چهرههاي جاودانی که رفتند...(نیمه اول سال1390)
سال 90 سال خوبی برای مردم این سرزمین نبود، زیرا در این سال چندین تن از بزرگان عرصه های مختلف ایران زمین روی در نقاب خاک کشیدند. کسانیکه پر کردن جای خالی آنان هیچ گاه امکان پذیر نخواهد بود و تنها دلخوشی مان در این است که آنان برای همیشه و تا ابد در ذهن ما ماندگار خواهند ماند .
روحشان شاد و یادشان گرامی.
برخی از این افراد (به ترتیب ماه درگذشت) عبارتند از :
فروردین 90
حاج میراسماعیل موسوی: میر اسماعیل پدر بزرگوار مهندس میر حسین موسوی ؛ چهارشنبه ۱۰ فروردین ماه در ۱۰۳سالگی (متولد ۱۲۸۷) دارفانی را وداع گفت. چند روز قبل از مرگ ، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با ایشان دیدار و عیادت کرده بودند.حاج میر اسماعیل موسوی، تاجری خیر و در شهر خامنه صاحب نام بود . وی برای موفقیت و رونق تجارت برنج و چای همراه همسر و ۳ پسر و ۲ دخترش به تهران عزیمت کرد و در محله ی درخونگاه ( از محلات جنوبی شهر تهران ) ساکن شد.حاج میراسماعیل پسر عمه ی مرحوم حاج شیخ سیدجواد خامنه ای ، پدر آیت الله سید علی خامنه ای بود. مرحوم حاج میراسماعیل بسیار مانوس با قرآن کریم بود و در مغازه اش علاوه بر آن تفاسیر مختلف دیده می شد.
امیر سرتیپ براتی: امیر سرتیپ دوم بازنشسته حسن براتی از فرماندهان پرتلاش و پر افتخار نیروی زمینی ارتش که بر اثر سانحه تصادف در بیمارستان خانواده ارتش بستری شده بود 19فروردین ماه به لقاءالله پیوست. ترکشهای متعدد در بدن این جانباز سرافراز، روند تشخیص ضایعات تصادف را با تأخیر، اختلال و مشکل مواجه کرده بود و تلاشهای تیم پزشکی برای بهبود وضع او به نتیجه نرسید. امیر براتی در دوران دفاع مقدس فرماندهی گروهان، گردان و تیپ را عهده دار بود و پس از آن نیز مسئولیت فرماندهی لشکر 58 ذوالفقار، رییس بازرسی و معاون عملیات نیروی زمینی ارتش را در کارنامه خود داشت. او در عملیات های ماندگار دوران دفاع مقدس به ویژه فتح المبین، بیت المقدس و طریق القدس حضوری مؤثر داشت و 5 بار در مناطق عملیاتی مجروح شد و به پاس خدمات بیشائبه و ابراز رشادت به دریافت نشان فتح از سوی فرمانده معظم کل قوا مفتخر گردید. امیر سرتیپ براتی با وجود 75 درصد جانبازی و تحمل ترکشهای متعدد در بدن، علاوه بر طراحی و هدایت چند رزمایش بزرگ ارتش، در سالهای اخیر نیز همکاری مستمری با هیأت معارف جنگ امیرسپهبد شهید علی صیاد شیرازی داشت. امیر براتی که از همرزمان دیرین شهید سپهبد صیاد شیرازی و از مدرسان و استادان پیشکسوت و با تجربه دانشگاه افسری امام علی(ع) بود، تألیفات و مقالات ارزشمندی در موضوع نظامی و دفاعی از خود به یادگار گذاشته است.
مسعود استیلی: برادر کوچکتر حمید استیلی که در جریان تصادف سنگینی به کما رفته بود 7 فروردین ماه به ملکوت اعلا پیوست.برادر حمید استیلی در بلوار سعادت آباد در حالي كه سوار بر اتومبيل مگان خود بود بر اثر بي احتياطي راننده اي كه از فرعي وارد اصلي شده بود از مسير خود منحرف و با برخورد به جدول دچار صانحه گرديد. وي بلافاصله توسط اورژانس به بيمارستان رسول اكرم واقع در شهر آرا اعزام و تحت مراقبت هاي ويژه پزشكي قرار گرفت .او پس از عمل جراحي اوليه به هوش آمد اما همچنان در بخش مراقبت هاي بيمارستان بستري است.مسعود استيلي برادر كوچكتر حميد استيلي است سابقه بازي در تيم هاي پرسپوليس ؛ كشاورز و يك دوره دعوت به تيم ملي را در كارنامه دارد.
بیژن پاکزاد: طراح و تولیدکننده سرشناس ایرانی-آمریکایی لباسهای مردانه و عطر، 27 فروردین ماه دچار سکته مغزی شد و در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت. بیژن پاکزاد (زادهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۳ در تهران) یک طراح و تولیدکننده سرشناس ایرانی-آمریکایی لباسهای مردانه و عطر است. او معمولاً به نام بیژن شناخته میشود. بیژن در سال ۱۳۵۲ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۷۶ میلادی فروشگاه ویژه خود را در رودئودرایو واقع در بورلی هیلز افتتاح کرد. وی طراح لباس شخصیتهای سرشناسی همچون باراک اوباما، بوش پسر، پوتین، ریگان، شهرام ناظری و... بوده است. پاکزاد چند سال پیش در مورد میزان گردش مالی برند بیژن گفته بود: «در عرض سی سال حدود چهار میلیارد دلار به اسم بیژن فروختم، چهار میلیارد دلار خیلی پول است در مقایسه با آن موقع که من هفتاد هشتاد هزار تومان پول داشتم. سالهای سال وقتی برای تحصیل وارد اروپا شدم، در آلمان فقط دویست مارک داشتم». پاکزاد درباره دلیل موفقیت خود گفته بود: «فکر می کنم علت موفقیت من ایرانی بودنم است، منظورم این است که به خاطر ایرانی بودنم، یک چیزهایی از بچگی توی خون من بود که می خواستم نعره بکشم مثل شیر، شیری که شما کرده باشیدش توی قفس و نعره بکشد، این شیر می تواند متأسفانه توی باغ وحش باشد ولی در هر صورت شیر است و میغرد.»
رضا صفدری: مجری و تهيهكننده تلويزيون بر اثر حمله قلبی10 فروردین ماه درگذشت. زندهياد صفدری متولد 22 بهمن سال 1342 در تهران بود. او از سال 1364 وارد سازمان صداوسيما شد و پس از تجربه كار دوبله و گويندگی راديو، سال 1374 به طور جدي كارش را به عنوان مجري تلويزيون آغاز كرد. صفدری سبک جديد اجرايش را كه چندين سال در راديو پايهگذاری كرده بود، در برنامه هشتونيم تلويزيون به مرحله ظهور گذاشت و با همين اجرای متفاوت به مخاطبان معرفی شد. صفدری همچنان به تجربهاندوزی ادامه داد و به سمت كار تهيهكنندگی و كارگردانی سريال و برنامههای تركيبی رفت و معروفترين سريالش، باغچه مينو بود كه از شبكه تهران پخش شد.
