تبليغاتX
گل یاس - زندان خاک
 
جان نباشد جز خبر در آزمون ×××××××××××××هر که را افزون خبر جانش فزون
 
 

با دل روشن در ان ظلمت سرا افتاده ام
نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام

سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟
تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام
 جای در بستان سرای عشق می باید مرا
عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام
پایمال مردمم از نارسایی های بخت
سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام
خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست
اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام
تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟
برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام
بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق
تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام
لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر
در فراق همنوایان از نوا افتاده ام

                                                         "رهی معیری"

 

پی نوشت:

۱.این روزها،هفته وحدت را داریم  پشت سر می گذاریم . این هفته را به تمامی مسلمانان تبریک می گویم. (هر چند در جایی هستم که بخوبی این هفته را درک می کنم !!؟)

۲.پیام سیدمحمد خاتمی به گردهمایی سراسری ستاد ملی جوانان حامی خاتمی

بسم الله الرحمن الرحیم

مشتاق بودم که در جمع مبارک عزیزان که از نقاط مختلف به تهران آمده‌اند حضور یابم و از محضر کسانی‌که دوستشان دارم بهره‌مند شوم.

ستاد 88 تجربه و ابتکاری بود که نشانگر شایستگی، دردآشنایی و آفرینندگی جوانان برومندی است که ایمان و ایران‌خواهی و آزادی‌طلبی و استقلال‌جویی از ویژگی‌های آنان است.

گرچه ابراز محبتشان به این بنده کوچک خدا موجب شرمندگی من است، ولی افتخار می‌کنم که در میهن چنین ظرفیت بزرگی وجود دارد که اگر مورد توجه قرار گیرد راه صد ساله اعتلاء و پیشرفت را یک‌شبه می‌توان پیمود.

آنچه برای من ارجمند است همین حضور مبارک است که باید کوشید به صورت جریانی پویا و استوار ادامه یابد و با گذشت از مقصد و هدف خاصی که برای آن به‌وجود آمده است از میان برخیزد و همچنان بماند و ببالد و باز هم چشم امید به خود عزیزان است که بیاندیشند و راهکار و راهبرد تداوم حضور را بیابند.

برای عزیزان از صمیم قلب آرزوی موفقیت و بهروزی می‌کنم.

سیدمحمد خاتمی
21/12/1387

 (۲۲ /۱۲/۸۷ سیستان و بلوچستان. ایرانشهر)

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 15:21  توسط رضا پیکرنگار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM