متن سخنرانی سید محمد خاتمی در مشهد
گل یاس : بسم الله الرحمن الرحیم .
يکي از کارهاي بسيار ارزندهاي که برادر عزيزمان، آيتالله هاشمي شاهرودي انجام داد تکيه بر حقوق شهروندي بود که در همين راستا بخشنامه بسيار خوبي صادر شد و مجلس ششم هم با شايستگي آن را به قانون تبديل کرد.
من عرض می کنم که تکيه بر اهميت حقوق شهروندي و اينکه انسان هایی به خاطر اعمال اين حق خود، هزينه ای گزاف نپردازند، به نفع کشور، نظام و جامعه ما است.و همان طور که عرض کردم خدمت ایشان (آيتالله هاشمي شاهرودي) اينجا هم دوباره تکرار ميکنم که اميدوارم با اتکا بر همين تکيه ارزندهاي که روي حقوق شهروندي شده است و يک جامعه رشيد داراي اين حقوق و توانا براي اعمال و استيفاي اين حقوق است ، شاهد اين باشيم که در کشور ما کساني به خاطر نقد و سخن گفتن ولو این که سخنانشان تند و يا نابجا باشد، هزينههايي نظير آنچه امروز سخت ميپردازند، نپردازند و اين به نفع همه ماست.
حضرت امام رضا(ع) در يکي از حساسترين دورههاي تاريخ اسلام ميزيست.این را به عنوان مقدمه عرض می کنم تا یک مطلبی نقل کنم و وارد مسائلی بشوم که امروز برای ما مطرح است. در دوره ای که امام می زیست خلافت عباسی مستقر شده بود، حوزه ی حکومت اسلامی بسیار گسترده شده بود.جامعه نوپاي اسلامي با فرهنگها و تمدنهاي مختلف و مسائل تازهاي روبهرو بود. از طريق اسکندريه دانش و تفکر يونان وارد حوزه جامعه اسلامي شده بود.ضمن اينکه جامعه اسلامي در تماس با کشورهاي صاحب تمدني چون ايران و مصر و حتي چين و هند هم با فرهنگها ، آيينها و تمدنهاي مختلفي روبهرو بود. هم با روشهای مدیریت جامعه و هم با مسائل مختلفی.
بخصوص نهضت ترجمه و نقشی که بیت الحکمه ی مامون برای شناخت اندیشه های دیگران و انتقال آن به دنیای اسلام داشت ، جهان نوپای اسلامی هم با مسایل فکری و هم با دیدگاه های دیگری درباره جهان اسلام و هم شیوه های متفاوتی در جوانب رو به رو شده بود و لذا پرسش ها وسوال های خیلی جدی مطرح بود. از سویی دیگر سيستم حکومتي امويان و تداوم آن در دوره عباسيان،يک نوع حاکميت فساد و اشرافيگري بر حکومت و فاصله ميان حکومت و مردم و توهين و تهديد که نسبت به مردم بخصوص اقوام مختلفي که در حوزه ی اسلام قرار گرفته بودند می شد ، و نیز مشکلاتي را براي مردم جامعه پديد آورده بود. شما می دانید افسانه هزار و يک شب(که البته افسانه است) حکايتگر شيوه اشرافيگري، فساد و آلودگي دربار عباسي در زمان هارون الرشيد است، خود این نشان دهنده اوج فساد و لااباليگري و یک نوع فاصله طبقاتي ميان حاکمان و مردم ، سبب شده بود که دو جريان در جامعه اسلامي پیدا بشود . علاوه بر جريانات شعوبيه يک نوع حرکتهاي عکسالعملي تند در مقابل رژيم حاکم ايجاد شده بود، موج بيديني در درون جامعه نيز روز به روز افزايش پيدا ميکرد.لازمه اينکه يک نظام ديني به نام دين فساد بکند، افزايش بيديني در جامعه است، مگر نه اینکه شيوه غلط، تنگ نظرانه و انحراف و فسادي که در قرون وسطي وجود داشت، حاصل كار نظامات جديدي بود که دنبال جدا کردن دين از عرصه زندگي و به تعبير امروز سکولاريسم بود.
فساد به نام دین لازمه اش رواج بی دینی است. و حتی تحميل تنگ نظري به نام دين که در زمان امویان و در بخش های مهمی از دوران عباسیان بود، عکس العملش به صورت پيدايش نحلهها و فرقههاي ملحد و بيدين در جامعه اسلامي شده بود، ضمن اينکه جريان صوفيمابانه و گريز از دنيا شکل گرفته و بسط داده شده بود زيرا انسانهاي فرهيخته براي ناديده انگاشتن فساد و واقعيتهاي تلخ موجود در جامعه، به حركتهاي درونگرا روي آورده و يک موج صوفيگرايي در جامعه اسلامي به راه ميافتد.امام رضا(ع) در چنين زمانی بود. قبل از امام رضا (ع) و در دوره برزخي تحول حکومت اموي به عباسي، مجال مناسبي براي دو امام بزرگوار امام باقر(ع) و امام صادق(ع) وجود داشت تا چارچوب اساسي نظام حقوق اسلامي را از ديدگاه شيعه و اهل بيت بنياد نهاده و محکم کنند. در زمان اين دو امام، مهم تبيين روش و شيوهاي بود که از دل آن اجتهاد پوياي اسلامي، پس از دوران غيبت و در دوران ظاهرپرستي و قشريگرايي ايجاد شود.