گل گیس دلفانی : آخرین مادربزرگ مردم مازندران 24 فروردین ماه درروستای طویدره کلاردشت درسن 130 سالگی درگذشت. این زن کهنسال 100 سال با همسر 135 سالهاش محمد (مرادکجوری) معروف به ممیدی تا سال 76، زندگی آرام و خوشی داشت. وی با اینکه در میان فرزندان و دهها نوه، نتیجه و نبیره خود زندگی میکرد، نبود همسر او را دلتنگتر کرده بود. گلگیس راز طول عمرش را دوری از استرس و استفاده از لبنیات، غذاهای گیاهی و کمخوری میدانست، همان راز عمری که ننه مهتاب مریدپور، ننه آرابساوتی و ممیدی، دیگر کهنسالان منطقه با 120 تا 135 سال سن بر آن تاکید داشتهاند.
محمد علی ورشوچی: هنرپیشه قدیمی سینما، تلویزیون و تئاتر، ۹ فروردین ۱۳۹۰ در یکی از بیمارستانهای تهران درگذشت.این هنرمند در سال 1304 در تهران به دنیا آمد. او با همکاری نعمتالله گرجی، یک گروه تئاتر تاسیس کرده بود و با این گروه در شهرهای مختلف، نمایش اجرا میکرد.بازی مرحوم ورشوچی در نقش آسپیران غیاث آبادی در دایی جان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی)، یکی از به یاد ماندنیترین نقشهای وی است.
حميد كرمي: نهم فروردين ماه 90 از دنيا رفت و فرداي آن روز، در زادگاهش ساوه، تشييع و به خاك سپرده شد. از جمله آثار اين شاعر آئيني و دفاع مقدس ميتوان به «بر شانههاي كوهستان» و «حكايتهاي شاعران» و مجموعه اشعار عاشورايي «در ركاب آفتاب» و «شگفت مثل تماشا» اشاره كرد كه اين دو مجموعه بزودي منتشر خواهند شد.
اردیبهشت 90
حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدشریف مهدوی شاهرودی: فرزند مرحوم آیت الله مهدوی شاهرودی پس از طی یک دوره بیماری سخت روز 8 اردیبهشت درگذشت. حجت الاسلام محمد شریف مهدوی نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در کشورهای آفریقای جنوبی و عربستان سعودی بوده است. فعالیت های تبلیغی این عالم جلیل القدر در آفریقای جنوبی، که به زبانهای محلی و زبان انگلیسی برگزار می شد، به میزانی تاثیرگذار بود که شماری از مردم آن سامان به مکتب اهل بیت مشرف شدند.وی همچنین مسئولیت های مهم دیگری را نیز در وزارت امور خارجه بعهده داشت . مرحوم شریف مهدوی سالها معاونت بین الملل بعثه مقام معظم رهبری را عهده دار بود که خدمات پر باری را در راستای ترویج بیداری اسلامی و مکتب اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به مسلمانان جهان، تقدیم نمود. معاونت بین الملل دانشگاه علوم حدیث و معاونت تولیت آستان مطهر حضرت عبدالعظیم (س)، آخرین فعالیت های اجرایی مرحوم مهدوی بود.مرحوم حجت الاسلام شریف مهدوی به دلیل تسلط بر زبان های انگلیسی و عربی، و دانش های گونه گون دینی و حوزوی، متون ارزشمند بسیاری را درباره اسلام و تشیع به زبان های مختلف ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار داده بود، که آخرین آن،ترجمه دانشنامه امام علی به زبان انگلیسی است.مرحوم مهدوی سالها دبیر زبان انگلیسی ، ادبیات عرب و دینی مدارس علوی و نیکان تهران بوده است.
سیامک پورزند: روزنامهنگار مشهور ۹ اردیبهشت در تهران در گذشت. او همسر مهرانگیز كار، چهره حقوقدان بود. سیامک پورزند، در سال 1380 در تهران به همراه تعداد زیادی از جمله برنامهسازان صداوسیما كه باند او خوانده شدند، بازداشت و به 11 سال زندان محكوم شد و به اعترافاتی در تلویزیون هم پرداخت. پورزند هنگام مرگ 80 سال داشت.
جواد ذوالفقاری:از فعالان تئاتر عروسكي كشورمان ، نويسنده، کارگردان، مترجم و مدرس دانشگاه مدتي بود كه از سرطان كبد رنج ميبرد و صبح هفت ارديبهشت ماه در خانهاش درگذشت و جامعه هنري و اهالي تئاتر را داغدار كرد. جواد ذوالفقاري متولد 1331 در همدان بود؛ او سالها در حوزهي تئاتر عروسكي مشغول نگارش، ترجمه و کارگرداني بود که ميتوان به نمايشهاي «عليبابا و چهل دزد بغداد»، «دوستان الماس»، «بز زنگوله پا»، «کدو قلقله زن»، «سياوش»، «فرنگيس»، «خرمشير» اشاره کرد. ذوالفقاري نمايش «بازي پسر و گرگ» را در رپرتوار کودک و نوجوان سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اجرا كرد.
هراند هاکوپیان: بازیگر سینما و تلویزیون در 61 سالگی و بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت. هراند هاکوپیان که بازیگری را از سال 1376 با فیلم "توفان شن" به کارگردانی جواد شمقدری آغاز کرد، چهار فیلم دیگر در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده که همگی در دهه هفتاد ساخته شدهاند.فیلمهای "توفان شن" (1376)، "یاسهای وحشی" (1377)، "پشت دیوار شب" و "پنجه در خاک" (1378) و "شوک" (1379) فیلمهایی است که هراند هاکوپیان در آنها به ایفای نقش پرداخته است.او تا سال 1385 به عنوان تهیه کننده در سینما مشغول به کار بود و همین سال اولین فیلم بلند خود را به نام "کارگردان قلابی" کارگردانی کرد. دومین و آخرین فیلم او "پل پرواز" بود که در سال 1386 ساخت. هاکوپیان در دهه 70 در چند مجموعه هم مقابل دوربین رفت.این هنرمند که سالها به سرطان خون مبتلا بود، چهارشنبه هفتم اردیبهشتماه چشم از جهان فرو بست. پیکر این بازیگر ، از مقابل منزلش تشییع و در آرامگاه ارامنه تهران به خاک سپرده شد. او سالهای آخر عمر خود را به همکاری با موسسات خیریه درمانی بیماران سرطانی سپری کرد.
