستر بيماري بود، شنبه، 19 دي‌ماه در سن 67سالگي درگذشت.

سيمين آقا رضي:

 نوازنده پيشکسوت ساز قانون پس از يک دوره بيماري دوشنبه 21 دي ماه درگذشت. اين نوازنده قديمي قانون متولد سال 1317 در تهران بود و سهم بسزايي در نشر و گسترش اين ساز مهجور داشت. وي با ارکسترهاي مختلفي از جمله ارکستر مرحوم خالقي همکاري داشته و در تهيه آلبوم‌هاي متعدد با صداي خوانندگان مختلفي همکاري کرده بود. يکي از آخرين کارهاي آقارضي همکاري در ساخت موسيقي فيلم روز واقعه اثر مجيد انتظامي بود.

سید علی حبیبی موسوی خامنه:

۴۳ ساله خواهرزاده میرحسین موسویبود. سید علی موسوی ظهر ۶ دی ۱۳۸۸(عاشورا) در جریان تظاهرات روز عاشورااز ناحیه کتف هدف گلوله  قرار گرفت و قبل از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه جان باخت. سید علی موسوی در زمان مرگ دارای یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۷ ساله بود. ابراهیم موسوی برادر او پیش از این در جنگ کشته شده‌است. به گواه شاهدان، پیش از مرگ در چند نوبت مورد تهدید تلفنی قرار گرفته بود. به نوشتهٔ سایت جنبش راه سبز: «براساس گزارش شاهدان عینی، روز عاشورا حوالی ساعت ۱ تا ۲ بعدازظهر یک اتومبیل پاترول مشکی رنگ به شماره ۷۵۲م۸۷ – ایران۱۱ با چهار سرنشین لباس شخصی با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت مردمی که در خیابان شادمان حضور داشتند یورش برد که ابتدا دو نفر را زیر گرفت و از روی یکی از آنها به طور کامل رد شد، نفر کنار راننده هم مسلح به کلت بوده و در طول حرکت، چند گلوله به سمت مردم شلیک کرد و سپس طول خیابان شادمانرا به همین صورت طی کرده، دور زد به سمت خیابان آزادی برگشت. بعد از رفتن پاترول چند نفر زخمی و تیرخورده روی زمین افتاده بودند که مردم به کمک آنها رفتند. با توجه به شواهد خواهرزاده میرحسین موسوی هم در همین منطقه تیر خورده و به قتل رسید.» براساس این گزارش دو یا سه موتورسوار نیز اتومبیل پاترول را همراهی می‌کردند و هزاران نفر مردمی که در خیابان شادمان حضور داشتند شاهد این صحنه بوده و برخی حتی می‌توانند چهره ضارب را شناسائی کنند. سرنشینان اتومبیل فوق بعد از انجام این جنایت وارد اتوبان یادگار امام شده، در لاین شمال به جنوب توقف کرده و با نیروهای بسیجی حاضر در محل گفتگو کرده‌اند. طبق مشاهدات شاهدان عینی، شخص ضارب که با کلت به مردم شلیک می‌کرد «جوانی ۱۹-۲۰ ساله با ریش و سبیلی کم پشت و هنوز سبز نشده بوده و لباس کرم رنگ به تن» داشته‌ است.


نیروهای امنیتی پس از مرگ با حضور در بیمارستان مورد اشاره بر انتقال جسد آقای موسوی به پزشکی قانونی کهریزک اصرار می‌ورزیدند. جسد سیدعلی موسوی از بیمارستان ابن‌سینا منتقل شده‌است و هیچ اطلاعی از محل جسد در دست نیست، برادر مقتول، سیدرضا موسوی گفته‌است:«تا زمانیکه جنازه را پیدا نکنیم برگزاری هرگونه مراسمی منتفی است.» نیروهای امنیتی خانواده مقتول را تهدید کرده‌اند که حق برگزاری مراسم را ندارند. احتمال آن وجود دارد که شبانه پیکر او را مخفیانه به خاک بسپارند تا مانع از مراسم تدفین او شوند. به گفته‌ی پایگاه اینترنتی کلمه: «صبح روز چهارشنبه مسئولان با خانواده‌ی علی موسوی تماس گرفته و به آنها گفتند که اجازه‌ی دفن در بهشت زهرا داده شده است. بعد از این تماس پیکر علی حبیبی موسوی در بهشت زهرای تهران با تدابیر شدید امنیتی و با حضور خانواده‌ی موسوی به خاک سپرده شد.» همچنین کلمه نوشته: «زمان خاکسپاری به منظور عدم اطلاع‌رسانی و حضور مردم در مراسم تشییع ساعتی پیش از تشییع به خانواده اعلام شده است.» کلمه همچنین می‌گوید: «یک روز پس از کشته شدن علی حبیبی موسوی جنازه وی بدون اطلاع خانواده از بیمارستان منتقل و با پیگیری‌های صورت گرفته اعلام شد که جنازه‌ی او به پزشک قانونی منتقل شده است.»

بهمن:

دكتر منوچهر فرهنگ:

متولد 1298 بابل بود كه پس از تحصيل ديپلم از ايران از كشور فرانسه دكتراي اقتصاد دولتي دريافت كرد و كارهاي مهمي در زمينه علم اقتصاد در ايران انجام داد كه مهمترين آن تدوين كتاب «فرهنگ علوم اقتصادي» است كه تاكنون بيش از 25 بار به چاپ رسيده است.مرحوم دكتر فرهنگ علاوه بر آن 20 جلد كتاب نوشته و يا ترجمه كرده كه مهمترين آن كتاب برنامه‌‌گزاري اقتصاد ايران، زندگي اقتصادي ايران و ترجمه كتاب تئوري عمومي بهره و پول جان مينارد كينز در سال 1349 بوده است. مرحوم دكتر فرهنگ در سال 1344 در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران استخدام شد و بعد از تشكيل دانشكده اقتصاد در آن دانشگاه مشغول تدريس شد و سپس به دانشگاه ملي آن زمان (شهيد بهشتي فعلي) منتقل شد و زماني رياست دانشگاه ملي ايران را بر عهده گرفت. دكتر منوچهر فرهنگ را می توان به عنوان پدر علم اقتصاد در ايران ناميد. اين استاد بزرگ دوشنبه شب 5 بهمن 88 در منزل به علت كهولت و ايست قلبي در سن 90 سالگي بدرود حيات گفت.

فهيمه محبي :

رييس دايرةالمعارف تشيع - چهارم بهمن‌ماه در سن 76سالگي درگذشت. محبي رييس انتشارات شهيد محبي بود که از سال 58 با سرمايه‌ي همسر شهيدش، دايرةالمعارف تشيع را با عشق به اهل بيت (عليهم‌السلام) تأسيس کرده‌ بود. تاکنون 14 جلد از دايرةالمعارف تشيع چاپ شده و جلد 15 آن نيز آماده‌ي چاپ ‌است. اين دايرةالمعارف که زير نظر بهاءالدين خرمشاهي، کامران فاني و صدر حاج سيدجوادي منتشر مي‌شود، همچنين جايزه‌ي سيزدهمين دوره‌ي كتاب سال را از آن خود كرده است. بر اساس اين خبر، همسر فهيمه محبي اولين خلبان قبل از انقلاب بود که در جنگ به شهادت رسيد و سعيد محبي (فرزند او) نيز که تا 18سالگي در خارج از کشور به تحصيل مشغول بود، با آغاز جنگ تحميلي به ايران آمد و در ماه‌هاي اول دفاع مقدس در جبهه‌هاي جنگ به شهادت رسيد. محبي با اين‌که بيش از يک سال از سرطان خون رنج مي‌برد؛ ولي تا آخرين روزهاي عمر در دفتر کارش (دايرةالمعارف تشيع) حاضر مي‌شد و پي‌گير مقالات پژوهشگران بود.

سيده فاطمه خاموشي (طاهايي):

اولين موسس حوزه هاي علميه خواهران کشور، بنيانگذار حوزه هاي علميه خواهران استان هاي سه گانه خراسان و مدير حوزه علميه مکتب نرجس مشهد روز13/11/88 درگذشت.

حجت‌الاسلام والمسلمين فاكر :

مرحوم آيت‌الله محمدرضا فاكر متولد سال 1324 در مشهد مقدس است كه با توجه به موقعيت شغلي پدر خود به اصفهان رفت و تحصيلات ابتدايي را در اين شهر گذراند و پس از مدتي براي تكميل تحصيلات حوزوي خود به مشهد مقدس بازگشت. وي از سال 1343 براي طي مراحل عالي تحصيلات حوزوي به قم رفت و از محضر اساتيد بزرگي بهره‌مند شد كه از آن جمله مي‌توان به آيت‌الله فاضل لنكراني، آيت‌الله نوري همداني، آيت‌الله سلطاني طباطبائي، آيت‌الله خزعلي، آيت‌الله گلپايگاني، آيت‌الله وحيد خراساني و آيت‌الله مشكيني اشاره كرد.
وي از مبارزان خستگي‌ناپذير دوران انقلاب و از مدافعان انقلاب اسلامي بود كه از دوران جواني وارد مبارزات انقلابي شد و به نهضت امام‌خميني(ره) پيوست و نخستين بار در سال 1341 دستگير شد. وي همچنين عضو جامعه روحانيت مبارز در خراسان رضوي بود و سابقه نمايندگي مردم اين استان در مجلس خبرگان رهبري را در كارنامه خود ثبت كرد. مرحوم آيت‌الله فاكر كه در مجلس هفتم رياست كميسيون اصل 90 به عنوان يكي از مهمترين كميسيون‌هاي تخصصي نهاد قانوگذاري كشور را بر عهده داشت در مجلس هشتم نيز پس از تغيير ساختار اين كميسيون، بار ديگر به دليل برخورداري از سوابق تقليني و توجه ويژه به بحث نظارت مورد اعتماد نمايندگان قرار گرفت و رياست اين كميسيون بر عهده وي گذاشته شد. وي به دليل بيماري گوارشي در بيمارستاني در قم بستري شده بود، 20/11/88  پس از سال‌ها مجاهدت و خدمت در سن 88 سالگي درگذشت.
محسن ابراهيم:

محسن ابراهيم متولد سال 1330 و فارغ‌التحصيل از آكادمي هنرهاي زيباي رم در سال 1357 بود. او در دانشگاه صحنه‌آرايي تئاتر خوانده؛ اما علاقه‌اش به ادبيات و ترجمه، او را به اين وادي ‌كشانده بود. فعاليتش را در اين حوزه با ترجمه و انتشار كتاب‌هاي «فضيلت‌هاي ناچيز» و «خانه و شهر» ناتاليا گينزبورگ آغاز مي‌كند و در ادامه به ترجمه‌ي آثار ديگري از جمله: «ادبيات و نويسندگان معاصر ايتاليا» مي‌پردازد كه در سال 1999 برنده‌ي اول جايزه‌ي ملي ايتاليا شد. «شصت داستان» و «صحراي تاتارها» اثر دينو بوتزاتي از ديگر آثار اوست كه در سال 2001 برنده‌ي جايزه‌ي اول مركز مطالعات آثار بوتزاتي شد. او همچنين در كارنامه‌ي خود ترجمه‌ي «كولومبره و پنجاه داستان ديگر» را از بوتزاتي دارد.وی در جمعه، 30 بهمن‌ماه در منزلش دار فاني را وداع گفت،

 جعفر كوش‌آبادي :

جعفر كوش‌آبادي متولد سال 1320 بود و از كتاب‌هاي منتشرشده‌اش به «سفر با صداها»، «ساز ديگر»، «اژدهاي سياه»، «چهار شقايق»، «منظومه‌ي كوچك‌خان» و «در آينه» مي‌توان اشاره كرد. وی در روز جمعه، دوم بهمن‌ماهدر منزلش از دنيا رفت.

علي اكبر مهدي پوردهكردي:

یکی از نوازندگان موسیقی مقامی و سنتی در ایران بود که در سال  1314در شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاریبه دنیا آمد.وپس از سن ۱۷ سالگی کار خود را در زمینه نوازندگی سازهای محلی استان چهار محال و بختیاری همچون کرنا ،سرنا و کمانچه آغاز کرد و بعدها نوازنده معروف کرنا و سرنادر ایران شد.نوروزنامه یا همان موسیقی هنگام تحویل سال نو که هر ساله بسیاری از مردم ایران در پای سفره هفت سین نوای آن را می‌شنوند از آثار اوست. از دیگر آثار وی می توان به اجرای موسیقی سریال "روزی روزگاری" به کارگردانی امرالله احمد جو اشاره کرد. علی اکبر مهدی پور دهکردی، نوازنده موسیقی مقامی و سنتی بختیاری بارها در جشنواره های موسیقی فجر ایران شرکت کرده است. وی در کارنامه خوداجرای موسیقی محلی در کشورهایی چون آلمان، کانادا، فرانسه، قرقیزستان، ترکمنستان، مغولستان، دبی، ژاپن، ترکیه، کویت و هنگ کنگ را داراست.علی‌اکبر مهدی‌پور دهکردی در سن ۷۴ سالگی در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ خورشیدی درگذشت و در قطعه هنرمندان شهرکرد به خاک سپرده شد.

رضا رحيمي:

شاعر و پژوهشگر 19 بهمن‌ماه در تهران بر اثر گازگرفتگي جان خود را از دست داد و در ارسنجان به خاك سپرده شد. رحيمي متولد سال 1343 در ارسنجان فارس بود و از سال 1365 كار ادبي را به صورت حرفه‌يي آغاز كرده بود. شعرهاي او با موضوع دفاع مقدس در بسياري از نشريات به چاپ رسيده بود. همچنين در سال‌هاي اخير بيش‌تر وقت خود را صرف پژوهش چاپ‌نشده‌اي درباره‌ي زمينه‌هاي اجتماعي هنر در دوران قاجار كرده بود.

اسفند:

جليل لطفي كاشاني:

قديمي‌ترين كارمند بازنشسته بانك ملي كه مجموعه خاطرات او از بدو تاسيس اين بانك تا دهه 80 بن‌مايه تحقيق و فيلم‌نوشت مستند محمدرضا اصلاني در فيلم «خاطرات يك هفتاد و پنج ساله» بود، در سن 86 سالگي درگذشت

فرمان بهبود :

بهبود از موسیقیدانان خوب کشورمان واز فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی بود که سالها در محضر امانوئل ملیک اصلانیان و خانم اقلیا کمباجیان آموزش دیده بود. وی سالها ضمن تدریس پیانو به عنوان نوازنده پیانو با هنرستان عالی موسیقی ملی و کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان تلویزیون همکاری داشت. فرمان بهبود همچنین با گروههای آواز جمعی (کر) چون کر تهران به رهبری ئولین باغچه بان، کر کودکان و نوجوانان کارگاه موسیقی و اجرای کنسرت های متعدد با گروههای مختلف در تالار رودکی و...همکاری داشته است. فرمان بهبود از مدرسان و پیشکسوتان نوازندگی پیانو هشتم اسفند ماه بر اثر ایست قلبی در 64 سالگی درگذشت.

