و رفتم و رفتم، نه به جائي، که نمي دانستم به کجا؟

رفتم و رفتم تا اينجا نباشم که هرگاه مي بينم طلوع امروز

را در همان جايي هستم که ديروز نيز بودم

از زبوني و بيهودگي خويش بيزار مي شوم.

دكتر على‏ شریعتى