خرداد 90
عزت الله سحابی: مهندس عزتالله سحابی فعال سیاسی و رییس شورای فعالان ملی مذهبی، ۱۳۹۰/۳/۱۰ با زندگی وداع کرد. مهندس عزتالله سحابی فرزند شادروان دکتر یدالله سحابی، متولد ۱۳۰۹ در تهران است. او مبارزات خود را در سالهای دهه ۲۰ و در دورهٔ دانشجویی و ملی شدن صنعت نفت آغاز کرد و با به وقوع پیوستن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نهضت مقاومت ملی پیوست. سحابی در سال ۱۳۴۰ و با شروع به کار نهضت آزادی ایران به این گروه پیوست و در سال ۱۳۴۲ همراه دیگر اعضا و رهبران نهضت محاکمه شد و به شش سال زندان محکوم شد. او بار دیگر به خاطر مبارزات خود در سال ۱۳۵۰ به زندان افتاد و تا نزدیکی روزهای انقلاب در زندان ماند. بعد از پیروزی انقلاب، مدتی به علت مرخصی مهندس بازرگان از دبیرکلی نهضت آزادی، برای انجام وظایف نخستوزیری، سرپرستی نهضت آزادی را بر عهده داشت تا زمانی که به عنوان رئیس سازمان برنامه بودجه در دولت مشغول به کار شد. او بعد از استعفای دولت موقت، با سران نهضت آزادی دچار اختلاف شد و با ۱۲ تن دیگر از جمله محمد بستهنگار، مرحوم محمدعلی رجایی و محمدمهدی جعفری از نهضت آزادی جدا شدند. سحابی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس اول شورای ملی (اسلامی) انتخاب شد و در سالهای بعد در پروژههای ملی با دولتهای وقت همکاری داشت. سال ۱۳۶۹ مهندس عزتالله سحابی بازداشت شد. در سالهای دهه ۷۰ او به انتشار نشریه ایران فردا پرداخت و در سال ۱۳۷۶ به درخواست شادوران دکتر یدالله سحابی به همراه دکتر ابراهیم یزدی و دکتر حبیبالله پیمان نامزد انتخابات ریاستجمهوری شدند که توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. او در سال ۱۳۷۸ و بعد از پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات مجلس ششم به عنوان سخنران به کنفرانس برلین دعوت شد و پس از بازگشت چند ماهی در بازداشت بود. پس از این او در اسفند ۱۳۷۹ در جلسه شورای فعالان ملی مذهبی، به حکم قاضی به جرم براندازی نظام جمهوری اسلامی بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد.او در سال ۱۳۸۷ به علت سالها تلاش در عرصه مطبوعات برنده جایزه قلم طلایی از سوی انجمن آزادی مطبوعات ایران شد.
هاله سحابی:در تاریخ ۱۳۳۴ در تهران چشم به جهان گشود و در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ چشم از جهان بست. او روزنامه نگار، فعال ملی-مذهبی، فعال حقوق بشر، فعال حقوق زنان و از اعضای انجمن مادران صلح بود. پدرش عزت الله سحابی، رهبر شورای فعالان ملی مذهبی ایران و مادرش زری سحابی(زهرا عطایی)، خواهرزاده مهدی بازرگان بود. پدربزرگ او یدالله سحابی، نیز از بنیانگذاران نهضت آزادی بود. همسر او تقی شامخی و فرزندان او(دارای دو دختر و یک پسر) به نام های آمنه،آسیه،یحیی هستند.وی صاحب تالیف کتاب و همچنین با دو ماهنامه چشمانداز ایران همکاری داشت.هاله سحابی فارغ التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران بود.هاله سحابی مدتی در فرانسه تحصیل و زندگی کرده بود. وی همچنین دارای آثار نقاشی نیز بود.خانم هاله سحابی، با مرخصی از زندان برای حضور در مراسم خاکسپاری پدرش عزتالله سحابی در صبح روز چهارشنبه ناگهان در اثر ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم می کند.پدر وی، عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی – مذهبی و از چهره های معروف منتقد حکومت جمهوری اسلامی ایران بود که در سن ۸۱ سالگی درگذشت. منابع نزديک به فعالان ملی مذهبی در گفت و گو با راديو فردا، ضمن تاييد اين خبر، علت مرگ خانم سحابی را «ايست قلبی» پس از انتقال به بيمارستان اعلام کردند.منابع آگاه اعلام نمودند که درگذشت ایشان به علت سابقه "فشار بالای خون" و "بیماری قند" و همچنین "هیجان روحی زیاد" در حین مراسم تشییع و خاکسپاری بوده است. احمد منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری گفته است که در چند متری هاله سحابی بوده و شخصا شاهد "ضرب و شتم" وی بوده است.آقای منتظری تاکید می کند "یکی از ماموران قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش [هاله] بود را بگیرد. با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، [مامور] با آرنج خود محکم به پهلوی هاله میزند و او را نقش بر زمین می کند". احمد منتظری از حضور "تیمی از ماموران امنیتی و لباس شخصی" در مراسم امروز سخن گفته که به گفته وی "بسیار هتاک و بی ادب و خشن" بوده اند!هاله سحابی، پنجاه و چهار ساله، دختر عزت الله سحابی، بنيانگذار «شورای فعالان ملی-مذهبی»، از فعالان حقوق زنان و عضو گروه مادران صلح ايران بود که در مردادماه سال ۱۳۸۸ در تجمعی در ميدان بهارستان تهران از سوی ماموران انتظامی بازداشت شد.خانم هاله سحابی در همان سال از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق «حضور مکرر در تجمعات غير قانونی و اخلال در نظم عمومی» در مجموع به دو سال حبس و پرداخت مبلغ سيصد هزار تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم شده بود.
رضا هدی صابر:
رضا هدیصابر (زاده۲۶ اسفند ۱۳۳۸ - درگذشت۲۱ خرداد ۱۳۹۰) روزنامه نگار، مترجم، فعال ملی مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز، زندانی سیاسی و از گردانندگان مجله توقیف شده «ایران فردا» بود. وی در ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ در حالیکه در اوین زندانی بود در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزتالله سحابی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد. در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۲، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران،هدی صابر به ده سال زندان و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم می شود. او به همراه تقی رحمانی و رضا علیجانی که تقاضای تجدید نظر کرده بودند تا برگزاری دادگاه تجدید نظر به طور موقت آزاد شدند. ۲۳ مهرماه "غلامحسین الهام" سخنگوی قوه قضاییه ایران اعلام می کند این سه روزنامه نگار «محکومیت حبس خود را در زندان آغاز کردهاند».12 اردیبهشت سال بعد(۱۳۸۳)به رضا علیجانی اطلاع داده شد دادگاه تجدید نظر،پرونده آنها را مورد بررسی مجدد قرار داده و حکم ده سال زندان هدی صابر به پنج سال و نیم زندان تبدیل شده است. سعیده جمشیدی، همسر او در کنار دیگر خانوادههای زندانیان سیاسی ، نوروز ۱۳۸۳ را در کنار زندان اوین سفره هفت سین پهن می کنند.صبح روز سه شنبه 10/03/84 جمعی از نیروهای ملی - مذهبی و اعضای نهضت آزادی ایران در محل حوزه ریاست قوه قضاییه تحصن کرده و با ارائه نامهای به دفتر آیتالله هاشمی شاهرودی خواستار آزادی سه زندانی ملی-مذهبی و سایر زندانیان سیاسی شدند. این تحصن با قول مساعد نماینده قوه قضاییه مبنی بر بررسی مجدد پایان یافت. در آذر ۱۳۸۴ جلسه رسیدگی به اتهامات هدی صابر، رضا علیجانی و تقی رحمانی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود. محمد شریف وکالت آقای صابر و دیگر متهمان را برعهده داشت.در مرداد ۱۳۸۵ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران حکم محکومیت هشت ماه حبس تعزیری تقی رحمانی و هدی صابر به اتهام معاونت درتشکیل یک NGO غیرقانونی را تایید کرد.رضا هدیصابر در ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل ایست قبلی ناشی از اعتصاب غذا در بیمارستان مدرس تهران در گذشت. وی به همراه زندانی سیاسی دیگر ملی- مذهبی امیر خسرو دلیر ثانی اعلام کرده بود «در اعتراض به مرگ هاله سحابی و برای جلوگیری از تکرار این بیدادگریها علیه انسانهای بی دفاع» دست به اعتصاب غذای تر میزند.
ناصر حجازی: 23 آذر ۱۳28در تهران متولد شد و ۲ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت. او دروازهبان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملتهای آسیا، ۱ قهرمانی در بازیهای آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاههای آسیا را تجربه کردهاست.فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازهبان برتر قرن بیستم قاره آسیا معرفی کردهاست.حجازی در دوران مربیگری هم تیم استقلال تهران را به نایبقهرمانی جام باشگاههای آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان و جام حذفی ایران رساند.ناصر حجازی و غلامرضا تختی تنها چهره های ورزشی هستند که نام آنها در مجموعه مفاخر و نام آوران ایران زمین در کنار نام هایی چون ابوعلی سینا ، سعدی شیرازی ، حکیم ابوالقاسم فردوسی ، عطار نیشابوری ، امیر کبیر، کمال الملک ، جلال آل احمد ، پروین اعتصامی ،پروفسور محمود حسابی ، دکتر علی شریعتی و دکتر جعفر شهیدی قرار گرفته است. تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاههای تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاههای آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دستآورد. وی تا پایان دوران بازیکنی خود بهجز یک سال و نیم در بین سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین میکرد و ۵ بازی برای تیم اصلی یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاههای تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاههای آسیا را جشن گرفت. حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازهبانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ سالهها» که حضور دروازهبانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع میکرد از تیم ملی کنار گذاشته شد. این قانون آن زمان تنها به ناصرحجازی ابلاغ شد. ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازهبان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملتهای آسیا( 1972و 1976) و یک بار قهرمان بازیهای آسیایی 1974 تهران شد و در جام جهانی 1978 آرژانتین و المپیک 1972 مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک 1976 مونترال و مقام سومی جام ملتهای آسیا 1980را هم بهدست آورد. اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یکچهارمنهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه میگوید: «رئیس باشگاه گفت میخواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم میخواهی بیایی روحیه بچهها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچهها من پرسپولیس را میشناسم اصلا تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم.در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچهها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونیزاده کاپیتان پرسپولیس میگفت بچهها بزنید زیرش ۱-۱ هم میریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بیسابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.» او هر وقت از روزهای حضور در هند و بنگلادش حرف میزد بغض میکرد و همیشه میگفت: هیچ کسی نمیتواند یک ساعت آن زندگی را تحمل کند. او در مصاحبه ای گفته بود:«روزهای اولی که در هند و سپس بنگلادش بودم فقط میتوانستم روزی یک وعده شکمم را سیر کنم آنهم نه با غذای خوب و مقوی بلکه با نان یا موز که ارزان بود. این سختیها را به جان خریدم تا از اصولم برنگردم، تا جلوی کسی تعظیم نکنم، تا دست کسی را نبوسم، تا مردانگیام را به حراج نگذارم، تا خداوند را ناراحت نکنم که آدم با شرافت و با عزتی باشم.» او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال درا به مقام نایب قهرمانی باشگاههای آسیا و قهرمانی در لیگ و جام حذفی ایران برساند. در تیمهای سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشینسازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد. او در سال ۱۳۸۷ پس از انتخاب مجدد علی فتحاللهزاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید.او یکبار در دوره مصطفوی به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شد، اما به ناگاه نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی از صدا و سیما اعلام شد.این تنها آرزویی بود که حجازی داشت و به آن نرسید. وی در زمان مربی گری اش بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی، علی رضا اکبرپور، علی اکبر استاد اسدی و امیدرضا روانخواه را به فوتبال ایران تقدیم کرد.همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد و حجازی از او دارای دو فرزند به نامهای آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بودهاند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی میکرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود. داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفهای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی میآورد. و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک کار را به معاون اولی برمیگزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیهای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد.
سلطانعلی میرزای قاجار: 8 خرداد در سن 80 سالگی در پاریس درگذشت.وی بزرگ ترین پسر از میان برادرزادگان آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه، بود و در حالی که هرگز خود را مدعی سلطنت نمی خواند اما بازماندگان قاجار وی را به ریاست ایل می شناختند. او دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس و نویسنده کتابی به زبان فرانسه تحت عنوان «پادشاهان فراموش شده» بود.
ميرصالح حسيني :شاعر و محقق 28 خرداد ماه در سن 66سالگي چشم از جهان فروبست. ميرصالح حسيني متولد سال 1324 در شهرستان سراب در يک خاندان فرهنگي به دنيا آمد. او به زبانهاي فارسي، عربي، انگليسي و فرانسه مسلط بود. دكتر ميرصالح حسيني نام آشنايي در ادبيات فارسي و تركي آذربايجاني بود. او كه از وكلاي مبرز و بنام دادگستري تهران بود، با نخستين ترجمه منظومه «حيدربابا يه سلام»، شاهكار ادبي استاد شهريار، به فارسي روان و در قالب خود منظومه شناخته شد. مطالعه آثار مولانا محمد فضولي چنان آتشي در جانش افروخت كه سالها به تحقيق و بررسي آثار او مشغول بود. وقتي براي اولينبار با جمعآوري نسخههاي خطي و مقابله آنها، ديوان جامع، كامل و نفيس فضولي را به دوستداران ادب عرضه داشت، استاد محمدحسين شهريار با دعوت از اين شاعر و محقق، مراتب سپاس و قدرداني خود را اعلام كرد و در همان محفل، ساعتها از شعر و ادب ايرانزمين و مقام والاي فضولي سخنها رفت. همزمان با كنگره بينالمللي فضولي از طرف يونسكو در تبريز حديقة السعدا نيز منتشر شد. حضور حسيني در محافل شعر و ادب و توضيح و تفسير آثار فضولي همواره با استقبال هنرمندان، اديبان، شاعران و خوانندگان همراه بود و همين امر سبب شده بود كه بسياري از علاقهمندان، شعرهاي فضولي و او را از حفظ بخوانند. ميرصالح حسيني در ادبيات تركي، چهره شاخصي بود؛ چرا كه احاطه كامل او بر شاخههاي مختلف زبان تركي و آشنايي با چندين زبان زنده دنيا در كنار طبع روان شعر و عشق مفرطش به شناساندن آثار نامداران و پيشوايان ادب اين مرز و بوم موجب شده بود كه در تمامي كارها، نهايت دقت، ذوق، خلاقيت و ابتكار را به خرج دهد. از جمله آثار او، ديوان كامل مهستي، ليلي و مجنون فضولي، درد مشترك، شرحي بر شمشير و قلم ختايي (شاه اسماعيل صفوي)، شرحي سطري بر آثار سهراب سپهري و ترجمه رباعيات خيام به تركي و عربي مزين به تابلوهاي قربانعلي اجلي را ميتوان نام برد. همچنين تصحيح ديوان شاه اسماعيل صفوي (ختايي) آخرين اثر منتشرشده اوست.
ناهید یادگاری: خبرنگار راه مردم پس از تحمل ماه ها رنج بیماری طاقت فرسا و مبارزه با آن سرانجام ۲۳ خرداد در بیمارستان شهدا تجریش به لقاء حق پیوست وجامعه خبرنگاری یکی از یاران خوب خود را از دست داد.پیکر آن مرحومه در آرامگاه ابدیش بهشت بی بی سکینه کرج با حضور خبرنگاران و خانواده مرحوم تشیع و بخاک سپرده شد.از وی دو فرزند کوچک بجای مانده است .
تیر 90
روح الله داداشی: 4 بهمن ۱۳۶۰در کرج متولد شد. ورزشکار سابق رشته بدنسازی و پرورش اندام اهل ایران، که دارای مقام قویترین مرد ایران برای دو سال در سری مسابقات مردان آهنین بود. وی همچنین یک دوره قهرمانی مسابقات جهانی که در جزیره قشم برگزار شد را نیز در کارنامه خود داشت. او ۲۶ تیر ۱۳۹۰ در پی یک درگیری خیابانی در غرب کرج به ضرب چاقو کشته شد. روح الله داداشی برخلاف سایر ورزشکارانی که در رشتههای قدرتی فعالیت میکردند، دارای بدن عضلانی و فاقد چربیهای اضافه در ناحیه شکم و بازوها بود. بالاترین وزنی که روح الله داشت، ۱۳۲ کیلوگرم بود. روحالله داداشی در مصاحبهای که با اعتراضات خیابانی معترضان به نتایج انتخابات دهم ریاستجمهوری ایران همزمان بود کمربند قهرمانی خود را به محمود احمدینژاد، نامزد پرمناقشه این انتخابات اهدا کرد. روایتها از چگونگی قتل او متفاوت است. مجید فرجی خبرنگار کرجی که در زمان قتل در کنار داداشی حضور داشتهاست، مدعی است این قتل نقشهای از قبل طراحی شده بودهاست ولی فرمانده نیروی انتظامی کرج این ادعا را رد میکند . در ادعایی دیگر، مربی داداشی پیاده شدن وی از ماشین را رد کرد و عقیده دارد ضاربان در حالتی که او در ماشین نشسته بودهاست او را مضروب کردهاند و نیر ادعا کرد قاتل به او گفتهاست که داداشی در جواب فحاشیهای آنان تنها آنها را به آرامش دعوت میکردهاست . طبق روایتی دیگر در جریان یک تصادف جزیی بین خودروها، فحاشی ضاربان سبب عصبانیت داداشی شده و او به تعقیب ضاربان میپردازد که منجر به استفاده از چاقو توسط قاتل میشود. متهم میگوید در جریان درگیری بارها از او خواستم مرا رها کند اما او همچنان کتکم میزد. همچنین متهم در جریان اظهارات خود در دادگاه گفت که در جریان درگیری برای ترساندن داداشی و همراهش اقدام به استفاده از چاقو کردهاست، که ابتدا دو ضربه به دستان داداشی زده و ضربه آخرش به گردن او اصابت میکند . بنا به گزارشی داداشی و خبرنگار همراهش در حال بازگشت از جلسه انتخاباتی فاطمه آجرلو بودهاند و خبرنگار پس از مضروب شدن داداشی از آن محل میگریزد و جریان توسط سایر شاهدان به اطلاع پلیس میرسد.
حجه الاسلام والمسلمین حاج محمد علی صدوقی(ره): فرزند محمد، نواده آیتالله میرزا ابوطالب کرمانشاهی، متولد عباس آباد قم نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد، سلسله نسبش به شیخ صدوق(ره) میرسد. پدرش آیتالله شهید محمد صدوقی(ره) از عالمان دینی برجسته قم و یزد بود. وی در کودکی به همراه پدر به یزد آمد و دوره ابتدایی را در دبستان ادب گذراند. سپس به توصیه پدر به تحصیل علوم دینی پرداخت و بخشی از مقدمات را در مدرسه عبدالرحیم خان نزد استادانی چون حجت الاسلام والمسلمین شیخ غلامحسین ابویی نجف آبادی آموخت. آنگاه رهسپار حوزه علمیه قم شد و مقدمات را در مدرسه حقانی به پایان رساند. صدوقی دروس سطح را در محضر حضرات آیات شب زنده دار، علوی گرگانی، محسن دوزدوزانی، صدیقین، سیدکاظم اخوان مرعشی، محمد فاضل لنکرانی، جعفر سبحانی و ابطحی کاشانی فرا گرفت و پس از آن در حوزه درس خارج فقه و اصول حضرات آیات حسین وحید خراسانی، سید محمدباقر سلطانی، طباطبایی و... شرکت کرد. وی با آغاز نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) در کنار پدر به فعالیتهای سیاسی پرداخت و برای یاری دادن به شهید صدوقی و رسیدگی به امور دینی و جهت آگاه سازی مردم به شهرهای مختلف کشور سفر کرد. همچنین در زمان اقامت امام خمینی(ره) در پاریس به فرانسه رفت و مدت سه ماه به فعالیت پرداخت و در 12 بهمن 1357 به همراه حضرت امام(ره) به ایران بازگشت. حجتالاسلام والمسلمین صدوقی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی مسوولیت کمیته انقلاب اسلامی را به عهده داشت و عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. پس از واقعه هفتم تیر و شهادت سیدرضا پاکنژاد - نخستین نماینده مردم یزد در مجلس شورای اسلامی - به نمایندگی مردم یزد انتخاب شد. سپس به سمت نماینده امام(ره) در شورای عالی قضایی به فعالیت پرداخت. وی در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، به نمایندگی مردم تهران برگزیده شد و پس از آن به معاونت شورای عالی قضایی، منصوب شد. وی همچنین مدتی به عنوان معاون دادستان کل کشور به فعالیت پرداخت. صدوقی پس از درگذشت آیتالله روحالله خاتمی در 13 آبان 1367 از سوی امام خمینی(ره) به نمایندگی ولی فقیه در استان و امامت جمعه یزد منصوب شد. وی ریاست بنیاد بزرگ دینی فرهنگی صدوق را پس از شهادت پدرش برعهده گرفت. سرپرستی حوزه علمیه یزد، رسیدگی به معیشت طلاب، کمک به خانوادههای بیبضاعت، خانه سازی برای نیازمندان و بازسازی و مرمت حوزه علمیه یزد از فعالیتهای اوست. حجتالاسلام والمسلمین صدوقی سفرهایی را جهت انجام فعالیتهای سیاسی به کشورهای بنگلادش، مالزی، کنیا، زیمباوه، مکزیک، کوبا، یمن و کویت داشت. وی روز شنبه مورخ 11/4/90 شمسی پس از یک عمر مجاهدت و خدمات شایسته در سن 62 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
فرهاد فارسي: از مطرح ترين طراحان صحنه و لباس سينمای ايران 19 تیر در سن ۵۹ سالگی به علت بيماری سرطان ريه در کشور سوئد درگذشت.فرهاد فارسی با نام اصلی حسن فارسی در سال ۱۳۲۹ در اصفهان به دنيا آمد و در رشته طراحی صحنه و لباس از دانشکده هنرهای دراماتيک تهران فارغ التحصيل شد. وی طراح صحنه و لباس بسياری از مهم ترين فيلم های تاريخ سينمای ايران بوده است و برای طراحی صحنه دو فيلم "پرده آخر" و "ناصرالدين شاه اکتور سينما" موفق شد سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را تصاحب کند. "چريکه تارا" ساخته بهرام بيضايی، "حاجی واشينگتن" ساخته علی حاتمی، "دستفروش" و"«ناصرالدين شاه اکتور سينما" از ساخته های مطرح محسن مخملباف، "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کريم مسيحی، "روسری آبی" ساخته رخشان بنی اعتماد و "يک بوس کوچولو" به کارگردانی بهمن فرمان آرا از کارهای او در سینمای ایران بشمار میروند. اين طراح صحنه و لباس مطرح همچنين با فيلمسازان بزرگ و نامی جهان چون تارکوفسکی و فلينی کار کرده و در گروه طراحی صحنه و لباس فيلم آنها بوده است، فيلم هايی چون "نوستالژيا" ساخته آندری تارکوفسکی فيلمساز بزرگ روسی و "کشتی به راهش ادامه می دهد" به کارگردانی فيلمساز فقيد ايتاليايی فدريکو فلينی، "راترا وياتا" به کارگردانی فرانکو زفيرلی و "روزی روزگاری در آمريکا" ساخته سرجيو لئونه از دیگر کارهای فرهاد فارسی به شمار می رود.
حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد منهاج :از اعضای دفتر امام خمینی و سفیر سابق ایران در نیجریه ولیبی30 تیر ماه در اثر سانحه رانندگی در مسیر مشهد مقدس درگذشت .مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد منهاج در سال 1328 به دنیا آمد.وی که از مبارزین سالهای قبل از انقلاب اسلامی بود ، پس از پیروزی انقلاب از طرف حضرت امام (ره) به عنوان نماینده ایشان جهت تبلیغ و معرفی اسلام و انقلاب عازم استرالیا شد.در حکم حضرت امام خمینی(س) برای ایشان آمده بود: جنابعالى با سابقه اى که در امر تبلیغ دارید و با توجه به نیاز شدیدى که مسلمانان جهان به تبلیغ صحیح احکام مقدس اسلام دارند، مسافرتى به کشور استرالیا نموده و این وظیفۀ مهم اسلامى را در آن منطقه انجام دهید. امید است ایرانیان مقیم آن کشور و سایر مسلمانان متعهد نیز در این باب همکاریهاى لازمه را با جنابعالى بنمایند. از خداى تعالى موفقیت جنابعالى را خواستارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه. روحاللّه الموسوى الخمینى وی همچنین به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور های مختلف ازجمله کنیا و لیبی فعالیت می کرده است .
حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی مهندسی: کارشناس مذهبی رسانه ملی و رادیو معارف و عضو هیات مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی 27 تیر ماه بر اثر سکته قلبی در بیمارستان کسری تهران دار فانی را وداع گفت . مرحوم مهندسی متولد ۱۳۳۲ در شهرستان آباده بود که از محضر اساتید برجسته مانند حضرات آیات حسن زاده آملی، شیخ جواد تبریزی، انصاری شیرازی، جوادی آملی و مشکینی بهره برد.از ایشان مجموعه های صوتی و تصویری فراوانی در حوزه عرفان نظری، شرح زیارت جامعه، شرح چهل حدیث امام، شرح جنود عقل و جهل و عرفان عملی بر جای مانده است که از آغاز فعالیت رادیو معارف بارها این مباحث را برای شنوندگان رادیو بیان کرد.
ماشاالله بامري:يكي از خوانندگان، نوازندگان و مقام دان هاي منطقه سيستان و بلوچستان پس از طي بيماري طولاني مدت31 تیر ماه در سن 60 سالگي در زادگاهش ايرانشهر درگذشت.بامري در سال 1330در ايرانشهر متولد شد و از سن 8 سالگي به كار موسيقي وخوانندگي روي آورد. وي از كودكي آموختن ساز دهلك را آغاز كرد و سپس به خوانندگي پرداخت.او مقام اول جشنواره هايي چون ني نوازان، موسيقي حماسي، آيينه و آواز، موسيقي فجر، ذكر و ذاكرين و موسيقي نواحي كرمان را كسب كرد و در مجموع بيش از 70 لوح تقدير و سپاس در كارنامه حرفه اي موسيقايي خود داشت.بامري همچنين در كشورهاي فرانسه، آلمان، امارات، ونزوئلا، هلند و تركيه كنسرت هايي را برگزار كرده بود و از مشهورترين خوانندگان صوت يا ترانه هاي مردمي بلوچستان به سبك قديم به شمار مي رفت. ماشاالله بامري طي برگزاري هفتمين جشنواره موسيقي نواحي به عنوان پژوهشگر موسيقي سيستان و بلوچستان مورد تقدير قرار گرفته بود. آخرين اجراي اين موسيقي دان بلوچستاني در تالار بتهوون خانه هنرمندان تهران برگزار شد و مورد استقبال موسيقي دوستان قرار گرفت.
مرداد 90
داريوش رضايينژاد: دانشجوي فوقليسانس برق گرايش قدرت دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي یکم مرداد ۱۳۹۰ مقابل در خانهاش در خيابان بنيهاشم تهران ترور شد.در اين اقدام تروريستي همسر و كودك اين فرد نيز مصدوم شدند كه هماينك براي مداوا به يكي از بيمارستانهاي تهران منتقل شدهاند.طي ساعات گذشته برخي رسانهها و روزنامههاي كشور به اشتباه وي را يكي از دانشمندان هستهاي كشورمان قلمداد كرده بودند، در حالي كه اخبار حاكي از آن است كه فرد ترورشده جزو دانشمندان هستهاي نبوده و دانشجوي فوقليسانس برق (گرايش قدرت) دانشگاه خواجه نصير بوده است.اين رسانهها و روزنامهها همچنين به اشتباه تصوير «داريوش رضايي» استاد فيزيك دانشگاه محقق اردبيلي را بهجاي شهيد «داريوش رضايينژاد» دانشجوي شهيد دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي منتشر كرده بودند.داريوش رضايينژاد سال 87 به همراه 20 نفر ديگر در دوره مشترك كارشناسي ارشد مهندسي برق (گرايش قدرت) دانشگاه خواجه نصير با دانشگاه هانوور آلمان پذيرفته شده بود.
قاسم سیاره و بهرام سیاره:شاید آنچه باعث حیرت همگان از شنیدن خبر مرگ پسر و پدر شاعر بهرام و قاسم سیاره شد همزمانی زمان مرگ آنان بود.استاد بهرام سیاره متخلص به" پریش" ساعت هشت صبح روز بیستم مردادماه در 67 سالگی در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته" که طاقت دوری فرزند را نداشت کمتر از سه ساعت همسفر وی شد و به دیار باقی شتافت پیکر این دو شاعر پرآوازه در جوار امامزاده شاهرضا-صحن علما به خاک سپرده شدند.سبک اشعار این دو شاعر شهرضایی آمیخته ای از سبک اصفهـانی و عراقـی و خمیر مایۀ کلامشان توحید، عاشقانه زیستن، آزادگی و بی نیازی بود.این دو شاعر پرآوازه در سروده هایشان از مضمون های ابداعی به سبک غزل با همۀ ترکیب ها بهره میگرفتند وابتکارشان سرودن اشعار محلی بود. استاد قاسم سیاره متخلص به "آشفته" در خانوادهای فرهیخته و ادیب در شهرضا متولد شد. پدرش استاد هاشم متخلص به "سیاره" نیز شاعری توانا بود که از او چند مجموعه شعر از جمله "گلشن معرفت" و "جنگل مولا" به یادگار مانده است، همچنین تخلص استاد هاشم به نام خانوادگی این خانواده یعنی "سیاره" تبدیل شد.آشفته سرودن شعر را از 18 سالگی آغاز کرد که از آثار منتشر شده این شاعر توانا میتوان به دیوان آشفته، دوگاه، ترجمان گل شمع، برگ سبز و خوشه اشاره کرد، همچنین مجموعه "هشل هفط" به عنوان مجموعه طنز و فکاهی این بزرگوار، یک هفته قبل از درگذشت ایشان رونمایی شده بود.وی سالها پیش انجمن ادبی آشفته را در شهرضا پایهگذاری کرد که این انجمن، در طول مدت فعالیت خود استعدادهای ادبی بسیاری را در این شهرستان کشف کرد، این سابقه فرهنگی باعث معرفی شدن آشفته به عنوان چهره برتر فرهنگی ادبی استان اصفهان در سال 1389 شد. بهرام سیاره متخلص به "پریش شهرضایی" شاعر پرآوازه شهرضا که همچون پدر و پدربزرگ از ذوق و طبع شعر فراوانی برخوردار بود، پس از 67 سال زندگی دعوت حق را لبیک گفت.پریش در سال 1323 در شهرضا، شهری که بزرگانی چون آقا محمدرضا قمشهای متخلص به صهبا و حکیم الهی قمشهای را در دامن پرورانده است، متولد شد و در سال 1363 و در سن 40 سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز کرد.
رضا بدیعی:کارگردان ایرانی که در تلویزیون آمریکا چهرهای شناختهشده بود در 81 سالگی درگذشت. بدیعی که برنده جایزه انجمن کارگردانان آمریکا بود، 20 مرداد در خانهاش در لسآنجلس بر اثر کهولت سن درگذشت. او فعالیت خود در سینمای آمریکا را با فیلمبرداری آغاز کرد. او کار خود را از نیویورک شروع کرد و بعد به کانزاسسیتی رفت و بعد هم از لسآنجلس سردرآورد. بدیعی با کارگردانهای مشهوری چون رابرت آلتمن و سام پکینپا همکاری کرد و دوست صمیمی آلتمن بود. این کارگردان از سال 1963 بیش از 430 اپیزود از سریالهای مختلف و فیلم سینمایی را کارگردانی کرد. بدیعی در اواخر دهه 1960 به یکی از کارگردانهای همیشگی سریالهای تلویزیونی تبدیل شده بود. کارگردانی قسمتهایی از سریالهای «زرنگ باش»، «برنامه دوریس دی»، «ماموریت: غیرممکن» (پخش شده در ایران با نام «بالاتر از خطر»)، «مرد شش میلیون دلاری»، «منیکس»، «بارتا»، «تاج شاهین»، «جک و مرد چاق»، «در گرمای شب»، «سفر ستارهای: فضای عمیق شماره 9» و «گشت ساحلی» از جمله فعالیتهای او بود. بدیعی که به «پدرخوانده تلویزیون آمریکا» شهرت داشت در گفتوگویی با «ایران تایمز» در سال 2009 گفته بود: «سریال «ماموریت:غیرممکن» زمانی ساخته شد که شیوه بصری ما تغییر کرده بود. از فوکوسهای عجیب و نماهای بسیار بسته برای القای حس و فکر و نمایش رفتارهای شخصیت استفاده میکردیم. از طرفی زمان شکوفایی استفاده از جلوههای ویژه بود، پس فرصت این را داشتم که کارهایی انجام دهم که قبلا انجام نداده بودم، عالی بود. میگذاشتم تخیلم به هرکجا میخواهد بروم.» کارگردانی قسمتهایی از «زنی به نام نیکیتا» و «بافی، قاتل خونآشام» از آخرین فعالیتهای بدیعی در تلویزیون بود. بدیعی همچنین طراحی عنوانبندی سریالهایی چون «زرنگ باش»، «برنامه مری تایلر مور» و «هاوایی فایو-او» را برعهده داشت. گذشته از این بدیعی بیش از 60 فیلم مستند ساخته بود. او در سال 2006 فیلم «راه برگشت به خانه» را با بازی جولی هریس و روبی دی ساخت. او در آخرین فعالیت سینمایی خود مشاورفنی فیلم «بانوی گلهای سرخ» محصول 2008 به کارگردانی مجتبی میرطهماسب بود. بدیعی 17 آوریل 1930 در اراک به دنیا آمد و از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران فارغالتحصیل شد. او سال 1955 به دعوت دولت آمریکا به این کشور رفت و از دانشگاه سیراکیوز در رشته مطالعات صوتی-بصری فارغالتحصیل شد. سال 2010 به مناسبت 80 سالگی او تعدادی از بازیگران و عوامل فیلمهایش درسالن رویس دانشگاه کلمبیا برای او جشن تولد گرفتند. رضا بدیعی پدرخوانده جنیفر جیسن لی بازیگر معروف هالیوود بود.
علی حسین رجبی:ورزشکار پیوند کلیه که در رشتههای تیراندازی و تینس روی میز فعالیت میکرد، 15 مرداد دارفانی را وداع گفت.علی حسین رجبی که به عنوان مهمان راهی رقابتهای جهانی پیوند اعضا در سوئد شده بود، متاسفانه پس از بازگشت به کشور به علت عارضه ریوی در بیمارستان عرفان بستری و در گذشت.وی نخستین مدالآور ایران در مسابقات بیماریهای خاص جهان بود و انجمن بیماریهای خاص را بنیانگذاری کرد.
بابک معصومی:بازیکن سابق تیم ملی فوتسال ایران پس از یک دوره مبارزه با بیماری سرطان 19 مرداد درسن 39 سالگی درگذشت. معصومی که در 3 سال اخیر درگیر این بیماری مهلک بود، در سال های 1999، 2000، 2004 و 2007 با تیم ملی فوتسال قهرمان آسیا شد و در دو جام جهانی 2000 و 2004 نیز حضور یافت و 6 بار برای تیم ملی به میدان رفت. معصومی متولد 23 تیر 1351 بود و در تیم فوتبال فتح بازی می کرد. او سپس به فوتسال روی آورد و در تیم های فتح، پاس و تام ایران خودرو بازی کرد. معصومی در سال 88 مدتی را سرمربی تیم فوتسال پرسپولیس بود و چند هفته قبل از مرگ نیز به عنوان مدیر فنی و مسول تیم فوتسال استیل آذین انتخاب شده بود.
شهریور 90
حجتالاسلام حسین اسلامی:نماینده ساوه و زرندیه در مجلس 12 شهریور در سن ۴۵ سالگی بر اثر ایست قلبی در بیمارستان شهید چمران تهران درگذشت. حسین اسلامی در دورههای هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی حضور داشت. وی در دوره هشتم سخنگویی کمیسیون اصل نودم قانون اساسی را برعهده داشت.
حسین ضیایی:استاد مطالعات اسلامشناسی و ایرانشناسی در دانشگاه یو سی ال ای، 4 شهریور در ۶۷ سالگی در لسآنجلس در گذشت. او مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه یو سی ال ای بود و از سال ۱۹۸۸ در این دانشگاه تدریس میکرد. حسین ضیایی در سال ۱۹۶۷ در رشته ریاضی و فیزیک از دانشگاه ییل فارغالتحصیل شد و دکترای خود را در سال ۱۹۷۶ از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. او پیش از تدریس در دانشگاه یو سی ال ای، در دانشگاه های تهران، شریف، هاروارد، براوت و کارلج اوبرلین تدریس کرده بود. از او کتابها و مقالات متعددی در حوزه فلسفه اسلامی، به خصوص فلسفه اشراق و شهاب الدین سهروردی منتشر شده است. حسین ضیایی پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال ۸۸ در نامهای با عنوان "نامه سرگشاده به فرهیختگان ایران"، نسبت برخی مسائل انتقاد کرده بود.فلسفه ریاضیات، معرفت و اشراق در اندیشه سهروردی (به زبان انگلیسی) و ترجمه حکمتالاشراق و پرتونامه سهروردی به انگیسی از کتابهای اوست.
"ساره امامزاده": مادر شهیدان سید محمد، سید علی و سید محسن جهانآرا 19 شهریور به دلیل وخامت حال و شدت یافتن بیماری در بیمارستان خاتمالانبیاء در جوار رحمت حق آرام گرفت و مهمان محفل شهیدان شد."ساره امامزاده" مادر شهیدان جهانآرا که از بیماری آلزایمر رنح میبرد، در روزهای اخیر دچار مشکل قلبی و تنفسی نیز شده بود.
سید حسین الهامی:از روزنامه نگاران پیشکسوت و نخستین سردبیر اجرایی روزنامه ایران 14 شهریور ماه چهره در نقاب خاک کشید. الهامی یکی از چهره های شاخص مطبوعاتی در میان همکاران هم نسل خود است که طی سه نسل از خبرنگاری روزنامه ها تا سردبیری مجلات هفتگی تجارب ارزنده یی در این حرفه داشت.الهامی از جمله روزنامه نگارانی بود که تنها به شوق قلم زنی، وارد این حرفه شده بود و همیشه به جوانان توصیه می کرد: «با انتخاب این حرفه، قدم در وادی بلاخیز و پرمصائبی می گذاری که از پول و مقام خبری نیست، جز عشق به کار… مگر اینکه بخواهی راه ناصوابی در پیش بگیری».حسین الهامی به راستی شایسته و سزاوار لقب «استاد» بود، استاد در روزنامهنگاری، نویسندگی و حتی شاعری، اما کمتر کسی خبرداشت الهامی زیباترین غزلها و مثنویها را سروده، بدون آن که آنها را در جراید چاپ کند. یا اصولاً ادعای شاعری داشته باشد،به هر روی حسین الهامی استادی که هرگز دورهای در دانشکده روزنامهنگاری ندیده بود، اگر برای تدریس دعوت میشد، از بهترین استادهای روزنامه نگاری بود.الهامی گویی روزنامه نگار زاده شده و نگارش در رگ و خون او جاری بود، چنانکه در سن ۲۴ سالگی به سردبیری یکی از مجلات معروف آن روزگار سپید و سیاه برگزیده شد و در همان سن و سال از سردبیران موفق هفتهنامههای موجود به شمار میرفت.الهامی در دهه۵۰در روزنامه اطلاعات به کار مشغول شد و ابتدا دبیری سرویسهای اجتماعی و حوادث را عهدهدار گردید، سپس به سردبیری سرویس شب روزنامه اطلاعات گمارده شد. او در هر سرویسی مسئولیت به عهده میگرفت. برایش تفاوت نداشت، یعنی تسلط او چنان بود که کم نمیآورد، چه سرویس اجتماعی باشد، چه گزارش، چه حوادث و مهم تسلط او در این حرفه بود، حرفهای که باید عاشق آن بود تا موفق شد و الهامی به راستی از عاشقان راستین روزنامهنگاری بود.در سال ۱۳۷۳الهامی به روزنامه ایران رفت و سردبیری آن روزنامه را از بدو تأسیس عهدهدار شد و پس از چند سال ترجیح داد کنار بنشیند و کار نوشتن، ویراستاری، و انجام امور برخی از نشریات فصلی را در خانه انجام دهد.
محمد حسین آریا :پس از ۳ ماه بستری بودن در بیمارستان طالقانی صبح سه شنبه ۱۵ شهریور ماه در سن ۷۵ سالگی بدرود حیات گفت. محمدحسین آریا در سال ۱۳۱۵ در خرمآباد لرستان به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۴ وارد دبیرستان نظام تهران شد و دیپلم تجربی را با رتبهی اول دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۵ به دانشکدهی افسری نیروی زمینی وارد شد وکارشناسی رشتهی علوم نظامی را در سال ۱۳۳۸ به پایان رساند.آریا بیست و پنج سال در یگانهای مختلف نیروی زمینی خدمت کرد و در این دوره برای کاملکردن تحصیلات نظامی چهار بار به نهادهای آموزشی در ایالات متحدهی امریکا فرستاده شد. پس ازگذراندن دورهی تکمیلی مقدماتی(دورهی عالی ارونانس)، دورهی دانشکدهی فرماندهی و ستاد و سرانجام مدیریت آموزشی، به آموزش دانشجویان دانشکدهی ارونانس تبریز و دانشکدهی فرماندهی و ستاد در تهران پرداخت و درجهی استادی ممتاز و نشان علمی دریافت کرد.آریا در دوران خدمت خود در ارتش آییننامههای مختلفی از جمله تعمییر و نگهداری توپ ۱۵۵ میلیمتری هدتیزر، موشکانداز آر.پی.جی. و آمادگاه تدرکاتی را ترجمه و یک جلد آییننامه با عنوان شناسایی و نگهداری مهمات روسی و امریکایی تالیف کرد. سرانجام با درجهی سرهنگی از ارتش بازنشسته شد و از آن زمان به ترجمهی آثار فرهنگی از زبان انگلیسی به فارسی پرداخت.تا کنون نزدیک ۳۰ اثر از برگردانهای محمدحسین آریا به فارسی انتشار یافته که تمدنهای عالم، تمدن مغربزمین و گزیدهی آثار توینبی از شناختهشدهترین آنهاست. آریا اثری به نام لرستان در سفرنامهی سیاحان نیز تالیف کرده که انتشارات فکر روز آن را منتشر کرده است.
ساحره متين:بازيگر قديمي سينما و تلويزيون 20 شهریور ماه در سن 76 سالگي درگذشت. ساحره متين كه نام اصلياش شمسي علي بابايي بود كار خود را در سينما با بازي در فيلم «مسافران» به كارگرداني بهرام بيضايي آغاز كرد. فيلمهاي بلند «مسافران» (1370)، «آبادانيها» (1371)، «بلنديهاي صفر» (1372)، «ليلي با من است» (1374)، «بوي پيراهن يوسف» (1374)، «مهر مادري» (1376) و «آژانس شيشهاي» (1376) از فيلمهايي هستند كه مرحوم ساحره متين در آنها بازي كرده است. همچنين بازي در سريال به يادماندني «مدرسه مادر بزرگها» از جمله كارهاي تلويزيوني وي بوده است.