البته اين دو امام بزرگوار در عرصههاي ديگر معارف انساني و اسلامي نقش داشتند اما عمده کارشان تثبيت مکتب حقوقي عقلاني اسلامي از ديدگاه اهل بيت در مقابل دیگر مکتب ها بود.
اگر بخواهم در یک کلام و با توجه به موقعیت امام رضا(ع) را تعریف بکنم باید بگویم، امام رضا(ع) مظهر عقلانيت اسلام از ديدگاه اهل بيت و شيعه بود و دو کار عمده انجام داد که مورد اول آن عرضه و ارائه جنبه عقلاني دين خداست که حقيقت اسلام استو. و تبيين پايههاي نظري و اجتماعي سيستم مطلوب حکومت عدل اسلامي با محوريت امام معصوم در عرصههاي اجتماعي و نظري و فکري ديگر کار عمده امام رضا(ع) بود.
از آثار مکتوب به جا مانده و منسوب به امام ... نتیجه می شود که امام رضا(ع) اثبات ميکند شريعت اسلامي که با ظاهر و رفتار انسان سر و کار دارد، از يک بنياد عقلاني خردپذير محکم برخوردار است.
اين نقش امام رضا(ع) ، نقش بسيار ممتازي است که سبب شد در اين آشفتگيها هم به لحاظ مباني نظري از حقانيت اسلام دفاع شود و هم در مقابل ظاهرپرستي و قشريگرايي در حال رواج در جامعه آن زمان، بر جنبه عقلاني دين خدا حتی در شریعت و فقه به تعبیر امام محمد غزالی دنیایی ترین و مادی ترین بخش دین خداست جنبه عقلانی و معنویت آن را نشان دهد .
معتقدم در اين زمينه حوزههاي علميه و مجامع ديني ما کمتر کار کردهاند، اين مراکز همان گونه که نقش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در عرصه تثبيت نظام حقوقي و فقهي اسلام و پيگيري اجتهاد عقل گراي اسلامي و شيعي را نشان داده و بر روي آن کار کردهاند، اگر نقش امام رضا(ع) را در تبيين مطالب اسلام و ترسيم چهره مطلوب نظام سياسي و اجتماعي اسلام بررسي كنند، به دستاوردهاي زيادي دست پيدا ميکنند.
در اینجا یک نکته می خواهم عرض کنم و تا حدودی اشاره کنم به آنچه که ما امروز در آن بسر می بریم. در آغاز مامون به حضرت رضا پیشنهاد خلافت داد. سوال این است که چرا امام رضا خلافت را نپذیرفت. امام رضا که امامی معصوم بود و شایسته رهبری جامعه اسلامی و به اعتقاد ما این شایستگی را خدا به پیامبر خدا معین و مشخص کرده ، و حالا یک قدرت بسیار مسلط آمده و می آید و پیشنهاد خلافت می دهد. اگر به سيره پيامبر(ص) و امامان رجوع کنيم، راز اين کار امام رضا (ع) را متوجه ميشويم. پیامبر کی حکومت تشکیل داد ، وقتی که با همه مردم مدینه بیعت کرد.یعنی مردم از او خواستند که بیاید حکومت را تشکیل بدهد . علی بن ابیطالب وقتی که همه مردم خواستن که حکومت را بپذیرد پذیرفت. وقتی از امام حسین این سوال را مطرح کردند ایشان گفتند که مردم از من خواسته اند و من اجابت کرده ام.
حالا برمی گردم به امام رضا (ع)که چرا اين پيشنهاد مامون را نپذيرفت. امام به مامون ميگويد اگر اين خلافت حق توست، نبايد آن را ببخشي و اگر حق تو نيست چرا چيزي را که متعلق به تو نيست، ميبخشي؟
ما از اين کار امام رضا(ع) نتيجه ميگيريم، حکومت اسلامي در صورتي مشروع است که مورد رضايت، راي و خواست مردم باشد. از ديدگاه اصيل اسلامي و شيعي، اگر گروهي به زور متوسل شده و حکومت را به دست گيرند؛ حتي اگر حکومتکنندگان انسانهاي شايستهاي باشند، آن حکومت مطلوب نيست و اگر حکومت بدون اتکا به راي مردم و از طريق تزوير به دست آمده باشد، آن هم مطلوب نيست. امام رضا(ع) حکومت تقديمي ماموني که خود بدون اراده و انتخاب مردم به روي کار آمده است را قبول نميکند.امام خمینی(ره) آمد و در راس يک انقلابي قرار گرفت که فقط متکي به راي مردم بود، آن چيزي که از دل انقلاب خارج شد، پيشنهاد امام(ره) بود و مردم به آن راي دادند، جمهوري اسلامي بود اما متاسفانه امروز برخي ميگويند ما جمهوري نداريم، راي مردم ارزش ندارد، ما حقيم و بايد به هر قيمتي بر مردم حکومت کنيم.