ابوطالب امام :

اين هنرمند عكاس متولد سال 1332 در تهران بود. ابوطالب امام در معرفي خودش نوشته بود: «متولد تهران هستم؛ اگر چه خود را عکاس نمي دانم ولي دلمشغول عکاسي ام. روح پدر شاد باد که اولين معلم عکاسي ام بود و بعد از هر عکسي که او مي گرفت بلافاصله جاي او مي ايستادم و عکس مي گرفتم. شايد! اولين عکس هاي مقايسه اي را همان موقع گرفته باشم!»
اما بالاخره ابوطالب عکاس دوران دفاع مقدس که به دليل بيماري "ام اس"قادر به حرکت نبود روز سه شنبه 18 اسفند دوربينش را بر زمين گذاشت تا با چشم دل دنيايي ديگر را به تصوير بکشد.
ملاکمال‌خان هوت:

زماني كه تنها دو روز از واپسين ماه سال گذشته بود، «ملاکمال‌خان هوت» خواننده و موسيقي‌شناس بزرگ سيستان‌وبلوچستان در سن 68 سالگي به دليل ضعف جسمي در شهرستان «چابهار» از دنيا رفت. ملا کمال‌خان به سبك پهلواني مي‌خواند و آثار او از اصيل‏ترين و قديمي‏ترين گونه‏هاي موسيقي بلوچي محسوب مي‌شود و اعتبار و ارزش بسياري نزد بلوچ‏ها دارد؛ دوران كودكي او در روستا و آزادانه دردل طبيعت به مكاشفه محيط و بازي گذشت. او در نوجواني متوجه علاقه وگرايش خود به موسيقي وشعر شد؛ شعرها وملودي‌ها را به خاطر مي‌سپرد و مي‌خواند. كمال خان از محبوبيت و معروفيت زيادي در بلوچستان برخوردار است، تا ‌آنجا كه برخي از موسيقي‌دوستان خود را مريد كمال خان مي‌دانند و در بيشتر خانه‌ها آثاري ازاجراهاي استاد وجود دارد.

استاد حسان اگزار چناني‌زاده :

نوازنده چيره‌دست و حماسه‌خوان پرآوازه دو روز پس از نواختن در بيست‌وپنجمين جشنواره‌ي موسيقي فجر درگذشت. استاد حسان اگزار چناني‌زاده متولد روستاي ميثم ثمار منطقه شاوور خوزستان بود که تا پايان عمر همان جا سکونت داشت. او از 12 سالگي به خوانندگي و نوازندگي روي آورد که در واژگاني بومي به آن «شاعري» مي‌گويند. او بيت‌خوان حماسي خوي و بيت خوان آل‌الله است و هنر شاعري در خانواده آنان موروثي است. چناني‌زاده نزد بزرگاني نظير «اکران شروبه» که سبک خواندن در خوزستان را تغيير داد آموزش ديد. و هم به « بيت‌ها» و هم به «سطور» آشنايي کامل داشت.

محمد خوانساري:

اين استاد بازنشسته‌ي دانشگاه تهران و عضو پيوسته‌ي فرهنگستان زبان و ادب فارسي پس از يک دوره بيماري، روز پنج‌شنبه سيزدهم اسفندماه پس از جراحي ناموفق روده درگذشت. خوانساري متولد سال 1300 در اصفهان بود. در فاصله‌ي سال‌هاي 1320 تا 1323 در رشته‌ي فلسفه و علوم تربيتي دانشسراي عالي تهران تحصيل كرد. همچنين يك مدرك كارشناسي در رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي از دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران گرفت. در فاصله‌ي سال‌هاي 1329 تا 1332 تمام درس‌هاي دكتري زبان و ادبيات فارسي را در همين دانشكده ‌گذراند و سال 1340 در رشته‌ي منطق و فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه دكتري گرفت. از جمله آثار او به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: «صرف و نحو و اصول تجزيه و تركيب»، «منطق صوري»، «مختارات من الادب الحديث» (با همكاري مرحوم دكتر محمد خزائلي)، و «فرهنگ اصطلاحات منطقي» (به انضمام واژه‌نامه‌ي فرانسه و انگليسي)، كه جلد اول و دوم «منطق صوري» بيش از 20 مرتبه تجديد چاپ شده‌اند.

منصور امير آصفي :

امیرآصفی که در سال 1312 به دنیا آمد پس از سال‌ها تحمل درد و رنج سرطان شنبه 15 اسفند به دیار باقی شتافت.منصور امیرآصفی سابقه بازی در تیم‌های فوتبال کیان، آرارات و پرسپولیس به عنوان مدافع را دارد و در سال 1964 به عنوان کاپیتان تیم ملی ایران در بازی‌های آسیایی توکیو شرکت کرده است.وی در دوره‌ای ریاست هیئت فوتبال استان تهران را برعهده داشته و در سال 1356 نیز به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس فعالیت کرده است.

تهمورث کشکولي:

 تهمورث کشکولي 22 بهمن 1316 در روستاي برشنه از توابع سپيدان واقع در 60 کيلومتري شيراز و در طايفه کشکولي از ايل قشقايي متولد شد. کشکولي وسعت صدايي منحصر به فردي داشت و تنها کسي بود که همراه با ساز سرنا و در گام‌هاي بالاي اين ساز توانايي اجراي آواز داشت که در نوع خود بسيار عجيب بود. او همچنين در خوانندگي لري نيز از توانايي ويژه اي برخوردار بود. خواننده برجسته موسيقي محلي قشقايي بر اثر ايست قلبي در شيراز درگذشت.

روحشان شاد و یادشان گرامی

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 15:21  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

http://www.mowjcamp.ws/files/file/73860

عظمت قيام، اوج فداكاري و ويژگي‌هاي ديگر امام حسين(ع) و يارانش، سبب شده كه نويسندگان و انديشمندان بزرگ جهان، در بارة اين نهضت و حماسه‌آفرينان عاشورا اظهار نظرهاي بسياري داشته، حتي برخي از نويسندگان غيرمسلمان دربارة اين واقعه كتاب بنويسند. اكنون به برخي از اين ديدگاه‌ها اشاره مي‌كنم.

جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحي):‏

وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل امام حسين(ع) و مأمور به خون‌ريزي مي‌‌كرد، آنها مي‌گفتند: چه مبلغي به ما مي‌دهي؟ امّا انصار حسين(ع) به او گفتند: ما با تو هستيم و اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي‌خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.

‏آنطون بارا (انديشمند مسيحي):‏

اگر حسين از آنِ ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي‌افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري برپا مي‌كرديم و مردم را با نام حسين به مسيحيّت فرا مي‌خوانديم.

‏تاملاس توندون (رئيس سابق كنگرة ملّي هندوستان):‏

اين فداكاري‌هاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر آدمي را ارتقاء بخشيده، و شايسته است خاطرة آن هميشه باقي بماند و يادآوري شود.

‏فردريك جِمس:‏

درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا، اصول ابدي عدالت و ترحم و محبّت وجود دارد كه تغيير‌ناپذيرند و همچنين مي‌رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاري كند، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

‏ بنت الشاطي (نويسندة معروف مصري):‏

زينب، خواهر حسين‌بن علي، لذّت پيروزي را در كام ابن زياد و بني‌اميّه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت. در همة حوادث سياسي پس از عاشورا همچون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويّان و برپايي حكومت عباسيّان و ريشه دواندن مذهب تشيّع، زينب ـ قهرمان كربلا ـ نقش برانگيزاننده داشت.

عباس محمود عقّاد (نويسنده و اديب مصري):‏

جنبش حسين، يكي از بي‌نظيرترين جنبش‌هاي تاريخي است كه تاكنون در زمينة دعوت‌هاي ديني يا نهضت‌هاي سياسي پايدار گشته است... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي، دوام نياورد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.

چارلز ديكنز (نويسندة معروف انگليسي):‏

اگر منظور حسين، جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي‌كند كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد.

‏محمد علي جناح (رهبر بزرگ پاكستان):‏

هيچ نمونه‌اي از شجاعت بهتر از اين كه حسين از لحاظ فداكاري و شهامت نشان داد، در عالم پيدا نمي‌شود. به عقيدة من، تمام مسلمانان بايد از اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قرباني كرد، پيروي كنند.

‏ل. م. بويد:‏

در طول قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي، عظمت روح و بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته‌اند و به خاطر همين‌هاست كه آزادي و عدالت ‌هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي‌شود. و اين بود عظمت امام حسين و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي‌گويند، شركت كرده‌ام، هر چند كه 1300 سال از آن تاريخ گذشته است.

مهاتما گاندي (رهبر بزرگ هندوستان):

من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه كافي به صفحات كربلا كرده‌ام. بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايد از امام حسين پيروي كند.
توماس كارلايل (دانشمند انگليسي):‏

بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي‌گيريم، اين است كه حسين و يارانش به خدا ايمان استوار داشتند.

آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددي در جايي كه حق و باطل روبه‌رو مي‌شوند، اهميّت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليّتي كه داشت، باعث شگفتي من است.

‏توماس ماساريك:

اگر چه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح، مردم را متأثّر مي‌سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين يافت مي‌شود، در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصايب مسيح در برابر مصايب حسين، پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
‏ادوارد براون (پروفسور):

حتي غير مسلمانان نيز نمي‌توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي تحت لواي آن انجام گرفت، انكار كنند.
‏واشنگتن ايرونيگ (تاريخ‌نگار آمريكايي):

در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگ‌هاي تفتيدة عراق، روح حسين فنا ناپذير است.

اي پهلوان و اي نمونة شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين.
‏موريس دوكبرا:

اگر مورّخان ما حقيقت روز عاشورا را مي‌دانستند و درك مي‌كردند كه عاشورا چه روزي است، اين عزاداري را مجنونانه نمي‌پنداشتند؛ زيرا پيروان حسين به واسطة عزاداري حسين مي‌دانند كه پستي و زير دستي و استعمار و استثمار را نبايد قبول كنند و شعار پيشرو و آقاي آنها تن به ظلم و ستم ندادن بود.
‏بروكلمان كارل (خاورشناس و پژوهشگر آلماني):

شهادت حسين علاوه بر نتايج و اثرات سياسي، موجب تحكيم و اشاعة مذهب شيعه گرديد و اين مذهب، مركز و مظهر تمايلات ضدّ غرب شد.

پی نوشت :

مرا اول مرا پایان حسین است

مرا درد مرا درمان حسین است

دل هر کس به ایمانی سرشته

مرا هم دین و هم ایمان حسین است

روزهاي نهم و دهم محرم‌الحرام ، يادآور واقعه خونبار كربلاست و اندوه شهادت حضرت حسين بن علي(ع) و خاندان و اصحاب آن حضرت بار ديگر دلهاي مسلمانان جهان به ويژه شيعيان را مالامال مي‌كند. ياد اين واقعه جانسوز را به همه عزاداران حسيني و پيروان راستين آن امام همام تسليت مي‌گويم.

 

  نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 16:35  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

 

اول ماه محرم الحرام سال 61 هجری قمری ، امام حسین (ع) در مسیر حرکت تاریخی خویش ، پس از ورود به عراق در مکانی به نام " شراف " اقامت کردند و پس از فراهم کردن ذخیره ای از آب به راهشان ادامه دادند. در اواسط روز نیروهای دشمن از دور نمایان شدند؛ از این رو یاران امام در مکانی امن پناه گرفتند. سپاه دشمن متشکل از یک هزار نفر به فرماندهی "حر بن ریاحی " ماموریت داشت که راه را بر امام حسین (ع) ببندد یا ایشان را به شهادت برساند. اما امام حسین (ع) به یاران خود دستور دادند که دشمن را از آب سیراب کنند." حر" اگر چه هنگام نماز به امام حسین (ع) اقتدا می کرد ، اما همچنان به تعقیب ایشان ادامه داد. این نخستین روز از حماسه ای بود که تا امروز در تاریخ جاودانه مانده است.

پی نوشت :

دکتر علی شریعتی : "{امام}حسین (ع) بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود . اما افسوس که به جای افکارش ، زخم های تنش را نشانم دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند."

فرا رسیدن ایام محرم الحرام بر رهروانش تسلیت باد.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 17:53  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

تاریخی (پاسخگوی تاریخی ): پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبى جهان، نامه‏اى به اسقف نجران، «ابو حارثه» نوشت و طى آن نامه، ساكنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. مضمون نامه آن حضرت:

 «به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. (این نامه‏اى است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران: خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش مى‏كنم، و شماها را از پرستش «بندگان»، به پرستش «خدا» دعوت مى‏نمایم. شما را دعوت مى‏كنم كه از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید، و اگر دعوت مرا نپذیرفتید (لا اقل) باید به حكومت اسلامى مالیات (جزیه) بپردازید (كه در برابر این مبلغ جزئى از جان و مال شما دفاع مى‏كند) ودر غیر این صورت به شما اعلام خطر مى‏شود». (1)

و برخى از مصادر تاریخى شیعه اضافه مى‏كند كه آن حضرت آیه مربوط  به اهل كتاب را، كه در آن همگى به پرستش خداى یگانه دعوت شده‏اند نیز نوشت.(2)

نمایندگان پیامبر صلى الله علیه و آله وارد نجران شده، نامه پیامبر صلى الله علیه و آله را به اسقف نجران دادند. وى نامه را با دقت هر چه تمام‏تر خواند. و براى تصمیم، شورایى مركب از شخصیت‏هاى بارز مذهبى و غیر مذهبى تشكیل داد. یكى از افراد طرف مشورت، «شرحبیل» بود كه به عقل و درایت و كاردانى معروفیت كامل داشت. وى در پاسخ «اسقف»، چنین اظهار نمود: اطلاعات من در مسائل مذهبى بسیار ناچیز است. بنابراین، من حق ابراز نظر ندارم، و اگر در غیر این موضوع با من وارد شور مى‏شدید؛ مى‏توانستم راه حل‏هایى در اختیار شما بگذارم.

اما ناچارم مطلبى را تذكر دهم و آن اینكه: ما مكرر، از پیشوایان مذهبى خود شنیده‏ایم: روزى كه منصب نبوت نسل اسحاق به فرزندان «اسماعیل» انتقال خواهد یافت، و هیچ بعید نیست كه محمد كه از اولاد اسماعیل است، همان پیامبر موعود باشد!

شورا نظر داد كه گروهى به عنوان «هیئت نمایندگى نجران» به مدینه بروند تا از نزدیك با محمد صلى الله علیه و آله تماس گرفته، دلایل نبوت او را مورد بررسى قرار دهند.

بدین ترتیب، شصت تن از ارزنده‏ترین و داناترین مردم «نجران» انتخاب گردیدند، كه در رأس آنان سه تن پیشواى مذهبى قرار داشت:

1- «ابو حارثة بن علقمه»، اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمى كلیساهاى روم در حجاز بود.

2- «عبد المسیح»، رئیس هیئت نمایندگى كه به عقل و تدبیر و كاردانى معروفیت داشت.

3- «ایهَم» كه فردى كهنسال و یكى از شخصیت‏هاى محترم ملت نجران به شمار مى‏رفت(3)

هیئت نمایندگى، طرف عصر در حالى كه لباس‏هاى تجملى ابریشمى بر تن، و انگشترهاى طلا بر دست و صلیب‏ها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده به پیامبر صلى الله علیه و آله سلام كردند. ولى وضع زننده و نامناسب آنان آن هم در مسجد، پیامبر صلى الله علیه و آله را سخت ناراحت نمود. آنان احساس كردند كه پیامبر صلى الله علیه و آله از آنان ناراحت شده است، اما علت ناراحتى را ندانستند. فوراً با عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف، كه سابقه آشنایى با آنان داشتند، تماس گرفتند، و جریان را به آنها گفتند. آنها اظهار داشتند كه حل این گره به دست على بن ابى طالب علیه السلام است. وقتى به امیر مؤمنان علیه السلام مراجعه كردند، على علیه السلام در پاسخ آن‏ها چنین گفت: شما باید لباس‏هاى خود را تغییر دهید، و با وضع ساده، بدون زر و زیور به حضور حضرت بیایید. در این صورت، مورد احترام و تكریم قرار خواهید گرفت.