می خواهم بگویم انقلاب بايد منتهي به مردم باشد. آن چيزي كه از دل انقلاب بيرون ميآيد، جمهوري اسلامي است اينکه امام(ره) ميگويد ميزان راي ملت است، يک ريشه کلامي مهم دارد که سبب شده است جنبش اسلامي شما مردم ايران از جنبشهاي ظاهري و قشريگرايي که در دنيا به نام اسلام وجود دارد، جدا شود.از دل انقلاب اسلامي شما مردم، جمهوري در ميآيد و از دل آن بينشهاي متحجر و سخت عمارت اسلامي افغانستان.در بينشي که امام رضا(ع) به ما داده، انقلاب اسلامي داشته است و امام(ره) آن را عرضه کرده است، حکومت مطلوب، نه حکومت جباران بر بردگان که حکومت مردم آزاده و متفکر و مومن بر خويشتن است.
امام در بينش اسلامي خواستار عدل است، خداوند در قرآن ميگويد پيامبران را فرستاديم و کتابها را نازل کرديم ليقوم الناس بالقسط، فاعل قسط مردم است يعني پيامبران نيامدند به زور چيزي را بر مردم تحميل کنند بلکه آمادهاند تا آگاهي بدهند، اراده را قوي کنند، ايمان را بالا ببرند و سپس خود مردم عدل را پياده کند و امام معصوم محور و مدار جامع عدل بنياد به عنوان پاسدار نگهبان عدالت قرار بگيرد. در حدیثی آمده است که امام زمان(عج) براي اين ميآيد که جهان را پر از عدل کند پس از آنکه پر از ظلم شده است و عدل را خود مردم بايد برپا کنند.حکومت بايد مبتني بر آرا و نظر مردم باشد، و نتیجه می گیریم پيشنهاد جمهوري اسلامي يک پيشنهاد گزافه و خلقالساعه نيست بلکه يک پيشنهاد اساسي است و اگر جمهوري ميخواهيم، آنچه تعيين کننده است راي ملت است.
ما به عنوان يک مسلمان و انقلابي و به عنوان کسي که خواستار عزت و عظمت اسلام، مسلمانان و جامعه است، از حقوق و آزاديهاي مردم دفاع ميکنيم.ما می گوییم آنچه اساس و مهم است، وجود و تقويت نهادهاي مردمي در جمهوري اسلامي است. ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه کشور بر اساس حقوق و مشارکت مردم هستيم. ما خواستار عدالتيم اما عدالت توزيع فقر در جامعه نيست بلکه خواستار جامعهاي هستيم که ثروت وجود داشته باشد و ثروت موجود در آن عادلانه توزيع شود. ما به نام جمهوري اسلامي، مخالف فساديم ولی معتقديم بدترين فساد دروغ گفتن به مردم است. بدترين نوع فساد تحقير مردم به نام مردم است و اينکه نگذاريم مردم راي خود را آزادانه اعلام کنند، ما طرفدار حقوق مردم و آزاديهاي مشروع بوده و اين را دفاع از راه امام (ره) و جمهوري اسلامي ميدانيم. ما معتقديم کساني که حاصل اين انقلاب يعني جمهوريت نظام را نميپذيرند، به انقلاب دلبسته نيستند. اصلاحات واقعی یعنی همین.و امروز در آستانه انتخابات قرار گرفته ایم . ما خواستار حضور مردم در انتخابات و تشكيل مجلس آگاه، مومن، شجاع، داراي درك كارشناسانه و آشنا به مطالبات مردم اعم از حقوق و آزاديها و نيازها، تلاشگر براي حفظ اسلام و عزت ملت، دفع توطئهها از كشور، ارتقا ظرفيت و شخصيت ملت و كشور در عرصههاي جهاني هستيم. و امیدواریم ملت با همه وجود براي ايجاد چنين مجلسي تلاش كند و همه مسوولان و دستاندركاران به دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي و راه امام، راههاي برگزاري انتخاباتي سالم و آزاد را فراهم كنند. ماازخداوند متعالبراي رهبربزرگوارمان ، ملت ايران و تلاشگران در اين مملکت، سلامتي و عزت خواستاريم و ياد و خاطره شهداي عزيز که جمهوري اسلامي خون بهاي آنان است گرامي ميداريم، به خانوادههاي شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران درود فرستاده و براي ارواح پاک شهدا علو درجات را آرزو ميکنيم. و همه شما را به خدا می سپارم.