نمایندگان نجران، با لباس ساده بدون انگشتر طلا، به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله شرفیاب شده، سلام كردند. پیامبر صلى الله علیه و آله با احترام خاص، پاسخ آنان را داد، و برخى از هدایایى را كه براى وى آورده بودند؛ پذیرفت. نمایندگان، پیش از آنكه وارد مذاكره شوند، اظهار كردند كه وقت نماز آنان رسیده است. پیامبر صلى الله علیه و آله اجازه داد كه نمازهاى خود را در مسجد مدینه، در حالى كه رو به مشرق ایستاده بودند، بخوانند. (4)

نمایندگان نجران پس از بحث و گفتگو با پیامبراکرم-صلی الله وعلیه واله- ،به آن حضرت گفتند که: گفتگوهاى شما ما را قانع نمى‏كند. راه این است كه در وقت معینى با یكدیگر مباهله كنیم، و بر دروغگو نفرین بفرستیم، و از خداوندبخواهیم دروغگو را هلاك و نابود كند. (5)

در این موقع پیك وحى نازل گردید و آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با كسانى كه با او به مجادله و محاجه بر مى‏خیزند و زیر بار حق نمى‏روند؛ به مباهله برخیزد؛ و طرفین از خداوند بخواهند كه افراد دروغگو را از رحمت خود دور سازد. اینك آیه مباهله:

«فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ :هركس پس از روشن شدن جریان با تو مجادله كند، بگو بیایید فرزندان و زنان و نزدیكان خود را گرد آوریم و لابه كنیم و بنالیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»(6)

طرفین به فیصله دادن مسأله از طریق مباهله آماده شدند، و قرار شد كه فردا همگى براى مباهله آماده شوند.

پیامبر صلى الله علیه و آله به مباهله مى‏رود

سرگذشت مباهله پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، با هیئت نمایندگى «نجران»، از حوادث جالب و تكان‏دهنده و شگفت‏انگیز تاریخ اسلام مى‏باشد. اگر چه برخى از مفسران و سیره‏نویسان، در نقل جزئیات آن، كوتاهى ورزیده‏اند، ولى گروه زیادى مانند زمخشرى در كشاف، (7) و امام رازى در تفسیر خود، (8) و ابن اثیر در كامل، (9) در این باره داد سخن را داده‏اند. اینك ما در اینجا بخشى از گفتار زمخشرى را منعكس مى‏نمائیم:

وقت مباهله فرا رسید. قبلًا پیامبر صلى الله علیه و آله و هیئت نمایندگى «نجران»، توافق كرده‏بودند كه مراسم مباهله را در نقطه‏اى خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر صلى الله علیه و آله از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزید كه در این حادثه تاریخى شركت نمایند. این چهار تن، جز على ابن ابى طالب علیه السلام و فاطمه علیها السلام دختر پیامبر صلى الله علیه و آله و حسن و حسین علیهما السلام كس دیگر نبود، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسى پاكتر، و ایمانى استوارتر از ایمان این چهار تن وجود نداشت.

پیامبر صلى الله علیه و آله، فاصله منزل و نقطه‏اى را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام بگیرد، با وضع خاصى طى نمود.

او در حالى كه حضرت حسین علیه السلام را در آغوش و دست حضرت حسن را در دست داشت و فاطمه علیها السلام به دنبال آن حضرت و على بن ابى طالب علیه السلام پشت سر وى حركت مى‏كردند؛ گام به میدان مباهله نهاد و پیش از ورود به میدان «مباهله» به همراهان خود گفت: من هر موقع دعا كردم، شما دعاى مرا با گفتن آمین بدرقه كنید.

سران هیئت نمایندگى نجران، پیش از آنكه با پیامبر صلى الله علیه و آله روبرو شوند به یكدیگرمى‏گفتند: هرگاه دیدید كه «محمد» افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد، و شكوه مادى و قدرت ظاهرى خود را نشان ما داد در این صورت وى یك فرد غیر صادق است و اعتمادى به نبوت خود ندارد. ولى اگر با فرزندان و جگرگوشه‏هاى خود به «مباهله» بیاید و با یك وضع وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادى، رو به درگاه الهى گذارد؛ پیداست كه پیامبرى راستگو است و به قدرى به خود ایمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودى قرار دهد، بلكه با جرأت هر چه تمامتر، حاضر است عزیزترین و گرامى‏ترین افراد نزد خود را در معرض فنا و نابودى واقع سازد.

سران هیئت نمایندگى در این گفتگو بودند. ناگهان قیافه نورانى پیامبر صلى الله علیه و آله با چهار تن دیگر كه سه تن از آنها شاخه‏هاى شجره وجود او بودند، نمایان گردید. همگى با حالت بهت‏زده و تحیّر به چهره یكدیگر نگاه كردند، و از این‏كه او جگرگوشه‏هاى معصوم و بى‏گناه، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله‏آورده است، انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند كه پیامبر صلى الله علیه و آله، به دعوت و دعاى خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه یك فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلاى آسمانى و عذاب الهى قرار نمى‏دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره‏هایى را مى‏بینم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهى بخواهند كه بزرگ‏ترین كوه‏ها را از جاى بكند، فوراً كنده مى‏شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این قیافه‏هاى نورانى و با این افراد با فضیلت، مباهله نماییم؛ زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند، و همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روى زمین یك مسیحى باقى نماند!

انصراف هیئت نمایندگى از مباهله‏

هیأت نمایندگى با دیدن وضع یاد شده، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصویب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند، و حاضر شدند كه هر سال مبلغى به عنوان «جزیه» (مالیات سرانه) بپردازند و در برابر آن، حكومت اسلامى از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبر صلى الله علیه و آله رضایت خود را اعلام كرد، و قرار شد هر سال در برابر پرداخت یك مبلغ جزئى، از مزایاى حكومت اسلامى برخوردار گردند. سپس پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد مى‏شدند، صور انسانى خود را از دست داده، در آتشى كه در بیابان برافروخته مى‏شد، مى‏سوختند و دامنه عذاب به سرزمین «نجران» كشیده مى‏شد.

از عایشه نقل شده است: روز مباهله، پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله چهار تن از همراهان خودرا زیر عباى مشكى رنگى وارد كرد و این آیه را تلاوت نمود: إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً.

 سپس زمخشرى، به بیان نكات آیه مباهله پرداخته و در پایان بحث مى‏نویسد:

سرگذشت مباهله و مفاد این آیه، بزرگترین گواه بر فضیلت اصحاب كساء بوده و سندى زنده بر حقانیت آیین اسلام است.

از روایاتى كه از پیشوایان مذهبى ما وارد شده است، استفاده مى‏شود كه موضوع مباهله اختصاص به پیامبر صلى الله علیه و آله نداشته و هر فرد مسلمانى در مسائل مذهبى مى‏تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد. طرز مباهله و دعاى آن، در كتاب‏هاى حدیث وارد شده، براى اطلاع بیشتر به كتاب «نور الثقلین»  مراجعه فرمایید.

در رساله حضرت استاد علامه طباطبائى چنین مى‏خوانیم: مباهله یكى از معجزات باقى اسلام است، و هر فرد با ایمانى به پیروى از نخستین پیشواى اسلام مى‏تواند در راه اثبات حقیقتى از حقایق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد، و از خداوند جهان درخواست كند كه طرف مخالف را كیفر بدهد و محكوم سازد.

این حادثه در روز 24ذیحجة سال دهم هجری اتفاق افتاده است.

منبع: کتاب فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام/ آیت الله جعفر سبحانی؛ص495-502.

پی نوشتها:

1- بحارالانوار،ج21ص285.

2- منظورآیه64سوره آل عمران است.«قُلْ یا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ».

3- تاریخ یعقوبی،ج2ص66.

4- سیرۀ حلبی؛ج3ص239.

5- بحارالانوار؛ج21ص32.؛ولی از آیۀ مربوط به مباهله و از سیرۀ حلبی استفاده می شود که موضوع مباهله را خود پیامبر پیشنهاد کرد.همچنانکه جملۀ « تعالوا ندع ابنائنا» از آن حکایت می کند.

6- سورۀ آل عمران،آیۀ 61.

7- کشاف،ج1ص282-283.

8- مفاتیح الغیب،ج2ص471-472.

9- الکامل فی التاریخ،ج2ص112.

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:18  توسط رضا پیکرنگار  | 
عید غدیر خم مبارک(گل یاس)

علی علیه السلام شخصیتی بزرگ و بی بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی  کسانی که به امامت علی (ع) باور ندارند نیز، او را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند؛ مطلبی که پیش رو دارید نمونه ای است از گفتار اندیشمندان غیر مسلمان درباره حضرت علی (ع) ... :

 " جبران خلیل جبران"

که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید:" به عقیده من علی بن ابیطالب ( پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."

جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."

جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد،  تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.

 "شبلی شمیل"

دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."

 " میخائیل نعیمه"

که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی،  پاکدلی، بلاغت، سحر بیان،  اخلاق فاضله،  شور ایمان،  بلندی همت،  یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم."- " جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"

 " کارلایل"

فیلسوف انگلیسی، هر گاه به نام علی (ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: " ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است."

 "لامنس"

یک کشیش بلژیکی است  که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گوید:" برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."- "مادام دیالافوا"، در مقام تعریف حضرت علی (ع) چنین می نویسد:" احترام علی (ع) در نزد شیعه به منتها درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاری هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش،  فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی(ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "

"مادام دیالافوا "

در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."- " پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می گوید:" علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."

پی نوشت :

 ۱.                                                      عید سعید غدیر خم ،

روز گزینش صاحب ذوالفقار

حیدر کرار

خانه زاد پروردگار

شافع قیامت

تندیس ولایت

و قدیس سبز ایمان

بر تمامی سبز اندیشان سپید سیرت ، بویژه مسلمانان کشورمان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

 

۲. برای مشاهده متن کامل خطبه غدير اينجا را کليک کنيد.

 

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 19:3  توسط رضا پیکرنگار  | 

عید قربان مبارک

عید سعید قربان ،

عید ذبح میوه ی دل ابراهیم،

ایثار سبز اسماعیل،

لبیک به دعوت حق،

عید محبوب پاکان زمان،

عید قربانی نفس در پیشگاه حضرت عشق و تکبیر ایمان

بر تمامی دوستان و بویژه مسلمانان کشور عزیزمان مبارک و تهنیت باد.

 

  نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 16:42  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند                                            ای به قربان تو گردم که تو حج فقرایی

میلاد سبز ترین غزل آفرینش

هشتمین چراغ راه ولایت

چشم امید نا امیدان

ضامن آهو

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

بر تمامی دوستان مبارک باد.

نگاهی گذرا بر زندگانی امام رضا (ع)

امام رضا (ع) در روز جمعه، يا پنج‏شنبه 11 ذى حجه يا ذى قعده يا ربيع الاول سال 153 يا 148 هجرى در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت. بنابراين تولد آن حضرت مصادف با سال وفات امام صادق (ع) بوده يا پنج‏سال پس از درگذشت آن حضرت رخ داده است. همچنين وفات آن حضرت در روز جمعه يا دوشنبه آخر صفر يا 17 يا 21 ماه مبارك رمضان يا 18 جمادى الاولى يا 23 ذى قعده يا آخر همين ماه در سال 203 يا 206 يا 202 هجرى اتفاق افتاده است. شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا گويد قول صحيح آن است كه امام رضا (ع) در 21 ماه رمضان، در روز جمعه سال 203 هجرى درگذشته است. وفات آن حضرت در سال 203 در طوس و در يكى از روستاهاى نوقان به نام سناآباد اتفاق افتاد.

با تاريخ‏هاى مختلفى كه نقل شد، عمر آن حضرت 48 يا 47 يا 50 يا 51 سال و 49 يا 79 روز يا 9 ماه يا 6 ماه و 10 روز بوده است. اما برخى كه سن آن حضرت را 55 يا 52 يا 49 سال دانسته‏اند، سخنشان با هيچ يك از اقوال و روايات، منطبق نيست و ظاهرا تسامح آنان از اينجا نشات گرفته كه سال ناقص را به عنوان يكسال كامل حساب كرده‏اند. از جمله اين اقوال شگفت آور سخن شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا است كه گفته است: ميلاد امام رضا (ع) در 11 ربيع الاول سال 153 و وفات وى در 21 رمضان سال 203 بوده و با اين حساب آن حضرت 49 سال و شش ماه در اين جهان زيسته است. مطابق آنچه صدوق نقل كرده، عمر آن حضرت پنجاه سال و شش ماه و ده روز مى‏شود و منشا اين اشتباه را بايد عدم دقت در جمع و تفريق اعداد دانست‏شيخ مفيد نيز مرتكب اين اشتباه شده است و ما در حواشيهاى خود بر كتاب المجالس السنيه متذكر اين خطا شده‏ايم.

بنابر گفته مولف مطالب السؤول، امام رضا (ع) 24 سال و چند ماه و بنابر قول ابن خشاب 24 سال و 10 ماه از عمر خويش را با پدرش به سر برد. لكن مطابق آنچه گفته شد، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش 35 سال يا 29 سال و دو ماه بوده و پس از درگذشت پدرش چنانكه در مطالب السؤول نيز آمده، 25 سال زيسته است و نيز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بيست‏سال در جهان زندگى كرد. چنانكه شيخ مفيد نيز در ارشاد همين قول را گفته است. برخى نيز اين مدت را بيست‏سال و دو ماه، يا يست‏سال و نه ماه، يا بيست‏سال و چهار ماه، يا بيست و يكسال و 11 ماه، ذكر كرده‏اند كه اين مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت به شمار است. در طول اين مدت آن حضرت دنباله حكومت هارون رشيد را كه ده سال و بيست و پنج روز بود درك كرد. سپس امين از سلطنت‏خلع شد و عمويش ابراهيم بن مهدى براى مدت بيست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امين بر او خروج كرد و براى وى از مردم بيعت گرفته شد و يكسال و هفت ماه حكومت كرد ولى به دست طاهر بن حسين كشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تكيه زد و بيست‏سال حكومت كرد. امام رضا (ع) پس از گذشت پنج‏يا هشت‏سال از خلافت مامون به شهادت رسيد.

مادر امام رضا (ع)

در مطالب السؤول گفته شده است كه: مادر آن حضرت كنيزى بود. كه خيزران مرسى نام داشت. برخى نام وى را شقراء نوبيه، ذكر كرده‏اند كه اروى، اسم او و شقراء لقب وى بوده است.

طبرسى در اعلام الورى گويد: مادرش كنيزى بود به نام نجمه كه به وى ام البنين مى‏گفتند. برخى نام مادر آن حضرت را سكن نوبيه و تكتم، نيز گفته‏اند. حاكم ابو على گويد: از جمله شواهدى كه دلالت دارد نام مادر امام رضا (ع) تكتم بود، سخن شاعرى است كه در مدح آن حضرت فرموده است:

الا ان خير الناس نفسا و والدا

و رهطا و اجدادا على المعظم 

اتتنا به للعلم و الحلم ثامنا

اماما يودى حجة الله تكتم

ابو بكر گويد: عده‏اى اين شعر را به عموى ابو ابراهيم بن عباس منسوب ساخته‏اند و من آن را روايت نمى‏كنم و روايت و سماع اين شعر براى من واقع نشده بنابراين نه آن را اثبات مى‏كنم و نه ابطال. وى همچنين گويد: تكتم از اسامى زنان عرب است و در اشعار بسيارى به كار رفته است. از جمله در اين بيت:

«طاف الخيالان فزادا سقما

خيال تكنى و خيال تكتما»

فيروز آبادى نيز بر اين اظهار نظر صحه گذارده و گفته است: تكنى و تكتم به صورت مجهول، هر يك از نامهاى زنان است.

كنيه امام رضا

كنيه آن حضرت را ابو الحسن و نيز ابو الحسن ثانى خوانده‏اند. ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين روايتى نقل كرده و مبنى بر آن كه كنيه آن حضرت، ابو بكر بوده است. وى به سند خود از عيسى بن مهران از ابو صلت هروى نقل كرده است كه گفت: روزى مامون از من پرسشى كرد. گفتم: ابو بكر در اين باره چنين و چنان گفته است. مامون پرسيد: كدام ابو بكر؟ابو بكر ما يا ابو بكر اهل سنت؟گفتم، ابو بكر ما. پس عيسى از ابو صلت پرسيد: ابو بكر شما كيست؟پاسخ داد: على بن موسى الرضاست كه بدين كنيه خوانده مى‏شود.

لقب آن حضرت

در كتاب مطالب السؤول در اين باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى و وفى، كه مشهورترين آنها رضاست. در فصول المهمة نيز مشابه اين مطلب آمده با اين تفاوت كه در آنجا به جاى القاب رضى و وفى، زكى و ولى ياد شده است. در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است: احمد بزنطى گويد: بدان جهت آن حضرت را رضا ناميدند كه او از خدا در آسمانش رضا بود و براى پيامبر و ائمه در زمين رضا بود. و نيز گفته‏اند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وى را رضا ناميدند. همچنين گفته‏اند: چون مامون بدان حضرت، رضايت داد وى را رضا گفتند.

نقش انگشترى آن حضرت

در فصول المهمة گفته شده است: نقش انگشترى امام رضا (ع) «حسبى الله‏»بود و در كافى به سند خود از امام رضا (ع) نقل شده است كه فرمود: نقش انگشترى من، «ما شاء الله لا قوة الا بالله‏»است. صدوق نيز در عيون گويد: نقش انگشترى آن حضرت‏«وليى الله‏»بود.

فرزندان امام رضا (ع)

كمال الدين محمد بن طلحه در مطالب السؤول گويد: آن حضرت شش فرزند داشت. پنج پسر و يك دختر. نام فرزندان وى چنين است: محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهيم، حسن و عايشه‏».

عبد العزيز بن اخضر جنابذى در معالم العتره و ابن خشاب در مواليد اهل البيت و ابو نعيم در حلية الاوليا نظير همين سخن را گفته‏اند. سبط بن جوزى در تذكرة الخواص گويد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: محمد (امام نهم) ابو جعفر ثانى، جعفر، ابو محمد حسن، ابراهيم و يك دختر. شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: امام رضا (ع) دنيا را بدرود گفت و سراغ نداريم كه از وى فرزندى به جا مانده باشد جز همان پسرش كه بعد از وى به امامت رسيد. يعنى حضرت ابو جعفر محمد بن على (ع) .

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏گويد: امام محمد بن على (ع) تنها فرزند اوست. طبرى در اعلام الورى نويسد: تنها فرزند رضا (ع) پسرش محمد بن على جواد بود لا غير. در كتاب العدد القوية آمده است كه امام رضا (ع) دو پسر داشت كه نام آنها محمد و موسى بود و جز اين دو فرزندى نداشت. همچنين در قرب الاسناد نقل شده است كه بزنطى به حضرت رضا (ع) عرض كرد: من از چند سال پيش درباره جانشين شما پرسش مى‏كردم و شما هر بار پاسخ مى‏داديد پس از من پسرم جانشين من خواهد شد. اما اينك خداوند به شما دو پسر عطا كرده است پس كداميك از پسرانتان جانشين شمايند؟

مجلسى نيز در بحار الانوار در باب خوشخويى حديثى از عيون اخبار الرضا (ع) نقل كرده كه در سند آن نام فاطمه دختر رضا آمده است.

منبع :

كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 141

نويسنده: سيد محسن امين

ترجمه: على حجتى كرمانى

پی نوشت:

شعر زیبای رضا رضا به همراه دانلود آن

دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی.

من تو رو نگات کنم، تو هم منو صدا کنی.

قربون چشات برم، از راه دوری اومدم.

جای دوری نمیره، اگه به من نگاه کنی.

دل من زندونیه، تویی که تنها می تونی.

قفسو واکنی و پرنده رو رها کنی.

می شه کنج حرمت گوشه قلب من باشه.

می شه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی.

تو سرت شلوغه و زیردستیات فراوونند.

از خدا میخوام، کمی نیگا به زیرپات کنی.

تو غریبی و منم غریبم، اما...

چی می شه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی.

دوست دارم تو ایونِ آینه ات از صبح تا غروب.

من با تو صفا کنم، تو هم منو دعا کنی.

به وفای کفترای حرمت.

من می خوام کفتری باشم، که تنها تو منو هوا کنی.

دلمو گره زدم به پنجره ات دارم می رم.

دوست دارم تا من میام، زود گره ها رو واکنی.

صد هزار دفعه هم شده پای ضریح زار می زنم.

تا یه بار دلت بسوزه، دردامو دوا کنی.

دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همه شب.

من رضا رضا بگم تو هم منو رضا کنی.

  دانلود سرود رضا رضا

 

  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:18  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

  تمام شد .


بالاخره يکي ديگر از دوره هاي زندگيم به پايان رسيد،يکي از با ارزش ترين،مهم ترين و سرنوشت ساز ترين دوران ها  ...
   خوشحالم توانستم خدمت مقدس سربازي را در يکي از محروم ترين و سخت ترين مناطق کشورم به پايان برسانم و...

پي نوشت :
۱. يه شب ميون بارون غرورم رو شکستند...
۲.در رابطه با خدمت سربازيم در آينده حتما مطالبي مي نويسم.
۳.يادش بخير ،انگار همين ديروز بود که مطلبي با عنوان خداحافظ نوشتم از اون روزتقریبا ۱۸ ماه ميگذره

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 2:24  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

فرزندان من،دوستان من!

اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام.

هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی‌كنم كه از هنگام جوانی ناتوان‌ترم.من دوستان را به خاطر نيكويی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می‌گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می‌بينم و از اين رو می‌خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه  ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.

بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده‌تر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند.

همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد .

من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نياکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.پيكر بی‌جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهای نغز و زيبا می‌پرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می‌بخشد آميخته گردم.

هم‌اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می‌گسلد ... اگر از ميان شما كسی می‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم.

پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.     به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.   ..

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 19:40  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

*روز خبرنگار مبارك*

*روز خبرنگار مبارك*

خبرنگاري يعني هنرمندي، عشق‌ورزي و تعهد داشتن

ايسنا : من خبرنگارم؛ مي‌دانم نمي‌شود خبرنگار بود و در برابر طوفان مشكلات ايستادگي نكرد، اصلا خبرنگاري يعني همين، يعني تحمل، يعني حسي ميان بودن‌ و نبودن‌، ميان هست‌ها و نيست‌ها؛ خبرنگاري يعني هميشه در حال دويدن، نوشتن، جست‌وجو با يك ضبط صوت، يک دوربين، يک خودکار و يک برگه سفيد... و بزرگ‌ترين ابزارم يک جسارت بزرگ است و يک دل طوفاني.

در هياهوي نام‌گذاري روزها و هفته‌ها به روز خبرنگار كه مي‌رسم، يادم مي‌آيد 17 مردادماه يادآور پاك‌بازي خبرنگاري است كه در راه هدف والاي خود كه همان پيام‌رساني صادقانه و آگاهي‌بخشي است، جان خويش را تقديم كرد.

محمود صارمي، خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در مردادماه سال 1377 به همراه هشت نفر از اعضاي کنسولگري ايران در مزار شريف افغانستان توسط نيروهاي افراطي طالبان به شهادت رسيد و اين خبر بهانه‌اي براي پاسداشت ياد خبرنگاران در ايران شده است.

مي‌گويند خبرنگاران همواره در برابر شدايد و سختي‌هاي نانوشته قرار دارند و بايد با ورود به تمام عرصه‌هاي جامعه قرائتي متفاوت از آن داشته و جامعه را از خواب بيدار ‌كنند و تصويري بسازند كه نه با عوام‌فريبي و قشرگرايي نسبتي داشته و نه بويي از تملق و چاپلوسي صاحبان قدرت دارد.

شنيده‌ام خبرنگاران از آن جهت شايسته‌ تجليل و تقديرند كه تمام وجود و توانايي‌ فكري و قلمي خود را در راه خدمت به مردم و اطلاع‌رساني و آگاهي‌بخشي به آن‌ها، در طبق اخلاص مي‌نهند.

گفته‌اند روز خبرنگار يادآور اراده عمل مجاهدانه مردان و زناني است كه براي بازگويي حقيقت و بازتاباندن واقعيت، پرچم رسالت بزرگ اطلاع‌رساني را بر دوش گرفته و چراغ راه جامعه خويش گشته‌اند كه در پيشاپيش اين سلسله راهيان وادي آگاهي و نيك‌انديشي، مجاهداني هستند كه در نگارش خبر از خون خويش مايه گذاشتند و در آسمان بلند شهادت و ايثار نام خويش را جاودانه ساختند.

كساني كه خود را فراموش كرده و براي آگاه‌سازي جامعه هم‌سرنوشت سربازان خط مقدم نبرد مي‌شوند و نه از خود بلكه از حقيقت مي‌گويند و خبرنگاري يعني حق‌گويي و حق‌جويي و خبرنگاران ما مورخان تاريخي هستند كه با خطرپذيري افتخارآفريني مي‌كنند.

من يك خبرنگارم و روز خبرنگار، بهانه خوبي است تا کمي هم از خودمان بنويسيم و شايد بهانه‌اي باشد كه ما روزنامه‌نگاران به خود بنگريم و شان و جايگاه‌مان را در جامعه باز تعريف كنيم.

همه بارها و بارها گفته و شنيده‌ايم كه در منابع ادبي ما قلم راستين در مقابل عشق است که از هم مي‌شکافد و نشاني از مهر و عشق‌ورزي بر همنوع انساني است؛ آياتي از قرآن كريم به قلم سوگند ياد كرده است و بزرگان گفته‌اند قلم عالمان، برتر از خون شهيدان است و مكتب اسلام اولين مكتب الهي به شمار مي‏رود كه براي قلم قداست قايل شده است.

مگر نه اينكه خبرنگاري، روزنامه‌نگاري و قلم؛ يعني عشق، يعني حق‌گويي، يعني مقابله با زور و پنهان‌کاري، يعني نجات انديشه؛ اينكه در عرصه اطلاع‌رساني بايد آزاده بود، صادق بود و تنها يک خبرنگار، روزنامه‌نگار و نويسنده عاشق مي‌تواند اين رسالت مهم را به انجام رساند.

مگر غير از اين است كه خبرنگاران صادقي كه به شهادت رسيده‌ و جانشان را از دست دادند، نيک مي‌دانستند اين ميدان‌ها مکان‌هاي خطرات و دست شستن از جان است و هدفي غير از ثبت جناياتي را دنبال نمي‌کردند که از طرفي آسايش انسان‌ها را هدف قرار داده‌اند و از طرف ديگر بوق و کرنايشان گوش فلک را در حمايت از حقوق انسان‌ها کر کرده است؟

پس چرا گاهي جايگاه خبرنگاران راستين كه نه حق‌السکوت مي‌گيرند و نه در برابر زور عقب‌نشيني مي‌کنند با آناني که براي نان مي‌نويسند يا آن‌ها كه نوشتن و گفتن را به عرصه‌اي براي تسويه‌حساب‌هاي شخصي و گروهي تبديل كرده‌اند يكي شده است؟

چرا هر از چندگاهي اهالي برحق قلم و عرصه خبر كه از هستي خود مايه گذاشتند در حوادث ايام به لحاظ ماهيت کارشان مورد بي‌مهري و قهر قرار مي‌گيرند؟

در شرايطي كه بالاترين انتظار جامعه از مطبوعات صداقت و شرافت است، تا مبادا يك روزنامه‌نگار شرافت مطبوعاتي را زير پا بگذارد، اگر ارزش قلم و صداقت خبر حفظ و رعايت نشد چه بايد كرد؟ آيا ترك كردن عرصه بهتر از ادامه دادن است و اگر كسي به هر قيمتي ماند، شايد از حقوقش دفاع شود اما عملش در صورت عدول از ضوابطي هرگز مورد تاييد قرار نگرفت، چه بايد كرد؟ چه كسي جواب اين سوال‌ها را مي‌داند؟

من خبرنگارم و مي‌دانم كه نبايد خود را فقط به دست واژه‌ها بسپرم بلكه بايد با بيان واقعيات با دفاع از کيان اين حرفه مقدس بر پايه ارزش‌هاي اجتماعي، انساني و اسلامي حرمت آن را پاسداري كنم؛ سرمايه من قلم است و بايد بنويسم و تصوير کنم مرگ و خون را، ويراني و فقر را و تمام وقايع خوب و بد اجتماع را به قضاوت بنشينم و همه را آنگونه كه بايد ببينم و حكمش را بر مبناي حقيقتي كه هست اعلام كنم تا ثبت شود تمام آنچه مخاطب حق دارد بداند؛ بله من خبرنگارم و هر جا که باشم سوژه هم با من خواهد بود.

بله امروز روز خبرنگار است و در اين روز بار ديگر ياد شهيد صارمي و ديگر شهداي خبرنگار، به‌ويژه شهداي سانحه هوايي را گرامي مي‌داريم.

 

پی نوشت:

  1. روز خبرنگار را به تمامی دوستان خبرنگارم تبریک می گویم و امیدوارم با استعانت از خداوند عزوجل در راهی که گام نهاده اند موفق ، سربلند و سبز باشند.
  2. پارسال در چنین روزی به یادمانده ترین هدیه ام یعنی خدمت در سیستان و بلوچستان را از...گرفتم و...
  3. خیلی ها دوست ندارند که من دوباره برای خدمت به شهرم "فریمان"برگردم!!؟ اما به کوری چشم دشمنان برای ادامه راه و عقیده ام بر میگردم وبرای سربلندی کشور و شهرم تلاش خواهم کرد و...
  4. دلم برای تمامی بچه های دانشکده انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و به ویژه اولین فارغ التحصیلان رشته ی خبرنگاری این دانشکده و نیز سرویس سیاسی روزنامه اعتماد و سرویس بین الملل روزنامه اعتماد ملی تنگ شده و امیدوارم بتوانم روزی تمامی آنها را ملاقات کنم و ...
  5. چند لینک مرتبط با روز خبرنگار

به بهانه يك تبريك

خبرنگاران و مسوولان کشور بخوانند

مراسم سالروز شهادت ديپلمات‌ها و خبرنگار ايراني در افغانستان

پيام رييس سازمان صدا و سيما به مناسبت روز خبرنگار 

تفاوت خبرنگار ایرانی و آمریکایی در یک نگاه

 

  نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:39  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

نيمه شعبان، ميلاد قائم آل محمد عجل الله تعالي فرجه الشريف مبارك 

ای موعود منتظران ،ای مباهات هستی ،ای دلیل راه،ای مبشرعدالت ، میلاد تو لحظه ی شکفتن سبز پایان انتظار است.

میلاد متبرکت بر همه ی منتظران تاریخ مبارک باد.

 

پی نوشت:

انتظار

هميشه منتظرت هستم
بي آن كه در ركود نشستن باشم
هميشه منتظرت هستم
چونان كه من
هميشه در راهم
هميشه در حركت هستم
هميشه در مقابله
تو مثل ماه
ستاره
خورشيد
هميشه هستي
و مي درخشي از بدر
و مي رسي از كعبه

وكوفه همين تهران است

كه بار اول مي آيي    
و ذوالفقار را باز مي كني
و ظلم را مي بندي
هميشه منتظرت هستم
اي عدل وعده داده شده
اين كوچه
اين خيابان
اين تاريخ
خطي از انتظار تو را دارد
و خسته است
تو ناظري
تو مي داني
ظهور كن
ظهور كن كه منتظرت هستم
ظهور كن كه منتظرت هستم

مرحوم "طاهره صفارزاده "

 

  نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:4  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

امام علی (ع)

ولادت حضرت امام علی بن ابیطالب (ع) و روز پدر را به تمامی مسلمانان جهان تبریک می گویم.

 

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 9:1  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

من چگونه اندیشیدن را از اندیشه ی تو آموختم.

ایثار کردن را در دستان سبز تو رویت کردم .

و چگونه خوب بودن را از تو وام گرفتم .

به بهانه ی روز معطرت ، سپاس می گذارم

تمامی رنج ها و خستگی هایت را .

معلم گرامی روزت مبارک

 پیوست : 

۱. هر کس کلمه ای به من بیاموزد ، مرا بنده ی خود خواهد ساخت.    امام علی (ع)

۲. سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری ، "پاره تن امام (ره)" را  تسليت می گویم.

 ۳.مروری بر زندگی و همچنین فیلم بازسازی صحنه شهادت استاد مطهری

 

  نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:35  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

گل یاس

چرخ گردون دوباره چرخيد و يك سال ديگر از عمر را رقم زد.بهاري ديگر با فرا رسيدنش زمستاني را به اتمام رساند و پيام آور زندگي تازه شد. به اميد اينكه سالي نو .سال شكوفايي و زيبايي برايتان باشد و بهاران نامحدودي را شاهد باشید و نیز با استعانت از خداوند متعال به تمامی خواسته های معقولتان در این سال برسید. ان شاءالله.

پی نوشت :

۱.متاسفانه این آخرین دسترسی من به دنیای مجازی در سال ۱۳۸۷ است.به همین دلیل مجبور شدم که پیشاپیش سال نو را به تمامی دوستان تبریک می گم.(۲۶ /۱۲/۸۷ سیستان و بلوچستان. ایرانشهر)

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:17  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

عید سعید قربان مبارک(گل یاس)

 

عید سعید قربان ،

عید ذبح میوه ی دل ابراهیم،

ایثار سبز اسماعیل،

لبیک به دعوت حق،

عید محبوب پاکان زمان،

عید قربانی نفس در پیشگاه حضرت عشق و تکبیر ایمان

بر تمامی دوستان و بویژه مسلمانان کشور عزیزمان مبارک و تهنیت باد.


 

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 16:37  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

سلام دوستان ؛

پس از حدود چهار ماه دوباره توانستم سری به دنیای مجازی بزنم. باورم نمیشه که این مدت از اینترنت و... دور شده باشم!! اولین کاری که قصد انجام آن را داشتم ، نوشتن مطلبی برای وبلاگ بود؛ ولی هرچقدر تمرکز و فکر کردم ، نتوانستم مطلبی را به تحریر در آورم!!؟ به همین خاطر قصد داشتم از روی دست نوشته های خدمتم مطلبی را بنویسم اما به یاد اوردم که عهد بسته بودم که در مورد خاطرات ، وقایع و اتفاقات دوران خدمت ، در حال حاضر!!؟ مطلبی را در وبلاگ نگارش نکنم. به همین منظور برای خالی نبودن عریضه تصمیم به توصیفی مختصر از ایرانشهر ، شهری که در حال حاضر در آن خدمت می کنم، بنویسم. شهری که مطمئنم تا مدت ها در ذهنم خواهد بود و فراموش نخواهم کرد و ...

                                               

شهرستان ایرانشهر در ناحیه مرکزی بلوچستان و در فاصله 345 کیلو متری مرکز استان سیستان و بلوچستان(زاهدان) واقع و 15 درصد وسعت این استان را به خود اختصاص داده است .

این شهرستان از شمال به شهرستان های خاش ,از شرق به سراوان , از جنوب به سرباز و نیکشهر و از غرب به استان کرمان و دشت جازموریان محدود است.

آب و هوای این شهرستان بواسطه وجود مناطق کوهستانی و مناطق پست شدیدا تحت تاثیر عوارض جغرافیایی و پستی و بلندی های متنوع آن است ولی عموما دارای آب و هوای گرم و خشک و گاها شرجی بوده که تحت تاثیر باد های موسمی منطقه قرار دارد.

دین اکثریت قاطع مردم ایرانشهر اسلام و با گرایش های مذهبی اهل سنت و شیعه بوده و زبان مردم آن در بلوچستان بلوچی است.

پوشش مردان و زنان بلوچ بسیار ساده و در عین حال زیبا و مناسب برای اقلیم بلوچستان است . به طور عموم لباس مردان بلوچ شامل یک پیراهن بلند و شلوار گشاد و بسیار پرچین به همراه دستار یا لنگی بردور سر (لباس بلوچی) است . پوشاک زنان بلوچ نیز تقریبا مشابه پوشاک مردان است با این تفاوت که بخش هایی از سر آستین , سر پاچه و قسمت پیش و جلوی پیراهن را با قطعات پارچه با زیبا ترین نقش های بومی و محلی رنگارنگ سوزن دوزی شده و تزئین کرده اند.

از جاذبه های تاریخی و دیدنی آن می توان به قلعه ناصری (اين قلعه زيبا در مركز شهر ايرانشهر واقع و يكي از وسيعترين و در عين حال زيباترين قلعه منطقه محسوب مي شود و در گذشته از آن به عنوان مركز حكمراني ايالت بلوچستان استفاده شده است)،بمپور(واقع در 25 کیلومتری غرب ایرانشهر با دارا بودن 20 اثر مهم ( تپه پیش از تاریخ و قلعه تاریخی ) نقش مهمی را در روشن شدن زوایای تاریک تاریخ بلوچستان را در برهه ای از زمان داراست ودر خصوص وجه تسمیه بمپور برخی بر این عقیده اند که این شهر ساخته بهمن پسر اسفندیار است و نام اولیه آن بهمن پور بوده که به تدریج بمپور شده ولی در واقع آنرا از این رو بمپور می نامند که این قلعه تقریبا مشابه ارگ بم کرمان ولی در مقیاسی کوچکتر است) ،پارک جوانان ، بازار دکه ها و رود سربازاشاره کرد.

پی نوشت :

1.مقام معظم رهبری در زمان شاه در این شهر دوران تبعید خود را گذرانده است.

2. نکته قابل توجه در مورد مردمان این شهر که نظرم را جلب کرد( و به نوعی حس راحتی و آرامش به من دست داد)، اصلاح طلب بودن آنهاست ، این را می توان از روی قاب عکس هایی از سید محمد خاتمی ، که در اکثر مغازه های این شهر زینت داده شده است ، فهمید.

3. هیچ وقت فکر نمی کردم ، زمانی به سیستان و بلوچستان سفر کنم ولی خوشحالم که قدم به این استان گذاشتم...

4.مکن زغصه شکایت که درطریق طلب      به راحتی نرسیدآنکه زحمتی نکشید

 

  نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:17  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

سلام دوستان ؛

 

خیلی خوشحالم که پس از مدتی ، دوباره برگشتم (هرچند این برگشتن کوتاه است) تا سری به دنیای مجازی زده و وبلاگم را بروز کنم.در این مدت موضوع ها و خبر های زیادی چه در داخل کشور و چه در بیرون از این مرزها اتفاق افتاده است ، که هر کدام برای خود پستی از وبلاگ را می طلبد. اما با توجه به اندک بودن وقت و نیز مشکلات و گرفتاری ها ی بیرون از دنیای مجازی ، مجال آن را ندارم که مطلبی در مورد این رویداد ها بنویسم.

 نظر به اینکه عده ای از دوستان در مورد وضعیت کنونی ام پرسیدند ، این را بگویم که هم اینک در حال سپری کردن خدمت مقدس سربازی هستم و به همین دلیل نمی توانم وبلاگم را بروز کرده و سری به دوستان وبلاگ نویسم بزنم؛ و این قول را هم می دهم هر زمانی که به اینترنت دسترسی پیدا کردم حتما به دوستان سر زده و در مورد مطالبشان اظهار نظر کنم.

 

پی نوشت :

1.پنج شنبه گذشته (17 / 5 / 87 ) روز خبرنگار بود. این روز را به تمامی خبرنگاران ، به ویژه دوستان خبرنگارم تبریک گفته و موفقیت در تمام مراحل زندگی را برای ایشان آرزومندم.

2. در این روز (روز خبرنگار) به یادمانده ترین !!؟ هدیه ام را از ارتش جمهوری اسلامی ایران تحویل گرفتم:" ادامه خدمت در زاهدان"!!!؟؟؟( بهترین فرصت برای مصاحبه با اشرار و …!!!؟؟ )

3.امروز به نیابت اکثر بچه های خدمت و نیز سایر دوستان رفتم حرم امام رضا (ع).

4.دلم برای دانشکده انجمن صنفی روزنامه نگاران و نیز دوستانم در این دانشکده تنگ شده است.

5.

من ازبیم شماطت گریه،گریه پنهان درگلوکردم

                                                 حلالم کن اگر روزی گلی در غنچه بو کردم

من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام

                                                  نه شکایت از دورنگی های یاران کرده ام

 

                                               تا مدتی دیگر بدرود

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:9  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

در سالی که ساعات پایانی آن را سپری می کنیم ، شخصیت هایی زیادی در حوزه های مختلف(سیاسی ، فرهنگی و هنری ، ورزشی ،  رسانه ، مذهبی و ... )از میان ما رفتند . افرادی که  یاد و خاطرشان  همیشه در ذهن مان  خواهد ماند. برخی از این افراد عبارتند از :

علی اکبر فیض معروف به آیت الله علی مشکینی : (وفات : 8 مرداد 1386)

آیة‌الله‌ علی‌ اکبر فیض‌، معروف‌ به‌ مشکینی‌ در سال‌ 1300 هجری‌ شمسی‌ در روستایی‌ از توابع‌ بلوک‌ مشکین‌ و در میان‌ خانواده‌ای‌ متدین‌ و اهل‌ علم‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ از اهل‌ علم‌ بود و در کسوت‌ روحانیت‌ به‌ تحصیل‌ علم‌ و رتق‌ و فتق‌ امور مردم‌ می‌پرداخت‌. آیة‌الله‌ مشکینی‌ در سالهای‌ عمر خود تاکنون‌ فعالیتهای‌ بسیاری‌ را به‌ انجام‌ رسانده‌ است‌. بسیاری‌ از استادان‌ و علمای‌ امروز از شاگردان‌ معظم‌ له‌ به‌ شمار می‌آیند که‌ در درسهای‌ وی‌ شرکت‌ جدی‌ داشته‌اند. او کتب‌ دورة‌ مقدمات‌ و سطح‌ را بارها تدریس‌ کرده‌ و سالها به‌ تدریس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ اشتغال‌ داشته‌ است‌. همچنین‌ درس‌ تفسیر او از دروس‌ مشهور حوزه‌ علمیه‌ قم‌ بوده‌ است‌.
از فعالیتهای‌ مهم‌ وی‌ در این‌ عرصه‌، تأسیس‌ مؤسسه‌ الهادی‌ است‌ که‌ به‌ چاپ‌ کتب‌ مفید و اسلامی‌ برای‌ سطوح‌ گوناگون‌ جامعه‌ می‌پردازد و مردم‌ را با حقایق‌ و معارف‌ اسلامی‌ آشنا می‌سازد. معظم‌له‌ خود نیز کتابهای‌ فراوانی‌ در زمینه‌های‌ گوناگون‌ علوم‌ اسلامی‌ تألیف‌ و منتشر ساخته‌ است‌.برخی‌ از آنها به‌ شرح‌ زیر است‌:
1ـ اصطلاح‌ الاصول‌ 2ـ مصطلحات‌ الفقه‌ 3ـ الفقه‌ الماثور (دوره‌ فقه‌ به‌ طرزی‌ نوین‌) 4ـ دروس‌ فی‌ الاخلاق‌ (یک‌ دوره‌ اخلاق‌ عربی‌) 5ـازدواج‌ در اسلام‌ 6ـ المنافع‌ العامه‌ (شرح‌ کتاب‌ احیاالموات‌ شرایع‌) 7ـ مفتاح‌ الجنان‌ (کتاب‌ دعا تکمیل‌ مصباح‌ المنیر) 8ـ المواعظ‌ العددیه‌ 9ـ واجب‌ و حرام‌ احکام‌ الزامی‌ (دوره‌ فقه‌) 10ـ قصار الجمل‌ (احادیث‌ کوتاه‌ تحت‌ عناوین‌ لغوی‌ دو جلد) 11ـ ترجمه‌ قرآن‌ کریم‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ 12ـ الهدی‌ الی‌ موضوعات‌ نهج‌ البلاغه‌ 13ـ المبسوط‌ (تفسیر سوره‌ آل‌ عمران‌) 14ـ واجبات‌ و محرمات‌ (استقصاء آنچه‌ در شرع‌ واجب‌ و حرام‌ اعتقادی‌ و عملی‌ است‌) 15ـ تفسیر سوره‌ (ص‌) 16ـ بحث‌ تکامل‌ از نظر قرآن‌ 17ـ مسلکنا فی‌ العقائد و الاخلاق‌ و العمل‌ 18ـ زمین‌ و آنچه‌ در آن‌ است‌ 19ـ تقلید چیست‌؟ 20ـ رساله‌ خمس‌ 21ـ حاشیه‌ توضیحی‌ بر کتاب‌ مضاربه‌، عروة‌الوثقی‌ 22ـ نهج‌ البلاغه‌ موضوعی‌ 23ـ تحریرالمواعظ‌ 24ـ تحریرالمعالم‌ 25ـ الرسائل‌ الجدیده‌ 26ـ تلخیص‌ المکاسب‌ (در دست‌ چاپ‌) 27ـ تفسیر روان‌ برای‌ نسل‌ جوان‌ (در دست‌ چاپ‌) 28ـ ترجمه‌ و شرح‌ فارسی‌ سه‌ کتاب‌ مضاربه‌، مزارعه‌ و شرکت‌ در عروة‌ الوثقی‌ (در دست‌ چاپ‌) همچنین‌ از وی‌ مقالات‌ بسیاری‌ در نشریات‌ نورعلم‌، پاسدار اسلام‌ و... و نیز در روزنامه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و... به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

زندگی‌ آیة‌الله‌ مشکینی‌ سرشار از مبارزات‌ و تلاشهای‌ سیاسی‌ برای‌ احقاق‌ حکومت‌ اسلامی‌ است‌. او از نخستین‌ افرادی‌ بود که‌ به‌ نهضت‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) پیوست‌. او در جلسات‌ مخفی‌ مبارزان‌ شرکت‌ می‌کرد از این‌ رو حدود چهار ماه‌ در تهران‌ متواری‌ شده‌ بود و سپس‌ ایران‌ را به‌ مقصد عراق‌ ترک‌ کرد. با بازگشت‌ به‌ قم‌ در همان‌ روز اول‌ دستگیر شد و ساواک‌ از او خواسته‌ بود تا 48 ساعت‌ بعد از قم‌ خارج‌ شود. از این‌ رو به‌ مشهد رفت‌ و 15 ماه‌ در آنجا مشغول‌ تدریس‌ شد و بار دیگر به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ آمدو مبارزات‌ را پی‌ گرفت‌؛ اما پس‌ از مدتی‌ به‌ همراه‌ 27 نفر از استادان‌ و فضلای‌ حوزه‌ تبعید شد. از این‌ رو به‌ زادگاه‌ خود رفت‌ ولی‌ پس‌ از سه‌ ماه‌ ساواک‌ او را دستگیر و به‌ ماهان‌ کرمان‌ و گلپایگان‌ تبعید کرد. او پس‌ از دو سال‌ نیز به‌ کاشمر تبعید شد. او در طول‌ دورة‌ تبعید نیز دست‌ از مبارزه‌ برنمی‌داشت‌؛ این‌ گونه‌ بود که‌ ساواک‌ او را به‌ مکان‌ دیگری‌ منتقل‌ می‌کرد. او از اعضای‌ جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ بود و زیر بسیاری‌ از اعلامیه‌های‌ آن‌ را امضاء کرده‌ است‌. با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، آیة‌الله‌ مشکینی‌ در مسؤولیتهای‌ گوناگونی‌ به‌ ایفای‌ نقش‌ پرداخت‌ که‌ برخی‌ از آنها به‌ شرح‌ زیر است‌:

ـ عضویت‌ در خبرگان‌ تدوین‌ قانون‌ اساسی‌؛ ـ مسئول‌ گزینش‌ و اعزام‌ قضات‌ با حکم‌ امام‌ (ره‌)؛ ـ ریاست‌ مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در هر سه‌ دوره‌؛ ـ امامت‌ جمعه‌ قم‌ با حکم‌ امام‌(ره‌) و رهبر انقلاب‌؛ ـ عضویت‌ در جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌؛ ـ ریاست‌ شورای‌ بازنگری‌ قانون‌ اساسی‌.

آیت الله فاضل لنکرانی : (وفات :  26 خرداد1386)

عالم ربانى و مرجع بزرگ تقليد شيعيان آيت الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى در سال 1310 هجرى شمسى در شهر مقدس قم و در خانواده علم و فضيلت و عمل چشم به جهان گشود. پدر ایشان، مرحوم آيت الله حاج شيخ فاضل لنكرانى از علماى صاحب نام و از اساتيد بزرگ حوزه علميه و از معتمدان و مصاحبان آيت الله العظمى بروجردى مرجع بزرگ شيعيان جهان و از اصحاب استفتاء ايشان، و والده مكرمه‌شان از فرزندان سادات معروف مبرقع از طوايف اصيل و پاك و خدوم قم بودند.
پدر بزرگوارشان حضرت آيت الله فاضل لنكرانى يكى از روحانيون جليل القدر و از محترم ترين بزرگان و اساتيد حوزه علميه قم به شمار مى‌رفت و ارتباط نزديكى با آيت الله بروجردى داشت و يكى از اصحاب استفتاء ايشان و مورد اعتماد وى بود، همچنين از دوستان امام خمينى(ره)بود. ایشان كه از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علميه زنجان به تحصيل وتدريس اشتغال داشت، يك سال بعد از آن كه حوزه علميه قم به دست مرحوم آیت الله حاج شيخ عبدالكريم حايرى يزدى تأسيس شد، وارد حوزه علميه مقدسه قم گرديده بود.
مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی متقى در سالهاى دهه 50 در رديف بزرگان علم و فضيلت و معنويت مورد توجه علما، فضلا و مؤمنين به عنوان يكى از برجسته ترين افرادى كه داراى صلاحيت مرجعيت مى باشند قرار گرفت بطوريكه مراجعات زيادى براى انتشار رساله عمليه به ايشان ميشد و بسيارى از علماى صاحبنظر حوزه و شهرستانها ايشان را به عنوان مرجع تقليد بعد از مراجع موجود در آن زمان معرفى ميكردند. سوابق درخشان مبارزاتى عليه رژيم طاغوت و حمايت هاى مستمر از نهضت امام خمينى و توجه خاصى كه حضرت امام به ايشان داشتند، بطوريكه در پاسخ تسليت شهادت آية الله حاج سيد مصطفى خمينى در سال 1356 با عبارت «انشاالله تعالى موفق به خدمت به حوزه‌هاى اسلامى باشيد و افاضل از بركات شما بهره مند شوند» اعتماد علمى خود و در سالهاى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى با محول نمودن اداره امور حوزه علميه قم به ايشان به عنوان شخصيتى كه در رأس جامعه مدرسين حوزه علميه در آن زمان قرار داشت، مراتب اعتماد عملى خود را به ايشان ابراز نمودند، جايگاه ويژه اجتماعى آية الله العظمى فاضل را نشان ميداد كه مكمل جنبه هاى علمى و معنوى ايشان بود.
بعد از رحلت مراجع تقليد طبقه قبل يعنى حضرت امام خمينى و حضرات آيات خوئى، گلپايگانى و اراكى، زمانى كه مسئوليت خطير مرجعيت برعهده بزرگان ديگرى قرار ميگرفت، آیت‌ الله العظمى فاضل لنكرانى به عنوان مرجع تقليد مورد توجه علما و مردم قرار گرفتند.

 آیت الله محمد رضا توسلی : (وفات :  27 بهمن1386)

آیت الله محمدرضاتوسلی درسال 1309 درشهرستان محلا ت دیده به جهان گشود،درسال 1323 واردحوزه علمیه محلا ت ودرسال 1325 واردحوزه علمیه قم شد.

وی ازیاران وهمراهان نزدیك امام درطول نهضت بودو پس ازپیروزی انقلا ب شكوهمنداسلا می به عنوان رئیس دفتربیت امام ، خدمات شایانی ارائه كردند.
حضرات آیات ;سلطانی طباطبایی ;شهیدصدوقی ;شیخ مرتضی حائری ;محمدعلی مجاهدی وامام موسی صدرازجمله اساتیددوره سطح وآیات عظام بروجردی ;امام خمینی وعلا مه اصفهانی ازاساتیدخارج فقه واصول وی درقم بودندآیت الله توسلی پس ازورودامام (ره) به قم مسئول ملا قاتهای ایشان و ازاعضای ارشددفترامام (ره )بود و مسائل فقهی مقلدان امام را پاسخ می گفت .
 
آن عالم جلیل القدردردوران قبل ازانقلا ب در پوشش فروش كتاب علا وه بر توزیع كتب حوزوی وآثار اسلا می اطلا عیه ها ، پیام ها و سخنرانی های حضرت امام خمینی را ازشهرمقدس قم توزیع می كرد. وی باحكم مقام معظم رهبری چنددوره درمجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت داشت. همچنین مرحوم آیت الله توسلی عضویت درشورای بازنگری قانون اساسی ومجلس خبرگان رادركارنامه كاری خوددارد.ازاو سه فرزندپسرو یك دختربه یادگارمانده است .وی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و در هنگام  ایراد سخنانی در دفاع از بیت امام دچار حمله قلبی شد و درگذشت.

فخرالدين حجازي : (وفات :29  ارديبهشت 1386)

فخرالدين حجازي، نماينده اول مردم تهران در دور اول مجلس شوراي اسلامي، متولد سال ‌1308 در شهر سبزوار است. پدرش روحاني بود. وي از شاگردان و همراهان استاد محمدتقي شريعتي پدر بزرگمرد كويري، دكتر علي شريعتي بود. حجازي به همراه ديگر دوستانش در سبزوار هفته نامه ”جلوه حقيقت“ را منتشر كرد و در همان جا عليه شاه و به نفع دكتر مصدق در سال ‌1331 به سهم خود - با وجود محدوديتها و محروميتهاي بسيار- به دفاع از حق پرداخت. وي از مبارزان عليه كودتاي ‌28 مرداد بود كه پس از كودتا به دليل مخالفت با آن، به سبزوار آمد و مدتي به حال تبعيد در رشت به سر برد. فخرالين حجازي سه فرزند دارد؛ يك پسر و دو دختر كه هيچ‌ يك از آنها بر خلاف مشي پدر در جواني و ميانسالي در فعاليتهاي سياسي شركت ندارند. وي پس از اخذ ليسانس ادبيات، از سوي وزارت آموزش عالي رژيم گذشته براي تدريس فلسفه و ادبيات در دانشگاه‌ها دعوت شد، اما پس از مدتي به خاطر سخنراني‌هاي سياسي‌اش، از تدريس و سخنراني منع شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اولين انتخابات مجلس كه بزرگان بسياري در آن شركت داشتند و حدود دو ميليون سيصد هزار نفر در آن شركت كردند، با كسب بيش از يك ميليون و پانصد هزار راي بيشترين آراي مردم تهران را از آن خود كرد و به عنوان منتخب اول مردم تهران به مجلس راه يافت. وي در مجالس دوم و سوم شوراي اسلامي نيز حضوري موثر داشت. حجازي با وجود اينكه خاطرات ناگفته بسياري از قبل و پس از پيروزي انقلاب در سينه داشت، متاسفانه به خاطر ضعف جسمي و كهولت سن، قادر به بيان تمام آنها نبود، گرچه در دوران بيماري نيز تمام تحولات عرصه سياسي را دنبال مي‌كرد. در بهمن ماه سال 1382 به استاد فخرالدين حجازي نشان درجه‌ي دو تعليم و تربيت اعطا شد. استاد حجازي كه نطق‌هاي آتشينش در دوره نمايندگي در ياد و خاطره همه ياران انقلاب جاويدان است پس از تحمل سال‌ها بيماري دار فاني را وداع گفت.

سید جعفر شهیدی : (وفات :  23 دی1386)

او در سال 1297 در خانواده ای مذهبی در بروجرد به دنیا آمد و تحصیلات عمومی خود را همانجا و در کنار خانواده اش گذراند. وي چند سالي را در عوالم طلبگي در قم سپري و محضر آيت‌الله بروجردي و بسياري از مراجع و بزرگان ديني را درك كرده بود. برخورد با شادروان محمد معين باب آشنائي و معرفي وي را به حضور استاد علامه، مرحوم دهخدا فراهم كرد و بعد از تشكيل سازمان لغت‌نامه دهخدا، معاونت سازمان رابه‌عهده گرفتاخذ درجه دكتري با امتياز والا و استادي دانشكده ادبيات در فاصله سال‌هاي 1340 به بعد جزو مرحله دوم زندگاني استاد شهيدي بودبعد از مرگ مرحوم معين، شهيدي مسئوليت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را بر عهده گرفت. او در زمينه هاي ادب عرب و فارسي استادي بنام بود و درك محضر و مجالست با استاداني نظير بديع الزمان فروزانفر، دهخدا، جلال همائي و محمد معين اعتبار علمي و معنوي او را دو چندان كردتأليفات و مقالات علمي و ادبي اين استاد بزرگ فراوان است كه از جمله آنان مي‌شود به اين آثار اشاره كرد: زندگينامه ابوذر غفاري، انقلاب بزرگ، زندگي حضرت سجاد (ع)، زندگاني حضرت فاطمه (س)، زينب (س) شيرزن كربلا، محدوديت در اسلام، جنايتكاران چه مي‌انديشند، تصحيح و حاشيه بر كتاب دره نادره، ميرزا محمد خان استر آبادي كه از نثرهاي مصنوع متكلف است و تعليقات شهيدي بر آن و بررسي دقائق و مشكلات تنها با خامه قدرتمند وي توانست مقبوليت عامه پيدا كندشهيدي تا پيش از بيماري‌اش در مقطع دكتري ادبيات فارسي چند ساعتي را به افاضه علمي مشغول بود و بقيه اوقات را در سازمان لغت‌نامه دهخدا به نظارت و مديريت سپري مي‌كرداز جمله افتخارات این استاد فقید می توان به دريافت درجه استادي افتخاري از دانشگاه پكن در سال1373،رياست افتخاري انجمن بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي، انتخاب به عنوان استاد ممتاز از دانشگاه تهران و دريافت نشان درجه يك علمي از رياست محترم جمهوري اسلامي ايران در تاريخ در سال 1374 اشاره کرد.وی همچنین در سال ۱۳۸۵ خورشیدی به خاطر نگارش کتاب تاریخ تحلیلی اسلام برندهٔ جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی شد. ترجمه‌ي شیوای نهج‌البلاغه،از جمله ماندگارترین آثار سيدجعفر شهيدي است. دكتر سيدجعفر شهيدي با داشتن بیش از 15 كتاب ارزنده و تاليف حدود 120 مقاله از شاخص ترین تاریخ‌نگاران مذهبی معاصر ایران است.

 

قیصر امین پور :( وفات : 7 آبان 1386)

قيصر امين‌پور دوم ارديبهشت‌ماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زداگاهش گذراند و دوره‌ي راهنمايي و دبيرستان را در دزفول سپري كرد. سال 1357 در رشته‌ي دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد؛ ‌اما يك سال بعد، از اين رشته انصراف داد و به دانشكده‌ي علوم اجتماعي همين دانشگاه رفت. در همان سال در شكل‌گيري حلقه‌ي هنر و انديشه‌ي اسلامي با افرادي چون سيدحسن ‌حسيني، سلمان هراتي، محسن مخملباف، حسام‌الدين سراج، محمدعلي محمدي، يوسفعلي ميرشكاك، حسين خسروجردي و... همكاري داشت (گروهي كه بنيانگذاران جوان حوزه‌ي هنري نام گرفتند و بعدترها چهره‌هايي چون سهيل محمودي، ساعد باقري، محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي، فاطمه راكعي و عليرضا قزوه نيز به آنان پيوستند). البته هشت سال بعد يعني در سال 1366، به‌همراه بسياري از هم‌دوره‌يي‌هايش، از حوزه‌ي هنري خارج شد. از ديگر نهادهايي كه قيصر امين‌پور در شكل‌گيري آن‌ها نقش داشت، به تشكيل دفتر شعر جوان در سال 1368 مي‌توان اشاره كرد. او در سال 1363 مجددا رشته‌ي تحصيلي خود را تغيير داد و در رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد؛ تا اين‌كه در سال 1369 تحصيل در دوره‌ي دكتري اين رشته را آغاز كرد و دفاع از رساله‌ي پايان‌نامه‌اش ـ با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني و همكاري دكتر اسماعيل حاكمي و دكتر تقي پورنامداريان ـ با عنوان "سنت‌ و نوآوري در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد. دكتر امين‌پور كه تجربه‌ي تدريس در مقطع راهنمايي را در فاصله‌ي سال‌هاي 1360 تا 1362 در كارنامه‌ي خود داشت، از سال 1367 نيز به تدريس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدريس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برمي‌گردد. امين‌پور مدتي نيز به فعاليت‌هاي مطبوعاتي اشتغال داشت.ازآثار او می توان به «دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچه‌ي آفتاب» (1363)، «آينه‌هاي ناگهان» (1372) و «گل‌ها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعه‌هاي شعر اين شاعر براي بزرگسالان ،«گزينه‌ي اشعار» (1378 ) و همچنين «توفان در پرانتز» (نثر ادبي) و «منظومه‌ي ظهر روز دهم» (براي نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (براي نوجوانان) (1368)، «بي‌بال پريدن» (نثر ادبي براي نوجوانان) و «گفت‌وگوهاي بي‌گفت‌وگو» (1370)، «به‌قول پرستو» (براي نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوري در شعر معاصر» (1383) اشاره کرد. اين شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سه‌شنبه هشتم آبان‌ماه در حالي‌كه چندماهي بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سال‌ها درد و بيماري بر اثر ايست قلبي درگذشت.

 حاج قربان سلیمانی : (وفات :  30 بهمن1386)

قربان سليماني معروف به حاج قربان پيشکسوت دوتار نواز ايران در سال 1299 در روستاي علي‌آباد قوچان به دنيا آمد.او از کودکي به دو تار نوازي علاقه داشت و افتخارات زيادي در عرصه‌هاي داخلي وخارجي به دست آورد که کسب مقام اول جشنواره موسيقي ليون فرانسه، احراز مقام ستاره جشنواره اوينيون فرانسه، اجراي ده‌ها دوتار نوازي در کنسرت‌هاي موسيقي کشورهاي اروپايي، آسيايي و آمريکا از آن جمله است.قربان سليماني در داخل کشور هم مقام‌هاي برتر جشنواره موسيقي فجر ايران بين سال‌هاي 69 تا 71 را به دست آورد و 12 دوره متوالي داور ثابت جشنواره‌هاي موسيقي مقامي کشور بود.این نوازنده چیره‌دست خراسانی از دست سیدمحمدخاتمی رییس جمهوری وقت نشان درجه 2 فرهنگ و هنر دولتی دریافت کرده بود.قوت در پنجه و انگشت‌گذاري شفاف از جمله ويژگي‌هاي بارز حاج قربان سليماني بود.حاج قربان درسال 1385 با اهداي دو تارش به پسرش عليرضا سليماني با موسيقي وداع کرد.قربان سليماني استاد پيشكسوت موسيقي مقامي خراساني يكشنبه 30 دي 1386در سن 87 سالگي در قوچان دارفاني را وداع گفت.

 احمد بورقانی : (وفات :  13 بهمن1386)

. بورقانی از جمله شخصیت های اصلاح طلب بود که تلاش های زیادی را برای تحقق شعارهای اصلاح طلبانه از خود نشان داد. وی در مجلس ششم علاوه بر کارپرداز فرهنگی، سخنگویی هیات رئیسه را هم برعهده داشت. احمد بورقانی پیش از انتخابات مجلس ششم مدتی هم در سمت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد به خدمت مشغول بود. دوره مسوولیت بورقانی به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد به عنوان دوره رونق مطبوعات روشنفکری و انتقادی شناخته می شود.
بورقانی که اولین معاون مطبوعاتی پس از انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در سال ۷۶ بود، تلاش بسیاری کرد تا نگرشی تازه درباره مطبوعات که مبتنی بر مدارا و تحمل و انتقاد بود بر فضای تصمیم گیری رسمی کشور حاکم شود. بورقانی که زمانی را هم در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی - ایرنا- مشغول به کار بود، قلم شیوایی داشت و بعدها از توانایی نگارش خود استفاده زیادی برد و بسیاری از بیانیه ها و نامه های منتشر شده از سوی اصلاح طلبان را به نگارش درآورد. وی مدت ۱۳ سال مسوولیت دفتر ایرنا در امریکا را برعهده داشت.
وی که متولد ۱۳۳۸ بود، همیشه سعی داشت میان روزنامه نگاران و اصحاب رسانه به ایفای نقش بپردازد و معضلات و مشکلات آنان را حل کند. چنانچه در سمت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و بعدها کارپردازی فرهنگی مجلس تاثیر زیادی را بر تقویت موقعیت رسانه های ایران برجای گذاشت. وی که از عارضه قلبی رنج می برد ناگهان دچار ایست قلبی شد و درگذشت

 سید مهران قاسمی : (وفات : 17 دی 1386)

سید مهران قاسمی دبیر سرویس بین الملل روزنامه اعتماد ملی که در راه اندازی این روزنامه نقش موثری داشت، سابقه فعاليت در روزنامه‌هاي شرق، اعتماد ملي، اعتماد، هفته‌نامه شهروند امروز ، یاس نو، توسعه و وقایع اتفاقیه... را در کارنامه خود دارد .از این مرحوم کتابی تحت عنوان "کیمیا خاتون؛ دختر رومی" منتشر شده است و ترجمه کتابی دیگر درباره موضوع فلسطین در دست انتشار است . همچنین به دنبال امتناع از تدفين پيكر سيد مهران قاسمي در قطعه‌ي هنرمندان و نويسندگان و بنا بر درخواست اهالي رسانه از رييس كميسيون فرهنگي شوراي شهر تهران، قرار شد تا قطعه‌اي به نام اصحاب رسانه در بهشت زهرا(س) ايجاد شود كه پيكر آن مرحوم به عنوان نخستين ميهمان در اين قطعه آرام گرفت. وی فرزند سید هادی قاسمی  از خانوادهای سرشناس و سادات تربت حیدریه و متولد   ۱۳۵۶ در بوشهراست.

 آیدین نیکخواه بهرامی : (وفات :  7 دی1386)

آيدين نيكخواه بهرامي بسكتباليست ملي پوش ايران بر اثر سانحه رانندگي چشم از جهان فرو بست. بازيكن تيم بسكتبال صباباتري تهران همراه با نامزدش در مسير جاده تهران چالوس با خودروي شخصي‌اش بر اثر برخورد با گارد كنار جاده ، دچار سانحه شد و هردو در دم جان باختند. نيكخواه بهرامي" از سن ۱۶سالگي تا كنون در تيم‌هاي بسكتبال نوجوانان، جوانان و تيم ملي حضور داشت ودر تابستان امسال به همراه تيم ملي در مسابقات جام ملت‌هاي ۲۰۰۷آسيا كه در ژاپن برگزار شد، توانست سهميه المپيك را براي بسكتبال كشورمان دريافت كند. آيدين در شش سال گذشته در عضويت تيم بسكتبال صبا باتري قرار داشت و با اين تيم به موفقيت‌هاي بزرگي از جمله قهرماني در ليگ برتر باشگاه‌هاي كشور و قهرماني در جام باشگاه‌هاي آسيا دست يافت . وي با عضويت در تيم ملي، عنوان نايب قهرماني در مسابقات "ويليام جونز " در تايوان را نيز كسب كرده بود. آيدين نيكخواه بهرامي" ۲۶ساله برادر "صمد نيكخواه بهرامي" از اعضاي تيم ملي بسكتبال كشورمان بود .

روحشان شاد  و یادشان گرامی باد.

 

پی نوشت :

می خواستم  در باره ی انتخابات مجلس هشتم بنویسم ، ولی  بهتر دیدم که در این مورد (انتخابات) سکوت کنم !؟ فقط می توانم بگو یم ، این انتخابات بیش از اندازه آزاد بود!!؟ بگذریم...

 

سال نو را نیز به تمامی  دوستان  تبریک می گویم و امیدوارم سال نو ، سال زیبا و بهتری برایتان باشد

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 17:51  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

پس ازکودتای 28 مرداد 1332 ، آمریکا توانسته بود پایه های استعمارنوین خویش را بیش ازپیش درایران بگسترد وهمین امر خشمی گسترده را درمیان مردم زجر کشیده ایران رقم می زد . نیکسون معاون رییس جمهورآمریکا درسال 1332راهی ایران شد تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یک میلیون دلاری  سیا را ( هزینه ای که صرف کودتا در ایران شد ) درایران ببیند .
اما دانشجویان آگاه ایران با دریافت  این خبر  تظاهرات خود را ابتدا  با عنوان اعتراض  به ورود دنیس رایت ، کاردار جدید سفارت انگلستان در ایران ، از روز چهاردهم آذر آغازکردند  . در روز پانزدهم آذر تظاهرات به خارج دانشگاه کشیده شد و طی آن شماری از دانشجویان در درگیری با ماموران انتظامی دچار آسیب دیدگی جسمی شدند . در صبح روز شانزدهم آذر ماه 1332 گارد شاهنشاهی وارد دانشگاه تهران شد تا  تظاهرات دانشجویان  را سرکوب کند . در این میان ماموران گارد شاهنشاهی با ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران و به منظور زهر چشم گرفتن از سایر دانشجویان سه تن از دانشجویان به نام های  مصطفی بزرگ نیا ، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی  را به شهادت رساند . فردای آن روز البته در جو خفقان و وحشتی که رژیم ساخته بود ، نیکسون وارد دانشگاه تهران شد و رژیم  پهلوی در دهن کجی به خواسته های دانشجویان به وی دکترای افتخاری حقوق اهدا کرد .
شانزدهم آذر، ریشه در مبارزه دیرپای دانشجویان مسلمان و متعهد علیه سلطه استکباری آمریکا داشته و این نشانگر آنست که دانشجویان فهیم  در دوران ستم شاهی از هیچ تلاش و مجاهدتی فروگذار نکرده اند.
همه ساله چنین روزی(16 آذر) به یاد شهیدان استکبار ستیز آن روزگار به عنوان روز دانشجو در ایران گرامی داشته می شود .

 

 

شهيد احمد قندچي
شهيد مهدی شريعت رضوي
شهيد مصطفي بزرگ نيا

 

متن دست نوشته‌ي معلم شهيد دكتر علي شريعتي به مناسبت بزرگداشت 16 آذر سال 1332 و شهادت سه تن از دانشجويان دانشكده‌ي فني دانشگاه تهران:

 

اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش ميزدم همانجائی که بيست و دو سال پيش، « آذر» مان، در آتش بيداد سوخت، او را در پيش پای « نيکسون » قربانی کردند! ... اين « سه يار دبستانی »، که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته اند، نخواستند - همچون ديگران - کوپن نانی بگيرند و از پشت ميز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال، چندين دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما اين سه تن ماندند تا هر که را می آيد، بياموزند، همه را مي رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمي روند ، هميشه خواهند ماند ، آنها « شهيد » ند. اين « سه قطره خون » که بر چهره ی دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است...

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:2  توسط رضا پیکرنگار  | 

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند :

به پنج دلیل کودکان را دوست دارم؛

  1. اول اینکه با خاک بازی می کنند، چون تکبر ندارند.
  2. گریه می کنند ، چون گریه کلید بهشت است.
  3. قهر می کنند و زود آشتی، چون کینه به دل ندارند.
  4. چیزی را که می سازند زود خراب می کنند، چون به دنیا دلبستگی ندارند.
  5. خوراکی که دارند می خورند و برای فردا نگه نمی دارند ، چون آرزوهای دراز ندارند.

 

پی نوشت:

۱.مطلب رو در مغازه ی یکی از دوستان که به صورت زیبا و خطی خوش قاب گرفته شده بود، دیدم.

۲. کاش کودک بودم.

3. ای کاش همه کودک بودیم.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 23:24  توسط رضا پیکرنگار  | 
روزنامه اعتماد؛ ساختمان تازه دانشکده انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ديروز(سه شنبه گذشته) در مراسم افتتاحش ميزبان سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين کشورمان و جمع کثيري از روزنامه نگاران روزنامه هاي تعطيل شده و تعطيل نشده بود.در اين مراسم که پيش از افطار و در سالن اجتماعات دانشکده در جريان بود، سيدمحمد خاتمي در سخناني با اشاره به مشکلات روزنامه نگاران جواني که زندگي خود را براساس کار حرفه يي روزنامه نگاري بنا کردند، گفت؛ تنها وظيفه انجمن صنفي روزنامه نگاران در شرايط فعلي و تا پيش از برقراري امنيت در اين حرفه بايد چاره انديشي براي آسيب هاي ناشي از تعطيلي روزنامه ها باشد.خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود يکي از کارکردهاي مهم انجمن صنفي روزنامه نگاران را فراگيري آن بر شمرد و گفت؛ انجمن صنفي بايد چترش را باز کند و همه روزنامه نگاران را بدون در نظر گرفتن ديدگاه سياسي آنها را زير چتر خود بگيرد.خاتمي گفت روزنامه نگاراني که سياسي کار مي کنند انگيزه سياسي ندارند و مشغول به کار حرفه يي خود هستند و از توقيف نشريات بيش از همه آسيب مي بينند، البته اين دغدغه مختص جوامعي است که روزنامه نگاران در آن امنيت کمتري دارند.وظيفه انجمن صنفي اين است که تا زمان حل اين مشکل در جامعه ما اطمينان خاطر بيشتري براي بخش هاي جوان تر صنف روزنامه نگاران ايجاد کند.وي با اشاره به رشد کمي و کيفي نيروي انساني در اين سال ها خواستار تلاش بيشتر براي تقويت فعاليت اين بخش شد. پيش از سخنراني خاتمي بدر السادات مفيدي دبير انجمن و دکتر کاظم معتمدنژاد پدر روزنامه نگاري ايران درباره صنف روزنامه نگاري سخنان خود را بيان کردند.در مراسم افتتاح انجمن صنفي روزنامه نگاران علاوه بر روزنامه نگاران نيروهاي سياسي از جناح هاي مختلف در اين مراسم شرکت يافته بودند.

 

پی نوشت:

  1. خیلی متاسف شدم که در آنجا نبودم.
  2. بالاخره دکتر رستمی توانست ساختمانی تقریبا در خور و شان دانشجویان این دانشکده بخرد.
  3. بالاخره دانشکده میهمانانی به جز مزروعی ، شمس الواعظین ، مفیدی و ... به خود دید!!
  4. دلم برای نسل سوخته این دانشکده ، مثل خودم ، ابوذر رحیمی ، جعفر تکبیری ، آرش بابایی، مهدی حقیقت و پرستو کریمی می سوزد!!
  5. با توجه به اطلاعاتی که کسب کردم ، از دانشجویان دانشکده در این مراسم کسی حاضر نبوده است!!؟(به گمانم رستگار با تیم موفقش (عبدی ، یوسفی، قهرمانی با همسر، بذری، مسیح و...)دم در ایستاده و ...).
  6. به اون نسل سوخته می توان ، توحید شهنام) شیره)، اردشیر ذرچغایی) شیره)، محمد پوری) شیره) ، محسن یوسفی ) شیره)، دریا خرازی ) شیره)، مریم بحیرایی) شیره) ، سمیه حافظی) شیره) ، ستاره شیرین بیان) شیره) و سمانه السادات میران (میران هستم استاد) ) شیره) را اضافه کرد.
  نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:25  توسط رضا پیکرنگار  | 
پس از شهادت  محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی  ایران (ایرنا) هنگام انجام وظیفه در شهر مزار شریف در سال 1377 توسط  طالبان،  هفدهم مرداد ماه هر سال به نام   روز خبرنگار نام گذاری شد . با توجه به شغل خطیر خبر نگاری و با عنایت به اینکه خبرنگار  وجود ش را هزینه آگاه سازی  دیگران  می کند ، لزوم تعیین چنین  روزی  برای بیان مشکلات و مسایل این صنف از جامعه فرهنگی کشور ضروری می کند . باید گفت بیان واقعیات و حقایق جامعه  از جمله وظایف  خبرنگاراست  .

من هم این روز عزیز رو به تمامی دوستان خبرنگارم و همچنین دیگر خبرنگاران عزیز تبریک می گویم و امیدوارم بتوانند با بیان واقعیات و حقایق جامعه (در صورتیکه باعث تعطیلی روزنامه ها نشود)به نوعی به مردم عزیز خدمت کنند.

  نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 7:32  توسط رضا پیکرنگار  | 

از غم دوست در این میکده فریاد کشم  ....................دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست ....................که برش شکوه برم ،داد ز بیداد کشم

عاشقم ؛عاشق روی تو،نه چیز دگری ....................بار هجران وصالت به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ، ای خسروی مکن..................جور مجنون ببرم،تیشهی فرهاد کشم

سال ها می گذرد،حادثه ها می آیند ................انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم*

امسال هجده همین سالگرد ارتحال بنیان گذار انقلاب اسلامی ،حضرت امام خمینی (ره)است. همیشه در همین روزها،کشور عزیزمان ،حال و هوای دیگری به خود می گیرد. مردم گروه گروه ،از پیر و جوان ،زن و مرد،برای دیداری دوباره با امام خویش ،خود را به تهران می رسانند تا با عزاداری های خود یاد و خاطره امام را گرامی دارند و  بگویند هنوز هم هستند.من هم مانند دیگر عزیزان ،خیلی دوست داشتم که در تهران بودم و به نوعی خود را با آنها سهیم می کردم.

سال گذشته ،وقتی که با روزنامه "اعتماد"همکاری می کردم ، ستون ویژه ی امام را می بستم.ستونی که از گزارش ها ،خبرها و رویدادهایی تشکیل می شد که پیرامون این ایام و مرتبط با امام بود. بهر حال قسمت نبود که امسال در تهران باشم و به نوعی دیگر در حیطه وظایف خود یاد امام را گرامی دارم.

"روح امام شاد و یادش گرامی." 

 

 

*شعر :امام خمینی(ره)

  نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 19:43  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

از آخرین پستی که نوشتم 18 روز می گذره ،اون قدر درگیر رساله آموزشی ام (پایان نامه)بودم که وقت بروز کردن وبلاگ و حتی وب گردی هم نداشتم. فقط بعضی از سایت ها را چک می کردم.اما در این فا صله،رویداد های مختلفی رخ داد که هر کدام را حداقل در یک پست می توان گنجاند.ولی حالا مجبورم که همه آنها را در یک پست بگنجانم. برای همین در ذیل بعضی از این رویدادها را به طورخلاصه و تیتروارمی آورم:

آمدن وزیر کشور به شهرستان فریمان

به نظرمن تعطیلات رسمی در فریمان نسبت به دیگر شهرهای ایران ،یک روز بیشتر است و آن روز 12 اردیبهشت ،سالروز شهادت استاد مطهری و روز معلم است. زیرا به منا سبت این روز برای گرامیداشت مقام معلم ، به رسم هر ساله فریمان میزبان یک یا چند مسئول عالی رتبه کشوری است و بهترین فرصت برای تعطیلی مدارس.

امسال هم قرعه به نام وزیر کشور افتاد تا در این روز به مهمانی این شهر بیاید. همیشه برای استقبال از این عزیزان ، از دانش آموزان و معلمان گرامی مایه می گذاشتند. اما این دفعه آموزش و پرورش  شهرستان ، در اقدامی از این کار امتناع کرده و خود برای معلمان جشنی به صورت جداگانه برگزار کرد، تا میزبانان  وزیر کشورافرادی دیگربجز معلمان و دانش آموزان باشند.

انتخابات فرانسه

از انتخابات فرانسه می توان  به برگزیده شدن  سارکوزی به ریاست جمهوری اشاره کرد. مردی که باشعارهای متفاوت (در نوع خود) پا به این عرصه گذاشت . از جمله این شعارها می توان به انتخاب کردن وزیران مرد و زن به تعداد برابر و همچنین زیاد کردن زمان کاری در این کشور، به صورت اضفه کار اجباری اشاره کرد.

استیضاح وزیر آموزش و پرورش

برای این موضوع فقط به این جمله می توان اکتفا کرد که با رای آوردن دوباره وزیر آموزش و پرورش و ابقای ایشان ،شکستی دیگر برای دولت احمدی تژاد و مجلس هفتم رقم خورد و ...

شکست تیم فوتبال امید از استرالیا

در روزی که مردم و به خصوص فرهنگیان از ابقای وزیر آموزش و پرورش ناراحت بودند، شکست تیم فوتبال امید هم ناراحتی ایرانیان عزیز را چند برابرکرد تا نرفتن به المپیک 36 سال ادامه داشته باشد.

انتشار روزنامه های شرق و هم میهن

شرق دوباره متولد شد . با همان سبک قدیم ، ولی با تیمی تقریبا جدید . اما بازگشت دوباره کرباسچی به عرصه مطبوعات ،با تولد دوباره هم میهن آغازشد.این بارکرباسچی در کنار خود محمد قوچانی(سردبیرسابق شرق) را می بیند تا نوید روزهای خوبی برای جامعه مطبوعات کشور دهد.

انتخاب قالیباف

قالیباف دوباره شهردار تهران شد. تا به مخالفان خود هشدار داده باشد که هنوز هم هست ...

نمایشگاه کتاب

در مورد نمایشگاه کتاب ،فقط این را میتوانم بگویم که خوب شد در تهران نبودم وگرنه مجبور بودم به این نمایشگاه سر بزنم و وقت گرانبها یم را هدر دهم.اما برتری تاشران قمی در رده های مختلف خود گواه این است.

روز ارتباطات

روز ارتباطات گرامی باد . فقط همین.

شکست تیم استقلال

تیم های ایرانی (از تیم ملی گرفته تا باشگاهی) همیشه عادت دارند که طرفداران و هواداران خود را سکته دهند و بعد به فکر آنها بیفتند.نمی دانم چه بلایی سر استقلال آمده است که این تیم حتی در حضور تماشاگران پر شمار خود هم نمی تواند نتیجه بگیرد.

امیدوارم از این شکست کادر این باشگاه درس بگیرند تا دیگر کارهایشان را به دقیقه  نود و اما واگرها نسپارند.

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:27  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

پس از پيروزی انقلاب اسلامی، رهبر فقيد انقلاب طی سخنانی به زنان توصيه كرد كه با حجاب اسلامی در وزارتخانه‌ها و ادارات حاضر شوند. در همان زمان آيت‌الله طالقانی طي گفت‌وگويی ضمن تاكيد بر «وجوب» حجاب تاكيد كرد كه اين امر «واجب»، اجباری نيست. ايشان گفته بود: «اسلام، قرآن و مراجع دينی می‌‌خواهند زن‌های ما شخصيتشان حفظ شود. اصل مساله اين است. هيچ اجباری هم در كار نيست.» آيت‌الله طالقاني سپس با مرور مبارزات زنان در انقلاب گفت: «كسي در اين راهپيمايی‌‌ها، خانم‌ها، خواهران ما و دختران ما را مجبور نكرد كه اين‌ها با حجاب يا بی‌‌حجاب بيايند. هيچ طرفش مجبور نبودند. ولي خودشان با احساس مسووليت اسلامی كه اين لباس يكي از شعارهای اسلامی و ايرانی است، اصالت خودشان را خواستند نشان بدهند... اين‌كه حالا روسری ببندند، نبندند، هيچ‌كس اجباری در اين كار نكرده؛ ولي ما درخواست می‌‌كنيم. حضرت آيت‌الله العظمی خمينی هم اجبار و اكراهی به صورت اكراه بيان نكرده.» و تاكيد كرد: «در خلال صحبت‌ها گفتم كه حتی اجبار برای زن‌های مسلمان هم نيست. چه اجباری؟ حضرت آيت‌الله خمينی نصيحتی كردند، مانند يك پدر كه به فرزندش نصيحت می‌‌كند.» [روزنامه كيهان 2/ 12/ 1357 - متن كامل در مجله سروش شهريور 1359 صص 84 و 85] چند روز بعد نيز رهبر فقيد انقلاب طي مصاحبه‌ای تاكيد كرد: «همان نظراتی كه آقای آيت‌الله طالقانی فرمودند، موردنظر من و صحيح است.»‌[روزنامه اطلاعات - دوشنبه - 21/ 12/ 1357 ]

منبع:/www.irmedic.com

  نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط رضا پیکرنگار  | 
 

negarnews

  سال نو میلادی بر همه هموطنان مسیحی مبارک باد

 

  نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:3  توسط رضا پیکرنگار  | 

طلاق یعنی گسستن پیمان زناشویی  و یا می توان به عبارت دیگر،آن را رهایی  دانست.کلمه طلاق از آن دسته از کلماتی است که زیبا نیست، هر چند که شاید در عمل کار مثبتی صورت گیردو به سود زوجین باشد ولی در کل کلمه خوبی نیست.

 چند وقت پیش به من اطلاع دادند که دوتا از دوستان عزیزم برایشان مشکلی خانوادگی بوجود آمده و آنها با همسرانشان به بن بست ناخواسته ای رسیده اند و همین امر باعث شده که به طلاق فکر کنند. نمی دانم چرا طلاق!؟ آیا راه حل دیگر نیست که آنها به این کلمه فکر می کنند؟ آیا واقعاً به پایان راه رسیده اند؟ آیا به عاقبت کار اندیشیده اند؟ شاید برای عده ای آسان باشد که از آن به سادگی بگذرند ولی مطمئنم  برای عده ای هم فراموش کردن آن کابوس می باشد.

 طلاق پدیده ای غمبار قلمداد میشود و ضربه و بحران بزرگی است که تاثیری عظیم در شخص می گذارد.نمی دانم چرا امروزه نرخ طلاق افزایش یافته است، شاید بخاطر اینکه تحریم های اجتماعی که در برابر طلاق بوده، نزد افکار عمومی از بین رفته است. و به علت افزایش آن برای عموم طبیعی شده است. و شاید دلیل آن از ازدواج هایی باشد که با بی فکری ،بدون تحقیق و نا خواسته صورت می گیرد.

 می گویند که افراد از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند بسیار متفاوت اند. بسیاری از هم می پاشند ولی برخی دیگر به نوعی تعالی عاطفی می رسند.

 امیدوارم این دو دوست عزیزم بتوانند راه حل مناسبی پیدا کنند و به جنگ طلاق بروند و به آن کلمه زشت پناه نبرند.

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 21:0  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

در این جهان پر از آشوب و بر این زندگی پر از رنج وسختی و نشیب و فراز باید خندید. غم و غصه جز آنکه باری دیگر بر دوش دل و روح ما می گذارذ سودی نخواهد داشت. وقتی آفتاب خنده در آسمان زندگی بدرخشد اهریمن سیاه و زشت غم و اندوه وناامیدی و افسردگی می گریزد و باغ دل وجان از محبت و صفا روشن می گردد. بخندید تا از نور خنده شما دل های تاریک و افسرده ی دیگران هم روشنی یابد و کدورت و قهر و دشمنی از میان برود و کوه های دشواری ها و سختی ها در هم فروریزد.

با روی باز و لب خندان بهتر و زودتر به مقصود می توان رسید . اگر هم نتوانیم به هدف برسیم باز زندگانی را با خنده و خوشی سپری کرده ایم . باید خندید ولی با دیگران نه به دیگران. خنده ای که برای مسخره کردن و دست انداختن دیگران باشد،زشت تر از گریه است،کسانی که از دیگران عیب جوئی بیهوده می کنند و برغم و بیچارگی ایشان می خندند مردمان بد نهاد و حسودی هستند که از صفای عالی بشری بهره ای ندارند.

هر قدر چهره گشاده و لب خندان کسی که ازآسودکی وجدان و رضایت خاطر می خندد خوش آیند و خواستنی است،قیافه تمسخر آمیز و خنده غرض آلود و آمیخته با سرزنش مردم حسود، زشت و نفرت انگیز است.

در زندگی آن قدر موضوع خنده آور هست که دیگر ما نیازی به دست انداختن این و آن نداشته باشیم. ما همه می توانیم اغلب به آرزوهای کودکانه و اشتباهات و بی خبری های روزانه خویش بخندیم تا هر کسی را نیازرده باشیم و هم به خود خندیده باشیم نه به دیگران.........

                         

                پس بخندیم... اما با دیگران نه به دیگران.

 

  نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 1:27  توسط رضا پیکرنگار  | 

نوروز ما همه ساله تجدید میشود و مظاهر بهاری را همه جا ،بر روی زمین و آسمان می گسترد: بر روی

زمین ،گل و سبزه و بهار طبیعت نمایان می شودو بر روی آسمان،رنگ آبی فاخته و یکنواخت ،لکه های ابر را

می زداید و بر روی بدنها لباسهای نوین و رنگارنگ ،به نسبت امکانات صاحبان آنها جلوه می کند.

سرآغاز نوروز خنده گل است و سرنوشت آن گریه ی ژاله .

همه ساله این مظاهر زیبا جلوه خود را میکند و همه ساله نیز تجدید می شود.همه ساله ،برای رسیدن نوروز ،در خانه ها و خانواده ها خانه تکانی می شود و جلوه ی تازه ای بر کانون ها نمایان می گردد. این جلوه ها به مانند صیقل نازک و تازه دلبری میکند و عمری بس کوتاه دارد. دیری نمی گذرد که لکه دار شده و دلبری و تازگی خود را از دست می دهد. افسرده و غمگین به گوشه ای می خزد و انتظار تازه ترها را میکشد.

اما امسال بیاییم به دلها جلوه طناز و دلبری های دلربا بدمیم.

بیائیم مظاهر زیبای بهاری را بر روح ها و به عمق دل ها رخنه دهیم.

بیائیم به درون زمین و به عمق آسمان ها و به جان جان ها راه یابیم.

بیائیم و بگذاریم گل و سبزه و بهار زندگی،در دل ما بروید و لکه های دل ما با روح و فکر و هوای پاکی ،زدوده شود و جان ما با لباسهای فاخر و زیبای معرفت آراسته کردد.

بیائیم و بگذاریم دل ما ،جان تازه یابد و جلوه ای نورانی بدست آورد.

بیائیم و از درون دل ،خانه تکانی کنیم و در کانون خاموش آن نور زندگی بتابیم.

بیائیم و بجان صیقل نازک و تازه که فقط از بدن ها دلبری میکند ،رنگ ثابت و راسخی بر جان خود و بر جانها بزنیم و عمری درازتر ،باثبات و عمیق و تازگی و دوام آن ،از جانها دلبری کنیم.

بیائیم افسردگی و غم را از درون ریشه کن سازیم و گمشدگی و انتظار را مرحم کنیم.

جان ما شیرین است و فطرت ما پاک. این گفته ایست که از درون دل و از فکر بزرکان پرورش انسان بیان گشته است. اگر بدی را دیدیم ،بگردیم و بر اصل و موجبات بدی های او آگاه شویم. شاید که را ه را برای خوبی او بسته بوده اند. شاید که خوبی را نیاموخته اند و شاید که نشانی از خوبی ندیده باشد و لذت آن را نچشیده باشد.

مگر نه اینکه ما هم خوبی را به خوبی پاداش می دهیم و در قبال بدی جز بدی نمیتوانیم.؟

مگر نه اینکه آن کسی که به ما اعتماد کرد و به خوبی ما ایمان داشت،پاسخی جز خوبی و نیکی ازما نمیبیند؟

ومگر نه اینکه آن کسی که به ما شک کرد و از ما طلب بدی کرد جز آنچه را که طلب کرده از ما نخواهد دید؟

هنوز به آن مرحله از کمال نرسیده ایم که آن چنان بر پای ایستاده باشیم و بر نفس خود مسلط و واقف، که بر نک انتظار مردمان و به دیده آنان در نیائیم.

هنوز به آن پایه از ایمان و اطمینان نرسیده ایم که خود دانیم چه هستیم و چه می کنیم و بدست دیده ی نارس مردمان نلغزیم و نچرخیم.

اگر بدی کرده و به بدی یاد گشته ایم، لیکن ندانسته به آن مبادرت کرده و به آن نام در آمده ایم.

ندانسته خوبی کرده و به خوبی یاد گشته ایم ، لیکن خوبی عادت و پیشه ما گشته و به آن نام در آمده ایم.

اما به هر دو صورت و در هر دو حال ،جان ما شیرین است و فطرت ما پاک .

به پاکی و شیرینی آن بیاندیشیم و به شکل آن در آئیم.

به فطرت پاک خود بر گردیم و جان را تجدید کنیم.

نوروز ما همه ساله تجدید می شود،جان ما نیز می تواند جان تازه گیرد و همه ساله تجدید گردد. 

       

           (نوروز جان ما ،گواراترین نوروزهاست)

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 10:54  توسط رضا پیکرنگار  | 
اربعین حسینی تسلیت و سال نو مبارک باد

چرخ گردون دوباره چرخيد و يك سال ديگر از عمر را رقم زد.بهاري ديگر با فرا رسيدنش زمستاني را به اتمام رساند و پيام آور زندگي تازه شد. به اميد اينكه سالي نو .سال شكوفايي و زيبايي برايتان باشد و بهاران نامحدودي را شاهد باشيد.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 20:50  توسط رضا پیکرنگار  | 

 

 

با درود به شما دوستان عزيز!

اين وبلاگ دربرگيرنده ي موضوعات مختلف (سياسي . ورزشي. فرهنگي. ادبي و …) است. تلاش مي كنم كه با ارائه مطالب خود و ديگران (با ذكر نام) گامهاي حركت خود را با هدف رضايتمندي شما دوستان عزيز در مسيري پويا طي كنم.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 3:2  توسط رضا پیکرنگار  | 
انجمن مدنی دانشجویان روزنامه نگار با هدف حفظ حقوق مشروع و قانونی و بالا بردن منزلت و شان دانشجوی مطبوعاتی تشکیل شد.

به گزارش گروه حوزه و دانشگاه "مهر"، اولین جلسه مجمع عمومی در محل دانشکده انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شد و در این جلسه اعضای هیات مدیره و بازرس اصلی و علی البدل انتخاب شدند.

اولین جلسه هیات مدیره نیز سیزدهم اردیبهشت ماه برگزار شد و در این جلسه رضا منتظریان به عنوان رییس، رضا پیکرنگار به عنوان نایب رییس، فلورا فیروزفر به عنوان دبیر و ستاره شیرین بیان به عنوان خزانه دار، محسن احمدوند به عنوان بازرس اصلی و ابوذر رحیمی به عنوان بازرس علی البدل انتخاب شدند.

دعوت از کاندیداهای ریاست جمهوری و حضور آنان در جمع دانشجویان روزنامه نگار به عنوان اولین برنامه این انجمن مورد بررسی قرار گرفت.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1382ساعت 14:20  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM